المبسوط في فقه الإمامية

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
المبسوط فی فقه الامامیه
NUR03595J1.jpg
پدیدآوران

طوسی، محمد بن حسن (نويسنده)

کشفی، محمدتقی (حاشيه نويس)

بهبودی، محمدباقر (محقق)
ناشر مکتبة المرتضوية
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1387 ق
چاپ 3
موضوع فقه جعفری - قرن 5ق.
زبان عربی
تعداد جلد 8
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏181‎‏/‎‏6‎‏ ‎‏/‎‏ط‎‏9‎‏م‎‏2
نورلایب مشاهده

المبسوط في فقه الإمامية تألیف ابوجعفر محمد بن حسن بن على بن حسن طوسى، معروف به شيخ الطائفة، شيخ طوسى (م 460 ق).


رشد فقه

در ابتداى شكل‌گيرى فقه شيعه، كتب فقهى عبارت از يك سلسله روايات و احاديث اهل‌بيت عليهم‌السلام در مورد احكام حلال و حرام و معاملات و غير آن مثل اخلاق، معارف و عقايد بود كه طى سه قرن در كتاب‌هايى بنام اصل، جامع، نوادر، مسائل و امثال آن بطور منظم يا نامنظم، برخى مفصّل و برخى مختصر به همت محدثان و فقهاى مذهب كه عده‌اى از آنان ياران نزدیک ائمۀ معصومين عليهم‌السلام بودند فراهم شده بود. اين روايات كه با سلسله سند به ائمۀ اطهار عليهم‌السلام اسناد داده مى‌شدند در آن زمان فقه اماميّه را تشكيل مى‌دادند.

پس از سه قرن بتدريج شيوۀ جديدى آغاز گرديد كه در آن فقها، مباحث فقهى را از قالب روايات و احاديث همراه با ذكر سند خارج نموده و استنباط خود را از آن روايات در هر مسأله، بصورت فتوى به رشتۀ تحرير درآوردند.

اولين كسى كه اين روش را، كه فقه منصوص يا اصول متلقاة مى‌نامند، انتخاب كرد، على بن حسين بن بابويه «قده» (م 329 ق) پدر شيخ صدوق بود و پس از وى شيخ كلينى«قده» (م 328 ق) اين روش را ادامه داد.

در كنار اين سبک بتدريج سبک ديگرى در اوائل قرن چهارم با استفاده از عمومات، اطلاقات و نظائر آن به وسيلۀ سيد‌‎حسن بن على بن ابى عقيل، معاصر شيخ كلينى(م 328 ق)، با تأليف كتاب «المستمسك بحبل آل الرسول» ابداع شد كه بعدها به وسيلۀ محمد بن احمد بن جنيد، ابوعلى كاتب اسكافى صاحب كتاب «تهذيب الشيعة لأحكام الشريعة» و سپس شيخ مفيد، محمد بن نعمان (م 413 ق) و سيد‌‎مرتضى، على بن حسين (م 436 ق) صاحب كتاب «الإنتصار، وسائل الناصريات» ادامه يافت، تا اين كه در اوائل قرن پنجم نوبت به شيخ الطائفة و يگانۀ دوران، شيخ طوسى «قده» رسيد.

وى كه در سبک ‌هاى مختلف فقهى مثل «فقه منصوص» كتاب النهاية، «فقه مقارنه‌اى» كتاب الخلاف، «فقه موجز و خلاصه» كتاب الجمل و العقود، را تأليف نموده بود، در ادامۀ راه فقهاى بزرگ قبل از خود با تأليف كتاب بى‌نظير «المبسوط» فقه استدلالى را وارد مرحلۀ جديدى از رشد خود نمود.

فقه استدلالى

فقه مستنبط يا استدلالى، فقهى است كه بر اساس قواعد كلى و نصوص عام كتاب و سنت و ادلۀ عقليه در مورد فروع مستحدثه و مسائل روزمره كه در نصوص مطرح نشده و تا آن هنگام صورت وقوع بخود نگرفته اظهار نظر نموده و بدون استفاده از قياس كليۀ نيازمندى‌ها و مسائل را بر اساس قواعد مذكور و نصوص پاسخ مى‌دهد.

