زبدة التواريخ (حافظ ابرو)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
زبدة التواریخ (حافظ ابرو)
NUR11170J1.jpg
پدیدآوران

حافظ ابرو، عبدالله بن لطف‌الله (نويسنده)

حاج سید جوادی، کمال (مصحح)
ناشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1380 ش
چاپ 1
شابک964-422-365-9
موضوع

ایران - تاریخ - تیموریان، 771 - 911ق.

ایران - روابط خارجی - چین

ایران - سفارتخانه‏‌ها و کنسولگری‏ها - چین

چین - روابط خارجی - ایران
زبان فارسی
تعداد جلد 4
کد کنگره
‏‎‏DSR‎‏ ‎‏1097‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏2‎‏ز‎‏2
نورلایب مشاهده

زبدة التواريخ از مهم‌ترين وقايع‌نگارى نيمه نخست سده نهم قمرى، شامل رويدادهاى پس از مرگ تيمور تا نيمه فرمانروايى شاهرخ تيمورى، تألیف شهاب‌الدين عبدالله بن لطف‌الله خوافى يا بهدادينى، مشهور به حافظ ابرو متوفى 833ق است.

ساختار

نويسنده كتاب را در چهار بخش يا ربع تقسيم كرده است. ربع اول، شامل كلياتى درباره تاريخ و سپس آفرينش آدم تا برافتادن ساسانيان، ربع دوم، ظهور اسلام و خلافت اموى تا برافتادن خلافت عباسى، ربع سوم، تاريخ ايران از عهد صفويان تا زوال ايلخانان را دربردارد.

بخش چهارم كتاب، يا به نوشته حافظ ابرو، از مرگ ايلخان ابوسعيد تا سال 830ق است. اين بخش، خود، در دو قسمت تنظيم شده است: قسمت اول، رويدادهاى پس از سقوط ايلخانان تا روى كار آمدن تيمور و سپس ذكر تحولات دوره فرمانروايى تا مرگ او را دربردارد، كه براى تألیف آن عمدتاً از ظفرنامه شامى استفاده شده است. قسمت دوم، رويدادهاى پس از سال 807ق؛ يعنى دوره جنگ جانشينى ميان فرزندان تيمور و سپس فرمانروايى شاهرخ را در برمى‌گيرد. ثبت اين وقايع پس از آن ادامه نيافت، زيرا حافظ ابرو چندى بعد در گذشت، در واقع، نام زبده‌التواريخ بر همين ارباع اطلاق شده است.

گزارش محتوا

مؤلف از نويسندگان پركار دوره تيمورى بود، وى از همان آغاز در دستگاه تيمور فعاليت داشت و از همان آغازين سال‌هاى تكاپوى تيمور، براى كسب قدرت، از همراهان او شد و به تدريج در گرو نخبگان دربار درآمد.

پس از آغاز يورش‌هاى تيمور، به همراه او در اين لشكركشى‌ها شركت كرد و پس از مرگ تيمور، از نزدیک ان دربار شاهرخ تميورى شد. حافظ ابرو با حضور طولانى مدت در دربار تميور و جانشين او و ديدار از سرزمين‌هاى گوناگون توانست، شايستگى‌ها و مهارت‌هاى ادبى و تاريخ‌نگارى خويش را به كمال برساند.

شكوفايى تاريخ‌نگارى حافظ ابرو در دوره فرمانروايى شاهرخ، تا اندكى پيش از درگذشت او بود. حافظ ابرو در اين عهد كار تألیف و ترجمه چندين متن تاريخى و جغرافيايى را به پايان رساند. تاكيد او بيشتر بر تاريخ‌نويسى بود و با اين كه در سال 817ق به دستور شاهرخ، كار ترجمه متون جغرافيايى؛ همچون مسالك و ممالك و صورالاقاليم، را در پيش گرفت و بخش عمده‌اى از آن را نيز به پايان آورد؛ اما در همين فعاليت نيز بيشتر، مهارت‌هاى خود را در تاريخ‌نگارى به نمايش گذاشت و ميزان قابل توجهى اطلاعات تاريخى را در آن درج كرد، كه از آن جمله مى‌توان به تعريف او از تاريخ، در ابتداى جغرافياى حافظ ابرو، اشاره كرد، كه حاوى كلياتى در انديشه سياسى و شناخت تاريخ، به مثابه يك فن است. او ذيلى در جامع‌التواريخ نوشت و در عين حال ذيل ظفرنامه شامى را در سال 817، تألیف تاريخ شاهرخى را آغاز كرد.

