تجريد، شرح نمط هفتم از کتاب الاشارات و التنبيهات شیخ الرئیس ابن سینا

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
تجرید: شرح نمط هفتم از کتاب الاشارات و التنبیهات شیخ الرئیس ابن سینا
NUR13958J1.jpg
پدیدآوران

ابن‌سینا، حسین بن عبدالله (نويسنده)

بهشتی، احمد (محقق)
عنوان‌های دیگر

الاشارات و التنبیهات. برگزیده. شرح

التجرید: شرح النمط السابع لکتاب "الاشارات و التنبیهات" للشیخ الرئیس ابن سینا

شرح نمط هفتم از کتاب "الاشارات و التنبیهات" شیخ الرئیس ابن سینا
ناشر بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم)
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1386 ش
چاپ 2
شابک978-964-548-822-0
موضوع

ابن سینا، حسین بن عبدالله، 370 - 428ق. الاشارات و التنبیهات - نقد و تفسیر

اتحاد عاقل و معقول

خیر و شر (اسلام)

شناخت (فلسفه اسلامی)

نفس - تجرد
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BBR‎‏ ‎‏415‎‏ ‎‏/‎‏ب‎‏9‎‏ت‎‏3‎‏
نورلایب مشاهده

تجريد، نوشته آیت‌الله دكتر احمد بهشتى، ترجمه و شرح فارسی نمط هفتم از كتاب «الاشارات و التنبيهات» ابن سينا است. اين كتاب، بيان‌گر پاره‌اى از مسائل فلسفى در مورد نفس آدمى و علم واجب و كيفيت دخول شر در قضاى الهى مى‌باشد.

ساختار

نمط هفتم از كتاب «الاشارات و التنبيهات»، مشتمل بر چهار بخش به ترتيب، شش، شش، ده و پنج فصلى است.

كتاب «تجريد»، علاوه بر بخش‌ها و فصول ياد شده، در آغاز، داراى يك تمهيد است و در پايان هر فصل، چند پرسش تحت عنوان «خود را بيازماييد» در مورد محتواى آن فصل دارد.

در آغاز هر فصل، نخست، بخشى از عبارت كتاب «الاشارات و التنبيهات»، ذكر مى‌شود، سپس ترجمه آن، به‌صورت نيمه‌آزاد و روان آورده مى‌شود، آن‌گاه به شرح و تفسير آن پرداخته مى‌شود.

گزارش محتوا

براى آشنايى اجمالى با محتواى كتاب، چكيده‌اى از مطالب آن را همراه با پاره‌اى از تعبيرات و توضيحات مترجم ذكر مى‌كنيم: بخش نخست از كتاب، درباره تجرد و بقاى نفس آدمى است. در اين بخش، مسائلى همچون قوس نزول و صعود(براى مشخص كردن جايگاه نفس ناطقه كه پس از اجسام مركب جمادى و نباتى و حيوانى در قوس صعود قرار دارد، اين بحث، ضرورى است)، استدلال بر بقاى نفس پس از موت و اثبات تجرد قوه عاقله نفس مطرح شده است.

بخش دوم، درباره اتحاد عاقل و معقول است(بوعلى، در اين نمط، اتحاد مزبور را به شدت انكار كرده و بر اساس يكى از احتمالات داراى مؤيدى كه شارح ذكر فرموده، مراد وى از انكار اتحاد، انكار اتحاد عاقل و معقول به حسب ماهيت است، نه به حسب وجود). اين بخش، مشتمل بر مسائل زير است: ابطال اتحاد معقول‌ها، ابطال اتحاد نفس با عقل فعال، گزارشى درباره فرفوريوس مشايى و كتاب او در مورد اتحاد عاقل و معقول، ابطال اتحاد دو شىء به نحو كلى، تقرر معقول در ذات عاقل.

بخش سوم، درباره علم واجب است. اين بخش، شامل مطالب زير است: تقسيم علم به فعلى و انفعالى (به تعبير بوعلى: علم مستفاد از صور خارجى و علم سابق بر وجود خارجى)، تقسيم هر يك از دو علم مزبور به ما بالذات و ما بالغير، تعقل واجب‌الوجود ذات خود را بالذات و احاطه علمى تام وى بر همه موجودات ديگر، اقسام ادراك(تخيل، توهم و تعقل)، اقسام مدرِك(فاعل و منفعل)، اقسام مدرَك(معقول و مدرَك منغمس در ماده)، برترى واجب‌الوجود ادراكا و مدرِكا و مدرَكا (چرا كه ادراكش، عقلى و ذاتش، فاعل و مدرَكش، معقول است)، اشكال بر «محال دانستن اتحاد عاقل و معقول از سويى و تعقل واجب‌الوجود تمام چيزها را از سوى ديگر» و پاسخ آن (اشكال: لزوم تقرر و ارتسام همه صورت‌هاى عقلى اشيا در ذات واجب و در نتيجه لزوم كثرت و ناسازگارى با توحيد ذات. پاسخ: تأخر صورت‌هاى عقلى از مرتبه ذات و از لوازم ذات بودن و كثرت طولى داشتن آنها)، تعقل واجب‌الوجود اشياى جزيى را به‌گونه تعقل كليات(چرا كه علم او به جزييات از راه علل و اسباب است، نه از راه انفعال و تأثر او از جزييات)، اقسام صفات(اضافى محض، حقيقى محض، حقيقى ذات اضافه‌اى كه به تغيير مضاف اليه، تغيير مى‌كند و حقيقى ذات اضافه‌اى كه به تغيير مضاف اليه، تغيير نمى‌كند)، بحث درباره صفات اضافى محض و صفات حقيقى ذات اضافه و فرق ميان آنها، ازلى و ابدى بودن علم واجب به جزييات و تفسير عنايت.

بخش چهارم، درباره كيفيت دخول شر در قضاى الهى است و مشتمل بر اين مباحث مى‌باشد: حقيقى بودن يا نسبى بودن شر، غلبه داشتن خير بر شر در مورد همه مخلوقات عالم، نوع واحد نبودن سعادت اخروى و داراى اقسام و مراتب بودن آن، پاسخ به اين سؤال كه چرا خداوند مخلوقات عالم طبيعت را به‌گونه‌اى نيافريده است كه شر نادر هم بر وجود آنها مترتب نشود؟ پاسخ به اين سؤال كه اگر آنچه از انسان صادر مى‌شود مطابق قضا و قدر الهى است، پس چرا انسان در برابر اعمال زشت خود گرفتار كيفر مى‌شود؟

وضعيت كتاب

در آخر كتاب، يك كتاب‌نامه و پنج فهرست آيات، روايات، اشعار، اعلام و اصطلاحات و موضوعات ذكر شده است.

شارح، با قلمى روان و با زبانى ساده و تسلطى تحسين برانگيز، عبارات ابن سينا را شرح كرده و در ضمن شرح و تفسير، گاه از اشعار عربى و فارسی نيز بهره برده است.[[رده:ابن سينا، حسين بن عبدالله، 370-428ق]]