باز کردن منو اصلی

ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور β

مقتل الحسين(ع) به روایت شیخ صدوق (قده)

مقتل الحسين(ع) به روايت شيخ صدوق (قده)
NUR15513J1.jpg
پدیدآوران

ابن بابویه، محمد بن علی (نویسنده)

صحتی سردرودی، محمد(گردآورنده)
عنوان‌های دیگر امام حسين(ع) و عاشورا از زبان معصومان(ع)
ناشر هستی نما
مکان نشر ايران - تهران
سال نشر 1384ش
چاپ 2
شابک964-93523-8-4
موضوع

1.حسين بن علي(ع)، امام سوم، 4 - 61ق. - احاديث

2.عاشورا - احاديث

3.واقعه کربلا، 61ق. - احاديث
زبان عربی فارسی
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏141‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ع‎‏2‎‏الف‎‏2
نورلایب مشاهده
کتابخوان مشاهده



مقتل الحسين(ع) به روایت شیخ صدوق (قده): امام حسین(ع) و عاشورا از زبان معصومان(ع)، تألیف محمد صحتی سردرودی، سومین تحقیق نویسنده در موضوع عاشوراست. این اثر کوششی است در بازآفرینی مقتل الحسين شیخ صدوق با استفاده از آثار و احادیثی که در دیگر منابع آمده است.

محتویات

ساختار

این اثر مشتمل بر مقدمه مؤلف و نه فصل است. نویسنده در نگارش فصول کتاب ترتیب زمانی را لحاظ کرده است؛ وی ابتدا امام حسین در عصر پیامبر(ص) سپس شهادت آن حضرت و در ادامه وقایع پس از شهادت و دیگر مباحث مرتبط را مطرح کرده است.

گزارش محتوا

نویسنده در مقدمه کتاب با اشاره به تحریف‌های عاشورا چنین می‌نویسد: «آنچه عاشورا را تهدید مى‌‏کند، تحریف‏هاى رایج و پذیرفته‌شده‏‌اى است که پیوسته از همدیگر می‌‏زایند و تا آنجا ادامه می‌یابند که «مقتل مظلوم» را به نفع «مسند ظالم» مصادره می‌‏کنند که اگر چنان شود دیگر سخن از «شهید صادق و معصوم» درد هیچ مظلومى را دوا نخواهد کرد، بلکه خوشایند ریاکاران بوده و تنها ستمگران را به کار خواهد آمد»[۱]

وی سپس وظیفه دانشوران می‌داند که در برابر این تحریف‌ها بایستند: «سوگمندانه دیربازى است که این تحریف بزرگ و گران، توسط برخى افراد ناآگاه، به عرصه واقعیت‏هاى کربلا راه یافته است؛ ازاین‏رو دانشوران دردآشنا را لازم است، تا دیر نشده در برابر این تحریف‏هاى زاینده و جسارت تحریف‏گران، کارى بکنند و...»[۲]

این پژوهش درپى آن است که به پرسش‏های زیر پاسخ دهد:

  1. آیا مقتل امام حسین(ع) را جز روایت «ابومخنف» - که آن‌هم تنها توسط یک تاریخ‌‏نگار غیر شیعى؛ یعنى مورخ بزرگ اسلام، ابوجعفر طبرى نقل شده و به دست ما رسیده است - روایت دیگرى نیست؟
  2. آیا گزارش مدوّن فاجعه کربلا از طریق دانشوران شیعه، منحصر به دو کتاب اللهوف از «سید بن طاووس» (664ق) و مثير الأحزان از «ابن نماى حلّى» (645ق) است که پس از گذشت شش سده از تاریخ عاشورا آن را نقل کرده‌‏اند؟
  3. اگر کسى خواست وقایع و حوادث عاشورا را به نقل از دانشوران‏ شیعى پى‏ گیرد، باید آن را در آثارى چون الإرشاد «شیخ مفید» یا مناقب «ابن شهرآشوب» و روضة الواعظين «نیشابورى» جستجو کند؟ درحالی‌‏که قسمت مقتل از کتاب الإرشاد به‌صورت مجمل بیان شده و تنها مستند به اقوال «کلبى» و «مدائنى» است و اقوال آن دو بااینکه یکى غیر شیعه است، از هم تفکیک نشده است‏ و دو دیگر (مقتل مناقب و روضة الواعظين) افزون بر اینکه هر دو مربوط به قرن ششم و متأخر از حادثه عاشورا هستند، بسیار آشفته، مجمل و مختصر و غیر مستند می‌باشند.
  4. آیا در عصر تدوین اصول و میراث شیعى، مقتل امام حسین(ع) به‌صورت مأثور و منقول از امامان معصوم(ع)، توسط محدثان و راویان متقدّم و راستین شیعه تدوین نشده بود؟
  5. و اینک قرائت یا قرائت‏هاى متداول و مرسوم از عاشورا، با قرائت‏هاى نخستین و مأثور آن، چه تفاوت یا تفاوت‏هایى - بلکه چه تعارض‏هایى - دارد؟

نویسنده، معتقد است: «مقتل شیخ صدوق، بی‌گمان مى‏‌تواند به پرسش‏هاى مطرح‌‏شده و حتى به ده‏‌ها پرسش دیگر درباره زندگانى و مقتل امام حسین(ع) پاسخ گوید»[۳]

نویسنده سپس پیشینه مقتل‏‌نگارى‏ پیش از شیخ صدوق را مورد بررسی قرار داده و فهرستی از آثار را به ترتیب تاریخ آنها می‌آورد. عنوان بیشتر آن‏ها مقتل الحسين بود و امروزه یا فقط نامى از آن‏ها در فهرست‏ها مانده و یا بخش اندکى از آن‏ها به‌صورت پراکنده در میان متون متأخر، نقل شده است[۴]

بسیارى از احادیث و روایاتى که شیخ صدوق در مقتل امام حسین(ع) آورده است، در کتاب «كامل الزيارات» نیز روایت شده است. ابن قولویه، هم‏عصر شیخ صدوق در چندین شیخ از مشایخ خویش با او، مشترک است. او در «كامل الزيارات» از پدر شیخ صدوق (على بن الحسین بن موسى بن بابویه) روایات بسیارى نقل کرده است؛ همچنان‏که خود شیخ صدوق نیز در آثار خود، روایات بسیارى را به نقل از پدرش آورده است[۵]

در میان کتاب‏هاى مفقود شیخ صدوق، کتابى نیز به نام مقتل الحسين(ع) نام برده شده است. ایشان در ضمن برخى از آثار منتشرشده‏‎اش از این کتاب نام برده و به آن ارجاع داده است. یک‏ بار در فصل حجّ و باب زیارات کتاب «من لا يحضره الفقيه» می‌نویسد: «من در کتاب الزّيارات و در کتاب مقتل الحسين(ع) انواعى از زیارت‏ها را آورده‏‌ام»[۶]

برخی از مزیت‌های کتاب حاضر عبارتند از:

  1. عمده مطالب این مقتل از احادیث و اخبار مأثورى است که از پیشوایان پاک دینى و چهارده معصوم(ع) به‌‏ویژه امام سجاد، امام صادق و امام رضا(ع) نقل شده است.
  2. همه اخبار و احادیث این مقتل به‌صورت مستند و با ثبت دقیق اسناد و سلسله راویان، نقل شده است. البته نویسنده به ذکر اسامى معصومان(ع)، که گاه روایتى را نسل به نسل از یکدیگر نقل کرده‌‏اند و همچنین نام نزدیک‏ترین راوى - یعنى کسى که سخن را از گوینده اصلى یا امام معصوم(ع) شنیده است - بسنده کرده‏ است؛ زیرا با ذکر منابع و مآخذ در پاورقی‌ها نیازى به این کار دیده نشده است. افزون بر این، معنعن‏نویسى در صدر احادیث و اخبار، خواننده فارسى‏زبان را خسته مى‌‏کند.
  3. این مقتل، از لحاظ زمانى به عصر عصمت و زمان حضور امامان معصوم(ع) نزدیک است. شیخ صدوق که در نیمه نخست سده چهارم هجرى می‌‏زیست، گاه به‌واسطه پدر و دو یا سه واسطه دیگر که همگى شناخته‌شده و موثّق هستند، به اصل سخن و منبع نور و عصمت مى‏‌رسد. مقتل او از این نظر نیز، بى‏مانند و بى‏نظیر است.
  4. این کتاب از پیش‌داوری‌ها و ارزش‌گذاری‌هاى ایدئولوژیکى و سیاسى، خالى است. از آنجا که شیخ صدوق در آثارش تنها به آوردن متن احادیث و اخبار بسنده کرده و حتى عناوین فصول و ابواب را از متن روایات برگزیده است، مقتلش بیش ‏از هر چیز، به اصول اعطایى پیشوایان معصوم مبتنى است. به لحاظ نزدیکى این مقتل به عصر عصمت و زمان حضور، تحلیل‏هاى تحمیلى و ابزارانگارانه، به آن راه نیافته است[۷]

از جمله مطالب جالب توجهی که در فصل هفتم کتاب آمده پیش‌بینی امام على(ع) از اقبال مردم به کربلاست. شیخ صدوق با اسناد خود از امام على(ع) نقل مى‌‏کند که: «کاخ‏هایى را می‌بینم که پیرامون قبر حسین(ع) ساخته شده ‏اند و کجاوه ‏هایى که از کوفه به‌سوى قبر حسین(ع) بیرون می‌روند. شب‏ها و روزهاى زیادى نمی‌‏گذرد که از آفاق عالم، به‌سوى او می‌آیند و آن زمانى است که حکومت فرزندان مروان، پایان پذیرد»[۸]

وضعیت کتاب

پی‌نوشت‌های هر فصل در انتهای آن آمده است. در انتهای کتاب، فهرست منابع متن، منابع تحقیق و توضیح، فهرست راهنما، آیات، اشعار، اعلام و امکنه ذکر شده است.

پانویس

  1. مقدمه نویسنده، ص14
  2. همان
  3. همان، ص16
  4. ر.ک: همان، ص17
  5. همان، ص22
  6. همان، ص23
  7. ر.ک: همان، ص25-24
  8. همان، ص237

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها