أحكام المتاجر المحرمة: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    جز (جایگزینی متن - '= ' به '=')
     
    (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۳: خط ۳:
    | عنوان =‏ أحكام المتاجر المحرمة  
    | عنوان =‏ أحكام المتاجر المحرمة  
    | عنوان‌های دیگر =
    | عنوان‌های دیگر =
    | پدیدآوران =  
    | پدیدآوران =
    [[کاشف‌الغطاء، مهدی]] (نويسنده)
    [[کاشف‌الغطاء، مهدی]] (نويسنده)
    | زبان =عربی
    | زبان =عربی
    | کد کنگره =‏
    | کد کنگره =‏
    | موضوع =
    | موضوع =
     
    | ناشر =مؤسسة کاشف الغطاء العامة  
    | ناشر = مؤسسة کاشف الغطاء العامة  
     
    | مکان نشر =عراق - نجف اشرف
    | مکان نشر =عراق - نجف اشرف
    | سال نشر = 1423ق  
    | سال نشر =1423ق  
     
    | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE00736AUTOMATIONCODE
    | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE00736AUTOMATIONCODE
    | چاپ =
    | چاپ =
    | شابک =
    | شابک =
    | تعداد جلد =1
    | تعداد جلد =1
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =00736
    | کد پدیدآور = 312
    | کتابخوان همراه نور =00736
    | کد پدیدآور =312
    | پس از =
    | پس از =
    | پیش از =
    | پیش از =
    }}  
    }}  
       
       
    '''أحكام المتاجر'''، تألیف [[کاشف‌الغطاء، مهدی|شیخ مهدی کاشف‌الغطاء]] (متوفی 1289ق) به بررسی احکام مکاسب محرمه از دیدگاه تشیع پرداخته است. کتاب با مقدمه و تصحیح تحسین غازی عبدالامیر بلداوی منتشر شده است.
    '''أحكام المتاجر'''، تألیف [[کاشف‌الغطاء، مهدی|شیخ مهدی کاشف‌الغطاء]] (متوفی 1289ق) به بررسی احکام مکاسب محرمه از دیدگاه تشیع پرداخته است. کتاب با مقدمه و تصحیح [[تحسین غازی عبدالامیر بلداوی]] منتشر شده است.


    ==ساختار==
    ==ساختار==
    خط ۳۱: خط ۲۸:


    ==گزارش محتوا==
    ==گزارش محتوا==
    موضوع این نوشتار بررسی برخی از انواع معاملات حرام است. نویسنده ادله این معاملات را برای رسیدن به احکام آن‌ها مورد مطالعه قرار داده است؛ لذا این اثر بحثی استدلالی در یکی از ابواب فقه با نام «مکاسب محرمه» به شمار می‌رود<ref>ر.ک: مقدمه مصحح، ص3</ref>‏.
    موضوع این نوشتار بررسی برخی از انواع معاملات حرام است. نویسنده ادله این معاملات را برای رسیدن به احکام آن‌ها مورد مطالعه قرار داده است؛ لذا این اثر بحثی استدلالی در یکی از ابواب فقه با نام «مکاسب محرمه» به شمار می‌رود<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=3&viewType=html ر.ک: مقدمه مصحح، ص3]</ref>‏.
     
