منية المريد في آداب المفيد و المستفيد

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏منية المريد في آداب المفيد و المستفيد
NUR13623J1.jpg
پدیدآوران

شهید ثانی، زین‌الدین بن علی (نويسنده)

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی (محقق)
ناشر جماعة المدرسين في الحوزة العلمية بقم. مؤسسة النشر الإسلامي
مکان نشر ايران - قم
سال نشر مجلد1: 1427ق,
شابک964-470-045-7
موضوع

اخلاق اسلامي

اسلام و آموزش و پرورش

دانش و دانش اندوزي - جنبه‌هاي مذهبي - اسلام
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‏BP‎‏ ‎‏254‎‏/‎‏4‎‏ ‎‏/‎‏ش‎‏9‎‏م‎‏8‎‏ ‎‏1385
نورلایب مشاهده

منية المريد في آداب المفيد و المستفيد، تألیف زین‎الدین بن علی بن احمد عاملی، معروف به شهید ثانی (متوفی 965ق)، از جمله آثاری است که در زمینه اخلاق طلبگی یا دانشجویی و شیوه تعلیم و تربیت از منظر فرهنگ اسلامی در اوایل قرن دهم هجری تألیف شده است.

ساختار

این‎ کتاب‎ ارزشمند‎ در یک مقدمه، چهار باب (در موضوعات علم، فتوا، مناظره و کتابت) و خاتمه (در سه مطلب) تـنظیم و تـدوین شده است. شهید با‎ تکیه‎ بر «آیات قرآن» و «احادیث نبوی» و سخنان ائمه(ع) و دانشوران و حکیمان، شیوه رفتار و ارتباط استاد و دانـشجو باهم و با مردم و رفتارهای شخصی آنان، آداب‎ ویژه کلاس‎ درس‎ و راهنمایی‎های آموزنده و مفید مورد نـیاز جـامعه عـلمی را مورد بحث و بررسی قرار داده است.

گزارش محتوا

این اثـر نفیس، متقن‎ترین‎ نوشتاری است‎ که در باب شیوه تدریس شایستگی‎های دانشجویی در زمینه اخلاق و رفتار دانش‎پژوهی را یادآور شده است و اساتید و دانـشمندان را بـه وظـایف و رسالت خویش به‎خوبی آشنا ساخته و از ارکان اساسی تعلیم و تربیت‎ و نکات‎ دقیق‎ آن پرده بـرداشته اسـت. این‎ اثر نزد علمای ژرف‎اندیش حوزه‎های علمی از موقعیت ویژه‎ای برخوردار بوده و هست و هـمواره دانـشمندان، دانـشجویان را به جایگاه و تأثیر سازنده‎ آن‎ در‎ پیشرفت، آگاه ساخته و به مطالعه آن توصیه نموده‎اند؛ از جمله میرزای شـیرازی‎ بـزرگ(ره)، عموم اهل دانش را به مطالعه آن سفارش کرده است: «چقدر شایسته است که اهـل عـلم‎، مـواظبت‎ نمایند‎ به مطالعه این کتاب شریف و متأدب شوند به آداب مزبوره در آن...»[۱]‎.

بـدون تـردید، یکی از منابع‎ اصلی شهید‎ در‎ نگارش منية المريد، که سـخت تحت تـاثیر آن نیز بوده، کتاب «تذكرة السامع في أدب العـالم‎ و المتعلم»، نوشته بدرالدین بن جماعه کنانی (م 733ق) است. ازاین‎روی‎ در بسیاری‎ از مطالب، نظم ابواب، فـصول و مـستندات به یکدیگر نزدیک هستند. ایـن هم‎خوانی بـه‎‎صورت‎ کلی‎ نـمایان اسـت. امـا در زیاده و کمی مطالب با یکدیگر تـفاوت‎هایی دارند. «مـنية المريد» در ابواب کلی بر «تذكرة‎ السامع»، دو باب، خاتمه و تتمه افزون دارد. البته «تذكرة السـامع» نـیز بابی تحت عنوان «آداب‎ و شرایط‎ سکونت در مـدارس» بر «المنية المريد» اضـافه دارد‎. در‎ مـستندات‎ مباحث، نیز تفاوت‎های جزئی با یـکدیگر دارنـد؛ از‎ جمله «منية المريد» در آغاز باب‎ها و برخی فصول از روایات ائمه دوازده‎گانه(ع) استفاده کرده و افـزون‎ بـر آنچه «تذكرة السامع» از‎ پیامبر‎(ص)، اصـحاب و بـزرگان‎ دانـش‎ آورده‎ است، از روایـات ائمـه شیعه در جای‎‎جای‎ مـباحث سود جـسته است، که این خود امتیاز بسیار والایی است که آن را‎ غنی‎تر‎ و نگرش آن را متقن‎تر و وسیع‎تر کـرده اسـت‎. آنچه به‎طور کلی، اسباب امتیاز‎ کتاب «منية المريد» است، استناد به سخنان گهربار اهل‎بیت(ع) در دو باب است: یـکی در «آداب فـتوی، مفتی و مستفتی و شرایط آن» و دیگری درباره «مناظره، شروط، آداب و آفات آن» و خاتمه درباره مطالب مهمی در‎ اقسام‎ علوم شرعی و نصایح به دانشجویان است[۲]‎. ‎ در باب دوم، شـرایط و اموری که در مفتی‎ معتبر‎ است، احکام و آداب و وظایف فتوادهنده‎، آداب‎ فتوا و صادر کردن حکم، احکام و آداب و وظایف مستفتی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. شهید پس از مقدمه به ‎‎شایستگی‎های مفتی‎ از قبیل: عدالت و فقاهت اشاره می‎کند و بر آن است کـه ‎فـقیه جامع‎الشرایط باید به‎ معارف‎ اسلامی‎، مسائل کلامی و علوم زیربنائی که در شناخت ادله شـرعی نـقش دارد آگـاهی داشته و به موارد‎ اختلاف و اتفاق علما و فقها، در مسائل شرعی آشنا باشد و دارای ملکه نفسانی و قوه و نیرویی قـدسی‎ و ملکوتی باشد که فروع احکام‎ را‎ از اصول و کلیات آن استنباط کند. کسانی که دارای این ویژگی‎ها باشند بـر آنها واجب خواهد بـود نسبت بـه مسائل مورد نیاز خود فتوا دهند و مسائلی که از آنها پرسش می‎شود را پاسخ گویند[۳]‎.

مـطالب باب سوم بدین شرح اسـت‎: در‎ مقدمه‎ فصل اول، شهید فرموده است: مناظره‎ و تبادل فکر و نظر در احکام دینی، بـخش و عـضوی از پیکره دین است و در عمل نیازمند فرصت مـناسب، شرایط‎ و آداب‎ ویژه‎ای‎ اسـت کـه کامیابی در آن در گرو رعایت‎ آن‎ شـروط‎ اسـت. مطالب‎ این‎ فصل در هشت موضوع بیان شده که از جمله آن است: هدف مناظره‎کننده باید رسـیدن بـه حق باشد، نه ریا و خـودنمایی. سـپس نـشانه مناظره‎ای که با هـدف الهـی برگزار می‎شود‎ را برمی‎شمارد. اشتغال بـه مـناظره را در صورتی صحیح می‎داند که وظایف مهم‎تر از آن در بین نباشد؛ زیرا درصورتی‎که مناظره درباره امر واجب، بـه‎گونه مـشروع انجام گیرد، واجب کفایی خواهد بود‎. آنـگاه شرایط‎ اسـاسی مناظره‎کـنندگان در احـکام دین را اجـتهاد می‎داند و بر آن است کـه نتیجه مناظره با این پشتوانه علمی برای دیگران قابل پیروی است و از دیگرچیزهایی که در مناظره سازنده علمی لازم می‎شمارد‎ وجود جو آرام و متکی بـر مـنطق، مـصون بـودن از تـحریکات، رعایت حق و انـصاف ‎است[۴]‎.

در فصل دوم، از آفات و نتائج‎ سوئی‎ که از رهگذر مناظره مخرب نصیب‎ انسان‎ می‎شود و تأثیر نامطلوبی که بر اخلاق و رفـتار افـراد مـی‎گذارد، سخن گفته است و سفارش نموده مناظره به‎مـنظور غلبه بـر دیـگران، اقـناع و اسـکات خـصم و مباهات و فضل‎فروشی صورت‎ نگیرد‎. سپس نتائج سوئی را برای‎ مناظره‎ نادرست برشمرده است؛ از قبیل: عدم پذیرش حق از رهگذر گفتگو همراه با جدال و ستیز، جلوه‎گری رزائل مانند: خشم، غـضب، حقد، کینه‎توزی، رشک و حسد، انزوا و گوشه‎گیری از مردم‎، سخنان‎ ناروا بر زبان راندن و احساس تکبر و خودستایی در برابر دیگران و...[۵]‎.

