ظفرنامه خسروی: شرح حکمروایی سید امیر نصرالله بهادر سلطان بن حیدر (1277-1242 هـ.ق) «در بخارا و سمرقند»

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
ظفرنامه خسروی: شرح حکمروایی سید امیر نصرالله بهادر سلطان بن حیدر (1277-1242 ق) «در بخارا و سمرقند»
NUR11508J1.jpg
پدیدآوران

مؤلف ناشناخته (قرن 13 ق) (نويسنده)

ستوده، منوچهر (مصحح)
عنوان‌های دیگر شرح حکمروایی سید امیر نصرالله بهادر سلطان بن حیدر (1277-1242 ق) «در بخارا و سمرقند»
ناشر مرکز پژوهشی ميراث مکتوب
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1377 ش
چاپ 1
شابک964-90733-4-5
موضوع

امیر نصرالله بهادر، 1221 - 1277ق. - سرگذشت‌نامه

ایران - تاریخ - قاجاریان، 1193 - 1344ق.

سیاستمداران ایرانی - سرگذشت‌نامه
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏DSR‎‏ ‎‏1329‎‏ ‎‏/‎‏ظ‎‏7‎‏

ظفرنامه خسروى، كتابى است به زبان فارسى، نوشته مؤلفى ناشناخته درباره تاريخ فرارود(ماوراء النهر) و افغانستان.

ساختار

كتاب حاضر، شامل مقدمه ناشر، پيشگفتار مصحح؛ آقاى منوچهر ستوده، ترجمه مقدمه روسى كتاب، ديباچه مؤلف و بيست و پنج گفتار است.

گزارش محتوا

ظفرنامه خسروى در بيان سلطنت سيد امير نصرالله بهادر سلطان (1242 تا 1277ق) ابن امير حيدر سلطان بن امير معصوم سلطان بن امير محمد دانيال است كه از بازماندگان سلاطين منغيتيّه مى‌باشد. منغيتيّه يا منغيتيون سلسله‌اى از خان‌هاى بخارا كه از زمان ابوالفيض خان از ملوك جانيه و معاصر نادر شاه افشار به قدرت رسيدند. منغيتيّه منسوب به حكيم اتاليق (لقبى مطابق اتابيگ) ابن خدايار، اتاليق منغيت هستند كه ابوالفيض خان به سبب عياشى، اداره امور مملكت را به او سپرده بود. و منغيت اصلا نام قبيله‌اى از قبايل مغول است كه نخستين بار در تاريخ رشيدى بدان اشاره شده است. از آن پس از منغيت و قنقرات به عنوان دو قبيله مهم ترك نام برده شده است.

در مقدمه اثر حاضر، مؤلف به سبب تألیف كتاب اشاره مى‌كند، سپس شرح شورش قبچاق را در دشت ميانكال در سال‌هاى 1821-1825م. بيان مى‌كند كه پايه‌هاى سلطنت امير حيدر را لرزاند و از طرف سربازان امير بى‌رحمانه سركوب شدند. شرح مرگ امير حيدر، سلطنت سيد امير نصرالله بهادر سلطان بن حيدر حاكم بخارا و سمرقند(1242 تا1277ق.) و در پايان از فوت امير نصرالله خبر مى‌دهد.

ويژگى‌ها

بنا به قول اسماعيل رحمت اُف، ارزش تاريخى ظفرنامه خسروى و اهميت آن نسبت به ديگر آثار اين مقطع تاريخى در آن است كه:

  1. مؤلف، بنابر موقع بلند اجتماعى خود، به همه گونه مواد رسمى دسترسى داشته و از آن‌ها در كتاب خود فايده برده است.
  2. در بسيارى از حوادث كه در زمان امير نصرالله رخ داده‌اند، خود حضور داشته و شاهد بوده است.
  3. مى‌توان گفت وقايع اساسى آسياى ميانه و افغانستان، در كتاب موردنظر، بى‌طرفانه قلمداد شده‌اند.
  4. در كتاب اسناد و ارقام و سنوات و نام‌هاى اشخاص و اصطلاحات سياسى و دولتى فراوان درج گرديده است.

براى تشخيص كامل اهميت ظفرنامه خسروى واجب است كه اخبار آن با اخبار منابع ديگر با دقت تام مقايسه و مقابله كرده شوند.

وضعيت كتاب

كتاب حاضر فاقد پاورقى و تحشيه و مشتمل بر فهرست مطالب و اعلام و جاى‌ها مى‌باشد.

منابع مقاله

  1. جلالى، نادره، نقد «ظفرنامه خسروى»، آيينه ميراث، زمستان 1378 و بهار 1379،‌ش 7 و 8، ص38-40.
  2. پيش‌گفتار مصحح.