مولانا پیر عشق و سماع

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
مولانا پیر عشق و سماع
NURkar29.jpg
پدیدآوران کاظم محمّدی (نویسنده)
ناشر انتشارات نجم کبری
مکان نشر ایران ـ کرج
سال نشر 1396 ش
چاپ پنجم
شابک1-4-2905-964-978
موضوع مولوی، شعر فارسی، تاریخ، نقد و تفسر.
زبان فارسي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏ 8م3م/305 PIR


مولانا پیر عشق و سماع نوشته‌ی کاظم محمّدی کتابی است نقدی تحلیلی‌ که به شرح زندگی، سلوک عرفانی و اندیشه‌های عارف شهیر، مولانا می‌پردازد. مولانا امروزه شخصیّتی جهانی است که در تمام دنیا با نام او و آثار شگرف او آشنا هستند، مستشرقان زیادی در باره ی او تحقیق کرده و کتاب و مقاله نوشته‌اند، برخی از این آثار در ایران نیز ترجمه شده و به انتشار رسیده است. مثنوی او چنان شهرتی دارد که به بسیاری از زبان ها ترجمه شده است و این ترجمه‌ها نشان از اعتبار و ارزش مولانا و شهرتی است که تقریباً در تمام جهان دارد. در ایران نیز برخی پژوهشها در این باره صورت گرفته که تهیه‌ی فهرستی از آنها کار دشواری است، هر چند که کتابهایی تحت عنوان مولوی پژوهای ایران هم صورت گرفته و نام تعداد زیادی را در آنجا ذکر کرده‌اند ولی آنچه که اهمّیّت دارد در دل پژوهشها نهفته است. به صرف نوشتن کتابی در باره ی مولانا چیزی را حل نمی‌کند و چیزی را هم اثبات نمی‌نماید، مگر آنکه نوشتار در اوج پژوهش و با اجتهاداتی نو و البتّه اصولی و متقن خود را نشان بدهد. ذکر اینکه فلان و فلان چنین مطلبی را در فلان تاریخ گفته‌اند از ساده ترین و شاید بی خاصیّت ترین چیزها در نگارش باشد، عمده آن است که زمینه‌ها و دلالتهای آن بیان و مورد بررسی قرار بگیرد و لذا با وجود صدها کتابی‌که در باره ی مولانا و آثار او وجود دارد شاید آنچه که پژوهشی و قابل توجّه باشد چندان زیاد نباشد و مابقی نوشته های تکراری و تقلیدی و بدون اصل پژوهش است.

کتاب مولانا پیر عشق و سماع برای نخستین بار در سال 1381 به همّت انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌منتشر شد و بعدها نیز توسّط انتشارات نجم کبری ‌که انحصاراً آثار استاد کاظم محمّدی را منتشر می‌کند به انتشار رسیده است و تا کنون شش چاپ از این کتاب منتشر و در اختیار دوستداران مولانا قرار گرفته است. در این کتاب چنانکه شیوه‌ی نویسنده‌ی آن است با تسلّطی‌که بر مولانا و آثار او دارد با مطالبی نو آشنا می‌شویم که در واقع از اجتهادات و پژوهشهای انحصاری اوست. برخی از این مطالب را در دیگر آثار مربوط به مولانا نمی‌یافت. نویسنده در مقدّمه‌ی ‌کوتاه خود بر این کتاب نوشته است: در این کتاب که برای جوانان و به زبان بسیار ساده نوشته شده قصد به اختصار است و نهایت سعی مبذول این شده که لُبّ لباب اندیشه، سلوک و نحوه ی زندگانی شخصیت مورد نظر ثبت شود و از هرگونه سخت نویسی و اطاله‌ی‌ کلام پرهیز شود، لذا کلمات مرسوم و اصطلاحات خاص نویسندگان تصوّف و عرفان کمتر در آن دیده می‌شود تا خواننده محتاج شروح عرفانی و فرهنگهای صوفیانه نشود[۱]. و این نکته‌ی بسیار مهمی‌است که نویسنده خود را به رعایت آن ملزم نموده است و این امر مهم را متأسّفانه در کتاب‌سازان نمی‌بینیم، حتّی برخی از مؤلّفان نیز در این امر خلاف این راه را طی‌کرده و تصوّر نموده‌اند با دشوار نویسی خواننده را به خود بیشتر جلب و جذب می‌کنند، و حال آنکه این تصوّر در بین اهل پژوهش امروزه مشتری و طرفدار ندارد.

از دیگر مواردی‌که در این خصوص قابل ذکر است این که این اثر نخستین کتاب از مجموعه ی مشاهیر عرفان و فلسفه است و بعد از این نیز کتابهای ارزشمندی ‌که هر کدام امروزه مرجعی برای عرفان پژوها به حساب می‌آید بدین شرح نوشته شده است: ابن عربی، شبلی، ابوحامد غزّالی، ابوسعید ابوالخیر، بایزید بسطامی‌، نجم‌الدّین کبری، علاءالدوله سمنانی، حلاج، سیّد برهان، سعدالدّین حموی و شهاب‌الدّین سهروردی شیخ اشراق و بهاء الدّین ولد پدر مولانا.


ساختار

کتاب مولانا پیر عشق و سماع در یک جلد با 196صفحه و در طرحی مناسب و در شش نوبت به چاپ رسیده است. کتاب به شرح زندگانی، اندیشه، آثار و سلوک عرفانی مولانا می‌پردازد. با حجم کمی‌که دارد به تمامی‌ موارد گفته شده اهتمام نموده و به طور جامع و بدون حاشیه آنچه را که باید به قلم در آورده است.

موضوعاتی‌ که در فهرست مطالب کتاب دیده می‌شود غیر از مقدّمه بدون قید زیرمجموعه‌ها بدین شرح است: شرح زندگانی. مولانا و شعر. آثار مولانا. مولانا و شب. مولانا و موسیقی و سماع. مولانا و عشق. مولانا و عقل سلیم. مولانا و اهل بیت رسول خدا(ص). شمس الدّین ملک‌داد تبریزی. صلاح‌الدّین زرکوب قونوی. حسام‌الدین چلبی. مولانا و معاصران. اخلاق و سلوک مولانا. بیماری و مرگ مولانا. سلسله‌ی مولویه.

طبیعتاً در ذیل هر یک از این عناوین مطالب زیادی وجود دارد که به طور جامع در ذیل هر کدام در این فهرست قابل دیدن است. عنوان کتاب که مولانا را به عشق و سماع متّصف می‌کند در واقع دیدی است که اغلب مردم از مولانا دارند و یا بهتر است بگوییم دیدی است که برخی از مدّعیان مولوی شناسی به مردم القاء کرده‌اند که وی را منحصر در عشق و سماع می‌بینند و حال آنکه این کتاب و مؤلّف شاخته ی شده ی آن علاوه بر این دو اصول دیگری را لحاظ می‌کند که با آن اصول بهتر و بیشتر می‌توان به معرّفی و توصیف مولانا پرداخت، گر چه وی بر این باور است که مردم فهم درستی از عشق و سماع مولانا نیز ندارند.


گزارش محتوا

مولانا پیر عشق و سماع کاری ویژه در معرّفی یک عارف برزگ است. عارفی‌که شهرتی جهانی دارد و آثار او به اغلب زبانهای زنده‌ی دنیا ترجمه شده و به انتشار رسیده است. نویسنده با بیش از چهل سال پژوهش در خصوص عرفان و به ویژه مولوی شناسی اقدام به انتشار این اثر کرده است. گر چه کتاب از حجم کمی ‌برخوردار است ولی حاوی نکات عمیقی است که از دید دیگر پژوهندگان جا میاند و مورد غفلت شده است و همین غفلت سبب شده تا مولانا چنانکه باید معرّفی نشود. در این اثر مولانا را عارفی متدیّن و شریعتمدار می‌یابیم که به شدّت به مبانی دینی و اصول عقیدتی باورمند و پایبند است. چنانکه کتابهای دیگر نویسنده در این باره حکایت از این امر دارد و وی در این راستا بیش از چهار دهه است که به معرّفی مولانایی می‌پردازد که چندان با دیگر مولاناهای گفته و نوشته همسویی و موافقت ندارد. آیات مثنوی معنوی، مصحف خاموشان، پرتو ساقی، جامع احادیث مثنوی و چنین گفت پیغمبر هر یک در این باره می‌تواند گویا باشد.

از مواردی‌که استاد کاظم محمّدی در این کتاب اشاره دارد که موافق با دیگر نوشته‌ها نیست و یا کمتر اثری در این باره با وی موافق و همراه است اشاره به سال تولّد مولاناست که نویسنده تاریخ مرسوم، یعنی 604 را به رسمیّت نمی‌شناسد و بر این است که مولانا سالها پیش از این تاریخ متولّد شده است. استنادات وی نیز به اقوا خود مولانا در آثار رسمی‌اوست. نویسنده در صفحه 14 مطلبی را از کتاب فیه ما فیه در واقعه‌ی «حصر سمرقند» خاطر نشان می‌کند که این واقعه در سالهای 602 تا 604 اتّفاق افتاده است و مولانا خود راوی این ماجراست، لذا اگر به تاریخ فوق ناظر باشیم یا مولانا هنوز متولّد نشده و یا با تاریخ دوّم دوران شیرخوارگی را گذاره می‌کرده است. نویسنده در صفحه 15 نیز به چهار بیت از دیوان کبیر اشراه می‌کند که هر کدام نظر وی را تأیید می‌کند. نهایت این که به نظر استاد کاظم محمّدی چنانکه در صفحه 16 همین کتاب آمده مولانا متولّد حدود سال 580 هجری است و این سال با توجّه به مطالبی است که در صفحات مذکور اسناد آن را با صراحت از زبان خود مولانا بیان داشته است.

از دیگر مطالبی ‌که در این کتاب در معرّفی مولانا در بخش شرح زندگانی دیده می‌شود گزینشهای نابی است از آثار مولانا که وی را در عالم معنا و حضور او را در تمامیّت مفهوم معرّفی می‌کند و در تبیین شخصیت او فراصوری و بیرون از شناسنامه سخن می‌گوید. کما این که اصل و خویش و تبار مولانا را عشق می‌داند و در عالم عاشقی از پدر پیش و بیش افتاده است[۲]. در بخشی از تأثیر پذیری مولانا از پدر بهاء الدّین ولد و نیز از سیّد برهان‌الدّین محقّق ترمذی یاد می‌کند. در بخشی دیگر از همسر و فرزندان او سخنی مختصر می‌رود[۳].

بخش مولانا و شعر که با کتاب مفصّل و عالمانه‌ی کاظم محمّدی با نام مولانا و شعر یکسان است از شعر ناب مولانا در عین بی اعتقادی مولانا به شعر سخن می‌گوید. در واقع پارادوکسی تمام در این ماجرا وجود دارد. از سویی بی اعتقادی به شعر و عدم خشنودی از آن و از دیگر سو بیان شعرهایی جوششی و ناب. نویسنده در همین بخش اشاره می‌کند اگر به مولانا شاعر بگوییم در حقّش جفا کرده‌ایم، که او شاعر نیست و اگر برای آنکه شعر می‌گوید و در جهان ادب به عنوان شاعر شناخته شده است شاعر نگوییم باز در حقّش جفا کرده ایم. در آنجا با گفتن و در اینجا با نگفتن[۴].

در همین بخش در خصوص آثار مولانا به مانند مثنوی و دیوان کبیر و فیه ما فیه سخن می‌گوید و شیوه ی هر کدام را بیان می‌دارد. در تحلیل و توصیف کتاب مثنوی به بیست مورد اشاره می‌کند که در توصیف آن کتاب به واقعاً مهمّ و ارزنده است[۵]. در این بین مثنوی کتاب توحید و نبوّت، کتاب عرفان و تصوّف، کتاب سیر و سلوک، حکمت الهی، فقه و احکام، شرح حال انسان، اسرار اولیاء، صیقل ارواحف اسرار عشق و عاشقی، و راه و رسم زندگی توصیف می‌شود. این توصیفات با توجّه به محتوای‌کتاب و احیاناً توجّهاتی است که گوینده‌ی ‌کتاب به آن داده است.

بخش دیگری از کتاب مولانا و شب است که نویسنده به اشعار مولانا در خصوص شب و خاصّه شب زنده داری‌های مولانا اشاره کرده است. بخش دیگر به مولانا و موسیقی و سماع پرداخته که بیرون از این کتاب آثار متعدّدی را در این باره از وی سراغ داریم، برای نمونه موسیقی و سماع کیهانی و سرّ سماع قابل ذکر است. در ادامه به مولانا و عشق اشاره می‌شود و عشق را از منظر مولانا تحلیل می‌کند و بر خلاف دیگران که برای خود تفسیری دلبخواهی از عشق دارند چنین گفته می‌شود که عشق مولانا در مدار توحید و نبوّت است و نه آنچه که دیگران در سر دارند. در بخش دیگر ناظر به مولانا و عقل سلیم هستیم که پیش از این وی ‌کتابی عمیق و دقیق تحت عنوان مولانا و دفاع از عقل را منتشر کرده بود که مرجع بسیاری از مولوی پژوهان است. بر خلاف بسیاری‌ که مولانا را با استنباطات و استندلالات خطا و خام ضد عقل می‌دانند استاد کاظم محمّدی اعتقاد دارد که مولانا از عقل محورترین عارفان و صوفیان مسلمان است که قائل به تشکیک عقل بوده و برترین عقل را در شخص پیامبر خلاصه می‌دیده است و در الفاظ عقل به «عقل عقل» و نیز «عقل احمد» تکیه دارد.

