قوت القلوب في معاملة المحبوب و وصف طريق المريد إلی مقام التوحيد

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
قوت القلوب فی معاملة المحبوب و وصف طریق المرید إلی مقام التوحید
NUR01337J1.jpg
پدیدآوران

عیون سود، محمد باسل (مصحح)

ابوطالب مکی، محمد بن علی (نویسنده)
عنوان‌های دیگر طریق المرید للوصول الی مقام التوحید
ناشر دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1417 ق یا 1997 م
چاپ 1
موضوع

آداب طریقت

تصوف - متون قدیمی تا قرن 14

عرفان - دفاعیه‎ها و ردیه‎ها

مرید و مراد
زبان عربی
تعداد جلد 2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏282‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏2‎‏ق‎‏9
نورلایب مشاهده

قوت القلوب فى معاملة المحبوب، كه نام كامل آن «قوت القلوب فى معاملة المحبوب و وصف طريق المريد الى مقام التوحيد»، است، به زبان عربى و از آثار شيخ ابوطالب، محمد بن على مكى در عرفان عملى است و به «قوت القلوب» شهرت دارد.

اين كتاب، مهم‌ترين اثرى است كه از ابوطالب بر جاى مانده و از آغاز، همواره از شهرت و اعتبارى خاص برخودار بوده است.

از قول ابوالحسن شاذلى نقل كرده‌اند كه: «كتاب قوت القلوب، تو را روشنايى مى‌بخشد».

تاريخ تأليف اين كتاب، به‌درستى معلوم نيست، ولى چون در آن از ابوالحسن بن سالم با عبارت «رحمه‌الله» ياد مى‌كند، مى‌توان گفت: زمان نگارش آن، بعد از 360ق، بوده است.

ساختار

كتاب، مشتمل بر چهل و هشت فصل است و در دو جلد تنظيم شده است. حدود 32 فصل در جلد اول و بقيه در جلد دوم ذكر شده است.

شيوه مؤلف، در هر فصلى، بر نقل آيات و روايات و حكايات و اقوال بزرگان در خصوص موضوع آن فصل، استوار است.

گزارش محتوا

«قوت القلوب» را مى‌توان روشن‌ترين و كامل‌ترين بيان تصوف زاهدانه سده‌هاى اوليه و از نخستين كوشش‌هاى جامع و منظم در تطبيق و سازگار كردن آداب و آراء صوفيه با موازين شريعت به شمار آورد.

در اين كتاب، از مايحتاج مريد تا رسيدن به توحيد سخن گفته مى‌شود؛ مايحتاجى اعم از فقه اصغر كه فروع دين و تكاليف شرعى است و فقه اوسط كه علم اخلاق است و فقه اكبر كه عقايد است و نيز از تطبيق تصوف با تشرع و طريقت با شريعت بحث مى‌شود.

عناوين سرفصل‌هاى كتاب به شرح زير است:

  1. در بيان آياتى كه در آنها ذكر معامله است؛
  2. در بيان آياتى كه در آنها اوراد شب و روز ذكر شده است؛
  3. در بيان وظايف واجب و مستحب مريد در روز و شب؛
  4. در بيان اذكار و آياتى كه بعد از نماز صبح مستحب است قرائت شود؛
  5. در بيان گزيده‌اى از دعاهاى بعد از نماز صبح؛
  6. در بيان وظايف مريد بعد از نماز صبح؛
  7. در بيان اوراد هفت‌گانه روز؛
  8. در بيان اوراد پنج‌گانه شب؛
  9. در بيان وقت فجر و حكم دو ركعت آن و حكم وتر و وقت قضا و اداى آن و...؛
  10. در بيان شناخت زوال و زيادى و كمى سايه با قدم‌ها و اختلاف آن در تابستان و زمستان؛
  11. در بيان فضيلت نماز در روزها و شب‌هاى هفته؛
  12. در بيان نماز وتر و فضيلت نماز در شب؛
  13. در بيان اوراد و اذكارى كه مستحب است عبددر هنگام برخاستن از خواب براى تهجد و در وقت بيدار شدن هنگام بامداد بگويد؛
  14. در بيان تقسيم شب براى خوابيدن و شب‌زنده‌دارى و ويژگى‌هاى شب‌زنده‌داران و سحرخيزان؛
  15. در بيان تسبيح و ذكر و نماز بنده در روز و شب و فضيلت نماز جماعت و بيان افضل اوقات اجابت و نماز تسبيح؛
  16. در بيان معامله عبددر تلاوت قرآن و ويژگى تلاوت كنندگان واقعى قرآن؛
  17. در بيان برخى از آيات قرآن كه مشتمل است بر اجمال، ابهام، اختصار، تكرار، تفصيل و ايصال و ستايش دانشمندان و نكوهش بى‌خبران و تفسير آيات غريب و مشكل قرآن؛
  18. در بيان اوصاف ناپسند اهل غفلت؛
  19. در بيان قرائت قرآن با صداى آشكار و تفصيل احكام قرائت به صداى آشكار و آهسته؛
  20. در بيان احياى شب‌هايى كه اميد است احياى آنها داراى فضيلت و استحباب باشد و دوام اوراد در روزهايى كه فضيلت دارند و آن نوزده روز است؛
  21. در بيان جمعه و آداب و رسوم آن و آنچه كه در روز و شب جمعه براى مريد استحباب دارد؛
  22. در بيان روزه و اوصاف روزه‌داران و روزه‌هاى استحبابى و روش‌هاى روزه‌داران در روزه و روزه خاص؛
  23. در بيان محاسبه نفس و مراعات وقت؛
  24. در بيان ماهيت ورد مريد و وصف حال عارف؛
  25. در بيان تعريف نفس و تصريف يافته‌هاى عارفان؛
  26. در بيان مشاهده‌ى اهل مراقبه؛
  27. در بيان اساس و بنيان سلوك مريدان؛
  28. در بيان مراقبه مقربان و مقامات موقنان؛
  29. در بيان اهل مقامات از مقربان و تشخيص اهل غفلت از مطرودان؛
  30. در بيان تفصيل خواطر اهل قلوب و صفت قلب و تمثيل آن به انوار و جواهر؛
  31. در بيان علم و فضيلت آن و اوصاف علما و فضيلت علم معرفت بر ساير علوم و روشن شدن شيوه‌هاى علماى سلف صالح و فضيلت علم سكوت و روش پرهيزكاران در علم و فرق بين علم ظاهر و باطن و بين علماى دنيا و آخرت و فضيلت اهل معرفت بر علماى ظاهر و بيان علماى دنيادار و وصف علم و شيوه تعليم و نكوهش داستان‌ها و سخنانى كه گذشتگان به وجود آوردند و بيان اقوال و افعالى كه مردم در ميان خودشان رواج دادند و بيان فضيلت ايمان و يقين بر ساير علوم و...؛
  32. در بيان شرح مقامات يقين و احوال موقنان كه نه مقام است: توبه، صبر، شكر، رجاء، خوف، زهد، توكل، رضا و محبت؛
  33. در بيان اركان پنج‌گانه اسلام كه عبارتند از: شهادتين، نماز، زكات، روزه و حج؛
  34. در بيان تفصيل اسلام و ايمان و مبانى اسلام و اركان ايمان؛
  35. در بيان اتصال ايمان به اسلام، در معنى و حكم و انفصال آن دو از هم در تفصيل و اسم؛
  36. در بيان فضايل اهل سنت و طريقت و شيوه‌ى پيشوايان پيشين و بيان خصلت‌هاى شريعت و شرطى كه مسلمان، بدان مسلمان مى‌شود و بيان نيكويى اسلام و علائم محبت به خدا و بيان حق مسلمان بر مسلمان و بيان آداب جسد و مباحثى در مورد لحيه و بيان نوافل ركوع؛
  37. در بيان شرح گناهان كبيره‌اى كه اعمال را نابود و عاملان را هلاك مى‌كند و تفصيل آن‌ها و منازل اهل كباير و مسئله محاسبه‌ى كافران؛
  38. در بيان اخلاص و شرح نيت و برترى نيت بر عمل و امر به تحسين نيت در دگرگونى احوال و تحذير از دخول آفت‌ها بر نيت در افعال؛
  39. در بيان مرتب نمودن غذاها با كم كردن آنها يا زياد كردن فاصله آنها و بيان رياضت مريدان در خوردن و فضيلت گرسنگى و شيوه‌ى پيشينيان در كم‌خورى؛
  40. در بيان خوردنى‌ها و نوشيدنى‌ها و آداب و سنن و مكروهات و مستحبات خوردن و آشاميدن و بيان اخبار در فضيلت كم‌خورى و نكوهش شكم‌بارگى؛
  41. در بيان فضايل فقر و واجبات آن و ويژگى عوام و خواص فقراء و تفصيل رد و قبول بخشش و شيوه‌ى پيشينيان در آن و بيان اختلاف بخشندگان در آشكار و نهان كردن بخشش و فضيلت آشكار كردن نزد برخى و تفصيل آن؛
  42. در بيان احكام مسافر و انگيزه‌هاى سفر؛
  43. در بيان احكام امام جماعت و اوصاف امام و مأموم؛
  44. در بيان برادرى ايمانى و مصاحبت و محبت برادران دينى و احكام برادرى دينى و اوصاف محبان؛
  45. در بيان پيمان زناشويى و ترك آن و اينكه كدام‌يك برتر است و گزيده‌اى از احكام زنان؛
  46. در بيان حمام رفتن؛
  47. در بيان اسباب كسب و كار و واجبات و محرمات و مستحبات و مكروهات تجارت و وجوب علم به آنها بر تاجران و بيان اخبار در معاملات و صنايع و شيوه‌ى پرهيزكاران پيشين؛
  48. در بيان تفصيل حلال و حرام و مشتبه و برترى حلال و نكوهش مشتبه.

