تاریخ سری مغولان: «یوان چائوپی شه»

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
تاریخ سری مغولان: «یوان چائوپی شه»
NUR11212J1.jpg
پدیدآوران

پلیو، پل (مترجم)

مؤلف ناشناخته (قرن 8 ق) (نويسنده)

بیانی‌، شیرین‌ (اسلامی‌ ندوشن‌) (مترجم)
عنوان‌های دیگر «یوان چائوپی شه»
ناشر دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1383 ش
چاپ 2
شابک964-03-4799-x
موضوع

ایران - تاریخ - مغولان و ایلخانان، 616 - 756ق.

مغولان - تاریخ
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏DSR‎‏ ‎‏952‎‏ ‎‏/‎‏پ‎‏8‎‏ت‎‏2
نورلایب مشاهده

تاريخ سرى مغولان، اثر يوان چايوپى شه، ترجمه شيرين بيانى، از زبان فرانسه به فارسی است كه پيرامون مغول نوشته شده است.

كتاب حاضر، از جهت اين كه اوّلين منبع دست اوّل و اساسى در مطالعات مغول‌شناسى مى‌باشد، از اهميّت ويژه‌اى برخوردار است؛ و مى‌تواند گوشه‌هاى بسيارى از چگونگى تكوين و تشكيل حكومت مغول و زندگى تموچين، چنگيز را روشن سازد؛ و به همين دليل است كه بعدها خود منبعى دست اوّل براى تاريخ‌نويسان معتبر اين عهد، چون عطا ملك جوينى، براى تدوين «تاريخ جهانگشاى» و رشيدالدّين فضل‌اللّه، براى تدوين «جامع‌التّواريخ» گرديد.

ساختار

كتاب حاضر، داراى سه مقدمه از مترجم، پل پليو، و چاپ دوم مى‌باشد. به علاوه شامل شش فصل به همراه يك پيش‌گفتار مى‌باشد.

گزارش محتوا

هيچ يك از اسناد، از نظر غناى فرهنگ لغات و موضوع، به اين اثر، نمى‌رسد. آوانويسى چينى برحسب قواعد ثابتى انجام گرديده و لغاتى كه به كار رفته، ارزش و استحكامى فراوان دارد كه حتى خط مغولى امروزى از آن بى‌بهره است. پس مى‌توان گفت از لحاظ مختلف، ما زبان مغولى «تاريخ سرّى مغولان» را با آوانويسى چينى، بهتر از يك تاريخ سرّى، به زبان مغولى، مى‌توانيم مطالعه كنيم. به همين دليل است كه از متن مغولى، نه به خط مغولى، بلكه از روى حروف چينى، استفاده كرده‌ام.

«تاريخ سرّى مغولان»، داراى قطعات شعر حماسى ملى است، كه در كتاب‌هاى تاريخى قرن هفدهم ميلادى، به جز يك متن ناقص و مغشوش، چيزى از آن نمى‌توان يافت.

از مطالب كتاب چنين برمى‌آيد كه مؤلف ناشناخته آن، همواره در كنار تموچين، چنگيز بعدى قرار داشته و مى‌بايست از ياران و دوستان وفادار و كارساز وى بوده باشد.

ايران طى تاريخ خود، سه يا چهار حادثه خطير و مصيبت‌بار را پشت‌سر گذاشته، كه يكى از آن‌ها حمله مغول و سپس دوران حكومت اين قوم بر ايران است كه بر سراسر زندگى مادى و معنوى آن از جهات مختلف سايه افكنده و فصلى جديد در تاريخ اين سرزمين گشوده، كه آثار آن تا قرن‌هاى متمادى، همچنان مشهود و نمودار است.

بدين ترتيب دوره مغول، يكى از مهم‌ترين بخش‌هاى مطالعات تاريخ ايران را تشكيل مى‌دهد، كه از جهات مختلف مادى و معنوى، شايان توجه و دقت است. البته تا به امروز قسمت‌هاى مختلف اين دوره، مورد بررسى و تحقيق دانشمندان خارجى و ايرانى قرار گرفته و از جهات مختلف و با سليقه‌هاى گوناگون، فصولى از آن گردآورى و مدون شده است؛ ولى هنوز بسيار است، گفتنى‌هايى كه ناگفته مانده و دانستنى‌هايى كه از پس پرده ابهام بيرون نيامده است.

خوشبختانه تقريبا هيچ دوره‌اى از تاريخ، از لحاظ غناى متون و منابع، به اين دوره نمى‌رسد، ازاين‌رو محققان و پژوهندگان اين راه، چراغ روشنى فرا راه خود دارند. يكى از اين متون تراز اول و بسيار مهم، «تاريخ سرّى مغولان» يا «يوان چائوپى شه» است، كه مسلما بدون در دست داشتن آن، مطالعات مغولى ناقص خواهد بود. اين كتاب كه كمى پس از مرگ چنگيز و به هنگام جوانه زدن حكومت مغول تدوين گشته، نه تنها از لحاظ تاريخى، بلكه از نظر اجتماعى و ادبى نيز بسيار مهم و باارزش است.

اهميت آن از لحاظ سياسى به اين علت است كه چگونگى تشكيل ايلات، به هم پيوستگى آن‌ها، تشكيل حكومت مغول توسط چنگيزخان و بسط و گسترش و خلاصه تبديل شدن آن به حكومت جهانى، با دقت و با تمام جزييات، مورد بررسى قرار گرفته است.

