روحانیت و حوزه‌های علمیه از دیدگاه امام خمینی(س)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
روحانیت و حوزه‌های علمیه از دیدگاه امام خمینی(س)
NUR37145J1.jpg
پدیدآوران

موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) (محقق)

خ‍م‍ی‍ن‍ی‌، روح‌الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (نویسنده)
ناشر موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(س)
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1391 ش
چاپ 5
شابک964-335-036-3
موضوع خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368 - پیام‏ها و سخنرانی‏ها - نظریه درباره روحانیت - نظریه درباره حوزه‌های علمیه
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‎‏DSR‎‏ ‎‏1574‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ر‎‏9‎‏ر‎‏9‎‏ ‎‏1391*

روحانیت و حوزه‌هاى علميه از ديدگاه امام خمينى(س)، دفتر دهم از آثار موضوعى تبيان است كه توسط مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره) استخراج و تنظيم شده است. از آنجا كه حوزه‌هاى علميه و علماى متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع، مهم‌ترين پايگاه محكم اسلام در برابر حملات و انحرافات و كجروى‌ها بوده‌اند، امام راحل نيز در عالى‌ترين جايگاه اين نهاد؛ يعنى «مرجعيت»، از نقش خطير و والاى اين قشر غافل نبوده و داراى ديدگاه‌هاى ژرف و منحصربه‌فرد در اين زمينه مى‌باشند. اين اثر با عناوينى چون هويت روحانیت، هشدارها و توصيه‌ها و حوزه‌هاى علميه، تقديم علاقه‌مندان گرديده است.

ساختار

كتاب مشتمل بر يك مقدمه و شش فصل است. در تنظيم قطعات و سخنان منتخب هريك از فصول و عنوان‌هاى فرعى، ترتيب و توالى تاريخى صدور آنها از طرف امام ملاك عمل بوده است، نه توالى منطقى مطالب.

گزارش محتوا

در مقدمه كتاب پس از بررسى رهنمودها، رئوس ملاحظات و توجهات حضرت امام در رابطه با روحانیت و حوزه‌هاى علميه و در آخر نيز ملاحظاتى درباره كتاب ذكر شده است.[۱]

امام خمينى(ره) در خصوص ايفاى نقش عظيم علمى و معنوى روحانیت اسلام در جهان تشيع مى‌فرمايند: «ترديدى نيست كه حوزه‌هاى علميه و علماى متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع، مهم‌ترين پايگاه محكم اسلام در برابر حملات و انحرافات و كجروى‌ها بوده‌اند. علماى بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده‌اند تا مسائل حلال و حرام الهى را بدون دخل و تصرف ترويج نمايند. اگر فقهاى عزيز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومى به‌عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل‌بيت(ع) به خورد توده‌ها داده بودند[۲]

امام(ره) پاسدارى و دفاع روحانیت از اسلام را اين‌گونه تبيين مى‌فرمايند: «اينكه فرموده‌اند «فقها حصون اسلامند»؛ يعنى مكلفند اسلام را حفظ كنند و زمينه‌اى را فراهم آورند كه بتوانند حافظ اسلام باشند و اين از اهم واجبات است و از واجبات مطلق مى‌باشد نه مشروط و از جاهايى است كه فقهاى اسلام بايد دنبالش بروند، حوزه‌هاى دينى بايد به فكر باشند و خود را مجهز به تشكيلات و لوازم و قدرتى كنند كه بتوانند اسلام را به تمام معنا نگهبانى كنند؛ همان گونه كه خود رسول اكرم(ص) و ائمه(ع)حافظ اسلام بودند و عقايد و احكام و نظامات اسلام را به تمام معنا حفظ می‌كردند»[۳]

در نگاه امام، دنياطلبى به‌عنوان يكى از آفت‌هاى فردى و اجتماعى ذكر شده است: «حوزه‌هاى روحانیت، محل تدريس و تعليم و تبليغ و رهبرى مسلمانان است. جاى فقهاى عادل و فضلا و مدرسين و طلاب است. جاى آنهاست كه امانت‌دار و جانشين پيغمبران هستند. محل امانت‌دارى است و بديهى است كه امانت الهى را نمى‌توان به دست هركس داد. آن آدمى كه مى‌خواهد چنين منصب مهمى را به عهده بگيرد و ولى امر مسلمين و نايب اميرالمؤمنين باشد و در اعراض، اموال و نفوس مردم، مغانم، حدود و امثال آن، دخالت كند، بايد منزه بوده، دنياطلب نباشد»[۴]

