قرآن و بهداشت روان

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
قرآن و بهداشت روان
NUR13246J1.jpg
پدیدآوران صادقیان، احمد (نويسنده)
ناشر پژوهشهای تفسير و علوم قرآن
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1387 ش
چاپ 2
شابک964-2534-11-8
موضوع

اسلام و بهداشت روانی

بهداشت روانی - جنبه‏‌های قرآنی
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BF‎‏ ‎‏51‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏ص‎‏2‎‏

قرآن و بهداشت روان، اثر «احمد صادقيان» (متولد 1348ش) است كه در آن، تأثيرهاى مثبت اعتقادات (توحيد، توكل، تسليم، رضا، اميد، دعا، اعتقاد به معاد و...) و آثار مثبت يا منفى روابط خانوادگى (ازدواج، صله رحم، مشورت و...)، پيوندهاى اجتماعى (حلم، گذشت، مدارا، خوش‌گمانى، تغافل، رازدارى، انصاف و...) و مسائل اقتصادى (زكات، خمس، انفاق و...) را در سلامت و بهداشت روانى از منظر قرآنى به‌صورت مستند و تحليلى بررسى كرده و به‌صورت دقيق و جزئى و با ذكر مثال‌هاى متعدد توضيح داده است.

ساختار

اثر حاضر، از مقدمه ناشر و متن اصلى كتاب (شامل پنج فصل: 1. كليات؛ 2. نقش اعتقادات در بهداشت روانى؛ 3. بهداشت روانى در خانواده؛ 4. نقش روابط اجتماعى در بهداشت روانى؛ 5. نقش مسائل اقتصادى در بهداشت روانى)، تشكيل شده است.

زبان و ادبيات اين اثر، متناسب با نسل معاصر، روان و زيبا است. نويسنده از منابع قابل توجهى (149 كتاب) از آثار معتبر عربى و فارسى انديشمندان قديم و جديد براى توليد اثر حاضر بهره برده است.

شيوه نويسنده در اين اثر، آموزشى و كاربردى است و به همين جهت، نخست، مباحث نظرى و قوانين كلى را مطرح كرده و بعد با ارائه مثال‌هاى فراوان به توضيح مصاديق و تطبيق آن اصول بر موارد جزئى و مشخص پرداخته است.

گزارش محتوا

درباره محتواى اين اثر چند نكته گفتنى است:

  1. ناشر در مقدمه مختصرش - كه آن را در تاريخ 1385/4/5ش، نوشته - تأكيد كرده است: «... مركز تحقيقات قرآن كريم المهدى(عج) كه به همت چند نفر از اساتيد حوزه و دانشگاه در سال 1384ش، سامان يافت و به‌عنوان نخستين مركز پژوهشى قرآنى كشور، در وزارت علوم ثبت شد، توفيق يافت كه در مدت كوتاهى چند بخش را فعال سازد؛ از جمله، واحد انتشارات... و گروه قرآن و علم... اكنون كتاب «قرآن و بهداشت روان» تقديم مى‌شود كه نوعى تفسير موضوعى است»[۱]
  2. نويسنده، تأكيد كرده است كه كسانى كه داراى فكر مثبت هستند، خوشحال‌تر، زنده‌تر و فعال‌ترند. اينان كارها را انجام مى‌دهند و عملى مى‌سازند، ممكن است بسيار هم اشتباه كنند. اينان وقت خود را به اين نحو ضايع نمى‌سازند كه در باب چيزهايى كه هرگز واقع نمى‌شوند، پريشان‌حواس و نگران و ناراحت شوند[۲]
  3. يكى از نكته‌هاى جالبى كه نويسنده ذكر كرده، اين است: اولين نوع صله رحم، ديدار اقوام و خويشاوندان است. در روايات مى‌خوانيم كه در صورت لزوم يك سال مسافرت كن تا با خويشانت رابطه برقرار كنى. در مرحله بعد، صحبت كردن و سلام كردن به يكديگر نيز جزو صله رحم شمرده شده است و كمترين حدّ صله رحم، آزار نرساندن به خويشاوندان است و از اين حدّ، فرد هرچه بيشتر روابط را گسترش دهد، به دستورهاى خداوند بهتر عمل كرده است. ديد و بازديد خويشاوندان، زمينه‌اى براى حمايت اجتماعى فراهم مى‌كند. در مرتبه اول، برون‌ريزى عاطفى و بيان مسائل و مشكلات زندگى كمترين حدّ حمايت است. مشورت و نظرخواهى در امور، استفاده از تجارب و كسب اطلاعات مفيد براى زندگى خانوادگى از فوايد شناختى ملاقات‌ها است...[۳]
  4. نويسنده، تأكيد كرده است كه مهلت دادن به بدهكار يكى از حمايت‌هاى اقتصادى در اسلام است. اسلام اجازه نمى‌دهد كه خانه و وسايل ضرورى زندگى افراد را به‌خاطر بدهى آنها توقيف كنند يا از آنها بگيرند، بلكه طلبكاران تنها از مازاد آن مى‌توانند حقّ خود را بگيرند و اين حمايت روشنى از حقوق قشرهاى ضعيف جامعه است... شخص بدهكار كه به پرداخت بدهى خود قادر نيست، هنگامى كه احساس كند به دليل عدم پرداخت بدهى، زندگى او متلاشى نمى‌شود و خانواده‌اش از هم نمى‌پاشد، كمتر دچار فشار و ناراحتى روانى مى‌گردد[۴]
  5. نويسنده، يادآور شده است كه آرزوهاى دنيايى و سطح پايين، فرد را از كسب مراتب بالاى انسانى بازمى‌دارد؛ بنابراين، هرچه فرد از چنين بندهاى بازدارنده آزاد شود، آسوده‌تر مى‌گردد و توان و امكانات خود را در جهت درست به كار مى‌بندد و مى‌تواند نعمت‌هاى الهى را شكر گزارد و موهبت‌ها را به‌درستى دريابد و در آن راهى كه بايد، به كار گيرد؛ به اعمال صالح ملتزم گردد و خود را از فرو رفتن در گرداب حرام‌ها بازدارد[۵]