خـاتمه کـتاب شامل سه مطلب اساسی به شرح زیر است‎: مطالب‎ بخش اول‎ در دو فصل آمده است: در فصل اول، علوم شرعی و دانش‎های اصیل دینی را به چهار بخش علم کلام‎، علم کتاب (قرآن کریم)، علم به احـادیث و عـلم به احکام شرعی (فقه‎) تقسیم‎ کرده‎ و ارزش و جایگاه و اهمیت هریک را یادآور شده و از آیات قرآن و سخنان پیامبر(ص) و پیشوایان دین و دانشوران بر نظرگاه‎ها ‎‎و مطالب‎ خود تأیید آورده اسـت.

فـصل دوم، به علوم و دانش‎های فرعی که مـعرفت و شـناخت علوم‎ شرعی‎ بر‎ آن توقف دارد، مثل معرفت خداوند و مسائل مربوط به آن که از راه تأمل در نشانه‎های الهی می‎توان‎ بدان دست یافت و معرفت و کسب علومی که فهم احکام و آیات قـرآن و احـادیث بر‎ آن مبتنی است و مـقدار‎ لازم‎ از هریک را گوشزد می‎کند. سپس علوم مورد نیاز علم فقه استدلالی را برمی‎شمرد که مجموعاً دوازده علم است (صرف، نحو، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، لغت، اصول فقه، رجال، منطق، تفسیر و حدیث)[۶]‎.

بخش پایانی کتاب به توصیه‎ها و پندهای‎ شهید‎ به‎ دانشجویان اختصاص یافته است؛ از جمله توصیه‎های شهید: قـدرشناسی فـرصت‎های زودگذر عمر است‎ که محصل‎ باید‎ آن را غنیمت شمرده و از آن کمال بهره‎برداری را در راه کسب فضائل و ملکات‎ علمی‎ و ارتقاء‎ دانش خود بنماید. کوتاهی و سهل‎انگاری در راه تحصیل دانش، مایه حسرت و تأسف درازمدت و موجب‎ سر‎درگمی در هـدف مـی‎گردد. تلاش در راه کسب دانش، پلکان ترقی است و جایگاه‎ و مدارج‎ عالی‎ قیامت و هم‎جواری با انبیا، شهدا، صالحین، علما و... به‎وسیله دانش و با استفاده از همین فرصت‎‍‎های عمر به ‎دست‎ می‎آید‎. اگر دانشجو در طریق تحصیل علم، تـن‎آسـایی پیـشه سازد و همت بلند نداشته بـاشد،‎ ایـن‎ نـاشی‎ از نارسایی عقل و غفلت او خواهد بود که باید از آن به خداوند پناه برد. البته تأسف‎ در‎ صورتی است که در قیامت از عذاب الهی مصون بـاشد، والا بـاید آماده عـذاب‎ الهی‎ بود‎ به‎خاطر قصور در وظیفه واجب عینی یـا کـفائی که خود گناه است و بنابراین، سرگرمی‎ها و تن پروری‎ها و اشتغالات‎ غیر‎ علمی‎ و شانه خالی کردن از زیر بار رنج تحصیل فقه و مـقدمات آن بزرگ‎ترین گـناه محسوب‎ می‎شود؛ گرچه آن اشتغالات غیر علمی، عبادت، مثل: دعا و قرائت قرآن باشد[۷]‎.

وضعیت کتاب

فهرست مطالب و مصادر و نیز جدول خطا و صواب در انتهای کتاب ذکر شده است. همان‎ گونه که در مقدمه کتاب آمده، در تصحیح این کتاب از سه نسخه خطی استفاده شده است[۸]. اختلاف نسخه‎ها و آدرس آیات و روایات در پاورقی‎های کتاب ذکر شده است.

این کتاب بارها به فارسی ترجمه شده است که ترجمه محمدباقر ساعدی خراسانی (1369ق)، ترجمه سید محمود موسوی دهسرخی (1374ق) و ترجمه سید محمدباقر حجتی (1400ق) از آن جمله است[۹]‎.

پانویس

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن کتاب.
  2. میری، سید عباس، «اخلاق و آداب اهل علم در آثار حوزویان»، پایگاه مجلات تخصصی نور، کتاب ماه دین، آبان و آذر 1380، شماره 49 و 50، صفحه 96 تا 110.
  3. مختاری، رضا، «نظری به ترجمه منية المريد»، پایگاه مجلات تخصصی نور، کیهان اندیشه، مرداد و شهریور 1365، شماره 7، صفحه 64 تا 76.

وابسته‌ها