«قوت القلوب»، در حيات فكرى و روحى بسيارى از عرفاى دوران‌هاى بعد، چون ابوحامد محمد غزالى، شهاب‌الدين سهروردى، ابوالحسن شاذلى و صوفيه طريقه شاذليه، تأثير كلى داشته و معمولا براى سالكان، همچون كتاب راهنما و جامع احكام و لوازم و شرايط سلوك به شمار مى‌رفته است.

ابوحامد غزالى، در تأليف «احياء العلوم» از طرح و شيوه تصنيف اين كتاب پيروى كرده است و در هر دو كتاب، بسيارى از آيات و احاديث و اخبار و نيز شمارى از حكايات و رواياتى كه در بيان مطالب به آنها استشهاد و استناد شده مشابه است.

ابوطالب در «قوت القلوب»، بسيارى از آراء مكتب سالميه را با بسط و تفصيل تمام بازگفته و در اين كار، جانب اعتدال را به نوعى مراعات كرده است كه عرفاى دوره‌هاى بعد در بيان مقاصد خود بدان نظر داشته و از آن بهره گرفته‌اند؛ چنان‌كه ابن عربى در بيان فرق ميان مشيت و اراده حق و عدم تكرار تجليات، در واقع نظر سالميه را بازمى‌گويد.[۱]

«قوت القلوب» يكى از كتاب‌هايى بوده است كه ملاى رومى قبل از تصنيف مثنوى، با آن انس داشته است و اين نبوده مگر به خاطر اينكه «قوت القلوب» در آن زمان، مشهور و معروف بوده است و دليل اين مدعا را دو بيت زير مى‌آورند:

نوح نه‌صد سال در راه سوىبود هر روزيش تذكير نوى
لعل او گويا ز ياقوت القلوبنه رساله خوانده نه قوت القلوب

مراد، از رساله، «رساله قشيريه» تأليف ابوالقاسم قشيرى است و مقصود از «قوت القلوب»، همين كتاب مورد بحث.

باسل عيون السود در مقدمه «قوت القلوب» مى‌نويسد: «كتاب قوت القلوب، از كتاب‌هاى سترگ و بزرگ در دانش تصوف است و از منابع اصيل به شمار مى‌آيد. امام محمد غزالى در تأليف كتاب احياء علوم‌الدين، به اين كتاب اعتماد داشته است؛ چنان‌كه استاد بروكلمان ذكر كرده است، بلكه خود غزالى در كتاب «المنقذ من الضلال»، مى‌گويد: «پس شروع به تحصيل دانش صوفيه از كتاب‌هايشان نمودم، مثل قوت القلوب ابوطالب مكى(ره) و آثار پراكنده از جنيد و شبلى و ابويزيد بسطامى و غير از اينها از كلام مشايخ ايشان، تا به مقاصد علمى ايشان آگاهى يافتم و آنچه از طريقت ايشان امكان داشت با خواندن و شنيدن تحصيل شود، به دست آوردم».

كتاب قوت القلوب، از كتاب‌هايى است كه شهرت چشم‌گيرى پيدا كرد و مورد توجه و اهتمام دانشمندان قرار گرفت».[۲]

وضعيت كتاب

فهرست محتويات هر جلد، در پايان آن ذكر شده است.


پانویس

  1. دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 5، ص 631
  2. مقدمه قوت القلوب، ص 3 - 4