التفسير المنسوب إلى الإمام أبي‌محمد الحسن بن علي العسكري عليهم‌السلام: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'نام ها' به 'نام‌ها')
    جز (جایگزینی متن - '==منابع==' به '==منابع مقاله==')
    خط ۸۶: خط ۸۶:
    اين كتاب، بر اساس شش نسخۀ خطى و به كوشش [[موحد ابطحی اصفهانی، محمدباقر|سيد محمدباقرابطحى]]، در 1409 در قم چاپ انتقادى شد.
    اين كتاب، بر اساس شش نسخۀ خطى و به كوشش [[موحد ابطحی اصفهانی، محمدباقر|سيد محمدباقرابطحى]]، در 1409 در قم چاپ انتقادى شد.


    ==منابع==
    ==منابع مقاله==





    نسخهٔ ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۲۶

    التفسير المنسوب إلى الإمام أبي‌محمد الحسن بن علي العسكري عليهم‌السلام
    نام کتاب التفسير المنسوب إلى الإمام أبي‌محمد الحسن بن علي العسكري عليهم‌السلام
    نام‌های دیگر کتاب
    پدیدآورندگان مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (محقق)

    نجل المرتضی، سید محمدباقر (اشراف)

    امام حسن عسکری(ع) (نويسنده)

    زبان عربی
    کد کنگره ‏BP‎‏ ‎‏102‎‏/‎‏1‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏5‎‏ت‎‏7
    موضوع تفاسیر (سوره بقره)

    تفاسیر ماثوره

    ناشر مدرسة الإمام المهدي (علیه‌السلام‏)
    مکان نشر قم - ایران
    سال نشر 1409 هـ.ق
    کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE1443AUTOMATIONCODE


    التفسير المنسوب إلى الإمام أبي‌محمد الحسن بن علي العسكري عليهم‌السلام از تفاسير روايى اماميه، متعلق به قرن سوم.

    متن اين تفسير تا پايان آيۀ 282 سورۀ بقره موجود است. اين تفسير با بيان رواياتى راجع به فضائل قرآن و تأويل و آداب قرائت قرآن آغاز شده و با ذكر احاديثى مشتمل بر فضائل اهل بيت.[۱] و مثالب دشمنان اهل بيت.[۲] ادامه يافته است. بحثهاى متعددى نيز دربارۀ سيرۀ نبوى، بخصوص راجع به مناسبات پيامبر و يهوديان، مطرح شده است.[۳] در مجموع، در اين تفسير 379 حديث آمده است. بيشتر روايات طولانى و مفصّل است، به طورى كه گاه يك روايت چندين صفحه را در بر مى‌گيرد.[۴] و به همين جهت، در برخى موارد ساختار روايى از بين رفته است. در برخى روايات نيز آشفتگى وجود دارد.

    در اين تفسير برخى آيات تأويل شده و بيشتر تأويلها دربارۀ معجزات پيامبر و امامان است.[۵]

    در اين تفسير به اسباب نزول آيات كمتر توجه شده، گر چه به مصاديق آيات اشاره شده است. مباحث صرفى و نحوى و بلاغى نيز در اين تفسير وجود ندارد.[۶]

    سلسلۀ سند روايت كتاب نشان مى‌دهد كه نقل اين تفسير در ميان محدّثان و فقهاى قم در قرن چهارم و پنجم متداول بوده است.[۷] مطالب تفسير را محمد بن قاسم استرآبادى خطيب، مشهور به مفسر جرجانى، كه شايد تدوين كنندۀ تفسير نيز باشد، از دو راوى آن، يعنى ابوالحسن على بن محمد بن سيار و ابويعقوب يوسف بن محمد بن زياد، نقل كرده است.

    در مقدمۀ كوتاه اين دو بر تفسير آمده است كه بعد از به قدرت رسيدن حسن بن زيد آنان مجبور به مهاجرت از وطن خود شدند.

    از آنجا كه آنها از آمدن خود نزد امام حسن عسكری‌ عليه‌السلام سخن گفته‌اند، تاريخ ورودشان به سامرا مى‌بايست بعد از 254 بوده باشد، زيرا اين سال، زمان آغاز امامت امام عسكری‌ عليه‌السلام بوده است.[۸] در ادامه گفته‌اند كه متن كل تفسير را به مدت هفت سال نزد امام فراگرفته‌اند.[۹]، حال آنكه از وفات امام در 260 سخنى به ميان نيامده است و ظاهرا پس از درگذشت امام، آن دو به موطن خود بازگشته‌اند.[۱۰]

    با وجود قدمت اين تفسير، وثاقت آن در بين علماى اماميه از گذشته مورد بحث بوده است. محمد بن على بن بابويه، معروف به شيخ صدوق (متوفى 381)، نخستين عالم امامى است كه از اين تفسير مطالب فراوانى در كتب خود نقل كرده، گر چه دربارۀ وثاقت يا عدم اعتبار آن سخنى نگفته است.

