مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی
NUR16685J1.jpg
پدیدآوران فرهانی منفرد، مهدی (نويسنده)
ناشر امير کبير
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1388 ش
چاپ 2
شابک978-964-00-0173-8
موضوع

ایران - تاریخ - صفویان، 907 - 1148ق. - روحانیت

شیعه - جبل عامل (لبنان) - تاریخ

شیعه - جبل عامل (لبنان) - روحانیت

مجتهدان و علما - جبل عامل (لبنان)
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏239‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏4‎‏م‎‏9
نورلایب مشاهده
مهاجرت علماى شيعه از جبل‌عامل به ايران در عصر صفوى اثر فارسى مهدى فرهانى منفرد است كه حضور و فعاليت علماى شيعه را در اين برهه از تاريخ ايران و انگيزه آنان از مهاجرت به ايران را مورد بررسى قرار داده است.

بكر بودن و اصالت موضوع نخستين انگيزه نگارش اثر در زمان نگارش (زمستان 1367ش) بوده است[۱]

ساختار

كتاب حاضر شامل يك پيشگفتار و يك ديباچه كه در سه بخش «قلمرو پژوهش، منابع پژوهش و يادداشت‌ها» نوشته شده است. متن اثر در پنج فصل به بررسى علل مهاجرت علماى جبل عامل به ايران، كاوش در چگونگى عملكرد مهاجران در ايران به‌ويژه در پيوند با حكومت صفوى و ارزيابى نتايج و پيامدهاى اين مهاجرت پرداخته است.

نويسنده منابع مورد استفاده را در سه بخش كتب رجالى، آثار تاريخى مربوط به تاريخ تشيع در جبل عامل، و مآخذ تاريخى دوره صفوى دسته‌بندى كرده است[۲]

گزارش محتوا

نگارنده در فصول پنجگانه اين پژوهش مى‌كوشد با اشاره به چگونگى دستيابى صفويان به قدرت و پايه‌هاى اصلى قدرت آنان، بررسى شرايط مبدأ مهاجرت و پديد آمدن و استمرار تشيّع در جبل عامل و آن نهضت علمى كه منجر به تبديل اين سرزمين به يكى از مراكز تشيّع در جهان اسلام شد، و نقش و نفوذ مهاجران را در دولت صفوى ارزيابى كند و سازگارى‌ها و ناسازگارى‌هاى مهاجران را با صفويان مورد بحث قرار دهد[۳]

فصل نخست، با بررسى پيشينه ذهنى و عينى نهضت صفوى، به نقش تصوّف و تشيّع، به‌ويژه تشيّع تندرو آسياى صغير در پيدايش اين نهضت توجه مى‌كند. اين فصل با اشاره به حركت صفويان به‌عنوان نهضتى كه گروه‌هاى مختلف را زير پرچم خود گرد آورده بود و از باورهاى پاك و پاكبازانه صوفيان و انديشه‌هاى تندروانه يا غالبانه برخى عناصر شيعه آسياى صغير مايه مى‌گرفت، مى‌كوشد زمينه‌هاى موجود در ايران- به‌عنوان مقصد مهاجرت- و جريان‌هاى فكرى آن را به‌گونه‌اى ترسيم كند كه بعدها بتوان تأثير نفوذ مهاجرت عامليان را بر اين زمينه‌ها و جريانهاى فكرى بررسى كرد[۴]

براى شناخت زمينه ظهور علماى شيعه و انديشه‌هاى آنان و همچنين درك انگيزه‌هاى مهاجرت آنان از جبل عامل، بايد تاريخ اين سرزمين و فراز و نشيبهاى آن را بررسى كرد كه در فصل دوم صورت پذيرفته است. نكته اساسى اين فصل، گذشته از مسائل مربوط به رشد و گسترش و دوام تشيّع در جبل عامل، ترسيم چهره نهضت علمى شيعه و شناساندن پيشواى اصلى اين نهضت، شهيد اوّل است. آن مكتب فقهى كه شهيد اول باتوجه به شرايط سياسى، فرهنگى و اقتصادى سرزمين خود بنياد نهاد، به جنبه‌هاى سياسى و حكومتى توجه داشت و به فقيهان شيعه در امور سياسى اختيارات ويژه‌اى مى‌داد. فقيهانى كه بعدها به ايران آمدند از همين سنت علمى پيروى مى‌كردند و با گسترش و تبيين آن از سويى كوشيدند در حكومت صفوى، به‌عنوان حكومتى شيعه، نفوذ و قدرتى به دست آورند و از سوى ديگر، براى تبيين مشروعيت اين حكومت تلاش كردند. اين مكتب فقهى، پيش از عصر صفوى نيز، يك بار مورد توجه حكومت سربداران قرار گرفته بود و خواجه على مؤيد سربدارى كوشيده بود، با آوردن شهيد اوّل به ايران، تشيّع فقاهتى را در برابر جناح صوفيان در نهضت سربدارى، تقويت و ترويج كند. در حقيقت، صفويان با پيگيرى آن شيوه، كارى را كه على مؤيد در انجام آن ناكام مانده بود، انجام دادند. در پايان فصل دوم انگيزه‌ها و چگونگى پيوند على مؤيد سربدارى با شهيد اوّل بررسى شده است[۵]

