روات و محدثین نهج البلاغه (دشتی)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
روات و محدثین نهج البلاغه (دشتی)
NUR03545J1.jpg
پدیدآوران دشتی، محمد (نویسنده)
ناشر مؤسسه فرهنگی تحقيقاتی اميرالمؤمنين علیه‌السلام
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1378 ش
چاپ 1
شابک964-6422-11-X
موضوع

علی بن ابی‌طالب(ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. نهج‌البلاغه - مأخذ

محدثان شیعه
زبان عربی
تعداد جلد 2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏38‎‏/‎‏085‎‏ ‎‏/‎‏د‎‏5‎‏ر‎‏9‎‏ ‎‏1378
کتابخوان مشاهده


روات و محدثين نهج‌البلاغه، تأليف محمد دشتى به زبان عربى است كه در دو مجلد راويان نهج‌البلاغه را با ذكر آدرس گردآورى كرده است. اين اثر را مى‌توان كامل‌ترين اثر در مورد اسناد و مدارک نهج‌البلاغه دانست.

ساختار

نویسنده همان ساختار نهج‌البلاغه را لحاظ كرده است و به ترتيب خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌ها روات و محدثين را در پانوشت صفحات ذكر و در آخر نيز آدرس آن را آورده است. مجلد اول مشتمل بر خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌ها تا حكمت 81 و مجلد دوم نيز مشتمل بر باقى حكمت‌هاست.

گزارش محتوا

يكى از ويژگى‌هاى مهم منابع روائى دانشمندان شيعه، نقل سلسله روات و محدثين، همراه روايات وارد شده از طرف رسول گرامى اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) مى‌باشد. شناسايى راويان و ناقلان يك حديث، از عصر ظهور آن تا زمان ما، جايگاه ارزشى حديثى را به خوبى روشن مى‌سازد و در طبقه‌بندى روايت و ارزيابى و بررسى ارزش وجودى آن را يارى مى‌دهد.

علت اينكه يك حديث طرد مى‌شود يا ملاك عمل قرار مى‌گيرد، با عنوان «صحيح» و «موثق» و «حسن» در جهت استنباط احكم الهى قرار داده مى‌شود، تا حدود زيادى به سلسله روات و شناخت راويان احاديث ارتباط دارد. از اين‌رو محدثان بزرگ شيعه همواره در منابع روائى خود ضمن جمع‌آورى و ثبت و تبويب روايات بدست آمده، روات و محدثين آن را نيز دقيقاً مى‌آورند تا فاصله زمانى نقل حديث، از زمان صدور تا عصر ما قابل شناسايى و بررسى گردد.

اما هزاران افسوس كه سيد رضى(ره) در آن روزگاران سبز تشيع كه از هزاران منبع ارزشمند تحقيقاتى «بيت‌الحكمه» برخوردار بود، سلسله روات و محدثين را در كنار خطبه‌ها و نامه‌ها و حكمت‌ها ثبت نفرمود و نهج‌البلاغه را به گونه‌اى «مرسل» نقل كرد. نقل نهج‌البلاغه بدون آوردن سلسله روات و محدثين، باعث شد تا در محافل فقهى فقهاء بزرگوار شيعه راه نيابد، و در انزوا بماند و با عنوان «مرسله سيد رضى» جزو رواياتى قرار بگيرد كه از نظر كاربردى نقشى در صدور فتوا، اجتهاد و استنباط احكام الهى نداشته باشد.

با احساس اين ضرورت كه سلسله روات و محدثين نهج‌البلاغه بايد شناسايى شود، كتاب حاضر كه حاصل هفت سال تحقيق و مطالعه در منابع شيعه و سنى است، تأليف گرديد. پيش از اين «استناد نهج‌البلاغه» توسط امتياز على‌خان عرشى و «مصادر نهج‌البلاغه «به قلم سيد عبدالزهرأ حسينى تأليف شده بود كه اين اثر نواقص آن آثار را جبران نمود. با اينكه زمان زيادى براى تكميل كتاب صرف شده است؛ اما با اين حال روات تعدادى از خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌ها ذكر نشده است. نویسنده در اين رابطه چنين توضيح مى‌دهد: «روات و ناقلان تعدادى از خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌ها را نتوانسته‌ايم، شناسايى كنيم، زيرا منابع تحقيقاتى سيد رضى(ره) در بيت‌الحكمه بغداد آن روزگاران، دست‌خوش حوادث فراوان گرديد، و بسيارى از منابع تحقيقاتى و كتب و آثار دانشمندان شيعه در آتش فتنه‌ها سوختند، تاراج رفتند،...».

نویسنده متذكر مى‌شود كه اگر آن مقدار از سلسله روات و محدثين نهج‌البلاغه در اين كتاب آمده است، فقهاء بزرگوار را كفايت نكند، و يا آن قسمت از نهج‌البلاغه كه روات و محدثان آن را نيافته‌ايم، خاطر محققان را نگران سازد، باز مشكل مهمى نخواهد بود، زيرا مباحث و مفاهيم نهج‌البلاغه در بسيارى از موارد با روايات «حسن» و «صحيح» و «موثق» تشابه دارد، و اين تشابه در لفظ يا معنا، گوياى صدور مفهوم آن در روايات گوناگون است.

البته از اين نكته نيز نبايد غفلت نمود كه بسيارى از حديث‌شناسان آگاه معتقدند، خطبه‌ها و نامه‌ها و حكمت‌هاى نهج‌البلاغه، آنچنان در اوج فصاحت و بلاغت است و چنان والا و بى‌نظير است كه اصولا احتياج به سلسله راوى ندارد، زيرا مگر كسى جز حضرت امير(ع) قدرت خلق چنان خطابه‌ها را داراست؟ و شايد سيد رضى(ره) با همين باور و يقين از آوردن سلسله روات در نهج‌البلاغه خوددارى كرده است.

برخى از خطبه‌ها و نامه‌ها و حكمت‌هاى نهج‌البلاغه در منابع و مآخذ منتشر شده قبل از سيد رضى(ره) به صورت يك خطبه با اسم خاصى نقل گرديده است كه سيد رضى با گزينش عبارت‌هاى انتخابى(تقطيع) برخى از قسمت‌هاى آن را به صورت يك خطبه جداگانه يا نامه و حكمتى مستقل آورده است كه روات و محدثين آن مشترك است. نویسنده در ابتداى كتاب اين خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌هاى داراى نام مشترك را ليست كرده است.

وضعيت كتاب

فهرست مطالب و منابع و مآخذ به تفكيك در انتهاى جلد دوم كتاب آمده است.

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب