دستور الاعقاب

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
دستور الاعقاب
NUR11823J1.jpg
پدیدآوران

نواب طهرانی، مهدی (نویسنده)

آل داود، علی (اهتمام)
عنوان‌های دیگر رساله‌ انتقادی و سیاسی از اوایل عصر قاجار
ناشر نشر تاريخ ايران
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1376 ش
چاپ 1
شابک964-6082-04-1
موضوع ایران - تاریخ - قاجاریان، 1193 - 1344ق.
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏DSR‎‏ ‎‏1311‎‏ ‎‏/‎‏ب‎‏4‎‏د‎‏5
نورلایب مشاهده

دستورالاعقاب رساله‌اى است، به زبان فارسى تألیف مهدی نواب طهرانی كه در آن نویسنده، ضمن انتقاد از حاج ميرزا آغاسى صدر اعظم محمدشاه از اوضاع نابسامان ايران دراين دوره تاريخى سخن به ميان آورده است.

اين رساله در سال 1260ق1844/م. به رشته تحرير درآمده است.

ساختار

كتاب؛ مشتمل بر مقدمه‌اى به قلم مصحح و محقق آقاى سيد على آل داود و دو بخش است:

بخش نخست متن دستورالاعقاب و بخش دوم ذيل رساله دستور الاعقاب.

گزارش محتوا

دستور الاعقاب را شايد بتوان نخستين اثر سياسى و انتقادى مستقل دانست كه در عهد قاجاريه تألیف شده و متضمن مطاعن و مثالب حاج ميرزا آقاسى است. و البته مؤلف در آن خيلى هم بى‌طرف نيست و دشمنى او با حاجى مسلم است. او گذشته از لقب هادم الانجاب كه به وى داده و مكرر آن را به كار برده و نيز مطالبى كه بر طعن و لعن حاجى نوشته، در پاره‌اى گزارش‌ها و حكايات راه افراط پوئيده است. او از ميان نويسندگان عهد قاجار تنها كسى است كه همه اقدامات حاج ميرزا آقاسى را تخطئه كرده است و به نكوهش او در همه زمينه‌ها پرداخته است. غير از درگيرى‌هاى شخصى علت اصلى نارضايتى مؤلف اين اثر و ساير روشنفكران آن روزگار از حاجى اين بود كه وى چون بر مسند صدارت قرار گرفت، همه كارگزاران دولتى را كه ايرانى بودند، از كار بر كنار كرد و مقامات ديوانى را به مهاجرين ايروانى كه هم وطنان او بودند، واگذار كرد. نگارنده دستورالاعقاب هم در سراسر كتاب بارها به اين موضوع اشاره كرده است.

دستور الاعقاب در حقيقت نه تاريخ است و نه تذكره احوال شخصى، بلكه رساله‌اى سياسى است. براى اولين بار بود كه مؤلفى در زبان فارسى رساله‌اى با اين اسلوب پرداخت. بعد از او ميرزا محمدخان مجدالملك رساله مجديه را در سال 1287ق1870/م نوشت؛ اما محتملا او در نگارش رساله خود گوشه چشمى به دستور الاعقاب داشته است.

دستور الاعقاب براى بررسى و تحقيق در تاريخ دوره قاجار اثرى قابل توجه و شايسته بررسى دقيق است. اسلوب نگار‌ش آن البته اديبانه، سنگين، متكلف و مصنوع و همراه با آيات قرآنى احاديث، جملات، عبارات، امثال و اشعار فراوان عربى است و در هر صفحه بارها به اين گونه مطالب استشهاد جسته است. غير از اين‌ها در مواردى كه مؤلف راجع به مسائل مختلف سياسى و اقتصادى آن دوره سخن مى‌راند، شيوه نگارش او سهل، روان، آسان و دلپذير و بى تكلف است، به گونه‌اى كه اگر استشهادات آن را حذف نمائيم، متنى بسيار خواندنى و مقبول به دست مى‌آيد و خواندن آن براى عموم آسان خواهد بود. اصل اين رساله به تصريح مؤلف در سال 1260ق1844/م تألیف شد. اما ذيل آن سه سال بعد در اول پادشاهى ناصرالدين شاه و هم به نام او نگارش يافت.

دراين كتاب سرگذشت و نام برخى از رجال دولتى چون ميرزا نبى‌خان قزوينى معيرالممالك حسين‌خان مراغه‌اى و بهاءالدين بيك دنبلى پسر عبدالرزاق بيك حاجى خان گنجه‌اى و سعدالدوله و حاج محمدحسين خان اصفهانى آمده است. نيز از حاجى ابوالقاسم رشتى، بازرگان يزد و حاج ابراهيم‌خان كلانتر پسر حاج هاشم شيرازى سخن رانده شده و از سر سپردگى اكثر اين افراد به بيگانگان با سختى انقاد كرده و با روشى خاص و لحنى تند اعمال اين اشخاص را كه ايران مداران آن روزگار بودند، براى اعقاب و آيندگان بيان نموده است.

وضعیت کتاب

كتاب؛ مشتمل بر پاورقى‌هاى به قلم مصحح و فهرست مآخذ و اعلام و فاقد فهرست مطالب مى‌باشد.

منابع مقاله

  1. فهرست كتاب‌هاى سيد على آل‌داود، سايت كتابنامه.
  2. سايت خانه كتاب.
  3. مقدمه مصحح.