فصل سوم كتاب، بيانگر مسائل عمومى مهاجرت و علل و انگيزه‌هاى آن است. مهاجرت علماى جبل عامل به ايران در دو مرحله انجام شد، در مرحله اول تعداد اندكى از عامليان به ايران آمدند و در مرحله دوم مهاجرت اوج و گستردگى چشمگير يافت. چگونگى مراحل مهاجرت و كسانى كه به ايران آمدند، همچنين تعداد مهاجران و وضع آنان در ايران، در اين فصل مورد بررسى قرار گرفته است. در اين فصل همچنين به سفرنامه يكى از مهاجران عاملى توجه شده است[۶]

فصل چهارم به بررسى رابطه مهاجران با حكومت صفوى مى‌پردازد. اين فصل، ضمن تقسيم مهاجران به دو گروه، نخست گروهى كه با صفويان همگامى و سازگارى نشان دادند و دوم مهاجرانى كه به شيوه‌هاى گوناگون به ناهمگامى و ناسازگارى با حكومت صفوى پرداختند، در آغاز از گروه سازگار و همگام سخن خواهد گفت و در اين راستا به طرح يك نظريه خواهد پرداخت[۷]

در ادامه اين فصل به كوشش‌هاى ديگر مهاجران عاملى براى مشروعيت دادن به دولت صفوى اشاره شده است. مهاجرانى كه با حكومت صفوى سازگارى و همگامى نشان دادند، گذشته از عهده‌دار شدن مقام خاتم المجتهدينى و رسيدن به مقامهاى شيخ‌الاسلامى، صدارت، قضاوت و حتى وزارت در اين حكومت، كوشيدند به‌طور نظرى و به شيوه‌هاى گوناگون، حكومت صفوى را در چشم رعايايش مشروع جلوه دهند. آنان غير از مشروع دانستن خراج و برپايى نماز جمعه و نگارش رساله‌هايى در اين زمينه‌ها، چنين نمودند كه حكومت صفوى با دولت امام عصر(عج) پيوند خواهد خورد. آنان حتى گفتند كه ائمه شيعه ظهور دولت صفوى را پيش‌بينى كرده‌اند! گروه ديگر كسانى بودند كه پس از مدتى ايران را ترك گفتند و يا در ايران به ناسازگارى با حكومت صفوى پرداختند. تنى چند از علماى شيعه جبل عامل نيز به رغم دعوت‌هاى چندباره حكومت صفوى، هرگز به ايران گام ننهادند. در پايان اين فصل از اين گروه از دانشمندان شيعه نيز سخن به ميان آمده و شيوه‌هاى گوناگون ناسازگارى‌هاى آنان با حكومت صفوى مورد بررسى قرار گرفته است[۸]

در آخرين فصل، به پيامدهاى مهاجرت علماى شيعه جبل عامل به ايران اشاره شده است و اين پيامدها از نظر سياسى، مذهبى، فرهنگى و علمى مورد بررسى قرار گرفته است. مهاجرت فقيهان عاملى به ايران موجب چيرگى فقيهان در حكومت صفوى شد و اين چيرگى پيامدهاى بسيار داشت كه با بررسى آنها اين پژوهش پايان پذيرفته است. به‌عنوان پيوست، متن دو فرمان شاه طهماسب يكم درباره محقّق كركى، و كتاب‌شناسى مآخذ مورد استفاده اين پژوهش در پايان آورده شده است[۹]

وضعيت كتاب

منابع كتاب در سه بخش كتاب‌شناسى مآخذ دست‌نوشته عربى و فارسى، كتاب‌شناسى مآخذ چاپى عربى و فارسى و كتاب‌شناسى مآخذ انگليسى در انتهاى كتاب ذكر شده است.

پس از فصول كتاب بخشى با عنوان پيوست آمده كه مشتمل بر دو فرمان از شاه طهماسب درباره محقق كركى است.

فهرست مطالب كتاب در ابتدا و فهرست راهنماى در انتهاى كتاب قيد شده است.

پاورقى‌هاى هر يك از فصول كتاب در انتهاى آن فصل تحت عنوان يادداشت‌ها ذكر شده است.

پانویس

  1. پيشگفتار، ص 7
  2. ديباچه، ص 13-14
  3. ديباچه، ص 10
  4. همان
  5. همان، ص 11
  6. همان
  7. همان، ص 11-12
  8. همان، ص 12-13
  9. همان، ص 13

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.


وابسته‌ها

علمای معاصر

علمای خراسان و نهج البلاغه

نجوم السماء في تراجم العلماء (شرح حال علمای شیعه قرن‌های یازدهم و دوازدهم و سیزدهم هجری قمری)

تاریخ علمای بلخ