مجموعه تأليفات حافظ ابرو زمينه را براى در پيش گرفتن برنامه‌اى بزرگ براى تألیفى جامع در تاريخ جهان آماده ساخت. از جمله دستاوردهاى اين برنامه، تألیف كتاب مجمع‌التواريخ السلطانيه بود كه زبده‌التواريخ بايسنقرى ميرزا آغاز كرد.

اين كتاب، در واقع بخش چهارم تاريخى عمومى است كه مجمع‌التواريخ السلطانيه نام دارد. و حافظ ابرو آن را براى بايسنقر بن شاهرخ متوفى 837ق، شاهزاده تيمورى، به نگارش درآورده بود.

در ميان تأليفات حافظ ابرو، زبده‌التواريخ اهميت و ارزشى ويژه دارد. گر چه ديگر آثار او، حتى آن دسته از آثارى كه رونويسى متون متقدم به شمار مى‌رود، هر يك گوشه‌هايى از توانايى‌هاى او در تاريخ و ادب نشان مى‌دهد؛ اما زبده التواريخ، به ويژه بخش پس از مرگ تيمور و رخدادهاى دوره جانشينان او و سپس وقايع عهد شاهرخ تا سال در گذشت او، در اين ميان اهميت بسزايى دارد. زبده‌التواريخ دو بخش اساس دارد. بخش يكم آن در واقع ذيل ظفرنامه شامى است. و از آن جا كه شامى تمامى دوره حيات تيمور را ثبت نكرده است، بنابراين بخش يكم متمم ظفرنامه شامى به شمار مى‌رود. حافظ ابرو در اين بخش با رونويسى بخش ظفرنامه شامى زندگى و بر آمدن تيمور را روايت مى‌كند. اما اين رونويسى همراه با افزايش و كاهش اطلاعات و تغيير در شيوه نگارش صورت گرفته است. در مواردى او حتى روايتى از شامى را حذف و خبرى جديد را به جاى آن آورده است. مثلا مقايسه روايت شامى درباره يورش او به سيستان با آنچه حافظ ابرو رونويسى كرده، ميزان اين تغييرات را به خوبى نمايان مى‌كند.

در برخى موارد او صورت محافظه كارانه اخبار مندرج در ظفرنامه را تغيير مى‌دهد و روايت واقعى را نقل مى‌كند. بخش دوم، زبده‌التواريخ رويدادهاى دوره شاهرخ را دربردارد كه سفرنامه غياث‌الدين نقاش هم در همين بخش درج شده است. تقويم مورد استفاده در زبدةالتواريخ به صورت ثبت رويدادها در هر سال است. او علاوه بر منابع مكتوب و مدارك ديوانى، از ديده‌ها و شنيده‌هاى خود نيز استفاده كرده است.

زبده‌التواريخ براساس سال‌هاى اوليه فرمانروايى شاهرخ منبعى منحصر به فرد است. تاريخ‌نگارى او بر دقت در ثبت رويدادها و تاكيد بر ذكر سال مبتنى است. او در ذكر رويدادهاى معاصران شاهرخ به كوتاه‌نويسى پرداخته است. در كتاب او رويدادهاى جنگى اهميت دارد و به تفصيل درباره آنها سخن گفته است؛ اما درباره زندگى فرهنگى و مذهبى اطلاعات چندانى عرضه نشده است.

اين كتاب دربردارنده تاريخ جهان از آغاز تا سال 830ق است.

منابع مقاله

  1. تاريخ نگارى درايران، ترجمه يعقوب آژند.
  2. جغرافيا حافظ ابرو، به كوشش صادق سجادى.
  3. متن و مقدمه كتاب.
  4. دانشنامه زبان و ادب فارسى جلد سوم.