ايثار الحق علی الخلق في رد الخلافات الی المذاهب الحق من أصول التوحيد

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏ايثار الحق علی الخلق في رد الخلافات الی المذاهب الحق من أصول التوحيد
NUR53287J1.jpg
پدیدآوران ابن وزير، محمد بن مرتضي (نويسنده)
ناشر دار الکتب العلمية
مکان نشر لبنان - بيروت
سال نشر مجلد1: 1987م , 1407ق,
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
نورلایب مشاهده

ايثار الحق علی الخلق في رد الخلافات الی المذاهب الحق من أصول التوحيد، تألیف ابوعبدالله محمد بن مرتضی یمانی (متوفی 840ق)، مشهور به ابن وزیر؛ نواده قاسم بن ابراهیم رسی (متوفی 246ق)؛ و از دانشمندان زیدی یمن است. ایشان در این اثر کلامی به طرح مباحث و دیدگاه‌های خویش پرداخته است.

ساختار

کتاب با مقدمه مختصری از ناشر و شرح‌حال مؤلف آغاز شده است. ایثار الحق مشتمل بر مقدمه‌ای مفصل از نویسنده و نص اثر است که اگرچه تبویب و فصل‌بندی دقیقی ندارد؛ اما دو قسم در آن مشاهده می‌شود که در ضمن مباحث، اقوال و فصل‌های متعددی ارائه شده است.

گزارش محتوا

پس از مقدمه ناشر، شرح‌حال مختصری از مؤلف و فهرستی از آثارش ذکر شده است[۱]‏.

مقدمه نویسنده تا صفحه چهلم کتاب را پوشش داده و با یک خاتمه به انتها رسیده است. در این مقدمه پس از خطبه کتاب و صلوات بر محمد(ص) و آل طاهرینش به اختلافات بین امت اسلامی اشاره شده: «اما بعد من در شدت اختلاف و اختلاف عقلا و هوشمندان و راهبان و پیروان سایر ادیان اندیشه کردم. سپس به آنچه بین عالمان و عابدان و مفسران و فقهای مسلمان اندیشیدم پس اختلاف زیاد، ستیز زشت و فاصله فراوانی مشاهده کردم...» و برای رفع این اختلافات دست‌به‌قلم شده و این اثر را نوشتم[۲]‏.

پس از ذکر چند روایت، عبارتی را از کتاب «المقالات» ابوالقاسم بلخی (متوفی 319ق) که از متکلمان مشهور معتزله بغداد و مؤسس فرقه کعبیه است نقل می‌کند و پس‌ازآن اشعاری نیز از ابن ابی‌الحدید معتزلی می‌آورد. سپس ابیاتی از فخر رازی که در کلام بر مذهب اشعری بود و اشعاری نیز از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (متوفی ۵۴۸ق) صاحب نهایة الأقدام فی علم الکلام متذکر می‌شود. این سخنان را از نظرات سلاطین پیشوایان معارف عقلی در فرق اسلامی دانسته و وعده به بسط مباحث در جای خود داده است[۳]‏.

در بخشی از مقدمه کتاب از سلمان فارسی (متوفی 36ق) و زید بن عمرو بن نفیل (متوفی قبل از بعثت) به‌عنوان مقتدای طالبان حقیقت و بزرگ‌ترین اسوه و الگو یاد شده چراکه در راه وصول به حقیقت بسیار تلاش و کوشش کردند[۴]‏.

ظاهراً ابن وزیر در این اثر از کتابی با عنوان «المجتبی» در موضوع اصول دین و فقه نوشته نجم‌الدین مختار بن محمود زاهدی غرمینی -که از مکتب ابوالحسین بصری (متوفی 436ق) پیروی می‌کرده- استفاده کرده است. کتاب مذکور باقی نمانده است[۵]‏. شوکانی در باب اسلوب و جملات ابن وزیر می‌نویسد: روش نوشتاری او شبیه کلام ابن حزم و ابن تیمیه است[۶]‏.

او در اولین فصل پس از مقدمه کتاب به توصیف فضیلت علم و دانش پرداخته و بیش از چهل آیه از کتاب الهی را در این رابطه شاهد آورده و البته متذکر شده که منظور از علم در تمام آیات علم نافع است نه غیر آن[۷]‏.

اثبات علوم، اثبات طرق الی الله و بیان عظمت آن، اثبات توحید و نبوات و احتراز از بدعت‌های اهل اسلام از جمله عناوین دیگر ابواب قسم اول است[۸]‏.

ابن وزیر دو موضوع را سبب خفای حق و حقیقت دانسته است: «دو موضوع وجود دارد که به غموض و مخفی بودن حق افزوده است؛ یکی از آن دو، ترس عارفان به حق -که اندک هم هستند- از علمای بد، حاکمان ظالم و مردم شرور است. علی‌رغم این‌که تقیه در این حالت، بر اساس نص قرآن و اجماع مسلمانان مجاز است، اما همواره ترس، مانع اظهار حق و حقیقت شده و صاحب حق همواره دشمن اکثریت مردم بوده است. از ابوهریره حدیث صحیحی نقل شده که گفت: دو ظرف (کنایه از تعداد زیاد) از احادیث رسول‌الله پر نموده و حفظ کردم، یکی ‌‌از آن دو را بین مردم ترویج کردم و اما آن دیگری را اگر برای مردم بازگو کنم حنجره‌ام دریده خواهد شد!» [۹]‏.

