تنقیح المقال في علم الرجال (رحلي)

    از ویکی‌نور
    تنقیح المقال في علم الرجال
    تنقیح المقال في علم الرجال (رحلي)
    پدیدآورانمامقانی، عبدالله (نویسنده)
    ناشرمطبعة المرتضوية
    مکان نشرنجف اشرف - عراق
    چاپ1
    موضوعحدیث - علم الرجال محدثان شیعه
    زبانعربی
    تعداد جلد3
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏114‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏2‎‏ت‎‏9
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    تنقيح المقال في علم الرجال يا «تنقيح المقال في أحوال الرجال»، تأليف عبدالله مامقانى، عالم و فقيه امامى قرن سيزدهم و چهاردهم، اثرى است جامع در علم رجال كه به زبان عربى نوشته شده است.

    برای این اثر، دو نسخه وجود دارد: نسخه رحلی، که در سه جلد به صورت چاپ سنگی منتشر شده؛ و نسخه جدید که توسط انتشارات آل البیت، در 36 جلد منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است؛ از جلد اول تا جلد بيست و نهم، با تحقيق و استدراک آقاى محيى‌الدين مامقانى، به بازار كتاب عرضه شده و از جلد سى تا سی‌وشش، به تحقيق مشترک آقاى محيى‌الدين مامقانى و محمدرضا مامقانى، مزين گرديده است.

    عبدالله مامقانى تأليف كتاب را در نيمه مرداد 1308ش آغاز نموده و تا هنگام وفات (1311ش) با عشق و علاقه فراوان، همه وقت خود را صرف اين كار ساخته و در مهر 1310ش، نگارش و بازبينى آن را به پايان رسانده است.[۱].

    اين كتاب را گسترده‌ترين كتاب رجالى شيعه اماميه و بلكه مفصل‌ترين اثر در علم رجال، دانسته‌اند[۲].

    ساختار

    كتاب در سه جلد تنظيم شده و شامل مقدمه، متن اصلى و خاتمه است. متن كتاب، به چهار فصل اسماء، القاب، كنيه‌ها و نام‌هاى زنانِ راوىِ حديث تقسيم شده است. در هريك از اين فصول، راويان به ترتيب الفبا و با شماره ذكر شده‌اند. پس از ذكر نام هر راوى، ضبط و تلفظ صحيح نام، به‌همراه نسب و همچنين آرا و اقوال رجالىِ موجود درباره راوى و در صورت نياز، تمييز وى از نام‌هاى مشابه و مشترك عرضه گرديده و در نهايت نتيجه‌گيرى شده است.[۳].

    گزارش محتوا

    مقدمه كه داراى چهار مقام مى‌باشد، مشتمل است بر تعريف و بيان موضوع و جايگاه علم رجال و سى فايده از اصول قواعد اين علم. خاتمه نيز شامل ده بخش در همين اصول و قواعد است.[۴].

    در اين كتاب، شرح حال صحابه و تابعين و اصحاب ائمه(ع) و ديگر راويان تا قرن چهارم و اندكى از عالمان حديث و مشايخ اجازه و مؤلفان مشهور در زمينه علم رجال درج شده است. تعليقات مؤلف در حواشى كتاب و نيز بخش «خاتمة الخاتمة»، شامل استدراكات رجالى وى بر كتاب است. تعداد رجال ذكر شده در كتاب، مجموعاً به 16307 تن مى‌رسد كه از اين تعداد، 1328 تن ثقه، 1665 تن حَسَن، 46 تن موثق و بقيه ضعيف، مجهول يا مهمل معرفى شده‌اند[۵].

    از ويژگى‌هاى مهم اين اثر، وجود فهرستى با عنوان «نتائج التنقيح في تمييز السقيم من الصحيح» در ابتداى كتاب است. اين فهرست مفصل، دربردارنده اوصاف راويان (ثقه، حسن، موثّق، مجهول، مهمل و موارد خاص) در مقابل نام هر راوى است و در حكم چكيده آراى مؤلف در مورد رجال مذكور در كتاب است. ترتيب الفبايى فهرست و تطابق شماره‌گذارى آن با متن اصلى، بر كارآمدى آن در مراجعات سريع افزوده است.[۶]

    از نكات شايان توجه اين كتاب، گستردگى و جامعيت آن با توجه به مدت كوتاه تأليف و تصحيح و چاپ است؛ تا آنجا كه اين امر را خرق عادت و از تأييدات خاص الهى برشمرده‌اند[۷].

    بخشى از كتاب، با توجه به تاريخ‌هاى مذكور در صفحه عنوان و خاتمه مجلدات چاپ سنگى، در زمان حيات مؤلف و تحت نظارت وى چاپ شده و قسمتى ديگر پس از درگذشت او منتشر گرديده است. مؤلف در اين مدت كوتاه، به اهمّ كتب رجال و شرح حال‌هاى معتبر شيعه مراجعه نموده، آرا و اقوال علماى قديم و جديد را آورده و به تعبير خود، اهل تحقيق را از مراجعه به كتب پيشين بى‌نياز ساخته است. همچنين از كتب رجالى اهل سنّت، به‌ويژه «أسد الغابة في معرفة الصحابة»، بهره برده است.[۸].

    مى‌توان ويژگى‌هاى كتاب را در امور زير، خلاصه نمود:

    1. گسترده‌ترين كتاب در موضوع خود است؛
    2. با رساندن نام محدثان و ديگران به عددى افزون بر شانزده هزار تن، در كار خود، زياده‌روى و افراط كرده است؛
    3. مطالب علم رجال را با محتويات علم تراجم، باآنكه به كار شناخت راويان و محدثان نمى‌آيد و نيازى را از فقيه، در اين مسير، تأمين نمى‌كند، در هم آميخته است؛
    4. در نوع خود، فراگيرترين كتاب به‌لحاظ تتبع مدارک و استقصاى اقوال بشمار مى‌رود؛
    5. به‌لحاظ احاطه به نقل عبارات علماى رجالى، متقن‌ترين كتاب در نوع خود مى‌باشد؛
    6. هنگام پرداختن به نقاط ضعف و قوت هر راوى، توثيق علماى متأخر را به توثيق علماى متقدم، افزوده است؛
    7. به ضبط نام افراد و بيان کیفیت تلفظ صحيح آنها پرداخته است، مانند ضبط نام «سماعه»، ذيل ترجمه «ابراهیم بن محمد بن سماعه»[۹].
      برخى از صاحب‌نظران اين اثر را ستوده‌اند. برخى نيز از آن انتقاد كرده‌اند؛ امين با وجود برشمردن اين كتاب در ميان مآخذ «أعيان الشيعة»، آن را پراشتباه معرفى كرده و آقابزرگ طهرانى، در كنار ستايش از اين اثر و مؤلف آن، آن را نيازمند تنقيح و بازنگرى دانسته است.[۱۰].
      محمدتقى شوشترى، باآنكه اين كتاب را بهترين و متقن‌ترين تأليف رجالى از نظر جامعيت و گردآورى اقوال رجاليان برشمرده، بيش از ديگران از آن انتقاد كرده است. وى ابتدا، نقدها و تعليقات خود را در حاشيه نسخه‌اى از اين كتاب كه در اختيارش بود، يادداشت مى‌كرد، سپس آن‌ها را مستقلاً نگاشت كه به «قاموس الرجال»، شهرت يافت و با همين عنوان به چاپ رسيد. گفتنى است برخى با وجود همه ارزش‌هاى «قاموس الرجال»، بر لحن تند و بعضى عبارات نامناسب اين كتاب خرده گرفته و آن را نقطه ضعف اين اثر برشمرده‌اند[۱۱].
      علامه شوشترى اين كتاب را به بوته نقدهاى كلّى و نيز، نقدهاى موردى خود، قرار داده است. نقدهاى كلى عبارتند از:
      الف)- تطويل‌هاى بدون فايده دارد؛
      ب)- توثيق گروهى از متأخران را به توثيق قدما ضميمه كرده است، باآنكه با وجود اولى، جز در مواردى خاص، نيازى به دومى نيست؛
      ج)- گاه رنج كارهايى را بر خود هموار كرده كه از قبيل «تحصيل حاصل» است و همگان آن را مى‌دانند (مانند ضبط نام‌هايى چون ابراهیم، اسماعيل، اسحاق، داوود، سليمان و محمد)؛
      د)- اشتباهاتى شگفت‌آور و لغزش‌هايى كم‌سابقه دارد؛
      ه)- گاه انتقاداتى از ديگران كرده كه ناشى از كمى دقت در عبارات آنان و منتقل نشدن به مقصودشان است؛
      و)- داراى خلطها و تناقض‌هاست؛
      ز)- اساسا از يادآورى برخى عنوان‌ها غفلت كرده است؛
      ح)- برخى عنوان‌ها را باآنكه جاى حرف و حديث دارند، مسلم و بى‌گفتگو گمان كرده است؛
      ك)- نام يك تن را كه به‌گونه‌هاى مختلفى نقل مى‌شود، بدون اشاره به خلاف موجود در ثبت و ضبط آن، يادآورى كرده؛ به‌طورى‌كه در ذهن مراجعه‌كننده، اين گمان را مى‌آفريند كه صحبت از دو يا چند شخص است؛
      ل)- بسيار پيش مى‌آيد كه مطلبى را به كسى نسبت مى‌دهد، درحالى‌كه گوينده‌اش شخص ديگرى است (مانند نسبت دادن سخنى از يكى از قدما به شخصى از متأخران)؛
      م)- در تفسير نسبت‌ها، مانند «احمرى» و «جريرى»، چندين احتمال را بى‌آنكه يكى را برگزيند و سرگردانى خود و مخاطبان خود را به سامان رساند، يادآور مى‌شود و كم پيش مى‌آيد، ترجمه راوى‌اى از اين سليقه، در امان مانده باشد.
    8. از جمله مبانى پذيرفته‌شده نویسنده كه چندين بار از سوى علامه شوشترى نقد شده، شيعه امامى‌مذهب دانستن كسانى است كه شيخ طوسى آنان را در كتاب رجال خود نام برده است؛ همچنين، ذهنيت مرحوم مامقانى از مفاهيم واژه‌هايى چون «تشيع» و «غلو»، از ديگر انتقادهاى كلى علامه شوشترى به ايشان است.[۱۲].

