تفسير مبهمات القرآن الموسوم بصلة الجمع و عائد التذييل لموصول كتابي الاعلام و التكميل

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
تفسیر مبهمات القرآن الموسوم بصلة الجمع و عائد التذییل لموصول کتابي الاعلام و التکمیل
NUR11069J1.jpg
پدیدآوران

قاسمی، حنیف (محقق)

بلنسی، محمد بن علی (نویسنده)
عنوان‌های دیگر

صله الجمع و عائد التذییل لموصول کتابی‌الاعلام و التکمیل

الموسوم بصله الجمع و عائد التذییل لموصول کتابی‌الاعلام و التکمیل
ناشر دار الغرب الإسلامي
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1411 ق
چاپ 1
موضوع

تفاسیر اهل سنت - قرن 8ق.

قرآن - متشابهات و محکمات
زبان عربی
تعداد جلد 2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏95‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ب‎‏8‎‏ت‎‏7
نورلایب مشاهده
کتابخوان مشاهده


تفسير مبهمات القرآن الموسوم بصلة الجمع و عائد التذييل لموصول كتابی الإعلام و التكميل، اثر محمد بن على بلنسى، با تحقيق حنيف بن حسن قاسمى و عبدالله عبدالكريم محمّد، كتابى است پيرامون تفسير مبهمات قرآن كه بر اساس كتاب‌هاى «التعريف و الإعلام» سهيلى و «التكميل و الإتمام» ابن عسكر، صورت گرفته است.

كتاب به زبان عربى و در قرن هشتم هجرى، نوشته شده است.

انگيزه بلنسى از تأليف كتاب را مى‌توان در مؤلفه‌هاى زير، خلاصه نمود: اهتمام وى از كودكى به پژوهش در اسرار قرآن؛ اهميت پرداختن به مبهمات قرآن؛ پيروى از دانشمندان پيشين و سعى و تلاش در نهادن پا جاى پاى كسانى كه در اين موضوع به تأليف پرداخته‌اند و تكميل و تنظيم هر آنچه سهيلى و ابن عسكر پيرامون مبهمات قرآن انجام نداده‌اند..[۱]

ساختار

كتاب با مقدمه مفصلى از محقق آغاز و مطالب در دو جلد، تنظيم شده است.

نویسنده كتاب را بر اساس ترتيب سور و آيات، سامان داده و در بحث از مبهمات، ابتدا نظر سهيلى و در پى آن نظر ابن عسكر را با علامت اختصارى آورده است؛ سپس آن دسته از آيات مبهم را كه آن دو نياورده‌اند، بيان كرده است؛ ولى در بيان آن‌ها، از روش يكسانى پيروى ننموده است؛ گاهى فقط به ارائه سخن آن دو اكتفا نموده و گاهى بدون هيچ‌گونه ترجيحى، سخنان ديگرى بر آنها مى‌افزايد و گاهى عبارت‌هاى مبهم آنان را شرح داده و در صورت نياز، به نقد مى‌كشد يا ردّ مى‌كند..[۲]

به نظر مى‌رسد آنچه بلنسى در جلد اوّل به كلام سهيلى و ابن عسكر افزوده، به 107 مورد مى‌رسد. مواردى را هم كه به‌تنهايى بيان كرده نيز در همان جلد اوّل، به 57 مورد مى‌رسد. بلنسى، تفسير مبهمات را با برخى از فوايد همراه ساخته است كه به هدف كتاب ارتباط ندارد. وى فوايد لغوى و نحوى و عقيدتى و فقهى را در برخى از مواقع از اندازه مى‌گذراند و هرچند ارائه اين نكات سودمند و اطلاعات عمومى در جاى خودش نيكوست، ولى وقتى بدون رعايت مقتضاى حال و با استطراد بيان شود، خواننده را به خستگى مى‌كشاند..[۳]

نویسنده به كتاب‌هاى زيادى مراجعه كرده است و در بيشتر موارد، به نام مؤلّف و كتابش اشاره كرده است. گاهى نيز مطالبى را نقل مى‌كند، ولى به كتابى كه از آن نقل كرده، اشاره نمى‌كند، بلكه به نام صاحب كتاب اكتفا نموده است. نيز گاهى به كتاب‌هايى اشاره مى‌كند، امّا به نام نويسندگانشان اشاره‌اى ندارد. گاهى نيز به برخى از مطالبى كه به‌صورت شفاهى از اساتيدش شنيده است، اشاره مى‌كند..[۴]

با توجه به آنچه بيان شد، اين منابع و مآخذ را مى‌توان به سه دسته تقسيم كرد:

الف)- منابع ويژه: نویسنده علاوه بر كتاب‌هاى سهيلى و ابن عسكر، از دو كتاب ديگر نيز بارها و بارها بهره برده و مطالب فراوانى نقل كرده است كه عبارتند از: «الكشاف عن حقائق التنزيل» از زمخشرى (467-538ق) و «المحرّر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز» از ابن عطيه (481-542ق)..[۵]

ب)- منابع با موضوعات خاص: موضوعات اين منابع عبارتند از: كتب عقيدتى، تفسير و علوم تفسير، حديث و علوم حديث، لغت و نحو و بلاغت و أدب، سيره و تاريخ و تراجم (همان).

ج)- منابع با موضوعات عامّ: برخى ديگر از منابعى كه بلنسى استفاده كرده، شامل كتب در موضوعات مختلف و عامّ است..[۶]

جلد نخست كتاب را آقاى حنيف بن حسن قاسمى و جلد دوم را آقاى عبدالله عبدالكريم محمّد، بررسى و تحقيق كرده‌اند. آقاى قاسمى جلد نخست را به‌عنوان پايان‌نامه و به جهت أخذ مدرک فوق ليسانس در رشته «كتاب و سنّت» در دانشكده شريعت از دانشگاه ام القرى مكه بررسى و تحقيق نموده است؛ كه انصافاً تحقيقى جامع به عمل آورده و به درجه ممتاز نايل گشته است..[۷]

گزارش محتوا

جلد نخست، علاوه بر مقدمه محقّق و مؤلّف، دربرگيرنده سوره «فاتحه» تا «توبه» است. جلد دوم، بدون هيچ‌گونه مقدّمه‌اى، از سوره «يونس» آغاز و با سوره «ناس» به انجام رسيده است.

محقق در مقدمه خود، پس از بيان مطالبى كوتاه و ارائه فهرستى درباره بررسى و تحقيقى كه به عمل آورده، به موارد زير پرداخته است:

فصل اوّل: بررسى وضعيت دوران بلنسى كه شامل چهار بحث مى‌شود: اوضاع و احوال سياسى؛ اوضاع اجتماعى؛ اوضاع علمى و چگونگى تأثيرپذيرى بلنسى از اوضاع و احوال يادشده..[۸]

فصل دوم: زندگانى مؤلف كه شامل اين مباحث است: زندگانى اجتماعى و زندگانى علمى..[۹]

فصل سوم: كه شامل سه مبحث است:

مبحث اول: تعريف علم مبهمات و بررسى كتاب «بلنسى» كه شامل اين موارد است: تعريف لغوى و اصطلاحى مبهمات، ريشه علم مبهمات، اسباب ورود ابهام در قرآن كريم، راه شناخت مبهمات، كتاب‌هاى تأليف‌شده درباره مبهمات قرآن..[۱۰]

مبحث دوم: بررسى كتاب «بلنسى» و انگيزه تأليفش كه شامل اين موارد است: انگيزه مؤلّف از تأليف كتاب، روش وى، منابع و مصادر كتاب، ارزش علمى كتاب و اشكال‌هاى وارد بر آن..[۱۱]

مبحث سوم: فعاليت محقّق در تحقيق كتاب.

در مقدمه نویسنده، علاوه بر بيان انگيزه تأليف، به برخى مشخصات و ويژگى‌هاى كتاب، اشاره شده است..[۱۲]

بلنسى در تفسير مبهمات قرآن، همچون سهيلى و ابن عسكر، عمل كرده است؛ يعنى ابتدا از خود قرآن بهره مى‌گيرد؛ با اين توضيح كه پس از مطرح كردن آيه مبهم، چنانچه آيه يا آياتى در تفسير و شرح آن آيه يافت، از آن استفاده مى‌كند؛ وگرنه به حديث رسول خدا(ص) براى كشف مبهم روى مى‌آورد. وى به‌فراوانى از روايات استفاده مى‌كند. در اين مورد، به سهيلى شبيه‌تر است تا به ابن عسكر..[۱۳]

وى در صورتى كه نتواند مبهم را با قرآن يا حديث و سنّت پيامبر(ص) كشف نمايد، دست به دامان سخنان صحابه و سپس تابعين مى‌شود. او از ابن عباس، امام على(ع)، ابن مسعود و جز آنان، به‌عنوان صحابه به نقل حديث پرداخته است و تابعينى كه از آنان حديث نقل كرده، عبارتند از: عكرمه، مجاهد بن جَبْر، حسن بصرى، وهب بن منبه، قتاده و.....[۱۴]

مى‌توان برجستگى‌ها ويژگى‌ها و ارزش علمى اين تفسير گران‌بها را در امور زير، خلاصه نمود:

