حياة الإمام زين‌العابدين عليه‌السلام، دراسة و تحليل

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
حیاة الإمام زین‌العابدین علیه‌السلام، دراسة و تحلیل
NUR00940J1.jpg
پدیدآوران قرشی، باقر شریف (نویسنده)
ناشر دار الأضواء
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1409 ق
چاپ 1
موضوع علی بن حسین(ع)، امام چهارم، 38 - 94ق. - سرگذشت نامه
زبان عربی
تعداد جلد 2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏43‎‏ ‎‏/‎‏ق‎‏4‎‏ح‎‏9
نورلایب مشاهده
کتابخوان مشاهده


حياة الإمام زين‌العابدين عليه‌السلام، دراسة و تحليل اثر باقر شريف قرشى دانشمند معاصر (متوفى 1433ق)، تحليلى از زندگانى امام سجاد(ع) از دوران امامت و ابعاد مختلف زندگانى آن‌حضرت به زبان عربى است.

ساختار

كتاب در دو جلد تدوين شده است؛ جلد اول مشتمل بر مقدمه و هفت بخش و جلد دوم مشتمل بر ده بخش مى‌باشد.

تحقيقاتى كه در اين كتاب انجام گرفته است بر اساس موثق‌ترين منابع خطى و چاپى است كه مجموعه دانش‌هاى مورخان و راويان مى‌باشد. شايان ذكر است كه در بيشتر رويدادها و تصاويرى كه مؤلف ترسيم كرده به يك منبع بسنده نكره بلكه به جهت تأكيد بيشتر و دلالت بيشتر بر مقصود مورد نظر از مآخذ و منابع مختلف بهره برده است.[۱].

گزارش محتوا

دوران زندگانى امام سجاد(ع) از ادوار شگفت تاريخ تشيع و به‌لحاظ نهضت‌هاى شيعى و نمودارهاى مجاهدت و تلاش توان‌فرساى آن‌حضرت و يارانش، يكى از پربارترين، تنبه‌آفرين‌ترين و عبرت‌انگيزترين دوران تاريخ تشيعه به شمار مى‌رود.

سرگذشت اين امام بزرگوار، تاريخ زندگانى انبيا و مرسلين را به‌خاطر مى‌آورد و از هر جهت همانند آنهاست؛ زيرا كه او در زهد و تقوا و توجهش به خدا همچون حضرت مسيح و در گرفتارى و صبر و تحملش نظير حضرت ايوب و در عزم راستين و اخلاق والايش همانند رسول خدا حضرت محمد(ص) است.[۲].

«بانو، شاه زنان» عنوان اولين فصل كتاب است. مؤلف در اين فصل به زندگى مادر امام زين‌العابدين(ع)پرداخته است. ايشان در ابتدا با معرفى خاندان و زمان اسير شدنش و ازدواج او با امام حسين(ع)متذكر شده و گفته است كه او در زمان خلافت حضرت على(ع) اسير شده و سپس به عقد امام حسين(ع) درآمده است. در پايان اين بخش با آوردن نظرات برخى از ائمه(ع) و مورخان درباره مقام و جايگاه اين بانوى با عظمت، بخش اول را به پايان برده است.[۳].

امام زين‌العابدين در سال 38ق و به احتمال قوى در پنجم شعبان به دنيا آمد[۴]در مكان ولادت او اختلاف است؛ هر چند به احتمال زياد در كوفه است.[۵]نامگذارى او توسط پيامبر(ص) صورت گرفته است.[۶].

امام سجاد(ع) از لحاظ صفات جسمانى، گندمگون، كوتاه قد و لاغر اندام و باريك بودند و چنان بودند كه هر چه از عمر آن‌حضرت بيشتر مى‌گذشت بر اثر عبادات زياد لاغر و ضعيف‌تر مى‌گشتند[۷].

دوران رشد و سلوك و رفتار امام(ع) در بخش دوم كتاب بررسى شده است. مؤلف در اين بخش با برشمردن مثال‌هاى فراوان از شيوه برخورد امام با مردم، به فضائل اخلاقى ايشان اشاره دارد. فضائل اخلاقى كه تمام وجود امام را فرا گرفته بود. ايشان با اشاره به اينكه دو امام بزرگوار يعنى عمويش امام حسن(ع) و پدر بزرگوارشان عهده دار تربيت، امام سجاد(ع) بودند. در حديثى نقل مى‌كند پدرشان در شأن اين فرزند چنين فرمودند: «مرحبا كه تو همانند ابراهیم خليلى آن‌جا كه جبرائيل عرض كرد آيا از من حاجتى دارى؟ ابراهیم گفت: من كسى را بر پروردگارم مقدم نمى دارم، بلكه خداوند براى من كافى است و نيكو سرپرستى است»[۸].

خصوصيات روحى امام سجاد(ع) عنوان بخش سوم كتاب است. مؤلف در اين بخش از كتاب صفات فراوانى از امام سجاد(ع) برمى‌شمرد كه اين صفات و خصوصيات روحى و عناصر نفسانى باعث شده بود كه ايشان در زمان خويش همتا نداشته باشد. لذا در روايتى از سعيد بن مسيب كه يكى از بزرگان مدينه است مى‌گويد «من هرگز كسى را بالاتر از على بن الحسين(ع) نديده‌ام. و هيچ‌گاه او را نديدم مگر آن‌كه از خودم بيزار شدم»[۹].

