سرح العيون في شرح رسالة ابن زيدون

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
سرح العيون في شرح رسالة ابن زيدون
NUR10169J1.jpg
پدیدآوران

ابراهیم، محمد ابوالفضل (محقق)

ابن زیدون، احمد بن عبدالله (نویسنده)

ابن نباته، محمد بن محمد (شارح)
عنوان‌های دیگر

الـرسالـه الهزلیه. شرح

رساله ابن زیدون
ناشر المکتبة العصرية
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1419 ق یا 1998 م
چاپ 1
موضوع

ابن زیدون، احمد بن عبدالله، ۳۹۴ - ۴۶۳ق. الرساله الهزلیه - نقد و تفسیر

شعر عربی - قرن 5ق.

نثر عربی - قرن 5ق.
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏PJA‎‏ ‎‏3817‎‏ ‎‏/‎‏ر‎‏528‎‏الف‎‏2*
نورلایب مشاهده

سرح العيون في شرح رسالة ابن زيدون، اثر ابن نباته (686 - 768ق) است كه به درخواست ابوالفداء و احتمالاً در دمشق نوشته شده است. مؤلف، در اين اثر، پس از گزارش زندگى ابن زيدون، احمد بن عبداللّه اندلسى(463 ق)، به شرح رساله هزليه او مى‌پردازد كه ابن زيدون، آن را از زبان ولاده، دختر مستكفى و خطاب به ابن عبدوس نگاشته است. از ميان شرح‌هاى مختلفى كه بر رساله ابن زيدون نوشته شده، اين شرح از همه معروف‌تر است.

ساختار

شرح حال و زندگانى و تأليفات او، مطالب آغازين كتاب است، سپس متن رساله هزليه ابن زيدون و در ادامه شرح اين رساله كه «سرح العيون» نام دارد، ذكر شده است و در پايان فهارس كتاب ياد شده است.

گزارش محتوا

مؤلف، قبل از اينكه رساله هزليه را شرح نمايد، در مقدمه‌اى بيان مى‌دارد كه من خود را در حد شارح اين رساله ارزش‌مند نمى‌بينم، اما به‌جهت امتثال امرى كه به من شده، اين كار را در حد اختصار انجام داده‌ام.

در ادامه، از روش اين رساله، مطالبى را عنوان مى‌دارد كه با معرفى ابن زيدون و شخصيت علمى و ادبى وى آغاز مى‌گردد، سپس به ذكر سبب انشاء اين رساله مى‌پردازد و بيان مى‌دارد كه يكى از عوامل گريز ابن زيدن از قرطبه، روابط وى با ولاده بوده است.

از آن‌جا كه اين روابط و پى‌آمدهاى آن، در زندگى و شعر ابن زيدون تأثيرى ژرف داشته، بررسى اجمالى آن ضرورى است. ولاده، دختر المستكفى بالله، زنى زيبا و بى‌پروا بود. او خود را از قيد آداب و رسوم رها ساخته و به‌ويژه پس از سقوط خلافت اموى(423ق)، رفتارى آزاد و بى‌محابا در پيش گرفته بود و از آن‌جا كه از ادب و هنر نيز بهره فراوان داشت، در خانه خود محفل‌هاى ادبى و هنرى تشكيل مى‌داد و در آنها پذيراى بزرگان ادب و سياست مى‌شد. ابن زيدون كه در اين هنگام در اوج شهرت بود و در عالم سياست نيز مقامى والا داشت، احياناً در يكى از همين مجالس با ولاده آشنا شد و همچون بسيارى ديگر از بزرگان پايتخت شيفته او گشت. روابط اين دو به زودى به عشقى پرشور مبدل شد و آوازه آن بر سر زبان‌ها افتاد.

شاعر، نخستين ملاقات خويش را با ولاده پس از آشنايى با او شرح داده است. با اين‌همه، چندى بعد، ولاده به دلايلى از شاعر رنجيد و از او روى‌گردان شد. دل‌جويى‌هاى مصرانه شاعر نيز كه گاه به عتاب مى‌آميخت و سرانجام نيز به خشم و خشونت گراييد، نه تنها از آزردگى ولاده نكاست، بلكه رفته رفته و سرانجام به‌كلى او را از شاعر گريزاند و به ديگر عشاق متمايل كرد. در ميان اين شيفتگان، ابن قلاس و ابن عبدوس از همه شناخته‌ترند. ابن زيدون نيز نوميد از بازيافتن ولاده، خشم خود را بر سر رقيبان ريخت و نخست به دوست خود، ابن قلاس و سپس به ابن عبدوس تاخت و در قصايدى آنان را از ارتباط با ولاده برحذر داشت، اما چون ابن عبدوس را در عشق رقيبى سرسخت يافت و دانست كه او در صدد جلب محبت ولاده است، رساله‌اى گزنده و طنزآميز نگاشت و در آن، ابن عبدوس را سخت به باد تمسخر گرفت. اين رساله، كه به اسم «رساله هزليه» معروف است، به زودى در سراسر اندلس شهرت يافت و مايه رسوايى ابن عبدوس گرديد، چنان‌كه وى ناگزير شد تا مدت‌ها از ولاده كناره گيرد. خود ولاده نيز از حملات ابن زيدون بى‌نصيب نماند و شاعر در همان رساله، تصويرى اهانت‌آميز از او پرداخت.

مؤلف، در شرح اين رساله، ابتدا با ذكر شماره، طى 168 بند، قسمت‌هايى از عبارت «رساله هزليه» را آورده و سپس به شرح آن پرداخته است. وى، به توضيح لغاتى كه در متن اين رساله آمده، از طريق كتبى مانند«مفردات» راغب، دقت داشته و از جهت ادبيات عرب و مباحث صرف و نحوى نيز به بررسى آن پرداخته است. هم‌چنين در هر قسمت كه نام اشخاصى ذكر شده، شارح، به معرفى و شرح حال آن شخصيت اشاره نموده است.

وضعيت كتاب

پايان كتاب، شامل دو فهرست: يكى، فهرست موضوعات و ديگرى، فهرست عام مى‌باشد. فهرست عام، داراى 12 فهرست به قرار زير است:

  1. لغت؛
  2. خطب و وصايا؛
  3. رسائل؛
  4. امثال؛
  5. اشعار؛
  6. انصاف ابيات؛
  7. ارجاز؛
  8. اعلام؛
  9. قبايل و امم و فرق؛
  10. امكنه و بقاع؛
  11. كتب؛
  12. مراجع شرح و تحقيق.

محقق كتاب، آقاى محمد ابوالفضل ابراهيم مى‌باشد كه پاورقى‌هاى كتاب نيز از ايشان است.

منابع مقاله

  1. متن و مقدمه كتاب؛
  2. دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، جلد سوم.