باز کردن منو اصلی

ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور β

التصحيف وأثره في الحديث والفقه وجهود المحدثين في مكافتحه

التصحيف وأثره في الحديث والفقه وجهود المحدثين في مكافتحه
NUR21868J1.jpg
پدیدآوران جمال، اسطیری (گردآورنده)
ناشر دار طيبه
مکان نشر عربستان - رياض
سال نشر 1418ق. = 1997م.
چاپ چاپ دوم
موضوع حديث
زبان عربي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‎‏/‎‏ج‎‏8‎‏ت‎‏6 / 111/8 BP
نورلایب مشاهده


التصحيف وأثره في الحديث والفقه وجهود المحدثين في مكافتحه، اثر اسطیری جمال، کتابی است در معرفی تصحیف و بررسی آثار آن در حدیث و فقه و اشاره به اقدامات محدثین در مقابله با آن.

محتویات

ساختار

کتاب با مقدمه مؤلف آغاز و مطالب در چهار باب و هر باب در چندین فصل، تنظیم شده است.

برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های روش نویسنده را می‌توان در امور زیر خلاصه نمود:

  1. ذکر احادیثی که در متن یا سند آن، تصحیف واقع شده و سپس، اشاره به کتبی که آن حدیث از آن اخذ شده است؛
  2. تبیین تصحیف واقع‌شده در احادیث به‌وسیله دلیل علمی معتبر در خلال مقایسه و مقارنه روایات با یکدیگر؛
  3. اشاره به اثر تصحیف در حدیث و فقه در صورت اثبات تحصیف روایات[۱].

گزارش محتوا

در مقدمه، ضمن اشاره به اهمیت بحث[۲] و روش نویسنده در ارائه مطالب[۳]، به ترسیم چهارچوب اصلی کتاب و بیان موضوعات ابواب و فصول، پرداخته شده است[۴].

در باب اول، در چهار فصل زیر، به بحث پیرامون احکام تصحیف پرداخته شده است:

فصل اول، به تعریف واژه «تصحیف» و «تحریف» اختصاص یافته است. نویسنده در آغاز این فصل، ابتدا به تعاریف ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعید عسکری در «شرح ما يقع فيه التصحيف والتحريف»، خلیل بن احمد، ابن منظور در «لسان العرب»، معری، فیومی در «مصباح المنير» و جرجانی در «التعريفات» درباره «تصحیف» اشاره و آنها را مورد بررسی قرار داده[۵] و سپس، به بحث پیرامون تعریف ابن منظور در «لسان العرب»، جرجانی در «التعريفات»، ابن حجر عسقلانی در «نزهة النظر شرح نخبة الفكر» از واژه «تحریف» پرداخته[۶] و در پایان، چنین نتیجه‌گیری نموده است که با تتبع اقوال بسیاری از محدثین از آغاز قرن سوم تا دوران ابن حجر عسقلانی، می‌توان دریافت که متقدمین، بین واژه «تصحیف» و «تحریف» تفاوتی قایل نبوده و هرگونه تغییری را، «تصحیف» می‌نامیده و بیشتر از این اصطلاح استفاده می‌کردند. وی برای اثبات این امر، شواهدی از اقوال علمای زیر را ذکر نموده است: امام محمد بن ادریس شافعی ( متوفی 204ق)، امام احمد بن حنبل (متوفی 241ق)، امام مسلم بن حجاج (متوفی 261ق)، امام ابوزرعه رازی (متوفی 264ق)، ابوعلی حسین بن علی نیشابوری (متوفی 349ق)، امام حافظ دارقطنی (متوفی 385ق)، امام ابوسلیمان خطابی (متوفی 388ق)، ابوعبدالله حاکم صاحب مستدرک (متوفی 405ق)، حافظ ابونعیم اصفهانی (متوفی 430ق)، حافظ ابوعمر یوسف بن عبدالبر (متوفی 463ق)، قاضی عیاض (متوفی 544ق)، حافظ ابوموسی مدینی (متوفی 581ق)، شیخ ابوعمرو بن صلاح (متوفی 643ق)، حافظ ابوالحجاج مزی (متوفی 742ق)، حافظ ابوعبدالله ذهبی (متوفی 748ق)، حافظ ابن حجر عسقلانی (متوفی 852ق)[۷].