الف)- جامعيت: نخستين ويژگى و ارزش كتاب، جامعيت آن است؛ مطالب نو، متنوع و گران‌سنگى كه بلنسى به «التعريف و الإعلام» سهيلى و «التكميل و الإتمام» ابن عسكر اضافه كرده، بر ارزش كتابش افزوده است..[۱۵]

ب)- توجّه به مسائل اعتقادى: توجّه و اهتمام به مسائل اعتقادى - خصوصاً مسائل مربوط به عصمت ملائكه و انبيا(ع)- نيز ارزش علمى اين كتاب را افزون نموده است. مؤلّف سعى در حمايت از مقام آنان و زدودن شُبهه‌هايى دارد كه با عصمت آنان در تناقض است. پيرامون آيه‌اى كه مغرضان در آن به ايجاد ترديد پرداخته‌اند، به ارائه دليل روشن و استدلال قاطع مى‌پردازد؛ به مَثَل، بلنسى پيرامون «الْمَلَكَيْنِ» در اين سخن خداوند: «وَ مَا أُنْزِلَ عَلَى المَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَ مَارُوتَ» ..[۱۶]، به مناقشه با نظريه‌هاى ارائه‌شده از سوى برخى كژانديشان پرداخته است..[۱۷]

ج)- پيگيرى برخى از روايات ضعيف: وى در پى روشن كردن و اثبات عدم توانايى در ارائه استدلال بر اساس روايات ضعيف و ارائه نظريه درست بر مبناى روايات صحيح است؛ به مَثَل، بحثى را پيرامون «رمضان» به ميان كشيده و اين‌گونه روايتى را از «مجاهد» مطرح كرده است: «مجاهد، اكراه داشت كه بگويد: «رمضان را روزه گرفتيم»، بدون اينكه نام «ماه» را ببرد»؛ آنگاه مؤلّف اظهار مى‌دارد: «برخى در اين مورد به روايتى كه به ابن عباس نسبت داده مى‌شود، اين‌گونه دليل آورده‌اند كه «رمضان» نامى از نام‌هاى خداوند متعال است؛ به همين دليل به «ماه» اضافه شده است» و در پايان مى‌گويد: «اين روايت قابل اثبات نيست»..[۱۸]

افزون بر محاسن فراوانى كه در كتاب بلنسى وجود دارد، برخى ضعف‌ها و نارسايى‌ها نيز بر آن وارد است:

  1. عدم ارجاع به مصادر اصلى: گاهى مؤلّف، أحاديث و سخنانى را ارائه مى‌دهد، ولى به مصادر اصلى ارجاع نمى‌دهد و به انتساب، به تفاسير و كتب متأخّرين اكتفا مى‌كند؛ به مَثَل، در تفسير اين سخن خداوند: «وَ حَلاَئِلُ اَبْنَاءِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ» ..[۱۹]، از عطاء بن ابى‌رباح نقل مى‌كند كه: «اين آيه درباره پيامبر(ص) نازل شده؛ آنگاه كه پس از جدا شدن زينب بنت جحش از زيد بن حارثه با وى ازدواج نمود، مشركان گفتند: او با زن پسرش ازدواج كرده است؛ پس اين آيه نازل شده تا پسرانى را كه از پشت خود افراد هستند، تخصيص نمايد». مؤلّف اين مطلب را به ابن عطيّه و زمخشرى نسبت داده؛ درصورتى‌كه طبرى آن را به نقل از عطا در تفسيرش آورده است..[۲۰]
  2. عدم اشاره به مصدر برخى از سخنان: وى گاهى سخنانى را به‌طور كامل نقل مى‌كند، بدون اينكه به مصدرش اشاره نمايد؛ درصورتى‌كه بيشتر اين مطالب - غالباً ً - از «المحرّر الوجيز» ابن عطيّه و «الكشّاف» زمخشرى است؛ به مَثَل، آنچه درباره اين سخن خداوند: «وَ إذَا لَقُوا الَّذِينَ ءَامَنُوا» ..[۲۱]آورده، به همين گونه است..[۲۲]
  3. استطراد و سخن‌راندن طولانى و خسته‌كننده پيرامون برخى مسائل: در اين باره مى‌توان به موارد زير اشاره نمود: استطراد در بحث پيرامون نام‌هاى سوره «فاتحه» و پرداختن به مباحث صرفى و نحوى؛ استطراد در بحث پيرامون «آدم» و «ابليس» و پرداختن به مباحث لغوى؛ استطراد در بحث پيرامون «شراب» و ارائه نام‌ها و صفات آن..[۲۳]
  4. بهره‌گيرى از اسرائيليّات و اخبار موهوم و غريب و استفاده از كتب غير معتبر: نویسنده گاهى سخنانى را ارائه مى‌دهد كه به‌جز در كتاب «عرائس المجالس» ثعلبى يافت نمى‌شود. گفتنى است اين كتاب، انباشته از اسرائيليّات و اخبار موهوم و غريب است..[۲۴]