وضعيت كتاب

براى كتاب حاضر، افزون بر فهرست تفصيلى مطالب[۶]فقط فهرست منابع[۷]، تنظيم شده و متأسفانه ساير فهرست‌هاى فنى (مانند آيات، روايات، اعلام و امكنه و...) فراهم نشده است.

كتاب حاضر، مستند است و نويسنده، ارجاعاتش را به‌صورت پاورقى در پايان هر صفحه آورده است. اين پاورقى‌ها، معمولاً ارجاعى است و نويسنده، نام كتاب مورد استناد و شماره جلد و صفحه مورد نظر را آورده[۸]؛ البته گاه فراموش كرده كه شماره جلد و صفحه مورد نظر را ذكر كند[۹]گاه نام و نشان سوره‌ها و آيات مورد نظر را همراه با متن عربى آيات آورده است[۱۰]

همچنين او گاهى متن عربى روايات مورد استناد را همراه با نام منبع و شماره جلد و صفحه مورد نظر در پاورقى آورده است[۱۱]

با بررسى همه پاورقى‌هاى كتاب حاضر مشخص شد كه نويسنده در اثر حاضر هيچ پاورقى انتقادى نياورده است. همچنين نويسنده گاه از نمودار براى تفهيم بهتر مطالب استفاده كرده است[۱۲]يكى ديگر از نوآورى‌هاى نويسنده، آن است كه در پايان هر فصلى خلاصه مطالب همان فصل را براى تسهيل و كمك به تفهيم مباحث آورده است[۱۳]

پانويس

  1. مقدمه كتاب، ص 13 - 14
  2. متن كتاب، ص 65
  3. ر. ك.: همان، ص 147
  4. همان، ص 325
  5. همان، ص 345
  6. مقدمه كتاب، ص 7 - 12
  7. متن كتاب، ص 351 - 358
  8. به‌طور مثال، ر. ك.: همان، ص 18، پاورقى 1 و...
  9. مثلاً ر. ك.: همان، ص 19، پاورقى 1
  10. به‌عنوان مثال، ر. ك.: همان، ص 19، پاورقى 2 و 3 و ص 22، پاورقى 2
  11. مثلاً ر. ك.: همان، ص 45، پاورقى 1؛ ص 64، پاورقى 1، 2، 3 و ص 92، پاورقى 3 و 5
  12. ر. ك.: همان، ص 185 و ص 280
  13. به‌طور مثال، ر. ك.: همان، ص 35، 98، 179، 180 و...

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.