در فصل دوم، به تعریف اقسام تصحیف، پرداخته شده است. تصحیف در حدیث، به دو قسمت تصحیف در اسناد و متن، تقسیم می‌شود. تصحیف در اسناد، تغییر و تبدیلی است که در اسامی روات اتفاق می‌افتد و وقوع آن، بیشتر از تصحیف در متن است و دلیل آن، این است که قیاس در اسامی و بررسی ماقبل و مابعد اسم در تعیین اشتباه و تصحیح آن، ممکن نیست و ازهمین‌روست که ابواسحاق نجیرمی، چنین گفته است: «أولی الأشياء بالضبط أسماء الناس؛ لأنه شيء لا يدخله القياس ولا قبله شيء يدل عليه ولا بعده شيء يدل عليه». برای مثال تصحیف، به روایت زیر، اشاره شده است: «ما رواه مالك بن أنس عن ابن شهاب عن علي بن حسين عن عمر بن عثمان بن عفان عن أسامة بن زيد أن رسول‌الله(ص): لا يرث المسلم الكافر». درباره این روایت، شافعی معتقد است که مالک درباره عمر بن عثمان، دچار تصحیف شده و نام او، عمرو بن عثمان است[۸].

تصحیف در متن، تغییر و تحولی است که در الفاظ احادیث نبوی، اتفاق می‌افتد. از جمله مثال‌های این مورد، تصحیفی است که در روایت امام مسلم، اتفاق افتاده است: «حدثنا زهير بن حرب، ثنا إسحاق بن عيسی، ثنا ابن لهيعة قال: كتب إلی موسی بن عقبة يقول حدثني بسر بن سعيد، عن زيد بن ثابت أن رسول‌الله(ص) احتجم في المسجد. قلت لابن لهيعة: مسجد بيته؟ قال: مسجد الرسول(ص)». مسلم معتقد است که این روایت، هم از نظر اسناد و هم از نظر متن، خطاهای فاحشی داشته و ابن لهیعه، در متن دچار تصحیف و در اسناد، دچار غفلت شده است و متن حدیث، «احتجر في المسجد بخوصة أو حصير يصلي فيها» می‌باشد[۹].

اقسام دیگر تصحیف، عبارتند از «تصحيف البصر»، «تصحيف السمع»، «تصحيف اللفظ» و «تصحيف المعنی»[۱۰].

در فصل سوم، به معرفی بررسی اسباب تصحیف، پرداخته شده است. این اسباب عبارتند از: اخذ از کتاب، تشابه در رسم حروف لغت عربی، سوء سمع، نسخه‌برداران، حمل بر مألوف، تعصب مذهبی و عوامل طبیعی[۱۱].

در فصل چهارم، به بیان حکم روایت مصحف پرداخته شده و به این موضوع اشاره گردیده است که پس از تتبع اقوال ناقدین، به‌خوبی می‌توان به مذموم بودن تصحیف و مفاسد آن، پی برد[۱۲].

در باب دوم، در سه فصل زیر، به بررسی تأثیر تصحیف، در حدیث پرداخته شده است: در فصل اول، اثر تصحیف در الفاظ جرح و تعدیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و برای آن، نمونه‌های زیر برای مثال آورده شده است:

  1. «هو علی یَدَي عَدلٍ هو علی یَدي عَدلٌ»؛
  2. «وضاح ذاك العبد وضاع ذاك العبد»؛
  3. «كادت والله كاذب والله»؛
  4. «إن شهرا نزكوه إن شهرا تركوه»؛
  5. «في خلقه زعارة في خلقه دعارة»[۱۳].

در فصل دوم، در شش مبحث زیر، از اثر تصحیف در تعلیل احادیث سخن به میان آمده است: در مبحث اول، نمونه‌هایی از روایاتی آورده شده که در اسامی روات آنها تصحیف رخ داده و این امر، باعث اعتبار بخشیدن به آن روایت شده است؛ درحالی‌که این روایات، از جمله روایات ضعیف محسوب می‌شوند. نتیجه تصحیف در این موضوع، باعث توثیق کذابین[۱۴]، توثیق ضعفاء[۱۵]، توثیق مجاهیل[۱۶] و تجهیل کذابین شده[۱۷] که برای هریک، نمونه‌هایی ذکر شده است.