شايد تعبير كامل‌تر از سبک فقهى كتاب المبسوط، فقه استدلالى مقارنه‌اى باشد زيرا مؤلف در سراسر كتاب به بررسى و طرح نظريات علماى عامه پرداخته و فقط سلسله سند آنان را ذكر نكرده است.

وى در خطبۀ كتاب مى‌نويسد: و لا أذكر أسماء المخالفين في المسألة لئلا يطول به الكتاب و قد ذكرت ذلك في مسائل الخلاف مستوفا.

اهميت و ارزش

كتاب «المبسوط» يكى از بزرگترين و مهم‌ترين آثار فقهى قدماء و از مشهورترين آثار بجاى مانده از شيخ طوسى «قده» است كه همواره در طول تاريخ فقه مورد توجه و استفادۀ فقهاى عظام واقع شده و در كتب استدلالى مفصل از آن نقل قول شده و به آن استناد نموده‌اند.

مؤلف در خطبۀ كتاب دربارۀ اهميت و ارزش كتاب مى‌نويسد:

هذا الكتاب إذا سهل الله تعالى إتمامه يكون كتابا لا نظير له في كتب أصحابنا و لا في كتاب المخالفين لأنّي إلى الآن ما عرفت لأحد من الفقهاء كتابا واحدا يشتمل على الأصول و الفروع مستوفيا بمذهبنا.

علت تأليف

از آنجايى كه بعضى از فرق اسلامى به علت ناآشنايى با فقه اماميّه، آن را به كمى تفريعات فقهى منتسب و آن را تحقير نموده و فقهاى شيعه را به علت نفى قياس و اجتهاد، اهل حاشيه و ناقض نظريات ساير مذاهب دانسته‌اند، شيخ طوسى «قده» تصميم به نوشتن كتاب «المبسوط» گرفته است.

او پس از كتاب «النهاية» كه الفاظ مسائل مطرح شده در آن بر اساس متن روايات و نصوص معتبر مى‌باشد، كتاب «الجمل و العقود» در عبادات را تأليف نموده كه به صورت مختصر و موجز مسائل فقهى را مطرح نموده است و در آن كتاب وعده داده است كه كتابى را كه فقط شامل فروعات فقهى است بنويسد تا در كنار كتاب النهاية تمام مباحث فقهى را در بربگيرد.

اما از آنجا كه اين كار را براى خوانندگان دشوار دانسته، زيرا كه فروعات فقهى فقط وقتى در كنار اصول فقهى باشند قابل فهم هستند از تصميمش صرف نظر نموده و تصميم به نوشتن كتاب المبسوط گرفته است.

امّا قبل از آن، كتاب الخلاف را بر اساس فقه مقارنه‌اى تأليف نموده و در آن به ذكر مفصل اسامى و ادلۀ فقهاى ساير مذاهب اسلامى پرداخته است.

نگارش كتاب «الخلاف» در محتواى كتاب «المبسوط» تأثير گذاشته و اين كتاب مجموعه‌اى از فقه منصوص، فقه مقارنه‌اى و فقه استدلالى يا تفريعى را در خود جاى داده است.

تأليف و چاپ

در كتاب «الاقتصاد و الهادي إلى طريق الرشاد» پس از پایان كتاب جهاد مى‌نويسد: و تفصيل ذلك بيناه في النهاية و المبسوط، بنابراین كتاب الاقتصاد پس از كتاب المبسوط تأليف شده است. (الذريعة/2 269).

اين كتاب براى اولين بار در سال 1270ق به خط محمد على خوانسارى چاپ شده است. (الذريعة/19 54 و مقدمه‌اى بر فقه شيعه، ص79).

چاپ اول كتاب موجود نيز در مقدمۀ ناشر، سال 1270 اعلام شده است كه اين چاپ، سنگى بوده است.

چاپ دوم آن در سال‌هاى 1387 و 1388ق و توسط چاپخانۀ حيدريّه در تهران بوده است (آخر ج 3، ص357، و اول ج 4).

ناشر اين كتاب المكتبة المرتضوية لإحياء آثار الجعفريّة بوده است. مصحح كتاب موجود، محمدباقربهبودى در آخرين كلماتى كه از وى در آخر جلد هشتم آمده است تاريخ ربيع الأول سال 1393 را ذكر نموده است. (جلد /8 312).