    وضعيت كتاب

    كتاب، به‌همراه فهرست «نتائج التنقيح في تمييز السقيم من الصحيح» و كتاب «مقباس الهداية في علم الدراية»، اثر ديگر مؤلف، مجموعاً در سه جلد رحلى، در نجف چاپ سنگى شده است. چاپ جديد اين كتاب با استدراك و تعليقات فرزند مؤلف، محيى‌الدين مامقانى از 1423 در قم آغاز و برخى مجلدات آن چاپ شده است.[۱۳].

    پانويس

    1. ر.ک: ملكى ميانجى، على، 1383، ج8، ص294
    2. همان، ص293
    3. ملكى ميانجى، على، 1383، ج8، ص293
    4. ملكى ميانجى، على، 1383، ج8، ص293
    5. همان، ص294
    6. همان
    7. همان
    8. همان
    9. ر.ک: رستگار، پرويز، 1382، ص26
    10. ملكى ميانجى، على، 1383، ج8، ص293
    11. همان
    12. ر.ک: رستگار، پرويز، 1382، ص27-28
    13. ر.ک: ملكى ميانجى، على، 1383، ج8، ص293

    منابع مقاله

    1. مقدمه و متن كتاب.
    2. ملكى ميانجى، على، «دانشنامه جهان اسلام» زير نظر غلامعلى حداد عادل، چاپ اول، (1377)، تهران، بنياد دايرةالمعارف اسلامى.
    3. رستگار، پرويز، ««تنقيح المقال» در «قاموس الرجال»»، برگرفته از پايگاه مجلات تخصصى نور، مجله: كتاب‌هاى اسلامى، شماره 15، زمستان 1382، (16 صفحه، از 21 تا 36).

    وابسته‌ها