در مبحث دوم، نمونه‌هایی برای تضعیف صحیح بر اثر تصحیف که منجر به تکذیب ثقات[۱۸] و تجهیل ثقات شده[۱۹]، ذکر گردیده است.

در مباحث دیگر این فصل، نمونه‌هایی از تصحیف که منجر به وصل مرسل[۲۰]، وصل منقطع[۲۱]، قطع متصل[۲۲] و توقف در حکم بر حدیث گردیده[۲۳]، آورده شده است.

در فصل سوم، اثر تصحیف در علم رجال، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است[۲۴].

باب سوم، به بررسی تأثیرات تصحیف در فقه، اعم از فقه احکام و فقه عقاید، اختصاص یافته و برای آن، مثال‌هایی ذکر شده است. به‌عنوان مثال، در روایتی از ابوهریره، چنین آمده است که پیامبر(ص) فرمود: «إن لله تسعة وتسعين اسما، الحديث وذكر فيه الأسامي وفيه الحفيظ المقيت»؛ درحالی‌که اصل روایت، «الحفيظ المغيث» بوده؛ بنابراین کسی که «مقیت» گفته، مرتکب تصحیف شده است[۲۵].

در آخرین باب، به تلاش‌ها و اقدامات محدثین در مبارزه با تصحیف، اشاره گردیده است. از جمله موضوعات و مباحث مطرح‌شده در این باب، می‌توان به تحمل و ادای روایت و مباحث مربوط به آن، شامل ضرورت تحمل مباشر[۲۶]، سن تحمل[۲۷]، طرق تحمل[۲۸] و شروط آن[۲۹]، آداب اداء[۳۰]، حالات امساک از اداء[۳۱]، صفات ممنوع هنگام اداء[۳۲]، شروط اداء[۳۳]، چگونگی توثیق نص نزد محدثین و مباحث مربوط به آن مانند وسایل توثیق[۳۴]، کیفیت توثیق[۳۵]، نقد اصول[۳۶] و مؤلفات و فنون حدیثی[۳۷] اشاره کرد.

در خاتمه، به ذکر خلاصه مباحث و مهم‌ترین نتایج حاصل از آن، پرداخته شده است[۳۸].

وضعیت کتاب

فهرست احادیث قولی و فعلی، به‌همراه فهرست آثار، متونی که تصحیف در آنها واقع شده، اسامی و اسانیدی که در آنها، تصحیف رخ داده است، مصادر و مراجع و موضوعات، در انتهای کتاب آمده است.

در پاورقی‌ها، علاوه بر ذکر منابع[۳۹]، به توضیح برخی از مطالب و واژگان متن، پرداخته شده است[۴۰].

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه، ص12
  2. ر.ک: مقدمه، ص11
  3. ر.ک: همان
  4. ر.ک: همان، ص13
  5. ر.ک: متن کتاب، ص23
  6. ر.ک: همان، ص24
  7. ر.ک: همان، ص28-‌35
  8. ر.ک: همان، ص45-‌46
  9. ر.ک: همان، ص46-‌47
  10. ر.ک: همان، ص47-‌51
  11. ر.ک: همان، ص57-‌77
  12. ر.ک: همان، ص81
  13. ر.ک: همان، ص95-‌109
  14. ر.ک: همان، ص120
  15. ر.ک: همان، ص127
  16. ر.ک: همان، ص132
  17. ر.ک: همان، ص136
  18. ر.ک: همان، ص141
  19. ر.ک: همان، ص143
  20. ر.ک: همان، ص155
  21. ر.ک: همان، ص163
  22. ر.ک: همان، ص171
  23. ر.ک: همان، ص179
  24. ر.ک: همان، ص187-‌216
  25. ر.ک: همان، ص227
  26. ر.ک: همان، ص311
  27. ر.ک: همان، ص315
  28. ر.ک: همان، ص317
  29. ر.ک: همان، ص320
  30. ر.ک: همان، ص337
  31. ر.ک: همان، ص351
  32. ر.ک: همان358
  33. ر.ک: همان، ص383
  34. ر.ک: همان، ص407
  35. ر.ک: همان، ص415
  36. ر.ک: همان، ص439
  37. ر.ک: همان، ص449
  38. ر.ک: همان، ص493
  39. ر.ک: پاورقی، ص215
  40. ر.ک: همان، ص481

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها