والاترین بندگان (شرح و تفسیر آیات عباد الرحمن)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏والاترین بندگان (شرح و تفسیر آیات عباد الرحمن)
NUR04074J1.jpg
پدیدآوران

مکارم شیرازی، ناصر (نویسنده)

عليان نژادي، ابوالقاسم (گردآورنده)
عنوان‌های دیگر شرح و تفسير آيات عباد الرحمن
ناشر نسل جوان
مکان نشر ايران - قم
سال نشر مجلد1: 1383ش ,
شابک964-6275-29-X
موضوع

انسان (اسلام) - جنبه‏‌های قرآنی

تفاسير (سوره فرقان)

تفاسير شيعه - قرن ??

مومنان - جنبه‎های قرآنی
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‏BP‎‏ ‎‏102‎‏/‎‏56‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏7‎‏و‎‏2
نورلایب مشاهده

والاترین بندگان (شرح و تفسیر آیات عباد الرحمن)، اثر آیت‌الله مکارم شیرازی، مجموعه سخنرانی‎های ایشان در جلسات تفسیر قرآن در ماه مبارک رمضان است که توسط ابوالقاسم علیان‎نژادی گردآوری شده است.

هرچند آیت‌الله مکارم این مباحث را در تفسیر نمونه، جلد پانزدهم، ذیل آیات مورد بحث و در کتاب اخلاق در قرآن، جلد دوم و سوم، مطرح نموده‌اند، ولى ازآنجاکه مباحث این کتاب دو ویژگى دارد، به‎صورت مستقل منتشر شد:

  1. بحث گسترده‎تر و شامل مطالب تازه‌ای است که در کتب مذکور نیامده است.
  2. نیازهاى عصر و زمان ما در آن لحاظ و در قالب جدیدى ریخته شده است[۱].

ساختار

در واقع این کتاب شرحی بر آیات 63 تا 76 سوره فرقان است که صفات چهارده‎گانه «عباد الرحمن» در آن خلاصه شده و نویسنده برای هرکدام از آن صفات یک بخش در نظر گرفته است. در ابتدای کتاب نیز تذکر محقق و مقدمه‎ی طولانی مؤلف ارائه شده است.

گزارش محتوا

همان ‎گونه که گذشت در آیات مورد بحث، چهارده صفت براى عباد الرحمن ذکر شده است؛ هرچند بعضى از مفسران تنها به دوازده ویژگى آن اشاره نموده و از دو مورد دیگر غفلت کرده‌اند. آن صفات و ویژگی‎ها به شرح زیر است:

  1. تواضع و فروتنى؛
  2. مدارا کردن با جاهلان و افراد نادان؛
  3. عبادت‎های شبانه، مخصوصاً نماز شب؛
  4. ترس از خداوند و خوف از عذاب الهى؛
  5. ترک افراط‎وتفریط در مسائل مختلف زندگى؛
  6. دست شستن از هرگونه شرک؛
  7. احترام به خون افراد بی‌گناه؛
  8. ترک بی‎عفتی و آلوده نشدن به زنا؛
  9. حاضر نشدن در مجالس آلوده و باطل؛
  10. پرهیز از کارهاى لغو و بیهوده؛
  11. تحقیق و تفکر و اندیشه در کارها؛
  12. توجه به تربیت اولاد و فرزندان؛
  13. اسوه و الگوى دیگران بودن؛
  14. صبر در مقابل مشکلات ناخوشایند زندگى[۲].

ما در این مقاله سعی داریم به چند مورد از این صفات اخلاقی بپردازیم:

الف)- ‎تواضع و فروتنی:

در آیات مورد اشاره، اولین صفت از صفات شایسته عباد الرحمن و بندگان خاص خداوند، تواضع و فروتنى شمرده ‎شده است. خداوند متعال در اولین توصیف، خلق‎وخوی زشت تکبر و خودبرتربینی را از این دسته از بندگان خاص خود نفى کرده است: وَ عِبٰادُ اَلرَّحْمٰنِ اَلَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى اَلْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ اَلْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً (بندگان (خاص خداوندِ) رحمان کسانى هستند که با آرامش و بی‌تکبر بر زمین راه می‌روند)[۳].