نسخه‌ها

در الذريعة به نسخه‌هاى بسيار قديمى اشاره نموده است كه يكى از آنان مربوط به سال 613ق بوده و ديگرى نسخۀ كتابخانۀ آستان قدس رضوى كه به خط شيخ رشد‌الدين ابوالحسن على بن حسين در سال 586ق نوشته شده است. (الذريعة/19 54 و 55).

در كتاب «مقدمه‌اى بر فقه شيعه» نيز به 11 نسخه اشاره نموده است كه دو نسخۀ قديمى آن عبارتند از:

- نسخۀ كتابخانۀ آیت‌الله نجفى مرعشى مربوط به سال 507 ق.

- نسخۀ كتابخانۀ ملك مربوط به سال 571ق با شمارۀ 1120. (مقدمه‌اى بر فقه شيعه، 79).

نسخه‌هاى معتبر

در مورد نسخ مورد استفاده در چاپ كتاب موجود در ابتدا و انتهاى كتاب به نسخه‌هاى متفاوتى اشاره شده است.

در ابتداى جلد اوّل به سه نسخه اشاره شده كه در تصحيح كتاب از آنها استفاده شده عبارتند از:

  1. نسخۀ با ارزش كتابخانۀ آیت‌الله مرعشى نجفى كه از ابتداى كتاب طهارت تا آخر كتاب بيع است.
  2. دو نسخه از اول كتاب طهارت تا آخر كتاب جهاد، در كتابخانۀ سيد‌‎مهدى حسينى لاجوردى.
  3. نسخۀ نفيس و كامل كتابخانۀ شيخ محمد قوانينى بروجردى كه به خط حسين بن محمد جعفر خوانسارى در سال 1230 نوشته شده است.

پس از پایان جلد اول ناشرين كتاب نسخۀ با ارزشى را به خط محمدحسن بن عبدالله كه در سال 1267ق تأليف شده است در كتابخانۀ استاد سيد‌‎محمد على قاضى طباطبايى تبريزى يافته‌اند و ميرزا احمد منزوى فرزند شيخ آقا بزرگ تهرانى «قده» آنها را به نسخه‌اى در كتابخانۀ آستان قدس رضوى راهنمايى كرده كه در سال 659ق نوشته شده است.

و امّا در آخر جلد هشتم در مورد نسخه‌هاى مورد استفاده، چهار نسخه معرفى شده كه عبارتند از:

  1. نسخۀ خطى كتابخانۀ شيخ محمد قوانينى بروجردى كه اصل و اساس در نگارش كتاب موجود مى‌باشد.
  2. نسخۀ خطى متعلّق به كتابخانۀ محمد على قاضى طباطبايى، به خط محمدحسن بن عبدالله كه در سال 1267ق نوشته شده است. در مورد اين كتاب آمده: راجعنا إليها أحيانا فإن النسخة مغشوشة مشوهّة إلى آخرها.
  3. نسخۀ خطى كتابخانۀ شيخ ميرزا محسن كوچه‌باغى تبريزى كه ناقص مى‌باشد.
  4. نسخۀ خطى از كتاب صيد و ذبائح تا آخر كتاب كه در تصحيح جلد 7 و 8 از آن استفاده شده است.

تنظيم مطالب

شيخ طوسى «قده» مطالب كتاب را به 7 قسمت تقسيم نموده است. در الذريعة به قسمت ششم و هفتم اشاره نموده است. (الذريعة/19 54).

در ابتداى جلد اوّل قسمت اول را از كتاب طهارت تا آخر كتاب ضحايا و عقيقه معين كرده است.

در پایان كتاب وديعه، آخر قسمت سوّم مشخص شده است. (ج /4 151).

و اما مباحث كتاب موجود در 8 مجلد تقسيم شده است.

جلد اول: كتاب‌هاى طهارت، صلاة، زكاة، صوم، اعتكاف، حج، ضحايا و عقيقه.

جلد دوم: كتاب‌هاى جهاد، جزايا و احكام آن، قسمت فىء و غنائم، بيوع سلم، رهن، مفلس، حجر، صلح، حواله، ضمان، شركت، وكالت.

جلد سوم: كتاب‌هاى اقرار، عاريه، غصب، شفقه، قراض و مضاربه، مساقاة، اجارات، مزارعه، احياء موات، وقوف و صدقات، هبات، لقطة.

