خاطرات دیوان بیگی (میرزا حسین‌خان)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
خاطرات دیوان بیگی (میرزا حسین خان) از سال‎های 1275 تا 1317 قمری (کردستان و طهران)
NUR11420J1.jpg
پدیدآوران

دیوان‌‌بیگی‌، حسین ‌بن‌ رضاعلی‌ (نویسنده)

افشار، ایرج (به کوشش)

دریاگشت، محمد رسول (به کوشش)
ناشر اساطير
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1382 ش
چاپ 1
شابک964-331-128-7
موضوع

ایران - تاریخ - قاجاریان، 1193 - 1344ق.

دیوان بیگی، حسین بن رضا علی، 1276 - 1334ق. - خاطرات
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏DSR‎‏ ‎‏1391‎‏ ‎‏/‎‏د‎‏9‎‏خ‎‏2‎‏

خاطرات دیوان بیگی (میرزا حسین‌خان) از سال‌های 1275 تا 1317 قمری (کردستان و طهران) به كوشش ايرج افشار و محمد رسول درياگشت صورت گرفته است. خاطرات ديوان بيگى سرگذشتى است، خودنوشت از ميرزا حسين ديوان بيگى كردستانى، مشتمل بر سوانح زندگانى او در دوران اقامت كردستان و سپس از روزگار سكونتش در تهران، به انضمام يادداشت‌هاى پراكنده‌اى كه در سنوات گوناگون تا سال 1331 قمرى نوشته است.

ساختار

كتاب از دو بخش و چند پيوست تشكيل شده است. در پايان تصاويرى از شخصيت‌ها و مهرها به همراه نمودارى از شجره خانواده ديوان بيگى كردستانى ذكر شده است.

گزارش محتوا

اين خاطرات كه به قلم يكى از رجال سطوح ميانى و متوسط دولت در عصر قاجار به رشته تحرير درآمده، به ويژه از جهت آگاهى بر حوادث غرب كشور كردستان و کرمانشاه، آمد و رفت حكام و نايب الاياله‌هاى آن جا و اقدامات مهم ايشان در دوران سلطنت ناصرالدين شاه از يك سو، و به دست آوردن اطلاعات ديگر و گاه فزون‌تر درباره تهران و برخى رجال دوران ياد شده، از سوى ديگر ارزشمند است. هر چند به دليل اين كه نویسنده آن از سطح يك مامور ساده ديوانى، موقعيت و نفوذ بيشترى نيافته، لذا اطلاعات جزئى و اخبار تا كنون پنهان مانده‌اى در آن نمى‌توان يافت، ليكن پرتو دگرى است، بر شيوه زندگى و حكومت و نوع روابط موجود ميان رعايا و حكام از يك سو و ميان حكام و واليان و نايبان و ساير مقامات ادارى و صاحبان مناصب از جهت ديگر كه نوع خود به عنوان يك مأخذ تاريخى ارزشمند و قابل استفاده است.

بخش نخست در برگيرنده خاطرات ميرزا حسين‌خان از زمان تولد و طفوليت تا زمان فوت پدرش، ميرزا رضاعلى است. اين زمان از سال 1275 ه.ق كه ميرزا رضاعلى به منصب ديوان بيگى منصوب مى‌شود و صاحب خاطرات در سال بعد 1276ه.ق متولد مى‌گردد و هم زمان با سال يازدهم سلطنت ناصرالدين شاه بوده، آغاز مى‌شود و تا سال 1301ه.ق كه پدرش دار فانى را وداع مى‌گويد، ادامه مى‌يابد. اين بخش از خاطرات درباره حوادث كردستان و کرمانشاهان است. وى از آمدن و رفتن بيش از هشت حاكم يا نايب الاياله بر كردستان و کرمانشاهان در مدت بيست و شش سال ياد شده و حوادث ايام آن‌ها و اقدامات مهم ايشان صحبت مى‌كند. از جمله اين حكام عبارت بوده‌اند از: امان‌الله خان ثانى مشهور به غلامشاه خان ملقب به ضياء الملك؛ فرهاد ميرزا معتمدالدوله پسر عباس ميرزا نايب‌السلطنه و عموى ناصرالدين شاه، عبدالعلى ميرزا احتشام‌الدوله، طهماسب ميرزا مويدالدوله، امامقلى ميرزا عمادالدوله برادر كوچكتر مويدالدوله، عمادالدوله ملقب به حشمت‌السلطنه، غلامرضاخان شهاب‌الملك ملقب به آصف‌الدوله، سلطان مراد ميرزا حسام‌السلطنه، مسعود ميرزا ظل‌السلطان، محمودخان ناصرالملك.

در اين رفت آمد حكام، ميرزا رضاعلى ديوان بيگى گاه مقام و مرتبتى عالى كسب مى‌كند و بر قدرت و حيطه نفوذش افزوده مى‌شود و گاه برعكس، مورد غضب قرار مى‌گيرد، دستگير و زندانى شده و حتى دچار سوء قصد مى‌شود كه شرح آن‌ها را فرزندش در خاطرات خانه پدرى بازگو كرده است.