در فصلی از مباحث این قسم، مراتب مفسرین به هفت مرتبه تقسیم و از اهل‌بیت(ع) با عنوان «اهل‌بیت النبوه و معدن الرسالة» در سومین مرتبه یاد کرده است[۱۰]‏.

ابن وزیر، در قسمت دوم کتاب به مسائل اختلافی بین فرق اسلامی پرداخته است و به تعبیر خود آن را در دو مهم مطرح کرده است: مهم اول: مقام معرفت کمال رب کریم و صفات الهی و اسماء حسنی؛ و مهم دوم: کلام در حکمت الهی و مشیت و محبت و افعال عباد. شرح و توضیح اسماءالحسنی از جمله مباحث این قسم است که با ذکر بیش از یک‌صد و پنجاه اسم جلاله ادامه یافته است[۱۱]‏.

ابن وزیر با نقد متکلمان و اعتقاد به اینکه بسیاری از امور دینی، مسائل فطری بوده و احتیاج به استدلالات دقیق متکلمانه ندارد، به تعریف محدثان پرداخته و از اینکه در زیدیه کتب حدیثی کم است گلایه کرده و زیدیه را به مراجعه به احادیث اهل سنت فرامی‌خواند[۱۲]‏. وی در بخشی از کتاب به بیست‌وچند حدیث از منابع اهل سنت اشاره کرده و مراجعه به این احادیث را از تغییر فطری که خداوند بشر را بر طبق آن خلق کرده ترجیح داده است[۱۳]‏.

اثبات حکمت الهی، تشریح مسئله اراده الهی در نه بحث و مسئله افعال از مهم‌ترین مباحث این بخش از کتاب است. نویسنده با تقسیم افعال به دو قسم جلی و خفی، در قسم خفی چهارده قول مطرح کرده و هر یک را به‌اختصار توضیح داده است: هشت قول مربوط به معتزله، چهار قول مربوط به اهل سنت، چهار قول از اشعریه و دو قول مربوط به جبریه [۱۴]‏.

نویسنده در یکی از فقرات کتاب، امام علی(ع) را «سید مسلمین و امام متقین» نامیده چراکه خوارج را تکفیر نکرد؛ با آن‌که آن‌ها نسبت به حضرت بغض داشته و آنحضرت را تکفیر کردند[۱۵]‏.

در خاتمه این قسم نیز بر ورود نصوص متواتر بر محبت خدا و رسول و قربای آنحضرت تأکید کرده است. او آیه تطهیر را از مختصات اهل‌بیت رسول‌الله(ص) دانسته است[۱۶]‏. همچنین محبت مؤمنین نسبت به علما و گوش دادن به نصایح آن‌ها و اکرام ایشان را لازم دانسته است[۱۷]‏.

کتاب با استدراکی بر ترجمه نویسنده و با این عبارت به انتها رسیده است: یکی از علمای دمشق در این عصر درباره همین کتاب «ایثار الحق» می‌نویسد: نمی‌توان با هیچ عبارتی این کتاب را توصیف کرد و تنها به‌اجمال می‌توان گفت که کتابی به رفعت آن نسخه‌برداری نشده و هیچ متکلمی مانند آن ننوشته است. این سخن من تیر به تاریکی نیست و آنچه آشکار است بزرگ‌ترین شاهد است. نویسنده این کتاب آن را به‌قصد رفع اختلاف بین فرق امت اسلامی نوشته است. برای این نویسنده آثار دیگری نیز وجود دارد که در این کتاب از آن‌ها استفاده کرده و مهم‌ترین آن‌ها «العواصم و القواصم» است و همه این‌ها دلالت بر آن دارد که او از ارباب اجتهاد مطلق و شایسته آن است[۱۸]‏.

وضعیت کتاب

فهرست مطالب در انتهای کتاب ذکر شده است. معرفی اعلام، ذکر معانی لغات و آدرس آیات در پاورقی‌های کتاب ذکر شده است.

پانویس

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن کتاب.
  2. سبحانی، جعفر، فقیهی، حامد، «از نگاهی دیگر: پدیده تکفیر در پرتو قرآن و حدیث»، پایگاه مجلات تخصصی نور: فصلنامه میقات حج، زمستان 1392، شماره 86، صفحات 119 تا 145.
  3. رحمتی، محمدکاظم، «المعتمد فی اصول الدین»، پایگاه مجلات تخصصی نور: کتاب ماه دین، فروردین 1387، شماره 126، صفحات 20 تا 28.
  4. زارعی، سعدالله، «تشیع و تسنن در زیدیه»، مطالعات راهبردی جهان اسلام، تابستان 1393، شماره 58، صفحه 5 تا 32.

وابسته‌ها