موسوعة مصطلحات الإمام الغزالي

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
موسوعة مصطلحات الإمام الغزالي
NUR10329J1.jpg
پدیدآوران عجم، رفیق (نويسنده)
ناشر مکتبة لبنان ناشرون
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 2000 م
چاپ 1
موضوع

دایرةالمعارف‏ها و واژه‌نامه‎ها

غزالی، محمد بن محمد، 450 - 505ق. - سرگذشت‌نامه
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BBR‎‏ ‎‏781‎‏ ‎‏/‎‏ع‎‏3‎‏م‎‏9

موسوعة مصطلحات الإمام الغزالي، از آثار «رفيق العجم»، فرهنگ‌نامه‌اى الفبايى و به زبان عربى است كه در آن واژه‌ها و اصطلاحات ذكرشده در آثار امام ابوحامد محمد غزالى را با دقت مشخص كرده است.

اين واژگان و اصطلاحات كه در مجموع، شامل چند هزار مورد مى‌شود، يا لغاتى عامّ و يا اصطلاحى وابسته به علوم مختلف اسلامى، مانند منطق، كلام، فقه، فلسفه، اخلاق و... است.

ساختار

اين كتاب از يك مقدمه (شامل: سيره و زمانه امام غزالى، فضاى ذهنى و علمى غزالى و اصطلاحات او در مشهورترين كتاب‌هايش)، روش تحقيق اين فرهنگ‌نامه و متن الفبايى فرهنگ‌نامه تشكيل شده است.

نويسنده در اثر حاضر، بعد از هر واژه يا اصطلاح، متن يا متن‌هايى از آثار امام غزالى را برگزيده و آورده و آنگاه نام و شماره جلد و صفحه آثار مورد استفاده از امام غزالى را به‌صورت درون‌متنى مشخص كرده است.

توضيحات مؤلف، به‌صورت استنادى و به اين معناست كه از متن عبارات غزالى در آثارش، قطعات و عباراتى را انتخاب كرده كه كلمه مورد نظر در آن استفاده شده و مى‌تواند معناى واژه يا اصطلاح مورد نظر را روشن سازد. در نتيجه اثر مذكور هرچند از نظر گردآورى و تدوين مطالب سودمند است، ولى واجد مزيت پژوهش علمى و اظهار نظر و جمع‌بندى مباحث نيست و ازاين‌روى، اثرى علمى - پژوهشى نيست، بلكه مقدمه پژوهش و زمينه‌ساز براى توليد علم بشمار مى‌رود.

زبان و ادبيات كتاب حاضر، دوگانه است؛ به اين ترتيب كه بخش مقدمه، با استفاده از زبان عربى معاصر نوشته شده، ولى در بخش متن اصلى كتاب، مطالب و عبارات بدون دخل و تصرف از مجموعه آثار امام غزالى انتخاب شده است كه به شيوه زبان عربى قديم است.

نويسنده در مقدمه‌اى كه تحت عنوان «منهجية تحقيق الموسوعة» نوشته و آن را در تاريخ اول رمضان 1420ق، به پايان رسانده، روش و مراحل انجام اين پژوهش را به اين صورت شرح داده كه اين فعاليت علمى نخست با تعيين مضمون اصطلاحات آغاز شد و با تنظيم اصطلاحات و ترتيب نوشتن آن ادامه يافت. سپس نويسنده نام و نشان و مشخصات منابعى را ذكر كرده كه در اثر حاضر از آن استفاده كرده و بعد علامت‌هاى اختصارى آثار مذكور را كه در اين كتاب آمده، مشخص كرده است[۱]

نويسنده در اثر حاضر، بعد از هر واژه يا اصطلاح، متن يا متن‌هايى از آثار امام غزالى را برگزيده و آورده و آنگاه نام و شماره جلد و صفحه آثار مورد استفاده از امام غزالى را به‌صورت درون‌متنى مشخص كرده است.

گزارش محتوا

درباره محتواى اين اثر چند نكته گفتنى است:

  1. نويسنده، مباحث كتاب را از واژه‌هاى «إباحة»، «ابتداء قاعدة الإيمان» و «إبداع»[۲]، شروع كرده و آنگاه با واژه‌هاى ديگرى همانند «بابكية» و «بارئ» و... ادامه داده[۳] و با «يقين»، «يقينيات» و «يوم القيامة»[۴] به پايان رسانده است.
  2. نويسنده به نقل از بعضى از آثار امام غزالى در مورد انواع جويندگان حقيقت چنين نوشته است: طلب‌كنندگان حقيقت چند گروهند: 1. متكلمان: آنان ادّعا مى‌كنند كه اهل رأى و نظرند؛ 2. باطنيان: آنها مى‌پندارند كه اصحاب تعليم هستند و اين ويژگى اختصاصى را دارند كه از امام معصوم اقتباس مى‌كنند؛ 3. فيلسوفان: آنها مى‌پندارند كه اهل منطق و برهان هستند؛ 4. صوفيان: آنها ادعا مى‌كنند كه خواصّ حضرت و اهل مشاهده و مكاشفه هستند.
    پس من با خودم گفتم كه حقيقت خارج از اين چهار صنف نيست؛ بنابراين، اين چهار گروه سالكان راه طلب حقيقت هستند[۵]
  3. نويسنده به نقل از بعضى از آثار امام غزالى معناى گروه جبرگرا را چنين نوشته است: جبريه بر قضا اعتماد كردند و خير و شرّ را در خدا ديدند و هيچ فعلى را از جانب خودشان نديدند؛ همان‌طوركه هيچ فعلى را از جانب جمادات نديدند. آنان خواستند كه به اين وسيله خدا را از عجز منزّه بشمارند، ولى گمراه شدند؛ چون‌كه در ضمن اين مطلب، ظلم را به خداى تعالى نسبت دادند و سفيهانشان را به گمراهى كشاندند و آنان گناه مى‌كردند و آن را به خدا نسبت مى‌دادند و خودشان را از مذمت و ملامت پاك مى‌شمردند[۶]
  4. نويسنده به نقل از امام غزالى آورده است كه ترس از علم پديد مى‌آيد و اميد از يقين و دوستى از معرفت. پس نشانه ترس، فرار است و دليل اميدوارى، طلب و نشان دوستى، ترجيح دادن محبوب[۷]
  5. نويسنده به نقل از بعضى از آثار امام غزالى چنين نوشته است: زهد با نظر به انگيزه انجام آن، سه قسم است: 1. انگيزه انسان عبارت از ترس از آتش باشد كه در اين صورت، زهد خائفان است؛ 2. زهدى كه از عاملش طمع در نعمت‌هاى آخرت باشد كه در اين صورت زهد اميدواران ناميده مى‌شود؛ 3. زهدى كه از اين مطلب سرچشمه مى‌گيرد كه انسان خودش را از توجه به غير خدا برتر مى‌داند، زهد عارفان ناميده مى‌شود[۸]
  6. نويسنده به نقل از بعضى از آثار امام غزالى چنين نوشته است: علم نافع عبارت است از علمى كه خوف تو را از خداى تعالى بيشتر سازد و بصيرتت را به عيب‌هاى نفس خودت افزون گرداند و شناخت تو را به عبادت پروردگارت بيفزايد[۹]
  7. نويسنده به نقل از برخى از آثار امام غزالى چنين نوشته است: روز قيامت عبارت است از روز حسابرسى و مكافات و انتقاد و مجازات كه در آن روح به بدن بازمى‌گردد و نامه اعمال گشوده مى‌شود و اعمال هركس بر او عرضه مى‌گردد، پس هر كسى نامه خودش را مى‌بيند و افعالش را مشاهده مى‌كند و مقدار اطاعت و معصيتش را مى‌داند[۱۰]
  8. عنوان «موسوعة مصطلحات الإمام الغزالي»، چنين القا مى‌كند كه در اين اثر فقط اصطلاحات نوشته شده و بلكه كتاب حاضر فرهنگ اصطلاحات خاصّ امام غزالى است؛ درحالى‌كه چنين نيست و همه واژه‌هاى بحث‌شده در اين اثر، اصطلاح به معنى دقيق كلمه نيستند، بلكه بسيارى از آنها، كلماتى عامّ هستند كه در نوشته‌هاى دانشمندان و همچنين در آثار غزالى هم مطرح شده‌اند و افزون بر آنكه بسيارى از اصطلاحات ذكرشده در اينجا، هيچ اختصاصى به امام غزالى ندارند و داراى بار معنايى خاصى در آثار ايشان نيست؛ به‌طور مثال، اباحه كه به‌عنوان اولين اصطلاح در اين كتاب آمده[۱۱]، هرچند واقعاً اصطلاح است، ولى اصطلاح خاصّ غزالى نيست و هيچ ويژگى معنايى براى آن در مطالب غزالى نيست كه در آثار ديگران ذكر نشده باشد و از اين قبيل فراوان است و در بسيارى از موارد اساساً آنچه ذكر شده، لغتى بيش نيست و هيچ معناى اصطلاحى ويژه‌اى در علوم اسلامى ندارد؛ به‌عنوان مثال «قمر» فقط واژه‌اى است كه غزالى هم آن را به‌مناسبتى استفاده كرده و در مقام تمثيل آن را مطرح كرده و معناى ويژه‌اى براى قمر نياورده است[۱۲]
  9. شايان ذكر است نويسنده به گردآورى و تدوين و تنظيم مباحث آثار امام غزالى به‌صورت الفبايى پرداخته و فعاليت علمى ديگرى بيش از اين نكرده و به جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى از مطالب نپرداخته است. افزون بر آنكه همان‌طوركه «رفيق العجم» در بيان روش تحقيق خودش نوشته، گاه در بين مطالبى كه غزالى خودش در كتابش گفته با مطلبى كه در كتابى ديگر نوشته اختلاف وجود دارد؛ مثلا معناى نبوت در كتاب «الرسالة اللدنية» و كتاب ديگرش به نام «المنقذ من الضلال» به دو صورت جداگانه مطرح شده است[۱۳]

وضعيت كتاب

نويسنده در مقدمه كتاب پاورقى‌هايى آورده، ولى براى متن كتاب هيچ پاورقى نياورده و به ارجاعات درون‌متنى اكتفا كرده است. در پايان كتاب، فهرست‌هاى فنى (يك- فهرست موضوعات و ريشه‌هايش؛ دو- مسند سه‌زبانه اصطلاحات (به چند صورت: 1. عربى - انگليسى - فرانسوى؛ 2. انگليسى - فرانسوى - عربى؛ 3. فرانسوى - انگليسى - عربى) و سه- فهرست اصطلاحات) تنظيم شده است[۱۴]

پانويس

  1. مقدمه كتاب، ص LIV- LX ص
  2. متن كتاب، ص1
  3. همان، ص124
  4. همان، ص877-879
  5. همان، ص68
  6. همان، ص205
  7. همان، ص223
  8. همان، ص334
  9. همان، ص515
  10. همان، ص879
  11. همان، ص1
  12. ر.ک: همان، ص589
  13. مقدمه كتاب، ص L- LI ص
  14. ر.ک: همان، ص883-1050

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.