نامنامه ایلات و عشایر و طوایف (ایران تاریخی و فرهنگی)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
نامنامه‎ایلات و عشایر و طوایف (ایران تاریخی و فرهنگی)
NUR11685J1.jpg
پدیدآوران

مومنی، خورشید (نویسنده)

ستوده، منوچهر (نویسنده)
ناشر مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1385 ش
چاپ 1
شابک964-7025-29-7
موضوع

ایلات و عشایر - ایران - دایرةالمعارف‏ها و واژه نامه‏‌ها

ایلات و عشایر - ایران - کتاب‎شناسی - فهرست‏ها
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏DSR‎‏ ‎‏69‎‏ ‎‏/‎‏س‎‏2‎‏ن‎‏2
نورلایب مشاهده

نامنامه‎ایلات و عشایر و طوایف (ایران تاریخی و فرهنگی)، اثر فارسى منوچهر ستوده، با همكارى خانم خورشيد مؤمنى، به بيان نام و مكان زندگى ايلات، عشاير و طوايفى كه در ايران‌زمين مى‌زيسته‌اند، پرداخته است.

انگيزه نویسنده، نشان دادن يك‌پارچگى ايلات، عشاير، خاندان‌ها و دودمان‌هاى شهرى ايران فرهنگى(مناطقى از آسيا كه فرهنگ مشتركى با ايران دارند) مى‌باشد.تعدد نام‌ها و تفرق مسكنى صاحبان آنها، نویسنده را واداشته است تا چنين راهنمايى براى آنكه معلوم شود هر ايل، عشيره، طايفه، تيره و خاندان در چه دوره و در چه مكانى مى‌زيسته است، فراهم آورد.

كتاب، مختص به عشاير و طوايف صحرانشين و دودمان‌ها و خاندان‌هاى شهرنشين مى‌باشد. نویسنده، معتقد است كه بيشتر شهرنشينان نيز صحرانشين بوده و براى بهبود وضع زندگى، يك‌جانشين شده‌اند و اين جريان، امروز هم ادامه دارد؛ چادرنشينان با نام‌هاى ايلى خود وارد زندگى شهرى مى‌شوند و با همين نام ادامه زندگى مى‌دهند.

اين اثر، راهنماى ارزش‌مندى است براى دست‌يابى به نام‌هاى عشاير، ايلات و دودمان‌هاى ايران فرهنگى، چه پيشينيان و چه اكنونيان، خواه در ايران تاريخى و خواه امروزى.

ساختار

كتاب، با مقدمه مؤلف در بيان انگيزه تأليف، آغاز و مطالب، در دو بخش كلى، ارائه شده است.

نویسنده، پس از تعريف واژه‌هاى مربوط به زندگى كوچ‌نشينى، مناطق كوهستانى كوچ‌روهاى ايران را تشريح و ضمن بيان نمونه‌اى از خاندان‌هايى كه در ايران فرهنگى مستقرند، به نام برخى از دهكده‌ها در شمال شرق ايران كنونى اشاره كرده و در پايان، نام و محل زندگى ايلات، عشاير و خاندان‌هاى ايرانى، به ترتيب حروف الفبا، ذكر گرديده است.

گزارش محتوا

در بخش اول، ابتدا واژه‌هاى زير تعريف و بررسى شده و پس از اشاره مختصر به مناطق كوهستانى كوچ‌روهاى ايران از قبيل رشته‌كوه‌هاى زاگرس، البرز و كوه‌هاى آذربايجان شرقى، نمونه‌اى از خاندان‌هايى كه در ايران فرهنگى مستقرند، نام برده شده‌اند:

  1. ايل: واژه‌اى است مغولى و تركى به معناى دوست، يار، همراه، هم‌قبيله و... واژه ايلات(جمع ايل)، براى نخستين بار در زبان فارسى در زمان ايلخانيان، به كار رفته كه منظور از آن، طوايف صحرانشين و نيمه صحرانشين است. واژه‌هاى ديگرى نيز مانند قبايل و طوايف، به همان معنى، بدون در نظر گرفتن چادرنشينى يا ساكن بودن، به كار برده شده است.
  2. عشيره: اسم فارسى مأخوذ از زبان عربى به معناى خويشان، نزديكان، تبار، اهل خانه و طايفه است. در متون فارسى، واژه‌هاى ايلات، عشاير، طوايف، قبايل، اويماقات و اولوسات، غالبا مترادف با يك‌ديگر آمده‌اند.
  3. رموم(جمع رم): در كتاب‌هاى جغرافيايى قديم، هنگام توصيف كردن استان فارس، به معنى طايفه، ايل و قبيله به كار رفته است.

نویسنده، معتقد است در حال حاضر، استعمال اين واژه‌ها متروك شده و در عرف عشاير كنونى در تقسيمات ايلى بيشتر با واژگانى مانند طايفه و تيره برخورد مى‌كنيم.

وى، درباره ايلات، به سه گروه، به‌عنوان عشاير اشاره كرده است:

  1. ايلات صحرانشين كه نه در سردسير خانه دارند و نه در گرم‌سير، كوچ‌رواند و هميشه در زير چادر زندگى مى‌كنند؛
  2. ايلات نيمه صحرانشين كه گروه‌هاى كوچ‌روى هستند و در سردسير يا گرم‌سير يا هر دو جا، خانه‌هاى ثابت دارند؛
  3. ايلات يك‌جانشين كه ديگر كوچ نمى‌كنند.

از جمله خاندان‌هايى كه در ايران فرهنگى مستقرند و نویسنده از آنها نام برده است، عبارتند از:

  1. پاشا: يكى از خاندان‌هاى قديمى مازندران بوده و مركز اصلى آنها، در كجور مى‌باشد؛
  2. پاشى: از اقوام سياه‌پوشان كافرستان افغانستان كه در دهكده پاشى كابل ساكنند؛
  3. پاشا ناسنگى: از خاندان‌هاى ساكن در گيل‌كلاى ميخ‌ساز كجور كه از ناسنگ بدين‌جا آمده‌اند.

در اين بخش، ليست مفيد و جامعى از الفاظى كه نسبت اولاد و احفاد را به خاندان‌ها و دودمان‌ها مى‌رساند، ارائه شده است، از جمله زائى(مانند حيات‌زائى)، بر(مانند حسين‌بر كه در فارسى تهران نيز به كار رفته و به معنى گروه و دسته است)، اولادى(مانند عسكراولادى)، لو(مانند حيدرلو)، وند(مانند فولادوند) و...

در پايان، به نام برخى از دهكده‌هاى شمال شرق ايران كنونى اشاره شده است. اين نام‌ها، دو جزئى است كه جزء اول، نام خاندان‌ها و جزء دوم، شامل الفاظى از قبيل كلا، ده، محله، آباد، خيل، سرا و... مى‌باشد.

در بخش دوم، نام ايلات و عشاير، به‌صورت بسيار مختصر بيان شده است. در برخى موارد به تعداد خانوار و تاريخ زيست ايشان نيز اشاره شده است؛ به‌عنوان مثال:

  1. آئينه: از طوايف ايل كرند كه در سال 1310ش، پنجاه خانوار بوده‌اند و در غرب کرمانشاه سكونت دارند؛
  2. بهى: از تيره‌هاى طايفه كوچوك كشكول‌لى از ايل قشقايى؛
  3. پاپاجعفرى: از تيره‌هاى قبايل چهارلنگ بختيارى؛
  4. تائى: از تيره‌هاى طايفه بويراحمد سردسير ايل جاكى.

منظور نویسنده از تهيه اين راهنما، آن بوده است كه خوانندگان متون قديمى و پژوهشگران تاريخ و جامعه‌شناسى، به سهولت بتوانند با مراجعه به نام گروه مورد نظر، اطلاع مختصرى درباره آنها به دست بياورند.

وضعيت كتاب

كتاب، فاقد فهرست بوده و پاورقى‌ها، به ذكر منابع و توضيح برخى كلمات متن پرداخته است.

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.

وابسته‌ها

هیودی و میوند به انضمام فرازهایی از تاریخ بختیاری