چرا در این آیه از لفظ «مشی» استفاده شده است؟ تکبر و خودبرتربینی نیز نمودها و بروزهایى دارد، ولى بارزترین و آشکارترین نماد آن، در هنگام راه رفتن آشکار می‌شود... علاوه بر این می‌توان گفت: منظور از «مشى» راه رفتن عادى نیست، بلکه منظور خط و مشى زندگى و برنامه‎های اجتماعى است؛ در این صورت آیه شریفه معناى گسترده‎ترى پیدا می‌کند؛ بدین معنى که عباد الرحمن کسانى هستند که تمام برنامه‎های زندگى آن‎ها - چه فردى و چه اجتماعى - توأم با تواضع و فروتنى است و این بندگان خاص خداوند همواره از تکبر و خودبرتربینى به‎دورند.

طبق هر دو تفسیر، تواضع یکى از صفات شایسته عباد الرحمن است؛ البته تواضع در تمام برنامه‎های زندگى[۴].

نویسنده در ادامه، بعد از پیامدهای شوم و ناگوار تکبر[۵]، برای درمان تکبر سه راه عملی در نظر می‌گیرد که عبارت است از: توجه به کوچکی انسان در برابر جهان هستی؛ مطالعه پیامدها و آثار سوء تکبر؛ تمرین و ممارست (ورزش‎های روحی)[۶].

ب)- ‎احترام به خون انسان‎ها:

هفتمین ویژگى و صفت زیباى عباد الرحمن، احترام و ارزش نهادن به خون انسان‎هاست؛ آن‎ها خون هیچ انسان بی‌گناهى را نمی‌ریزند و دامان خویش را آلوده به این گناه نمی‌کنند: «وَ لاَ يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ (فرقان: 68).

به دو نکته مهم در این آیه شریفه اشاره ‎شده:

  1. چون این آیه به‎صورت مطلق بیان شده، تفاوتی بین خون مسلمان و غیر مسلمان نیست؛ لکن کفار حربی، یعنی کسانی که با ما در حال جنگ هستند، خون آن‎ها مباح است. همان ‎گونه که آن‎ها خون مسلمانان را محترم نمی‌شمرند، اسلام نیز با آنان چنین برخوردی نموده است. دراین‎بین کودکان، زنان و پیرزنان، پیرمردان و بیماران از آن‎ها حکمشان متفاوت است[۷].
  2. خداوند در این آیه ارزش انسان در اسلام را بیان نموده است. اسلام برای انسان ارزشی فوق‎العاده قائل است که با مطالعه احکام و معارف اسلامی به‎خوبی روشن و آشکار می‌شود که نویسنده به چند مورد آن اشاره می‌کند و توضیحی مختصر برای آن ارائه می‌دهد: کیفیت آفرینش آدم، سجده فرشتگان بر آدم، تبریک خداوند به خویشتن، انسان خلیفه خدا و آدم معلم فرشتگان، از آن جمله است[۸].

معارف اسلامی برای خون انسان نیز ارزش بی‌نظیری قائل شده است؛ به‎گونه‌ای که قرآن کریم ارزش خون یک انسان بی‌گناه را مساوی با خون تمام انسان‎ها می‌داند. در آیه 32 سوره مائده چنین می‌خوانیم: هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان‎ها را کشته و هرکس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است[۹]. در آیه 93 سوره نساء، مجازات سخت و سنگینی را برای قاتلان در نظر گرفته است: هرکس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ درحالی‎که جاودانه در آن می‎ماند و خداوند بر او غضب می‌کند و او را از رحمتش دور می‌سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است[۱۰].

ج)- ‎صبر و بردباری: خداوند متعال در آیه 75 و 76 سوره فرقان که مشتمل بر چهاردهمین صفت عباد الرحمن است، چنین می‌فرماید: أُوْلـئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَ يُلَقَوْنَ فِيهَا تَحِيَةً وَ سَلاَماً خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًا وَ مُقَاماً؛ (آرى)، آن‎ها (عباد الرحمن) هستند که درجات عالى بهشت در برابر شکیبایی‌ا‎شان به آنان پاداش داده می‌شود و در آن، با تحیت و سلام روبه‎رو می‌شوند؛ درحالی‎که جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه قرارگاه و محل اقامت خوبى!

عباد الرحمن، آن فاتحان قله رفیع عبودیت و بندگى، به‎پاس صبر و بردبارى و تحملشان، در کاخ‎های بی‎مثال بهشتى سکنى می‌گزینند و همواره در آنجا خواهند ماند که آن خانه‎های بهشتى، مُقامى عالى و قرارگاه خوب و مطمئنى است[۱۱].

