حسینی شیرازی، محمدحسن

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
حسینی شیرازی، محمدحسن
نام حسینی شیرازی، محمدحسن
نام‎های دیگر آی‍ت‌ال‍ل‍ه‌ ح‍س‍ی‍ن‍ی‌ ش‍ی‍رازی‌، م‍ح‍م‍دح‍س‍ن
نام پدر
متولد
محل تولد
رحلت 1312 ق
اساتید
برخی آثار
کد مؤلف AUTHORCODE9440AUTHORCODE

سيد محمدحسن حسينى شيرازى در سال 1230ق در شهر شيراز ديده به جهان گشود. پدر ايشان، ميرزا محمود، در زمره عالمان دينى بود و در دستگاه حكومت شيراز به كار نويسندگى اشتغال داشت. وى پس از مرگ پدر تحت سرپرستى و تربيت دائى‌اش، سيد حسين موسوى مشهور به مجدالاشراف كه از عالمان دينى بود، قرار گرفت.

ايشان در چهار سالگى پاى به مكتب نهاد و پس از فراغت از درس‌هاى اوليه، در شش سالگى وارد حوزه علميه شد. وى در سال 1248ق به اصفهان رفت و از درس حاج شيخ محمدتقى اصفهانى استفاده كرد. پس از درگذشت استاد، در درس سيد حسن بيدآبادى و محمدابراهيم كلباسى حاضر شد. وى در سن 20 سالگى از سيد حسن بيدآبادى اجازه اجتهاد گرفت.

ايشان تا سن بيست و نه سالگى در اصفهان ماند و سپس به نجف و كربلا رفت. مدتى را در كربلا اقامت گزيد و در اين دوران از درس استادانى همچون حسن كاشف‌الغطاء، محمدحسن نجفى، سيد ابراهيم قزوينى و مشكور حولائى بهره برد، ولى چون خود را از اين درس‌ها بى‌نياز ديد، قصد برگشت به اصفهان نمود. قبل از رفتن به اصفهان، وارد نجف شد و در درس‌هاى مهم آن روزگار شركت جست.

وى در سال 1281ق پس از فوت شيخ انصارى، مرجع تقليد شيعه شد و نزدیک به 30 سال در اين مقام به رفع مشكلات مردم و اداره حوزه‌هاى علميه مشغول بود. ايشان در طول اين مدت، شاگردان زيادى را تربيت نمود كه از آن جمله مى‌توان به افراد ذيل اشاره كرد:

ميرزا محمدتقى شيرازى، عبدالكريم حائرى يزدى، ميرزا حسين نائينى، شيخ فضل‌الله نورى، سيد محمدكاظم يزدى، ملا محمدكاظم خراسانى، حاج ميرزا حسين نورى، ميرزا اسماعيل شيرازى، سيد على‌اكبر فال اسيرى و سيد محمد فيروزآبادى.

يكى از مهم‌ترين حوادثى كه در ايام زعامت او رخ داد، قضيه تحريم تنباكو بود. حكم تاريخى او در معاهده انحصار تنباكو در زمان ناصرالدين شاه- كه با درخواست سيد جمال‌الدين اسدآبادى و در پى نامه او اتفاق افتاد- چنان مردم را به صحنه كشاند كه شاه قاجار، مجبور به فسخ قرارداد تنباكو گرديد. با صدور اين حكم، مردم مبارزه سياسى عليه قرارداد استعمارى مذكور را يك وظيف شرعى دانسته و به مخالفت شديد پرداختند. به‌طورى كه ناصرالدين شاه مجبور شد با پرداخت غرامت، اين قرارداد ننگين را فسخ كند.

دفاع از شيعيان مظلوم افغانستان، ايجاد وحدت تشيع و تسنن، تربيت و اعزام مبلغان ويژه براى مناطق حساس و زير سلطه انگليس نظير تبت و كشمير، جلوگيرى از تجاوز يهوديان به مسلمانان همدان، جلوگيرى از خريد زمين‌هاى شهر طوس توسط دولت روسيه و نقش برآب كردن توطئه روسيه در اين رابطه و فرستادن سيد عبدالحسين لارى به عنوان نماينده خود به منطقه حساس جنوب ايران، از جمله فعاليت‌هاى اجتماعى ايشان در دفاع از مذهب تشيع مى‌باشد كه هيچ‌گاه از حافظه تاريخ محو نخواهد گشت.

ايشان سرانجام بعد از سال‌ها تحقيق و تدريس و زعامت دينى، در سال 1312ق و در سن 82 سالگى درگذشت و در حرم حضرت امام على بن ابيطالب(ع) به خاک سپرده شد. نكته قابل ذكر در مورد علت فوت ايشان اين است كه اگر چه علت مرگ او را برخى، بيمارى برونشيت و يا سل عنوان كرده‌اند، ولى عده‌اى عقيده دارند كه پزشک مشكوكى در سامرا پيدا شد و سعى در نزدیک شدن به ميرزا نمود و بالاخره در آخرين روزها به معالجه او پرداخت و پس از مرگ ميرزا براى هميشه ناپديد شد، كه اين احتمال مى‌رود كه آن شخص از سرسپردگان انگلستان بوده و ميرزا را مسموم نموده و به شهادت رسانده است.


وابسته‌ها

رساله سراج العباد