    ابن بابويه متن تفسير را مستقيما از استرآبادى دريافت نموده است. وى در آغاز كتاب فتوايى خود، من‌ لا‌يحضره‌ الفقيه.[۱۱]، ضمن اشاره به اين نكته كه آنچه در اين اثر فراهم آمده از نظر خودش صحيح است، بيان داشته كه روايات كتاب را از متون معتبر و مشهور گرفته است. همو در باب تلبيه، از استرآبادى حديثى نقل كرده و در پايان گفته است كه باقى آن را در كتاب تفسير آورده است.[۱۲] بر اين اساس، اگر شيخ صدوق خود تدوين كنندۀ تفسير نبوده، احتمالا تهذيب كنندۀ آن بوده است. مؤيد صحت اين احتمال، سخن نجاشى (متوفى 450؛[۱۳] است كه در ذيل آثار شيخ صدوق به دو اثر تفسيرى، تفسير القرآن و مختصر تفسير القرآن، اشاره كرده است. شاهد ديگر بر اين نظر، ذكر روايتى با همين سند در كتاب التوحيد.[۱۴] شيخ صدوق است. در آخر آن روايت نيز شيخ صدوق بيان داشته كه متن كامل حديث را در تفسيرش آورده است.[۱۵]

    نخستين منتقد وثاقت تفسير، احمد بن حسين بن عبيد اللّه غضائرى، معروف به ابن غضائرى، بود كه در الضعفاء خود، محمد بن قاسم استرآبادى را فردى ضعيف و كذّاب معرفى كرده و دو فرد مذكور در سلسلۀ سند را-كه تفسير را، به نقل از پدرانشان، از امام حسن عسکری(ع) روايت كرده‌اند-مجهول خوانده است. ابن غضائرى تفسير را «موضوع» دانسته و جاعل آن را سهل بن احمد بن عبداللّه ديباجى (متوفى 380) معرفى كرده است.[۱۶]

    معتقدان به وثاقت متن تفسير در نقد كلام ابن غضائرى دلايلى آورده‌اند، از جمله گفته‌اند كه در انتساب متن كتاب الضعفاء به ابن غضائرى ترديد وجود دارد.[۱۷] و بر اساس متن تفسير، ابن سيار و ابويعقوب متن را بدون واسطه از امام روايت كرده‌اند. همچنين در تفسير تصريح شده است كه پدران اين دو بعد از مدتى سكونت در سامرا به شهر خود بازگشتند.[۱۸] و در اسناد روايت كتاب ذكرى از پدران آن دو نيست.[۱۹]

    بنابراين، ذكر نام آنها در برخى روايات ديگر، سهو كاتب است.[۲۰]، اما اين مطلب پذيرفتنى نيست، زيرا نام پدران ابن سيار و ابويعقوب در تمام روايات منقول از اين تفسير در آثار متعدد شيخ صدوق آمده است.[۲۱]

    دربارۀ سهل بن احمد هم نجاشى.[۲۲]، ضمن معرفى او، وى را از جمله كسانى دانسته كه بر آنها خرده‌اى نيست. خطيب بغدادى.[۲۳] تنها به تشيع سهل بن احمد و نمازگزاردن شيخ مفيد (متوفى 413) بر جنازۀ وى اشاره كرده است كه اين مطلب بر جلالت مكان وى در بين اماميه دلالت دارد.

    نكتۀ جالب توجه ديگر قرار داشتن پدر ابن غضائرى در طريق روايت تفسير با همين سلسله سند متداول است.[۲۴] برخى گفته‌اند كه طريق شيخ صدوق در روايت اين تفسير، متعدد است، زيرا در مواردى به جاى محمد بن قاسم استرآبادى از محمد بن على استرآبادى، در طريق خود از دو راوى تفسير، ياد كرده است.[۲۵] بعيد نيست كه اين دو، يكى بوده باشند، زيرا ذكر نام جد به جاى پدر متداول بوده است.

    همچنين ذكر شده كه حسن بن خالد برقى تفسيرى در 120 جزء به املاى امام حسن عسکری(ع) نگاشته است.[۲۶]، اما شيخ طوسى.[۲۷] حسن بن خالد برقى را جزو كسانى دانسته كه ائمه را درك نكرده و از آنان به طور غير مستقيم روايت كرده‌اند. محدّث نورى (متوفى 1320؛ج 5، ص 188)، با استناد به گفتۀ ابن شهر آشوب (متوفى 588)، قاطعانه تفسير برقى را طريق ديگر روايت متن تفسير امام عسكرى دانسته است، اما مشكل پذيرش اين قول اين است كه هيچ روايتى از اين تفسير وجود ندارد كه نام برقى در آن ذكر شده باشد. همچنين آقا بزرگ طهرانى.[۲۸] اشاره كرده كه مراد از عسكرى در قول ابن شهر آشوب، امام هادی‌ عليه‌السلام است و حسن بن خالد نمى‌تواند از راويان امام حسن عسکری(ع) باشد.[۲۹]