در بخش شمس‌الدّین ملک‌داد تبریزی ضمن توصیف شمس و بیان ارتباط او با [[مولوی، جلال‌الدین محمد|مولانا] اشاراتی دارد که دیگران در کار این تحلیل نداشته‌اند. وی معتقد نیست که مولانا تربیت شده ی شمس است و اعتقاد ندارد که مولانا قبلاً از عرفان و تصوّف و معارف مربوط به آن خالی بوده است و نیز اعتقاد ندارد که مولانا مرید و شاگر شمس بوده و یا تماماً تسلیم او بوده است. این اختلافات وی را به شدّت برجسته کرده و چنان می‌نماید که خلاف مسیر دیگران حرکت می‌کند ولی استنادات وی نیز خالی از قوّت و صلابت نیست، چنانکه در کتاب حسام‌الدّین خالق مثنوی معنوی و همین طور در کتاب بهاء ولد (زندگی، سلوک و اندیشه) و نیز کتاب سیّد برهان الدّین مرشد مولانا به قوّت سخن گفته شواهدی قابل توجّه از این مخالفت و تدوری خود را بیان داشته است.

توجّه به دو مرید که در ساحت مراد ظاهر شدند نیز بسیار مهم است، یکی صلاح‌الدین زرکوب قونوی و یکی هم حسام‌الدین چلبی که در این خصوص حرف و حدیثی واسع وجود دارد. در فصل معاصران مولانا نامهای درخشانی دیده می‌شود که برخی از آنها با مولانا ربط داشتند و برخی هم هیچ دیداری با مولانا نداشته‌اند. شیخ صدرالدّین قونوی ربیب و مرید و شاگرد ابن عربی و خود ابن عربی. مولانا با وی هیچ ربطی نداشته و حال آنکه با شیخ صدرالدّین مراوده‌ها داشته است. از دیگر کسان: شیخ فخرالدین عراقی، شیخ اوحدالدّین کرمانی، نجم‌الدین رازی، عطار نیشابوری، قطب‌الدّین شیرازی، سعدالدین حموی و حاجی بکتاش است.

در اخلاق و سلوک مولانا هم حکایاتی‌کوتاه و ناب آمده که از همان طریق می‌توان به محتوای معنوی و سلوک عرفانی و نیز به باورمندی و تقیّد به شریعت او وقوف یافت. نهایتاً بیماری و مرگ مولانا، وصیّت بسیار عالی او و سلسله‌ای‌که از طریق حسام‌الدین چلبی و فرزند ارشد مولانا سلطان ولد جریان یافت سخن به میان می‌رود و کتاب به پایان خود می‌رسد.


ویژگیها

کتاب مولانا پیر عشق و سماع به مانند دیگر آثاری‌که از کاظم محمّدی در مجموعه مشاهیر عرفان و فلسفه به انتشار رسیده در راستای معرّفی درست بزرگانی است که‌اندیشه و راه درست زیستن را از طریق سلوک و اندیشه برای ما باقی گذاشته‌اند. در این کتاب هم نکات مهمی‌وجود دارد که به آن اشاره می‌شود:

  1. قلم ساده و روان و بدون پیچشهای لفظی.
  2. ریختن بحر در کوزه، بدین معنا که زندگی پر غوغای مولانا را با تمام فراز و نشیبها در حجمی‌مختصر قرار داده است.
  3. اختلافات زیاد و ماهوی با دیگر پژوهشگران مولانا.
  4. تدوری های نویسنده در خصوص سال تولّد مولانا، در خصوص ارتباط با شمس، در خصوص شعر مولانا، در خصوص مولانا و عقل و نیز در خصوص تمسّک به شریعت و دینداری مولانا از بهتریین موارد این اثر است.
  5. استدلالهای فراوان نویسنده با استنادهای قابل توجّه و دقیق.
  6. نویسنده در این اثر به مانند دیگر آثار خود صراحتی در گفتار دارد و نقدهایی مهم و کارساز را برای خواننده ارائه می‌دهد.
  7. ارجاعات به آثار مولانا، چه در متن و چه در پاورقی از ویژگیهای‌کتاب است.


وضعیت کتاب

مولانا پیر عشق و سماع ، تألیف کاظم محمّدی

کتاب در یک جلد با مقدّمه‌ای مختصر به زبان فارسی است و دارای 196 صفحه است. کتاب حاضر در قطع رقعی و با جلد نرم و کاغذ مرغوب منتشر شده. در آغاز، فهرست مطالب به طور کامل درج شده و در انتهای اثر هم فهرست جامعی از منابع و مأخذ و همینطور نمایه‌ی‌کامل دیده می‌شود. در انتها هم برخی از آثار انتشارات و نوشته های استاد کاظم محمّدی چاشنی شده است.

پانویس

  1. مقدّمه، ص 12
  2. متن، ص 18
  3. متن، ص 30
  4. متن، ص 37
  5. متن، صص 50-49

منابع مقاله

مقدّمه و متن کتاب

وابسته‌ها