دیوان داوری شیرازی

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏‏دیوان داوری شیرازی
NUR28677J1.jpg
پدیدآوران

داوري شيرازي، محمد بن محمدشفيع (سراينده)

نورانی وصال، عبدالوهاب (گرد آورنده)
عنوان‌های دیگر ‏ديوان داوري شيرازي
ناشر وصال
سال نشر مجلد1: 1370ش,
موضوع شعر فارسي - قرن 13ق.
زبان فارسي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‏PIR‎‏ ‎‏7018‎‏ ‎‏/‎‏د‎‏9

‏دیوان داوری شیرازی، سروده داوری شیرازی، مجموعه اشعاری است مشتمل بر قصائد، غزلیات، قطعات، مسمطات، ترکیب‎بندها و مثنویات در موضوعات گوناگون اجتماعی و اخلاقی و... که به اهتمام دکتر نورانی وصال جمع‎آوری شده است.

ساختار

پس از مقدمه‎ای کوتاه و شرح حال داوری توسط گردآورنده، محتوای کتاب در چهار بیاض ارائه گردیده است.

گزارش محتوا

نورانی وصال در مقدمه کتاب در مورد جایگاه داوری شیرازی سخن به میان آورده و بیان می‎دارد که: «بدون شک، داوری شیرازی یکی از بزرگ‎ترین شعرای ایران است و به نظر منتقدان صاحب‎نظر او اشعر شعرای دوره قاجاریه است. شادروان پدر بزرگوارم روحانی وصال در جوانی از جهت علاقه به شعر داوری کلیه دیوان وی را به خط نستعلیق زیبا با مرکب مرقوم داشت و برای طبع به هندوستان فرستاد. چون متصدی و سرمایه‎گذار طبع دیوان در هندوستان ورشکسته شد، امر چاپ معوق ماند و در اثر کهنه شدن مرکب چاپ دیگر امکان طبع میسر نگردید. پس از سال‎ها در سال 1330 بار دیگر عزم به طبع دیوان گرفت و با کسالت فراوانی که داشت دیوان را به چاپ رسانید. متأسفانه طبع کتاب آن‎طور که باید و شاید دلخواه نبود و در فرصتی که پیدا شد چاپ تازه دیوان را به‎عهده گرفتم و تصحیحات و تجدید نظر کامل و اضافه نمودن اشعاری که از جنگ‎ها و مرقعات و اوراق پراکنده به مرور ایام به دست آمده بود، به حلیه طبع آراستم»[۱].

در ابتدای کتاب در بخشی به‎طور مفصل به شرح حال و خصوصیات و توانایی‎های داوری پرداخته شده است.

دیوان داوری در چهار بیاض مشتمل بر قصائد، غزلیات، قطعات، مسمطات، ترکیب‎بندها و مثنوی‎ها به خط وی موجود است. همچنین قطعات و مثنوی‎هایی بر اوراق پراکنده از وی به‎جای مانده که کلا در این دیوان به حلیه طبع آراسته شده است. برای شناخت تحول و کیفیت شاعری وی اشعار چهار دفتر به‎ترتیب تقدم و تأخر در پایان دیوان آورده شده تا دانش‎پژوهان را راهگشای سیر شاعری شاعر از ابتدا تا پایان عمر باشد.

اشعار داوری از تازگی و کیفیت خاصی برخوردار است؛ به‎طوری‎که معانی و مضامین و طرز ادای کلام وی را در دیگر دواوین کمتر می‎توان یافت و صبغه سخن وی کاملا از دیگر شعرا ممتاز است. منتقدین و صاحبان تذکره همه کم‎وبیش به بزرگی مقام او در شاعری اذعان کرده‎اند. شادروان مهدی حمیدی، وی را اشعر شعرای عصر قاجار می‎داند و درباره سنخ سخن و امتیاز وی بر دیگران بیان می‎دارد که داوری گل سرسبد خانواده وصال است و باآنکه زود از دنیا رفته، یک دنیا ذوق و لطف از خود به یادگار گذاشته. سبک اصلی او را از این جهت قصیده‎سرایی می‎توان گفت که این نوع شعر در دیوان او بیشتر از سایر انواع شعر یافت می‎شود و الا در اقسام سخن بیش‎وکم مهارت و هنرمندی داشته. اکثر مسمط‎های او که به سبک و شیوه مسمطات منوچهری پرداخته شده، از جهت لفظ و معنی بهترین مسمط‎های زبان فارسی است[۲].

بیشتر قصائد داوری نعت رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و مدح ناصرالدین شاه و شاهزادگان و حکام فارس و برخی دیگر همچون محمد شاه قاجار، حسین خان نظام‎الدوله والی فارس، حسام‎الدوله و غیره است[۳].

اشعاری که به بحر متقارب، از او وجود دارد و آن مقدمه‎ای است که بر شاهنامه فردوسی گفته شده، شعرهای تمام‎عیاری است که با اشعار خوب فردوسی برابری می‎کند. ترجیع‎بند‎ها و ترکیب‎بندها و سایر اقسام شعری که از وی باقی مانده، غالبا خواندنی و لذت‎بخش و بر ذوق سرشار و لطف بیان وی شاهدی حی و حاضر است. موضوعات اشعار او از موضوعات اشعار محمود خان و سروش و قائم‎مقام متنوع‎تر و دیوان او محتوی تغزلات، تشبیبات، شکواییه‎ها و مدایح و مناقب انبیا و مراثی ائمه(ع) و بعضی موضوعات خاص دیگر است. وجه امتیاز داوری بر دیگران همین موضوعات خاص است که در این اشعار به حقیقت معنای شعر، به درجات، از معاصرین خود نزدیک‎تر شده و در بعضی از آنها داد فصاحت را داده است. در این اشعار است که با قبر پدرش سخن می‎گوید، از مسافرت و فراق برادرانش حرف می‎زند، از دست کسانی که با او می‎ستیزند به لحن جان‎سوزی گله می‎کند، برادران به‎هندرفته خود را با لطف بیانی به شیراز و رکن‎آباد، می‎خواند، نشستن کنیزک سیاه خود را در بستر سفید به هنگام خواب ترسیم می‎نماید، چیزهایی که دیگران از ذکر آنها عجز داشته یا به خیال ذکر آنها نیفتاده‎اند به نظم می‎آورد، نقش پندارها و آرزوها و تأثرات را می‎نماید و چشم خواننده روشن می‎گردد که بعد از سال‎های سال، شاعری پیدا شده که برخلاف دیگران معلوم است دلی در سینه‎اش می‎تپد و قلبی در نهادش می‎خروشد، متأثر می‎شود، شکوه می‎کند، خوشحال می‎شود، فریاد شادی می‎کشد، سریع التأثیر است، زود می‎رنجد، کسانی را که به پدرش خرده می‎گیرند به زندگی و زبان‎آوری خود تهدید می‎کند، عرق حمیتی دارد، بوی محبت و الفتی از گفتار او به مشام می‎رسد، گرمی حرارت خانوادگی که در دواوین دیگر تجلی نیافته، در دیوان وی آشکار شده، قلب افسرده را گرم و روشن می‎کند و این نکات مجموعا نشان می‎‎دهد که داوری را موجب و باعثی بر سخن گفتن بوده است[۴].

«پاکی، مناعت، صدق، وفا و خلوص از اشعار وی می‎تراود و از انتقادهای شدید پروا نمی‎کند؛ به این دلایل است که نگارنده معتقد است در این قرن کسی بالفطره از داوری شاعرتر نیست و برخی از اشعار اوست که دل خواننده را تکان می‎دهد و شنونده را در جذبه و خلسه‎ای فرومی‎برد. از این لحاظ داوری یکی از بزرگ‎ترین شعرای این عصر محسوب می‎شود و بعضی از قصاید او از قصاید طراز اول فارسی محسوب می‎گردد. اما در طرز ادای مطالب، یعنی در آنجا که فکر برای نمایش خود به قالب کلمات نیازمند است، شاعری است در اغلب اشعار، بادقت؛ ولی در مدیحه‎سرایی به حکم مجاورت و مصاحبت گاه‎گاه زیر نفوذ گفتار قاآنی قرار گرفته و متأسفانه مدایحی شبیه به مدایح او گفته است. بااین‎همه در قدرت فکر و ابداع معانی شور و هیجانی که خاص شاعر است، بر همه معاصرین خود پیشی گرفته و بیشتر از دیگران شعر را وسیله ابراز احساسات لطیف و عواطف و تأثرات انسانی قرار داده است. شعر او در گوش، صدای اشعار منوچهری و طنین اشعار خاقانی را دارد و باآنکه به‎ظاهر به اقتضای اکثر بزرگان شعر سخن گفته، جایز است به سبب برخی معانی نو او را یکی از گویندگان مبدع و فحل این عصر بنامیم و مخصوصا چون این خواص با تبحر در دو یا سه زبان توأم بوده و به حد کافی به لطف طبیعی پیرایه صنعت بخشیده، او را از شعرای ممتاز ساخته و اگر گاه‎گاه در توصیف خود چنین ابیاتی دارد:

دیده باشید همان شاعر پیراری استکز سر کلکش آب حیوان جاری است

لاف نزده و هرزه‎گویی نکرده است.

عیب خاصی که در اشعار داوری به نظر نگارنده رسیده این است که در مسمط‎ها مخصوصا عمد داشته که ابیات را به سبب کاستن حروف یا به علت شکستن کلمات در محل اتصال افاعیل عروضی بشکند و چون داوری یکی از مردان دانشمند این عصر است و به قول تذکره‎نویسان، رساله‎ای در علم عروض و رساله دیگر در علم معانی و بیان دارد، دشوار است که این عیب را به نادانی منسوب کنیم و شاید از این کار احساس لطفی می‎کرده که تا گوش خیلی آشنا نشود، آن احساس را نمی‎کند»[۵].

وضعیت کتاب

فهرست چهار بیاض کتاب در آخر آن ذکر شده است.

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه کتاب، ص‎5
  2. ر.ک: شرح حال داوری، ص26-27
  3. ر.ک: همان، ص27
  4. ر.ک: همان، پاورقی ص‎27
  5. ر.ک: همان، ص28-29

منابع مقاله

مقدمه کتاب و بخش شرح حال داوری.

وابسته‌ها