تجلی وحدت

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
تجلی وحدت
NUR03895J1.jpg
پدیدآوران نجمی، محمدصادق (نویسنده)
عنوان‌های دیگر تبیین حکم امام(قدس‌سره) بر حضور شیعیان در نمازهای حرمین شریفین
ناشر مشعر
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1386 ش
چاپ 5
شابک964-629383-2
موضوع

خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368 - نظریه درباره حج

نماز

وحدت اسلامی
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏DSR‎‏ ‎‏1574‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏3‎‏ت‎‏3
نورلایب مشاهده

تجلى وحدت، اثر محمدصادق نجمى (شبستر 1315-1390ش) است كه در آن، فتواى حضرت امام خمينى در مورد شركت در نماز جماعت اهل سنت در زمان برگزارى مراسم عبادى حج را به‌صورت مشروح توضيح داده و ادله قرآنى، روايى و عقلى آن را به‌صورت عالمانه مطرح كرده است.

نام كامل كتاب عبارت است از: «تجلى وحدت: تبيين حكم امام(ره) بر حضور شیعیان در نمازهاى حرمين شريفين».

ساختار

كتاب حاضر، از مقدمه مدير آموزش و تحقيقات بعثه مقام معظم رهبرى و متن اصلى (شامل چند مطلب بدون تقسيم‌بندى به بخش و فصل) تشكيل شده است.

روش نویسنده در اين اثر، اجتهادى است و از آيات، روايات و حكم عقل به‌خوبى بهره برده است.

گزارش محتوا

چند مورد از مطالب جالب و مفيد كتاب به شرح ذيل است:

  1. در مقدمه ناشر آمده است: «... نماز ستون دين و ركنى از اركان اسلام است... اگر نماز به جماعت خوانده شود و عدد نمازگزاران از ده نفر تجاوز كند، جن و انس از نوشتن ثواب آن ناتوان مى‌شوند و اگر نماز در مسجد النبى(ص) و مسجد الحرام خوانده شود، ثواب آن به هزار و يكصد هزار برابر مى‌رسد. طبيعى است كه شيطان براى دور نمودن مردم از اين فيض عظيم، بهانه‌ها ساز مى‌كند و راه وصول به حق را بر انسان مى‌بندد... آنچه كه...اين نوشتار در پى آن است، تبيين انديشه والاى حضرت امام خمينى - قدس‌سره - است كه راه بهره‌ورى بيشتر و بهتر در سفر عبادى حج و عمره را بر روى زائران بيت‌الله الحرام گشود...».[۱]
  2. امام خمينى در شهريورماه سال 1358، وظايف شیعیان و به‌ويژه وظايف حجاج ایرانى را در زمينه ارتباط با مسلمانان بيان و اعلام كرد و از جمله چنين نوشت: «... عموم برادران و خواهران اسلامى بايد توجه داشته باشند كه يكى از مهمات فلسف حج، ايجاد تفاهم و تحكيم برادرى بين مسلمين است و بر دانشمندان و معممين لازم است مسائل اساسىِ سياسى و اجتماعى خود را با ديگر برادران در ميان گذارند و در رفع آن طرح‌هايى تهيه كنند تا آنان در برگشت به كشورهاى خود آنها را تحت نظر علما و ارباب نظر قرار دهند... لازم است برادران ایرانى و شیعیان ساير كشورها از اعمال جاهلانه، كه موجب تفرق صفوف مسلمين است، احتراز كنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهاى مخالف رويه اجتناب نمايند... در وقوفين، متابعت از حكم قضات اهل سنت لازم و مُجزى است، اگرچه قطع به خلاف داشته باشيد...».[۲]
  3. نویسنده با تأكيد بر اينكه تفرقه عامل تسلط دشمنان است، افزوده است: «مراسم حج و اجتماع بزرگ مسلمانان جهان در مكه و مدينه است كه مى‌تواند اتحاد و اتفاق پيروان اسلام را كه آرمان پيامبر خاتم(ص) و اوصياى آن بزرگوار است، محقق و متجلى سازد؛ ليكن افسوس كه حكومت‌هاى ستمگر در طول تاريخ و دست مرموز استعمار، به‌ويژه در يك قرن اخير، موجب گرديد تا روح حقيقى آن به فراموشى سپرده شود و از ابعاد سياسى و اجتماعى و عبادى حج، تنها بعد عبادى آن، آن هم خالى از روح واقعى پرستش، ترويج و تبليغ شود. اينجاست كه امام امت به احياى حج ابراهيمى قيام كرد و در مناسبت‌هاى مختلف در سخنرانى‌ها و پيام‌هايش، ضمن توصى بسيار به دقت در اعمال حج و فراگيرى مسائل آن و بيان ابعاد معنوى و عرفانى مناسك، جنبه‌هاى سياسى و اجتماعى حج را مطرح ساخت و با دعوتِ جوامع اسلامى به وحدت و همدلى و پرهيز از تشتت و تفرق، كه بزرگ‌ترين عامل تسلط بيگانگان است، مسلمانان را در مقابله با دشمنان اسلام بسيج كرد.[۳]
  4. در مورد تشويق و ترغيب شیعیان جهت حضور در نماز جماعت اهل سنت، همچنين رابطه شیعیان با آنان، روايات بسيارى در منابع حديثى ما وارد شده است. صاحب وسايل در اين زمينه، نزدیک به بيست روايت آورده كه مى‌توان آنها را به دو بخش مستقل تقسيم كرد: بخشى از آنها داراى جنبه ترغيب و تشويق و ايجاد انگيزه در جهت ارتباط و امتزاج و معاشرت نيك با اهل سنت و حضور در نماز آنان و دورى از اختلاف و تفرقه با آنهاست و بخش ديگر به موضوع نماز اختصاص دارد و در اين روايات ائمه(ع) پيروان خويش را بر حضور در نماز جماعت اهل سنت تشويق و جدا شدن از صف نماز آنان را نكوهش كرده‌اند.[۴]
  5. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‌كند كه مى‌فرمود: «أوصيكم بتقوى الله عز و جل و لا تحملوا الناس على اكتافكم فتذلوا إن الله تبارك و تعالى يقول في كتابه: «و قولوا للناس حسناً» . ثم قال عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و اشهدوا لهم و عليهم و صلوا معهم في مساجدهم»؛ «بر شما وصيت مى‌كنم تقواى خدا را و اين مردم را بر پشت خود سوار نكنيد تا در جامعه ذليل باشيد (كارى نكنيد كه مورد تحقير و بدبينى افراد اين جامعه باشيد)؛ زيرا خداوند در كتاب خود مى‌فرمايد: «به مردم نيك بگوييد». سپس فرمود مريض‌هاى آنان را عيادت و در تشييع جنازه‌شان شركت كنيد و در اختلافاتشان شهادت بدهيد. خود را جزو نزدیک ‌ترين افراد به آنان قرار دهيد و با آنان در مساجدشان نماز بخوانيد».[۵]
  6. نویسنده، تأكيد كرده است: اين حكم امام، مسئله‌اى است مسبوق به سابقه و در كتب فقهى و فتاواى علماى گذشته نيز مطرح گرديده و حتى طبق فرموده امام، به عدم لزوم اعاده چنين نمازى هم فتوا داده‌اند... او افزوده است: مطرح بودنِ مسئله به‌صورتِ فتوا، در قرون گذشته و از سوى فقها، جاى ترديد نيست، ولى آنچه بر حكم امام از ساير فتاوى امتياز مى‌بخشد و اهميتش را مى‌رساند، اين است كه اين موضوع در طول تاريخ و در منابع فقهى به‌صورت يك «فتوا» مطرح بوده و نه به‌صورت «حكم» و اجراى عملى... صدور اين حكم بود كه پس از قرن‌ها توانست تحول عظيم و شگرفى به وجود آورد و... همان‌گونه‌كه اين حكم نقش مؤثرى در توجه دادن فقها و مجتهدين و مدرسين حوزه‌هاى علميه به اين مسئله ايفا كرد.[۶]

وضعيت كتاب

در آغاز اين كتاب، فهرست تفصيلى مطالب آمده است، ولى با تأسف، خبرى از فهرست منابع و فهارس فنى نيست. اثر حاضر، مستند است و نویسنده، ارجاعات و استناداتش را به‌صورت پاورقى آورده است.

پانويس

  1. ر.ک: مقدمه كتاب، ص7-10
  2. متن كتاب، ص15-19
  3. ر.ک: همان، ص28-30
  4. همان، ص64-65
  5. همان، ص67-68
  6. ر.ک: همان، ص77-78

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.