وضعيت كتاب

فهرست‌هاى جلد اول، در انتهاى آن آمده است كه عبارتند از: فهرست آيات؛ احاديث؛ شواهد شعرى؛ أعلام؛ جمعيت‌ها و قبايل و فرقه‌ها؛ اماكن؛ مفردات لغات؛ مصادر و مراجع و موضوعات.

پايان جلد دوم كتاب نيز حاوى فهرست‌هايى به شرح زير است: فهرست منابع (خطى و چاپى)؛ جدول اصلاح خطاها و فهرست‌هاى عمومى، شامل: آيات قرآن؛ حديث و أثر؛ أعلام؛ جماعت‌ها، قبايل و فرقه‌ها؛ جاها و اماكن؛ امثال و اقوال؛ شعر؛ نصف بيت؛ مفردات لغت؛ بت‌ها و كتاب‌هاى نام‌برده‌شده در متن، موضوعات و سوره‌ها.

در پاورقى‌ها كه بسيار مفيد، جامع و محققانه نوشته شده است، علاوه بر ذكر منابع..[۲۵]، به توضيح و تشريح برخى كلمات و مطالب متن، پرداخته شده است..[۲۶]

اقدامات تحقيقى صورت‌گرفته در جلد اول، شامل مباحث و موضوعات زير مى‌باشد:

  1. عنوان كتاب؛
  2. توثيق كتاب: محقق در اين زمينه به ارائه دلايل و براهین براى اثبات نسبت اين كتاب به بلنسى پرداخته است؛
  3. توصيف نسخه‌هاى خطّى؛
  4. روش تحقيق: مهم‌ترين كارهايى كه وى به هنگام تحقيق انجام داده، به شرح زير است:

- نوشتن شماره آيات مبهم - كه بلنسى مطرح كرده است - در داخل كروشه و سمت راست آيات و آياتى را كه به‌عنوان استشهاد در ميان مباحث آمده، با ذكر سوره و شماره آيه در پاورقى آورده است.

- تعيين حركات آيه‌ها بر مبناى قرآن و ضبط و حركت‌نگارى هر آنچه فهمش نياز به تعيين حركات دارد.

- استخراج روايات از منابع اصلى‌اشان و در صورتى كه منابع حديثى را نيافته، به منابع تفسيرى كهن، ارجاع داده است.

- استخراج بسيارى از سخنان دانشمندان از منابع اصلى‌اشان؛ چه اين منابع به چاپ رسيده باشد و يا نسخه خطّى باشد.

- شرح واژه‌هاى دشوارياب، با رجوع به كتب لغت معتبر.

- معرّفى و توضيح اعلام و اماكن.

- استخراج شواهد ادبى، شامل شعر و نثر و مَثَل، با مراجعه به دواوين شعر و كتب ادبيات.

- تعليق بر بسيارى از أخبار و روايات «غريب» كه مؤلّف بدون تعليق آورده است.

- تهيه فهرست‌هاى سودمند و كارآمد، براى سهولت رجوع به مباحث كتاب..[۲۷]

تحقيق جلد دوم نيز مانند جلد اول، بر پايه چهار نسخه خطّى انجام گرفته است.

پانويس

  1. ر.ک: رفيعى، محسن؛ شريفى، معصومه، ص76
  2. رفيعى، محسن؛ شريفى، معصومه، ص76
  3. همان
  4. همان
  5. همان
  6. همان
  7. همان، ص78-79
  8. همان، ص79
  9. همان
  10. همان
  11. همان
  12. مقدمه نویسنده، ج1، ص99-103
  13. ر.ک: رفيعى، محسن؛ شريفى، معصومه، ص77
  14. همان
  15. ر.ک: همان، ص77
  16. بقره: 102
  17. همان
  18. همان، ص77-78
  19. نساء: 23
  20. همان، ص78
  21. بقره: 76
  22. همان
  23. همان
  24. همان
  25. به‌عنوان مثال ر.ک: ص489
  26. همان
  27. همان، ص79

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن كتاب.
  2. رفيعى، محسن؛ شريفى، معصومه، «بازخوانى كتاب «تفسير مبهمات القرآن»»، پايگاه مجلات تخصصى نور، مجله: آينه پژوهش، شماره 83، آذر و دى 1382.