جلد چهارم: كتاب‌هاى وصايا، فرائض و مواريث، وديعه، نكاح، صداق، قسم، خلع و مبارات.

جلد پنجم: كتاب‌هاى طلاق، رجعت، ايلاء، ظهار، لعان، عدد، رضاع.

جلد ششم: كتاب‌هاى نفقات، عتق، مكاتب، تدبير، امهات اولاد، نذور، صيد و ذبائح، اطعمه، سبق و رمايه.

جلد هفتم: كتاب‌هاى جراح (قصاص)، ديات، قسامه، كفارۀ قتل، قتال اهل ؟؟؟، مرتد.

جلد هشتم: كتاب‌هاى حدود، قطاع الطريق، اشربه، اهل ردة، دفع عن النفس، وصول البهمة و الفحل، آداب قضاء، شهادات، دعاوى و بينات.

ويژگى‌ها

كتاب المبسوط كه نهايى‌ترين نظريات شيخ طوسى «قده» مى‌باشد مجموعه‌اى گران‌بها از نظريات فقهاى زمان وى و ابداعات او مى‌باشد.

در خطبۀ كتاب اين گونه آمده است: اين كتاب در برگيرندۀ سى (يا هشتاد) كتاب فقهى اهل تشيع است كه خلاصۀ آن مباحث گردآورى شده، با اين تفاوت كه فقط مباحث فقهى را در برداشته و ادعيه و آداب آن ذكر نشده است.

علاوه بر نظريات علماى اهل تشيع نظريات ساير مذاهب را نيز بدون ذكر اسامى آنان ذكر شده است و در نهايت آنچه اقتضاء مذهب شيعه است بيان شده است.

فروعاتى را كه واضح بوده‌اند فقط به بيان فتواى آن پرداخته‌اند اما فروعات مشكل و يا نامأنوس را با ذكر دليل بيان نموده‌اند. در صورت ترجيح نظريه‌اى، با ذكر دليل، قول قوى را انتخاب نموده و در صورت نبودن مرجح توقف نموده و حكم به تخيير كرده‌اند.

هدف مؤلف از بيان دلائل و فتاوا، آموزش اجتهاد و دور كردن خوانندگان از تقليد صرف مى‌باشد.

وى در خطبۀ كتاب مى‌نويسد: و إن كانت المسألة أو الفروع غريبا أو مشكلا أومي إلى تعليلها و وجّه دليلها ليكون الناظر فيها غير مقلّد و لا مبحث.

در مواردى كه مؤلف ادعيه و آداب عبادات را حذف نموده است به كتاب مصباح المهتجد خود، ارجاع داده است: فأما الأدعيّة في ذلك كثيرة و أفضلها ما يصدر عن صدق النيّة و خالص الطويلة و قد استوفينا ذلك في مصباح المهتجد و لا تطول بذكره هنا. (ج /1 117).

مؤلف بعضى از مباحث كتاب را به النهاية و الخلاف ارجاع داده است. به عنوان نمونه در بحث حكم اراضى زكاة: الأرضون على أربعة أقسام حسب ما ذكروه في النهاية.

در كتاب العدد: و قال آخرون لا يحيض، و اختلف المخالف مثل ذلك ذكرناها في الخلاف.

در كتاب ديات: و فيه خلاف كثير ذكرناها في الخلاف. (ج /1 234، ج /5 240، ج /7 148).

در طرح فروعات فقهى مؤلف به ذكر فروعات و در كنار آن اقوال و نظريات فقها با عبارت أصحابنا، أكثر أصحابنا، أكثر أصحابنا المحصلين، پرداخته است (ج /3 107، 113)، اما از ذكر روايات و مباحث استدلالى و نظائر آن كمتر مطلبى ديده مى‌شود.

از طرف ديگر مؤلف بيشتر به روايات پيامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله استدلال نموده و كمتر به روايات ائمۀ معصومين عليهم‌السلام استناد نموده است.

تعابير اجماع در المبسوط نظير الانتصار سيد‌‎مرتضى «قده» (م 436 ق) متفاوت بوده و به صور مختلف مثل «إجماع الأمّة»، «إجماع الفرقة بل إجماع المسلمين»، «إجماع الفرقة المحقّة» بيان شده است.

در بيان مطالب كتاب، وى ابتدا فهرست مطالب را ذكر نموده و سپس به تفصيل آن مى‌پردازد.

