تهرانی نجفی، هادی

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
تهرانی‌ نجفی‌، هادی‌ بن‌ محمدامین‌
نام تهرانی‌ نجفی‌، هادی‌ بن‌ محمدامین‌
نام‎های دیگر ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ح‍م‍ده‍ادی‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌

طه‍ران‍ی‌ ن‍ج‍ف‍ی‌، ه‍ادی‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌

زائر طهرانی، محمدهادی

نام پدر
متولد
محل تولد
رحلت 1321 ق
اساتید
برخی آثار محجة العلماء
کد مؤلف AUTHORCODE122AUTHORCODE

شيخ محمد هادى تهرانى نجفى در 20 رمضان سال 1253ق در شهر تهران و در خانواده‌اى روحانى به دنيا آمد. پدر او محمد امين نام داشت كه مشهور به «واعظ» بود. شيخ هادى در بعضى از نوشته‌هاى خود، مجلسى اول و دوم را به عنوان جدّ و دايى خود معرفى مى‌نمايد و از وحيد بهبهانى به عنوان عموى خود ياد مى‌كند.

او پس از گذراندن علوم مقدماتى در تهران، به سوى اصفهان كه در آن هنگام بزرگ‌ترين حوزه علمى ايران بود، رهسپار گرديد و در آنجا علوم عقلى و نقلى را نزد استادان بزرگ هر فن فراگرفت. پس از آن به تهران بازگشت و پس از توقفى كوتاه در آن شهر، رهسپار عراق گرديد. شيخ هادى در دهه سوم زندگانى خود وارد نجف اشرف شد و سال‌هاى آخر درس شيخ مرتضى انصارى را درك نمود. پس از وفات شيخ در سال 1281ق او به كربلا عزيمت كرد و در آنجا از درس شيخ عبدالحسين معروف به شيخ العراقين، بهره برد.

پس از وفات شيخ العراقين در سال 1286ق شيخ هادى دوباره به نجف بازگشت و در آنجا نزد ميرزا محمدحسن شيرازى معروف به ميرزاى بزرگ، كه فتواى تحريم تنباكو را صادر كرد، شاگردى نمود.

وى در همين ايام حوزه درس مستقل نيز تشكيل داد. شيوايى بيان، عمق تحقيق و تيزبينى و خوش سبک ى تدريس باعث شد تا شاگردان فراوانى به حلقه درس او درآمدند و در همه‌جا از او به نيكى ياد كردند و صحبت درس او به همه محافل كشيده شد.

يكى از ويژگى‌هاى شيخ هادى اين بود كه در همه حال استقلال رأى خود را حفظ مى‌نمود و هر گاه با دليل به مطلبى مى‌رسيد، بدون ترديد آن را ابراز مى‌كرد، و در اين راه از كثرت و عظمت مخالفان خود بيم و هراسى به دل راه نمى‌داد، كه شاهد صدق اين مدّعا را مى‌توان در بسيارى از نظريات فقهى، اصولى و فلسفى او جستجو كرد.

اين ويژگى باعث شده بود تا شيخ هادى آراى بزرگان معاصر خود را نقد كند؛ بزرگانى همانند شيخ انصارى كه هنوز سيطره علمى خود را بر حوزه‌هاى علميّه آن زمان حفظ كرده بود و اين ويژگى بود كه بهانه به دست مخالفان شيخ هادى داد تا سرانجام او را تكفير نمودند.

پس از جريان تكفير، شهر نجف به دو گروه تقسيم شد: گروه اكثريّت كه مخالف شيخ هادى بودند و گروه بسيار كمى از علما و بزرگان مانند شيخ محمدحسین كاظمى و ملا محمد ايروانى و ديگران كه به دفاع از شيخ هادى مى‌پرداختند.

در اين زمان ميرزاى شيرازى بزرگ كه زعامت و مرجعيّت عامّه شيعيان را در دست داشت، در سامرا به سر مى‌برد و با آنكه شناخت شخصى از شيخ هادى داشت، اما قوّت مخالفان شيخ هادى و ترس از تفرقه بيشتر باعث شد تا از شيخ هادى دفاعى به عمل نياورد. شدّت تبليغات عليه شيخ هادى به اندازه‌اى شديد بود كه بسيارى از شاگردان را از دور او پراكنده كرد.

شيخ هادى در اين زمان، درس صبح و عصر را در خانه خود و درس شب را تابستان‌ها در پشت بام كفش كن شرقى صحن مقدس حضرت على(ع) كه در طرف قبله واقع شده است، و زمستان‌ها در حجره‌اى واقع در جنوب غربى زاويه صحن مقدس برپا مى‌كرد. در اين زمان با آنكه بسيارى از فضلاى عرب و فارس ميل حضور در درس ايشان را داشتند، اما از ترس مردم در آن شركت نمى‌كردند و شاگردان شيخ در اين زمان از پانزده نفر تجاوز نمى‌نمود و بعضى از اين شاگردان، شب‌ها با عباى به سر كشيده و ترسان از ديده شدن به درس شيخ حاضر مى‌شدند.

شيخ هادى در تهران، اصفهان، نجف و كربلا از محضر اساتيد فراوانى در علوم معقول و منقول بهره برد كه در اينجا به ذكر نام بعضى از آنان اكتفا مى‌كنيم:

  1. سيد حسن مدرّس
  2. سيد محمد شاهشهانى
  3. سيد محمدباقر(صاحب روضات الجنات)
  4. برادرش سيد محمد هاشم (صاحب مبانى الاصول)
  5. شيخ مرتضى انصارى (در نجف اشرف)
  6. شيخ عبدالحسين تهرانى معروف به شيخ العراقين (در كربلا)
  7. ميرزا محمدحسن شيرازى (در نجف)
  8. شيخ محمد فاضل ايروانى

شاگردان

  1. حاج ميرزا احمد آقا تبريزى
  2. ميرزا ابراهيم تبريزى
  3. آقا ميرزا جعفر آقا تبريزى
  4. شيخ حسن لنكرانى
  5. آقا ميرزا صادق آقا مجتهد تبريزى
  6. شيخ عبدالرضا بن شيخ مهدى بن شيخ راضى
  7. حاج ميرزا عبدالعلى آقا
  8. شيخ عبدالكريم جرجانى
  9. شيخ عبدالكريم يزدى حائرى (مؤسّس حوزه علميّه قم)
  10. عبداللّه بن محمدحسن هشترودى
  11. شيخ على بن شيخ محمدرضا (از نوادگان شيخ جعفر کاشف‎الغطاء)

سرانجام شيخ هادى پس از تحمّل عمرى رنج و مشقت و اتّهام در سن 68 سالگى در دهم شوال 1321ق درگذشت و در حجره جنوب غربى صحن مقدّس حضرت على(ع) به خاک سپرده شد.

آثار

برخى تأليفات ايشان به شرح زير است:

  1. الإتقان
  2. أرجوزة في الصلح
  3. أصول دين
  4. تحقيق الماهية و الوجود
  5. تعارض أدلّة
  6. تفسير آية النور (رسالة النوريّة)
  7. الحق اليقين في معرفة أصول‌الدين
  8. ذخائر النبوة في أحكام الخيار
  9. رسالة الحق و الحكم
  10. رسالة في إبطال التنجيم
  11. رسالة في التعادل و التراجيح
  12. رسالة في حكم المسافر في القصر و الإتمام
  13. رسالة في ردّ الشيخية
  14. رسالة في علم الرجال
  15. محجّة العلماء

منابع مقاله

صفرى، نعمت‌الله،«رسالة الحق و الحكم» و شرح حال شيخ محمد هادى تهرانى، مجله نامه مفيد، زمستان 1374،‌ش 4، ص137-178.


وابسته‌ها