چنانچه گفته شد، اهميت اجتماعى آن نيز كمتر از ارزش سياسى‌اش نيست؛ زيرا چگونگى زندگى ايلى از جنبه‌هاى مختلف مادى و معنوى، آداب و رسوم، مذهب، پيوندهاى خانوادگى، نفرت‌ها و انتقام‌ها و سپس اقتصاد صحرانشينى با جزييات آن شرح داده مى‌شود. اسامى ايلات و قهرمانان و رؤسا، و اسامى جغرافيايى، با دقت ذكر مى‌گردد؛ به قسمى كه خواننده با قهرمانان تاريخ قدم به قدم پيش مى‌رود و خود را در استپ شریک زندگى قبايل قرون وسطاى آسياى مركزى مى‌يابد.

اين كتاب كه قديمى‌ترين سند موجود در مورد چنگيزخان و فرزندان وى و چگونگى تأسيس حكومت مغول است، بى‌هيچ ترديدى مورد استفاده تاريخ‌نويسان بعدى قرار گرفته كه نمونه بارز آن خواجه رشيدالدين فضل‌الله همدانى صاحب «جامع‌التواريخ» مى‌باشد كه در اغلب موارد، مطالب آن را رونويس كرده است. از نام نويسنده بى‌خبريم؛ ولى او مى‌بايست از ياران نزدیک چنگيز بوده باشد.

ارزش ادبى اين اثر نيز بسيار است؛ زيرا خود اثرى حماسى است و مى‌توان آن را «حماسه تموچين» ناميد. چگونگى تولد وى، سپس پرورش و نوجوانى‌اش، قهرمانى‌ها، شكست‌ها و فتح‌ها و عشق‌هايش، حماسه‌وار، در اين اثر سروده شده‌اند. اغلب به قطعاتى برمى‌خوريم كه در منتهاى شدت جنگ و خونريزى و بى‌رحمى، ناگهان اثر حالتى بسيار شاعرانه مى‌يابد و از شب مهتاب و رسيدن عاشق به معشوق سخن به ميان مى‌آيد، و بار ديگر صبح ستيز آغاز مى‌گردد؛ و وصف آن‌ها همان‌گونه كه اتفاق افتاده، بى‌اندكى مبالغه و با صداقت كامل صورت مى‌گيرد. از شناخت «تاريخ سرّى مغولان» مدت زمان طولانى نمى‌گذرد.

اين ترجمه براى مطالعات مغول‌شناسى كه به قسمتى از تاريخ ما، پيوستگى يافته، كمك مؤثرى است. مسلما ترجمه چنين اثرى با روح حماسى و حالت شاعرانه‌اى كه دارد، بسيار دشوار است. سعى شده تا حد امكان، سبک و حالت اصلى در متن فارسی حفظ شود.

در خاتمه لازم است، توضيحاتى درباره بعضى موارد ترجمه داده شود:

در قسمت اصطلاحات مغولى، اغلب اين اصطلاحات در متن فرانسه ترجمه نشده، باقى مانده بود، و دليل آن مرگ زودرس پليو بود، كه در زيرنويس اغلب اين لغات با توضيح ترجمه شده است.

توضيح ديگر درباره بعضى زيرنويس‌ها در مورد آوانويسى از چينى به مغولى است، كه در ترجمه فرانسه آمده، ولى در ترجمه فارسی ذكر آن‌ها ضرورتى نداشته و حذف شده است.

«تاريخ سرّى» يا «يوان چائوپى شه، در نيمه دوم قرن چهاردهم ميلادى به چينى آوانويسى شده است. اين اقدام پيش از سال 1382 ميلادى و احتمالا كمى بعد از 1368؛ يعنى قبل از دوره‌اى عملى شده كه مجموعه‌اى به نام «يو آئى ئى يو» تدوين شده است. تصور مى‌شود اين متن بدين مناسبت به چينى آوانويسى شده بوده تا در دستگاه مترجمان و مفسران حكومتى، به منزله تمرين كار مورد استفاده قرار گيرد.

كتاب از دو متن تشكيل شده است: متن مغولى، كه به خط چينى آوانويسى شده و ترجمه آن نيز به چينى همراه با نوشته، سطر به سطر آمده است و يك ترجمه عاميانه، به زبان چينى كه با متن مغولى تفاوت‌هاى زيادى دارد و به نظر مى‌رسد كه از روى متن ديگرى ترجمه شده است. پل پليو، متن خود را از روى چندين نسخه خطى تدوين كرده، ولى متأسفانه ترجمه‌اش نيمه‌تمام مانده است. متون زير مورد استفاده وى قرار گرفته‌اند:

متنى كه در سال 1980 توسط يتو هوئى چاپ شده و متنى كه در لنينگراد نگهدارى مى‌شود و پزدنف آن را بار ديگر به مغولى ترجمه كرده و نقايص بسيار دارد.

پليو درصدد بود كه تفسير انتقادى نيز بر متن بيفزايد؛ ولى متأسفانه مطالعاتى را كه در اين باره انجام داده و يادداشت‌هايى كه برداشته، هيچ كدام يافت نشده است.

وضعيت كتاب

اين اثر امروزه جاى خود را در مطالعات مغولى كاملا باز كرده و قدرش بخوبى آشكار گرديده و به زبان‌هاى آلمانى، روسى، فرانسه، چينى، تركى و انگليسى ترجمه شده است.

پليو، دانشمند و مغول‌شناس معروف فرانسوى، با دقت خاص، نيمى از كتاب را به فرانسه ترجمه كرده است، و شيرين بيانى آن را از روى متن ترجمه فرانسه به فارسی برگردانده است.

فهرست مطالب كتاب در ابتداى آن و فهرست اشخاص، جاها، قبايل و ايلات و اصطلاحات مغولى در انتهاى كتاب قيد شده است.

منابع مقاله

متن و مقدمه كتاب