بخش چهارم كتاب درباره امامت است. مؤلف، اين بخش را با تعريف، صفات و ضرورت امام و معرفى ائمه(ع) توسط پيامبر(ص) و نيز امامت از زبان امام سجاد(ع) آغاز مى‌كند. مؤلف در معرفى امام از زبان خودش چنين مى‌گويد كه امام سجاد(ع) مى‌فرمايند: «ماييم ائمه مسلمين و حجت‌هاى خدا بر جهانيان و بزرگ مؤمنان و پيشواى روسفيدان و سرپرست مؤمنان...»[۱۰]در ادامه نيز نصوصى كه دلالت بر امامت امام سجاد(ع) مى‌كند و در پايان برخى از خبرهاى غيبى از امام سجاد(ع) را متذكر شده است.[۱۱].

بخش پنجم كتاب درباره اظهارات ديگران راجع به شخصيت والاى امام سجاد(ع) است. درباره بزرگى امام سجاد(ع) همه علماء اتفاق نظر دارند بر اينكه ايشان منحصر به فرد بود و هيچ‌كس در فضايل، علوم و تقوا به او نمى‌رسيد به‌گونه‌اى برخى از بزرگان، گاه دست او را بوسيده و از تو تبرک مى‌جستند[۱۲].

مؤلف در اين بخش، نظرات بزرگان درباره امام سجاد(ع) را به دو بخش معاصرين امام و مورخين تقسيم نموده و در ذيل هر كدام موارد فراوانى از فضيلت امام سجاد(ع) آورده است. در پايان نيز چند نكته مأخوذ از اين نظرات گوشزد كرده است.[۱۳].

مؤلف در بخش ششم كتاب به رفتار و عملكرد امام در برابر مصائب كربلا پرداخته است. ايشان با ذكر نمونه‌هايى از عملكرد امام در قبل، حين و بعد از واقعه عاشورا، اشاره مى‌كند و مى‌گويد كه امام سجاد(ع) با خطبه‌هاى بليغ در شام چنان تأثير عميقى در توده مردم نهاد كه بعضى آهسته به يكديگر از دغل‌بازى سران بنى‌اميه و ضرر و زيان جبران‌ناپذيرى كه گريبان ايشان را گرفته بود سخن مى‌گفتند به‌طورى كه همگى نسبت به يزيد بدبين شده و به چشم حقارت و پستى به او مى‌نگريستند[۱۴].

بخش پايانى جلد اول درباره عبادات امام سجاد(ع) است. مؤلف اين مطلب را متذكر مى‌شود كه آن‌حضرت در تاريخ تنها كسى است كه زين‌العابدين و سيد الساجدين لقب گرفته است.[۱۵]سپس بخشى از اعمال عبادى امام را برمى‌شمرد به‌گونه‌اى كه ايشان را برترين انسان زمان خويش معرفى مى‌كند. درباره کیفیت نماز آن‌حضرت چنين نقل شده كه ايشان بعد از استعمال عطر و پوشيدن لباسهاى خشن به‌گونه‌اى به نماز مى‌ايستاد كه «رنگ مبارکش دگرگون مى‌شد و از ترس خدا اعضاى بدنش مى‌لرزيد و در نمازش همچون بنده ذليل كه در برابر پادشاهى مقتدر ايستاده باشد مى‌ايستاد»[۱۶].

مؤلف در موارد بسيارى به اقوال شاذ و روايات موضوع اشاره كرده و آنها را رد كرده است.[۱۷].

بنابراین در جلد اول، ابعاد عظيم شخصيت امام و امامت آن بزرگوار، همگامى آن‌حضرت در قيام اباعبدالله الحسين(ع) و جلوه زيباى عبادت آن بزرگوار بررسى شده است.

در جلد دوم كتاب از علم امام، مواعظ و حكمت‌هاى درربارش سخن رفته است. در ذيل عنوان مؤلفات امام(ع) به تفصيل از صحيفه سجاديه، مناجات خمس عشر، رساله حقوق و از آنچه در منابع به عنوان «كتاب على بن الحسين» آمده است بحث شده است. در واقع محتواى اين مجموعه تاكنون در اين جلد به معارف اسلامى اختصاص يافته است. در ادامه گزارشى از اصحاب و راويان امام به ترتيب حروف الفبا (بعد از حرف ياء كنيه و اسامى زنان آمده است)، حاكمان و سردمداران زمان امام سجاد(ع) و نيز تحليلى از زندگانى سياسى امام(ع) و نيز چگونگى موضع امام در مقابل حاكمان و حوادث روزگار و قيام‌هايى كه صورت مى‌گيرد، از ديگر مباحث ارزشمند اين جلد از كتاب است.

در بخش پايانى كتاب با عنوان «به بهشت برين» درباره کیفیت شهادت آن‌حضرت، تصريح بر امامت امام باقر(ع)، وصاياى امام به پسرش باقر العلوم(ع) و كفن و دفن امام سخن رفته است.[۱۸].

وضعيت كتاب

نویسنده در پاورقى‌هاى كتاب علاوه بر توضيح برخى از لغات به مستندسازى مطالب كتاب پرداخته است. فهرست محتويات هر جلد نيز در انتهاى آن جلد آمده است.


پانويس

  1. مقدمه مؤلف، ص16
  2. همان، ص7
  3. متن كتاب، ج1، ص21-31
  4. همان، ص37
  5. همان ص36
  6. همان، ص37
  7. همان، ص43
  8. همان، ص48
  9. همان، ص75
  10. همان، ص108
  11. همان، ص120-122
  12. ص125
  13. همان، ص148-149
  14. همان، ص178
  15. همان، ص187
  16. همان، ص189-190
  17. همان، ص24 و50
  18. همان، ج2، ص419-423

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.

وابسته‌ها