    در فهرست نسخه‌هاى عكسى و ريز فيلمهاى كتابخانۀ سيد عبدالعزيز طباطبائى (متوفى بهمن 1374) در قم، سه نسخه با عنوان تفسير نگاشتۀ ابوعلى حسن بن خالد برقى معرفى شده است.[۳۰]؛ اما با مراجعۀ نويسندۀ مقاله و رؤيت نسخه‌ها مشخص شد كه آنها همين تفسير منسوب به امام حسن عسکری(ع) و با همين سلسله سند متداول‌اند و دليلى براى انتساب اين نسخه‌ها به برقى، حداقل در اين نسخه‌ها، وجود ندارد.

    پس از شيخ صدوق، ابومنصور احمد بن على طبرسى در كتاب احتجاج ضمن معرفى منابع خود از تفسير امام حسن عسکری(ع) ياد كرده، اما به عدم اشتهار آن اشاره نموده و به اين دليل، سند روايت كتاب را به طور كامل آورده است.[۳۱] سعيد بن هبة اللّه قطب راوندى.[۳۲] نيز از اين تفسير، بدون اشاره به نام آن، مطلبى نقل كرده است.

    ابن شهر آشوب نيز از اين تفسير، با تصريح به نام آن ولى بدون ذكر سند، مطلبى آورده است.[۳۳] عبدالجليل قزوينى، كه در حدود 560 كتاب نقض را مى‌نوشته، از جمله تفاسير مشهور امامى به تفسيرى با عنوان تفسير امام حسن عسکری(ع) اشاره كرده، اما چون از اين تفسير مطلبى نقل نكرده است، نمى‌توان به طور حتم مقصود وى را همين تفسير موجود دانست.[۳۴]

    محقق كركى (متوفى 940) و شهيد ثانى زين‌الدين بن على عاملى (متوفى 965) در اجازات خود، در شمار كتبى كه اجازۀ روايت آن را داده‌اند، حديثى را از اين تفسير با ذكر طريق خود به آن آورده‌اند.[۳۵] در ميان فقهاى معاصر امامى، شيخ محمد جواد بلاغى (متوفى 1352 ش) ضمن رساله‌اى از نادرستى انتساب اين تفسير به امام حسن عسكری‌ عليه‌السلام سخن گفته و متن را مجعول دانسته است.[۳۶] آيت‌اللّه خوئى.[۳۷] و شيخ محمدتقى تسترى.[۳۸] نيز با او هم رأى‌اند. با اين حال، مطالبى در اين تفسير وجود دارد كه معمولا فقها آن را پذيرفته‌اند. براى نمونه مى‌توان به حديث مشهور در بيان اوصاف فقهايى كه مى‌توان از آنها تقليد كرد اشاره نمود.[۳۹] گزارش تقريبا كاملى از اقوال علماى اماميه دربارۀ اين تفسير را استادى.[۴۰] آورده است.

    نسخه‌هاى خطى متعددى از اين تفسير موجود است.[۴۱] متن تفسير به فارسى ترجمه شده است.[۴۲] قديمترين ترجمۀ فارسى موجود آن، آثار الاخيار نام دارد كه ترجمۀ ابوالحسن على بن حسن زواره‌اى (متوفى 984) و ترجمۀ تمام متن موجود است.[۴۳] قدرت اللّه حسينى شاهمرادى نيز سورۀ فاتحۀ اين تفسير را با عنوان تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسکری(ع) سلام اللّه عليه و پژوهشى پيرامون آن (تهران 1404) با مقدمه‌اى مبسوط در اثبات و ثاقت تفسير، ترجمه و منتشر كرده است.

    سيد حسين بهريلوى (بريلوى؛متوفى 1361) اين تفسير را به زبان اردو ترجمه كرد و با عنوان آثار حيدرى به چاپ رساند.[۴۴] متن عربى تفسير چند بار چاپ شده است.[۴۵]

    اين كتاب، بر اساس شش نسخۀ خطى و به كوشش سيد محمدباقرابطحى، در 1409 در قم چاپ انتقادى شد.

    منابع مقاله

    آقا بزرگ طهرانى؛ ابن بابويه، الامالى، قم 1417؛همو، التوحيد، چاپ هاشم حسينى طهرانى، قم[؟ 1357 ش]؛همو، معانى الاخبار، چاپ على اكبر غفارى، قم 1361 ش؛همو، من‌ لا‌يحضره‌ الفقيه، قم 1413؛ابن جوزى، المنتظم في تاريخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت 1992/1412؛ ابن شهر آشوب، معالم العلماء، نجف 1961/1380؛همو، مناقب آل ابى طالب، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم[بى‌تا. ]؛رضا استادى، رسالة اخرى حول التفسير المنسوب الى الامام العسكری‌ عليه‌السلام در الرسائل الاربعة عشرة، چاپ رضا استادى، قم: مؤسسة النشر الاسلامى، 1415؛محمدحسن بكائى، كتابنامۀ بزرگ قرآن كريم، تهران 1374 ش-؛تسترى؛حسن بن على(ع)، امام يازدهم، التفسير المنسوب الى الامام ابى محمد الحسن بن على العسكرى، چاپ محمدباقرابطحى، قم 1409؛خطيب بغدادى؛ خوئى؛سعيد رضوى، «نگاهى به تفسير منسوب به امام حسن عسكری‌ عليه‌السلام»، فصلنامۀ پژوهشهاى قرآنى،‌ش 5-6 (بهار و تابستان 1375)؛فؤاد سزگين، تاريخ التراث العربى، ج 1، جزء 1، نقله الى العربية محمود فهمى حجازى، رياض 1983/1403؛محمد كاظم بن عبدالعظيم طباطبائى يزدى، الالعروة الوثقی، بيروت 1409؛ احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ ابراهيم بهارى و محمد هادى به، قم 1413؛محمد بن حسن طوسى، رجال الطوسى، نجف 1961/1380؛محمود طيار مراغى، «فهرست نسخه‌هاى عكسى و ميكروفيلم‌هاى كتابخانۀ محقق طباطبائى»، در المحقق الطباطبائى في ذكراه السنوية الاولى، ج 3، قم: آل البيت، 1417؛ عبدالجليل قزوينى، نقض، چاپ جلال‌الدين محدّث ارموى، تهران 1358 ش؛حسن بن يوسف علامه حلّى، رجال العلامة الحلّى، چاپ محمد صادق بحر العلوم، نجف 1961/1381، چاپ افست قم 1402؛ سعيد بن هبة اللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم 1409؛مجلسى؛ احمد بن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم 1407؛حسين بن محمدتقى نورى، خاتمة مستدرك الوسائل، قم 1415-1420.

    پانویس

    1. براى نمونه-حديث سد الابواب، ص 17
    2. ص 47
    3. -ص 161-163، 190- 192، 406-407
    4. -ص 656-672
    5. -ص 429-441، 497-500
    6. رضوى، ص 313
    7. -ص 7-8
    8. التفسير المنسوب الى الامام ابى محمد الحسن بن على العسكرى، ص 9-10؛قس ابن جوزى، ج 12، ص 74؛آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 286-288
    9. التفسير المنسوب الى الامام ابى محمد الحسن بن على العسكرى، ص 12
    10. همانجا
    11. ج 1، ص 3
    12. 1413، ج 2، ص 211-212
    13. ص 391-392
    14. ص 47
    15. -التفسير المنسوب الى الامام ابى محمد الحسن بن على العسكرى، ص 50-52
    16. علامه حلّى، ص 256-257؛آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 288، پانويس
    17. آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 288-289، پانويس، ج 10، ص 88-89
    18. ص 12
    19. ص 9
    20. آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 292
    21. براى نمونه 1361 ش، ص 4، 24، 33
    22. ص 186
    23. ج 9، ص 122
    24. مجلسى، ج 105، ص 78
    25. -ابن بابويه، 1417، ص 240؛آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 286، پانويس
    26. ابن شهر آشوب، معالم العلماء، ص 34
    27. متوفى 460؛ص 462
    28. ج 4، ص 283- 285
    29. قس تسترى، ج 3، ص 228
    30. طيار مراغى، ص 1436، 1440، 1489
    31. ج 1، ص 6- 8
    32. ج 2، ص 519-521
    33. مناقب، ج 1، ص 92
    34. -ص 212، 285
    35. مجلسى، ج 105، ص 77-79، 169-170
    36. -استادى، ص 161-184
    37. ج 12، ص 147
    38. ج 7، ص 558
    39. التفسير المنسوب الى الامام ابى محمد الحسن بن على العسكرى، ص 300؛نيز طباطبائى يزدى، ج 1، ص 9-10، باب التقليد، مسئلۀ 22 و شروح اين كتاب ذيل همان مسئله
    40. ص 186-215
    41. - بكائى، ج 5، ص 1904-1905؛سزگين، ج 1، جزء 1، ص 95- 96
    42. آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 89-90
    43. قس بكائى، ج 1، ص 2
    44. بكائى، ج 1، ص 3
    45. -آقا بزرگ طهرانى، ج 4، ص 292؛بكائى، ج 5، ص 1904


    وابسته‌ها