لشکر قهرمان، امین

    از ویکی‌نور
    لشکر قهرمان، امین
    نام لشکر قهرمان، امین
    نام های دیگر
    نام پدر
    متولد
    محل تولد
    رحلت 1310 ق
    اساتید
    برخی آثار
    کد مؤلف AUTHORCODE485AUTHORCODE


    «ميرزا قهرمان امين لشكر» در سال 1244ق متولد شد. پدرش ميرزا يوسف از اهالى قمشه اصفهان بود كه در دستگاه محمدقلى خان، پسر آصف‌الدوله كه از اعضاى دستگاه طاووس خانم تاج‌الدوله اصفهانى، از زن‌هاى فتحعلى شاه بود، اشتغال داشت.

    ميرزا قهرمان به هوش، فراست، پركارى و كاربرى معروف بود، علاوه بر اين در فن نويسندگى و حسابدارى سرآمد جوانان آن دوره بود. وى با ورود به دستگاه عزيزخان سردار كل، منصب مستوفى نظام يافت و رفته رفته كليه امور حساب قشون به او واگذار شد. بعد از عزل سردار كل او هم خانه‌نشين شد و بعدها كه عزيزخان به حكم شاه به آذربايجان رفت، ميرزا قهرمان را نيز با خود برد. وى در اين ايام گوهر ذاتى و استعداد خود را به منصه بروز رسانيد و صميصمانه در انجام وظايف محوله كوشش به خرج داد و در كارها همراه و مشاور سردار كل و در حقيقت معاون و دستيار او بود.

    حسن خدمت و سعى و كوشش ميرزا قهرمان به عرض ناصرالدين شاه و به گوش اولياى حكومت مركزى رسيد و به پيشنهاد عزيزخان سردار كل، به دريافت نشان و منصب سرتيپى نايل شد.

    وى در سال 1282ق به منصب مشير لشكر ارتقاء مقام يافت و سال بعد كه سردار كل را به تهران احضار و به وزارت نظام منصوب كردند، به اتفاق او روانه پايتخت شد. پس از ورود به مركز كشور، ناصرالدين شاه كه شرح خدمات ميرزا قهرمان را شنيده بود، وى را به امين لشكرى ملقب و به نشان سرتيپى از درجه اول با حمايل آن مفتخر و پس از مدت كوتاهى او را براى رسيدگى به كارهاى نظام و رتق و فتق امور مالياتى، به تبريز فرستاد. وى سال‌ها در تبريز بود تا اين كه به خاطر كارشكنى‌هايى كه در كار پيشكار وليعهد كرد، مويدالدوله وى را به تهران فرستاد و تفصيل تحيكات او و عزيزخان سردار را به عرض شاه رسانيد. ميرزا يوسف مستوفى الممالك نيز كه در اين تاريخ مصدر كار و تقربيا وظايف صدارت را عهدار بود، جانب مويدالدوله را گرفت و روساى لشگرى به حكم شاه امين لشكر را به پاى حساب كشيدند. پس از رسيدگى معلوم شد وى ضمن تنظيم اسناد، هزينه لشكر آذربايجان را بالا كشيده و هفتاد هزار تومان به دولت بدهكار است. عزيزخان مردانگى به خرج داد و اين مبلغ را بر ذمه خود نهاد و گفت ميرزا قهرمان مستخدم من بود و از من مواجب مى‌گرفت و اگر مسامحه و يا تخلف و قصورى شده، مسئوليت آن به عهده اين جانب است. مستوفى الممالك كه با عزيزخان سردار كل رابطه خوبى نداشت، به اين امر رضايت نداد و عزيزخان چون نتوانست اين مبلغ را نقد بپردازد كليه املاكش مصادره و خود محكوم و به دماوند تبعيد شد و سپس به سلطان آباد منقل گرديد.

    پس از اين كه در سال 1286ق سردار كل باز به پيشكارى آذربايجان رسيد، ميرزا قهرمان هم در تمام اين مدت بيكار بود و عزيزخان سردار كل اين دفعه از ميرزا قهرمان امين لشكر كه سابقا او را بدهكار دولت كرده بود، تبرى جست و از بردن او به آذربايجان و تفويض كارهاى ماليلاتى به وى خودارى نمود. امين لشكر به هر ترتيبى كه بود، با وعده دادن به درباريان، نظر ايشان و شاه را جلب كرد و به تبريز عزيمت نمود. سردار، اول‌بار از پذيرفتن وى سرباز زد؛ ولى او با چرب زبانى و با تقديم رشوه، سردار را فريفت و مشغول كار در تبريز شد.

    عزيزخان بعد از مدتى بيمار شد و شب چهارشنبه 18 شوال 1287ق بعد از بيست روز ناخوشى درگذشت. پس از مرگ سردار، ميرزا قهرمان تلاش كرد تا به جاى او پيشكار آذربايجان شود و مدت كوتاهى با كمك آشنايان مركزى به اين مقام منصوب و مشغول كار شد. پس از سه ماه ميزا فتحعلى خان صاحب ديوان، براى دفعه دوم به وزارت و پيشكارى آذربايجان انتخاب گرديد. اين انتصاب ميرزا قهرمان را هراسان ساخت؛ زيرا ميان او و صاحب ديوان از سابق خوب نبود. ميرزا فتحعلى خان هم كه از تحريكات و دسايس امين لشكر انديشناك بود، تلگرافى به او مخابره و خاطرنشان كرد كه حسب الامر شاه عازم آذربايجان مى‌باشم و گذشته‌ها را فراموش كرده‌ام و با شما رفتارى چون رفتار سردار مرحوم خواهم داشت.

    امين لشكر و صاحب ديوان سرانجام با هم بناى ناسازگارى گذاشتند و مدت كوتاهى كه از دوره پيش‌كارى صاحب ديوان گذشت، ميرزا قهرمان روانه تهران شد و در سال 1290 خدماتى همانند وصول وجوه نظام از ولايت ممالك محروسه، تصدى امر ملبوس نظام، رسيدگى به امور خيام‌خانه نظام و امور محاسباتى قورخانه به او واگذار شد.

    ميرزا قهرمان از شخصيت‌هايى بود كه در دوره قاجار به زور پول و پيشكشى به مقامات و درباريان توانست مناصب زيادى به دست آورد. وى در 1290ق كه ناصرالدين شاه براى نخستين دفعه به فرنگستان رفت، جزو ملتزمين ركاب و به اتفاق چند تن از شاهزادگان درجه اول از قبيل على قلى ميرزا اعتضادالسلطنه، سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه، فيروز ميرزا نصرت‌الدوله و امامقلى ميرزا عمادالدوله همراه شاه بودند.

    ميرزا قهرمان در سال 1292ق به وزارت گمركات منصوب و به دريافت نشان تمثال همايون و لقب جليل جنابى سرافراز گرديد و ناصرالدين شاه دستخط و يا فرمانى به افتخار براى او صادر كرد. در سال 1296ق به افتخار دريافت يك لباس شاهى مفتخر و به پيشكارى آذربايجان منصوب گرديد. عمر اين ماموريت كوتاه بود و به خاطر اختلاف با وليعهد به تهران برگشت و عهده‌دار وزارت گمركات شد. وى در سال 1298ق از طرف ناصرالدين شاه فرمان يافت كه تا همه روزه در مجلس وزرا حاضر و از نظر مشورتى او در كليه امور مورد مشورت قرار گيرد و در سال 1299ق به وزارت فوايد عامه منصوب گرديد.

    وى در سال‌هاى پايانى عمر خود به خاطر اختلاسى كه از خزانه نظام كرد و پانزده هزار تومان به دولت مقروض شد، به اردبيل تبعيد شد و تا سفر دوم ناصرالدين شاه به فرنگ در آنجا بود. وى مدتى قبل از مسافرت شاه به تبريز بازگشت و بعد از برگشت شاه مورد، عفو شاه قرار گرفت و همراه شاه به تهران برگشت و در چهارم رجب سال 1310ق درگذشت؛ در حالى كه از آن همه ثروتى كه داشت، چيزى برجاى نمانده بود.

    از وى دو كتاب بنام سفرنامه خراسان و تبريز امروزه بر جاى مانده است كه به كوشش ايرج افشار تجديد چاپ شده‌اند.


    وابسته‌ها