يكى از موضوعاتى كه در فصل آخر كتاب ذكر شده، تأكيد امام بر نظم و انظباط در حوزه‌هاست: «يكى از امور مهمى كه مورد توجه بزرگان و علماى حوزه علميه قم بوده است، لكن عمل مثبتى درباره آن انجام نگرفته، ايجاد نظم و انضباط در حوزه‌هاست، كه لازم است از حوزه علميه قم شروع شود و به‌طور جدى و اساسى عمل شود؛ البته اين امر براى حفظ حوزه‌ها از ورود عناصر منحرف از حيث عقايد و اخلاق و اعمال از اهم وظايف شرعى است، كه به عهده همه خصوصاً فضلا و علما و مدرسين مى‌باشد و با همكارى جدى همگان و با تأييد مراجع معظّم مى‌تواند جامه عمل پوشد»[۵]

ملاحظاتى چند درباره اين مجموعه:

  1. اين مجموعه به روحانیت به‌عنوان قشر وسيع حاملان، مفسران و مدافعان دين نظر داشته و بحث اختصاصى نقش رهبرى و ولايت جامعه اسلامى را كه درعين‌حال بارزترين نمود و تجلى رسالت روحانیت است، به مجموعه جداگانه‌اى سپرده است تا از نظر حجم و جنبه‌هاى صورى چاپ، اين مجلد در حد متعارف عرضه گردد.
  2. از آنجا كه روال تنظيم اين مجموعه‌هاى موضوعى، انتخاب قطعات برگرفته از آثار امام در خصوص موضوع يا مبحث معينى است كه مطابق فهرست عناوين اصلى و فرعى، به‌صورت تفكيك‌شده و منقطع از توالى بحث حضرت امام آورده مى‌شود، طبعاً نارسايى‌ها و كاستى‌هايى خواهد داشت كه در صورت لزوم بايد صدر و ذيل بحث را از طريق مجموعه آثار حضرت امام دنبال نمود. درعين‌حال، در اين مجموعه چهار پيام و سخنرانى كه طى آن اختصاصاً به مباحث مرتبط به روحانیت پرداخته شده بود، به‌صورت جامع و تفكيك‌نشده آورده شد تا كليت نگرش آن حضرت در اين‌گونه خطاب‌ها محفوظ بماند. بديهى است در مورد همين پيام‌ها طبق روال معمول نيز عمل شده است و قطعات منتخب از آنها حسب مورد، ذيل عناوين و موضوعات ذى‌ربط نيز آمده است.
  3. از آنجا كه حضرت امام خود به هنگام ايراد سخنرانى يا كتابت پيام‌ها، لزوماً به تفكيك موضوعات بدان صورت كه در اين نوع مجموعه‌ها بدان پرداخته شده است، عنايت نداشته‌اند، اين قبيل تفكيك‌هاى موضوعى و تشخيص آنكه هر قطعه بيشتر مرتبط با كدام موضوع است، به‌دشوارى ممكن مى‌گردد و چه‌بسا مواردى كه مطالب واحد، به موضوعات متعددى ارتباط دارند. در اين‌گونه موارد كوشش شده است حتى‌الامكان از تكرار قطعات در موضوعات گوناگون خوددارى شود و هر قطعه منحصراً در اصلى‌ترين موضوع مرتبط با آن آورده شود. درعين‌حال، در مواردى كه احساس مى‌شد قطعه مورد نظر داراى آن‌چنان اهميتى است كه فقدان مكرر آن در ذيل ديگر عناوين، به فهم كامل موضوع لطمه مى‌زند، از تكرار خوددارى نشده است؛ اما در اين‌گونه موارد ممكن است حسب مورد، نقاط شروع و پايان قطعات منتخب يك‌سان نباشد و متناسب با موضوع، حذف و اضافاتى صورت گرفته باشد. با عنايت به اين نكته، طالبان انديشه امام در خصوص هريك از عناوين فرعى اين مجموعه، بى‌نياز از مراجعه و توجه به مطالب تنظيمى ذيل ساير عناوين قريب نيستند.
  4. در تنظيم مطالب اين مجموعه، سواى از تفكيك موضوعى براى تنظيم مطالب ذيل هريك از عناوين فرعى، براساس ملاك تاريخى و ترتيب زمانى صدور آنها اقدام شده است. به اين ترتيب، مطالب منقول از كتب و آثار تأليفى بر اساس تاريخ تأليف و مطالب مستخرج از سخنان و پيام‌ها نيز به ترتيب تاريخ صدور تنظيم شده است. در مورد وصيت‌نامه آن حضرت، على‌رغم آنكه زمان نگارش آن، سال 1361 بوده است، به لحاظ ماهيت آن، زمان قرائت متن، يعنى روز بعد از ارتحال، منظور شده است.[۶]

وضعيت كتاب

فهرست مطالب در ابتداى كتاب آمده است. مشخصات كامل مآخذ براساس شماره مسلسل مندرج در پايان هر فيش در انتهاى كتاب آورده شده و فهرست منابع نيز پس از آن آمده است.

توضيح برخى الفاظ و عبارات در پاورقى‌هاى كتاب ذكر شده است.

پانويس

  1. مقدمه، ص12-14
  2. همان، ص39
  3. همان، ص184
  4. همان، ص445
  5. همان، ص649
  6. ر.ک: مقدمه، ص13-14

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.