نویسنده بعد از ترجمه و توضیح برخی از لغات این دو آیه شریفه، به اهمیت صبر در معارف دینی اشاره می‌کند. ایشان با استناد به آیات 22 تا 24 سوره رعد می‌گوید: همان ‎گونه که ملاحظه می‌فرمایید فرشتگان به‎خاطر صبر و استقامت و بردبارى بهشتیان به آن‎ها سلام و درود می‌فرستند و رمز بهشتى شدن آن‎ها را صبر معرفى می‌کنند. در روایات اسلامى نیز صبر از ابعاد مختلف مورد بحث و بررسى قرار گرفته و جملات بلند و زیبایى پیرامون آن از معصومین(ع) به ما رسیده است:

حضرت على(ع)، در شماره 82 از کلمات قصار نهج‎البلاغه نسبت به پنج چیز سفارش اکید می‌فرماید و براى تحصیل آن هر مقدار زحمت و مشقت و تلاش را شایسته می‌داند که پنجمین آن‎ها صبر است. سپس ترسیمى زیبا و کاملاً محسوس و گویا از صبر ارائه می‌دهد و نقش مهم آن را این‎چنین به تصویر می‌کشد: «مثل صبر نسبت به ایمان، مثل سر نسبت به تن انسان است و همان ‎گونه که تن بی‌سر خیروبرکتی ندارد، ایمان بدون صبر نیز خیرى ندارد!»

صبر نسبت به جسم ایمان، موقعیت سر را دارد که بدون آن ادامه حیات ایمان امکان‎پذیر نیست، اما ادامه حیات ایمان با فقدان سایر اعمال و صفات اخلاقى، هرچند به‎طور ناقص، ممکن است[۱۲].

نویسنده سپس از حقیقت صبر سخن به میان می‎آورد. برخى از مردم تصور نادرستى از «صبر» دارند و آن را به «نشستن و دست روى دست گذاشتن» و «رها کردن فعالیت و تلاش» تفسیر می‌کنند؛ همان ‎گونه که برخى تصویر نادرست دیگرى از آن ارائه داده و آن را به «تسلیم شدن در مقابل هر ظلم و ستمى» معنى کرده‌اند!

اما صبرى که جایگاه خاص و ویژه آن در بحث قبل گذشت، هیچ‎یک از این تفسیرها را برنمی‌تابد. شاهد این مطلب آیه شریفه 250 سوره بقره است: «و هنگامی ‎که (طالوت و یاران بااستقامتش) در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: پروردگارا! پیمانه شکیبایى و استقامت را بر ما بریز و قدم‎های ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان».

همان‎ گونه که ملاحظه می‌کنید صبر در این آیه شریفه، نه به معنى خانه‎نشینی و رها کردن تلاش و فعالیت است و نه به معنى پذیرش ظلم و ستم، بلکه برعکس، طالوت و همراهانش از خداوند صبر و استقامت طلب می‌کنند تا در سایه تلاش و فعالیت و نبرد با خصم و مبارزه با ظلم و ستم، بر دشمن پیروز شوند و ظلم و ستم آن‎ها را قطع نمایند.

البته صبر انواع و اقسامى دارد که آنچه در آیه شریفه به آن اشاره شد، یک نوع آن است. صبر در مقابل معصیت، صبر در مقابل طاعت و عبادت، صبر در مقابل شهوات، صبر در مقابل اموال حرام، صبر در مقابل پست و مقام، صبر در مقابل وسوسه‎های شیطان، صبر در مقابل هواى نفس و مانند آن از جمله انواع صبر است[۱۳].

وضعیت کتاب

فهرست محتویات در ابتدا و فهرست آیات در انتهای کتاب آمده است.

پاورقی‎ها علاوه بر ارجاعات، حاوی توضیح برخی از مطالب کتاب است.

پانویس

  1. ر.ک: تذکر محقق، ص3
  2. ر.ک: مقدمه، ص14
  3. ر.ک: متن کتاب، ص55
  4. ر.ک: همان، ص56
  5. ر.ک: همان، ص64-71
  6. ر.ک: همان، ص71-77
  7. ر.ک: همان، ص172-174
  8. ر.ک: همان، ص173-178
  9. ر.ک: همان، ص180
  10. ر.ک: همان، ص181
  11. ر.ک: همان، ص247-248
  12. ر.ک: همان، ص252-253
  13. ر.ک: همان، ص253-254

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها

تفسیر نمونه