واقع التقية عند المذاهب و الفرق الاسلامية من غير الشيعة الامامية

    از ویکی‌نور
    واقع التقیه عند المذاهب و الفرق الاسلاميه من غیر الشیعه الامامیه
    واقع التقية عند المذاهب و الفرق الاسلامية من غير الشيعة الامامية
    پدیدآورانعمیدی، ثامر هاشم حبیب (نویسنده)
    ناشرمرکز الغدير للدراسات الإسلامية
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1416 ق
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    واقع التقيّة عند المذاهب والفرق الإسلامية من غير الشيعةالإمامية نوشته ثامر هاشم حبيب العميدى به زبان عربى است كه ديدگاه مذاهب وفرق غير شيعى رادر موضوع كلامى "تقيه"بررسى كرده است.

    انگيزه تأليف

    اگرچه ساير مذاهب اسلامى نيز به تقيه عمل می‌كنند امّادر كتب اهل سنت خواستگاه آنرا شيعه اماميّه مى دانند وبه همين سبب دعوت علماى شيعه به تقريب ديدگاه‌هاى علماى مذاهب اسلامى رابه اين احتمال كه اين گرايش به تقريب هم از روى تقيه باشد، متهم به كذب و خدعه می‌كنند.لذا از ضروريات تقريب بين مذاهب اسلامى، كشف از حقيقت تقيه نزد ديگر مذاهب از طريق بررسى مصادر فقهى، كلامى وتفسيرى آنهاست كه مولّف را به خلق اين اثر برانگيخته است.

    ساختار

    مطالب كتاب در سه فصل، به گونه‌اى منطقى ارائه گرديده است.در فصل اول به كليّات موضوع پرداخته ومعانى لغوى واصطلاحى ومصادرتشريع تقيه رابيان مى‌كند.در بخش مصادر تشريع دليل اجماع به عنوان سومين مصدر در فهرست كتاب نيامده است.

    در فصل دوم در چند بخش ديدگاه صحابه وتابعين را تبيين وسپس ليستى از علماى اهل سنت كه تصريح به تقيه كرده‌اندراارائه مى نمايد.

    در فصل سوم آراء و نظرات نُه مذهب فقهى اهل سنت مانند حنفى، شافعى، حنبلى و... راطرح وبا ارائه يك خلاصه كتاب ر ابه پايان می‌برد.

    گزارش محتوا

    كتاب با آيه بيست و هشتم سوره آل عمران كه مؤمنين را از دوستى كفار بر حذر داشته آغاز می‌شود.

    نویسنده در فصل اول در ردّ ادعاى خدعه و كذب بودن تقيه، با استناد به منابع معتبر، نتيجه می‌گیرد آنچه در هر دو معناى لغوى و اصطلاحى مطرح است " حفظ از ضرر " است ولذا سبب تقيه كذب ونفاق وخدعه نيست.

    بدون اكراه و اضطرار تقيه حاصل نمی‌شود و جميع علماى شيعه و اكثر فقهاى مذاهب اسلامى در اين نكته متفقند، بدين جهت در ادامه به بيان معناى اكراه و تشريح حالات و اقسام مختلف آن و موارد صحّت تقيه مى پر دازد و با آوردن مثالها و ذكر آيات قرآن كريم به تفهيم هر چه بيشتر مطالب كمك مى‌كند.

    اولين و مهمترين منبع تشريع كه تمامى فرق اسلامى بر آن متفقد قرآن كريم است بنابراین آياتى را كه در كتب فرق اهل سنت تفسير و تبيين شده است گرد آورده و به اين نكته اشاره مى‌كند كه تاريخ تشريع تقيه حتى به پيش از اسلام بازمى گردد.سپس به ورود مفهوم تقيه در بسيارى از كتب صحاح و مسانيد و سيره اشاره كرده و از آنها مواردى را كه مشروعيت آن را اثبات مى‌كند می‌آورد و در پايان سخنان برخى از بزر گان اهل سنت را كه قائل به اجماع فقها بر تقيه هستند متذكر می‌شود.

    در فصل دوم به بر شمردن تقيه اصحاب به ترتيب تاريخ وفات از آغاز اسلام و قبل از هجرت تا سال 93 هجرى می‌پردازد.نكته قابل توجه اينكه استعمال تقيه توسط اين افراد بخاطر اكراه متلِف نفس يا وعده هتك عِرض و سلب مال نبوده و تنها به مجرد احتمال خوف و اهانت و...بوده است. در بين اين اسامى چهره‌هايى مانند عمر بن خطاب، ابوهريره، انس بن مالك نيز ديده می‌شود.پس از بررسى شيوع كاربرد تقيه در بين صحابه به اين موضوع در بين تابعين تا سنه 179هجرى می‌پردازد.بيان موارد كاربرد و يا تصريح به تقيه كه با ذكر عدد در مورد صحابه و سپس تابعين آغاز گرديد با رعايت تسلسل زمانى درباره علماى پس از آنها نيز ادامه مى يابد به گونه‌اى كه به اعتقاد نویسنده به خوبى روشن می‌شود كه شيعه اماميه با ساير مذاهب و فرق اسلامى در اين موضوع اختلافى ندارد جز اينكه مبارزه شيعه با ظلم و جور در طول تاريخ بيشتر از ساير برادران مسلمانشان بوده است و البته اين بدان معنا نيست كه شيعه همواره در برابر ظلم اقدام به تقيه كرده است و تقديم هزاران شهيد گواه بر آن است.

    در مذاهب فقهى اهل سنت تقيه مورد توجه بوده است كه در فصل سوم مورد بررسى قرار گرفته است.فقه حنفى آنرا در موارد متعددى تجويز كرده است:

    1. اكراه به قتل و يا اتلاف عضوى از اعضايش
    2. اكراه بر افطار روزه ماه رمضان توسط سلطان
    3. اكراه به كفر و سبّ نبى(ص)
    4. اكراه به اتلاف مال ديگرى
    5. اكراه بر زنا و شرب خمر

    پس از بررسى مذاهب مختلف فقهى زنده مانند مالكى، حنبلى و منقرض شده مانند طبرى و ظاهرى و نقل كلمات آنها، در خلاصه‌اى كه ازكل كتاب ارائه مى‌كند چنين جمع بندى مى‌كند تقيه از دين اسلام بوده وآراء فقها ى مذاهب و فرق اسلامى گواه بر آن است.

    معرفى نسخه

    نسخه حاضر در 235 صفحه با مقدمه‌اى از مؤلف در سال 1415ق منتشر شده است.

    منابع مقاله:

    متن و مقدمه كتاب