و نذكر في كل فصل ما يليق و لا نترك شيئا قبل، و لا يمكن أن يقال إلاّ و اذكره إلاّ ما لعلّه يشذ منه من النادر اليسير و التافة الحقير. (ج /1 4).

در بسيارى از موارد مؤلف به ذكر نظريات فقهاى عامّه مى‌پردازد و آنها را بررسى و نقد مى‌كند.

در كتاب الفرائض و المواريث مى‌نويسد: قد ذكرنا جملة يشرف بها على جميع المذاهب، و نحن الآن نذكر باقي الكتاب حسب ما ذكره المخالفون من المسائل و إن كانت غير متناسبة لنستوفي جميع المسائل و نذكر مذهبنا فيه إن شاء الله تعالى.

در كتاب ميراث: و نسوق الآن ترتيب الفقهاء كما فعلته في العصبة. (ج /4 80 و 81، 88، 109).

موارد نادر

نام علمايى كه در كتاب مطلبى از آنان نقل شده كمتر تصريح شده است و فقط در يك مورد در كتاب اقرار به نام قاضى بن براج «قده» صاحب المهذب تصريح شده است: فهذه مسائل ذكرها ابن البراج في الأصول. (ج /3 59).

مؤلف در مباحث كتاب كمتر به ادلۀ عقليه استدلال نموده است و فقط در كتاب غصب به اين مسأله تصريح نموده است: تحريم الغصب معلوم بالأدلّة العقليّة و بالكتاب و السنّة و الإجماع. (ج /2 64).

نقاط ضعف

از نقاط ضعف كتاب اين كه گاهى بعضى مطالب را بسيار مختصر بيان نموده مثلاًدر كتاب الإجارات: و يدل عليه القرآن و السنّة، قد ذكرناه في الخلاف. (ج /3 221، 318، 106).

گفتار بزرگان

معالم الأصول: المبسوط ثمانية أجزاء حسن. (معالم العلماء، 114).

روضات الجنات: أمّا الفقه فهو خريت هذه الصناعة و الملقى إليه زمام الانقياد و الطاعة و كل من تأخّر عنه من الفقهاء الأعيان فقد تفقه على كتبه و استفاد منها نهاية أربه و منتهى طلبه و له في هذا العلم كتاب «المبسوط» الذي وسع فيه التفاريع و أورع فيه دقائق الأنظار. (روضات الجنات /6 221).

و در جاى ديگر: ففي المبسوط و الخلاف مجتهد صرف و أصولي بحث، بل ربما سلك مسلك العمل بالقياس و الاستحسان في كثير من مسائلها. (روضات الجنات /6 217، الكنى و الألقاب /2 395، فوائد رضويه 470).

و در جاى ديگر: و أول مصنفات الشيخ في الفقه كتاب «النهاية» و آخرها «المبسوط» كما يظهر من كلامه في خطبة هذا الكتاب... و كتاب «المبسوط» كتاب جليل عظيم الفقع و هو كما قال مصنّفه فيه و في «الفهرست» إنّه كتاب لم يصنف مثله و لا نظير له في كتب الأصحاب و لا في كتاب المخالفين. (روضات الجنات ج /6 222، 223).

ريحانة الأدب: المبسوط در فقه، كه در رشتۀ خود بى‌نظير است و در تهران چاپ شده است. (ريحانة الأدب /3 327).

الذريعة: و هو من أجل كتب الفقه مشتمل على جميع أبوابه في نحو سبعين كتابا. (الذريعة/19 54).

بحار الأنوار: المبسوط، قد أكثر فيه الفروع الفقهية و فيه من دقائق الأفكار ما لم يحوه غيره. (بحار الأنوار /1 61).

منابع مقاله

- الذريعة/19 54 و 55

- أعيان الشيعة /9 159 - 167

- معالم العلماء 114

- روضات الجنات /6 216

- ريحانة الأدب /2 399 تا 401، /3 325

- الكنى و الألقاب /2 357، 395، 396

- لؤلؤ البحرين 252 - 254

- فوائد رضويه 470

- قصص العلماء 312

- معجم مؤلفي الشيعة 263

- طبقات أعلام الشيعة /2 161، 162 قرن پنجم

- بحار الأنوار /1 61