اگر چه بخش زيادى از خاطرات را، گزارش از حوادث سياسى كردستان و تلاش‌هاى حكام و ماموران دولتى تشكيل مى‌دهد؛ اما در عين حال اطلاعات ارزشمندى درباره آداب و رسوم مردم مثل عروسى و عزادارى، شيوه زندگى و روابط افراد، روابط مالك و رعيت، روابط و مبادلات اقتصادى اجتماعى، مجازات‌ها و جرايم، مراسم اعطاى خلعت و القاب، ايلات كردستان، مسائل سرحدى با عثمانى، توصيفى از طلق بستان، اشاره‌اى به مشايخ نقشبنديه از جمله آداب و شيوه زندگى و مراسم خاص آن‌ها و خانقاه‌ها و خوراك ايشان، اشاره‌اى به حوادث اروپا، ياغى‌گرى و شورش‌هاى محلى و بسيارى مطالب جزئى ديگر كه از چينش آن‌ها در كنار يكديگر تصويرى از زندگى مردم و شيوه حكومت‌دارى عصر قاجار در غرب كشور به دست مى‌آيد.

بخش دوم شامل خاطرات نویسنده از دوران اقامت در تهران، از سال 1310 تا 1317 ه.ق است. ميرزا حسين‌خان، پس از فوت پدر راهى تهران مى‌شود تا شغل مناسبى در دستگاه حكومت دست و پا كند. وى ابتدا به مرحوم ميرزا يوسف مستوفى‌الممالك نزدیک شد. پس از آن مدتى را با فخ‌الملك اردلان گذرانيد و سپس وكيل‌السلطنه برادر اتابك مربوط شد و با پسران اتابك حشر و نشر پيدا كرد و از اين طريق در دستگاه امين‌السلطان به خدمت درآمد و در سفرهاى شاه، به ويژه در اطراف تهران؛ مانند جاجرود و فيروزكوه و دماوند جزو اردو بوده و بارها براى رفع امور حكومتى فيروزكوه به آن جا رفته است.

اين بخش از خاطرات به دليل اين كه نویسنده در زمره مجريان امور قرار داشته و به مقامات عاليه نرسيده، از اين رو با رجال بر جسته و صاحب منصبان عالى رتبه حشر و نشر نداشته، لذا فاقد جزئيات حوادث و رويدادهاى سياسى است، ليكن از جنبه آگاهى و از وضع تهران و برخى حوادث آن؛ مانند اتمام راه آهن حضرت عبدالعظيم، شيوع بيمارى ربا، جشن سال پنجاهمين سلطنت ناصرالدين شاه، قتل ناصرالدين شاه، سرنوشت ميرزا رضا، به سلطنت رسيدن مظفرالدين شاه، عزل اتابك و اقوامش، آداب و رسوم ماه رمضان و جشن نوروز و ساير آداب و رسوم ارزشمند است.

كتاب از سه پيوست برخوردار است.

در پيوست نخست بعضى يادداشت‌ها و اشعار پراكنده ميرزا حسين‌خان ديوان بيگى كه به تفاريق ايام نوشته شده، از سال 1301 تا 1331ه.ق را در بر مى‌گيرد، آورده شده است.

در پيوست دوم هفده فرمان و حكم مربوط به ميرزا رضاعلى نايب‌الوزاره و ديوان بيگى كردستان آمده كه پيش از اين، در جلد بيستم فرهنگ ايران زمين در سال 1353 نيز چاپ شده بودند.

پيوست سوم شامل 61 نامه از ديوان عدليه اعظم به مهر عباسقلى معتمدالدوله جوانشير و همچنين از حكامى، مانند عزيزخان سردار كل و حسام‌السلطنه و ديگران به ميرزا رضاعلى ديوان بيگى و يا مربوط به او است.

در صفحات پايانى عكس‌هايى از خانواده بيگى و تصوير اسناد چاپ شده و پس از آن فهرست‌هاى اعلام آمده است.

در دفتر خاطرات ديوان بيگى بعضى يادداشت‌ها و اشعار پراكنده كه توسط او به تفاريق ايام درج شده است كه همه را براى مزيد فايده در پيوست نخستين آورده شده است.

وضعيت كتاب

نمونه‌هايى از نامه‌ها و مهرهاى در پايان كتاب به تصوير در آمده است.

فهرست‌هاى اعلامى چون نام اشخاص، نام‌هاى جغرافياى و اقوام و اصطلاحات و امور مدنى در پايان كتاب ذكر شده است.

در پايان به تصحيح و تنظيم و چاپ محققانه اثر نيز بايد اشاره كرد. فهرست مفصل مطالب به صورت سال‌نامه نگارى كه خواننده را با يك نگاه سريع به محتوا رهنمون مى‌گردد و با سرعت و سهولت مى‌تواند، دريابد آيا خواسته‌اش در متن كتاب يافت مى‌شود يا نه.

منابع مقاله

  1. متن و مقدمه كتاب
  2. مجله اطلاع رسانى و كتابدارى، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، دى و بهمن 1382 شماره 75و 76 نویسنده مجتبى تبريز نيا تبريزى.