    محقق اثر در رابطه با نام کتاب می‌نویسد: با خواندن مقدمه مصنف دانستم که نویسنده برای این نوشتار عنوانی قرار نداده است اما من از عبارتی که در مقدمه ذکر شده عنوانی برای آن انتخاب کردم تا ذهنیت مصنف خارج نشوم. عنوان «احکام المتاجر المحرمة» تنها نشان از عبارت «احکام المتاجر» و کلمه «المحرمة» اضافه شده که دلالت بر حصر موضوع دارد؛ چراکه ظاهراً مصنف قصد داشته که در ابواب دیگری از معاملات بنویسد که عمرش یاری نکرده است. او این کتاب را در اواخر عمر شریفش نوشته است؛ چراکه در جاهایی از کتاب با عبارت «سلمه الله» از [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] یاد می‌کند و این ظهور در این دارد که [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] در آن زمان زنده بوده است. در جاهایی دیگری از کتاب نیز می‌گوید: «رحمه‌الله» که حکایت از وفات شیخ در آن زمان دارد. شیخ در سال 1281ق و مصنف هشت سال پس‌ازآن در سال 1289ق وفات کرده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=3&viewType=html ر.ک: همان، ص4-3]</ref>‏.
    محقق اثر در رابطه با نام کتاب می‌نویسد: با خواندن مقدمه مصنف دانستم که نویسنده برای این نوشتار عنوانی قرار نداده است اما من از عبارتی که در مقدمه ذکر شده عنوانی برای آن انتخاب کردم تا ذهنیت مصنف خارج نشوم. عنوان «احکام المتاجر المحرمة» تنها نشان از عبارت «احکام المتاجر» و کلمه «المحرمة» اضافه شده که دلالت بر حصر موضوع دارد؛ چراکه ظاهراً مصنف قصد داشته که در ابواب دیگری از معاملات بنویسد که عمرش یاری نکرده است. او این کتاب را در اواخر عمر شریفش نوشته است؛ چراکه در جاهایی از کتاب با عبارت «سلمه الله» از [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] یاد می‌کند و این ظهور در این دارد که [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] در آن زمان زنده بوده است. در جاهایی دیگری از کتاب نیز می‌گوید: «رحمه الله» که حکایت از وفات شیخ در آن زمان دارد. شیخ در سال 1281ق و مصنف هشت سال پس‌ازآن در سال 1289ق وفات کرده است<ref>ر.ک: همان، ص4-3</ref>‏.
    در رابطه با شیوه نگارش کتاب، نویسنده از شیوه‌های رایج عموم فقها در کتب استدلالی زمانش خارج نشده است. او معاصر با [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] و [[صاحب جواهر، محمدحسن|صاحب جواهر]] بوده است و این شیوه به‌جهت فراگیری موضوع از همه جوانبش معروف به استطراد در بحث بوده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=3&viewType=html ر.ک: همان، ص3]</ref>‏.
     
    وی سپس سبب پرداختن به این موضوع را این‌گونه تشریح می‌کند: اکثر مردم در زندگی روزمره به موضوع عملی این نوشتار محتاجند. این یکی از اسبابی بوده که من را به‌سوی اهتمام به تحقیق این موضوع کشاند پس‌ازآنکه آن را شیخ عباس کاشف‌الغطاء اعطا کرد... من با شتاب از امکان وجود نسخه دیگری که نسخه حاضر را با آن مقابله و تصحیح و نواقصش را برطرف کنم تحقیق کردم، اما نسخه دیگری نیافتم. ظاهراً از این نسخه در زمان حیات مصنف نسخه‌برداری شده اما اسم ناسخ و سال نسخ مجهول است. ناسخ، فراوان کلمات و عبارات را از قلم انداخته است؛ بلکه جمله‌ها و احیاناً سطری را از قلم انداخته است. در اغلب موارد از سیاق عبارت یا مصادری که مصنف به آن‌ها مراجعه کرده کلمه افتاده را به‌دست آورده و برحسب نیاز معنی کلمه افتاده را جبران کرده‌ام. این اضافات در بین [] برای اشاره به اضافه شدنش به نسخه، محصور شده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=4&viewType=html ر.ک: همان، ص5-4]</ref>‏.
    در رابطه با شیوه نگارش کتاب، نویسنده از شیوه‌های رایج عموم فقها در کتب استدلالی زمانش خارج نشده است. او معاصر با [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] و [[صاحب جواهر، محمدحسن|صاحب جواهر]] بوده است و این شیوه به‌جهت فراگیری موضوع از همه جوانبش معروف به استطراد در بحث بوده است<ref>ر.ک: همان، ص4</ref>‏.
    مصحح پس از مقدمه‌اش در معرفی کتاب، شرح‌حال مختصری از [[کاشف‌الغطاء، مهدی|شیخ مهدی کاشف‌الغطاء]] و اساتید و شاگردان و تألیفاتش ارائه کرده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=9&viewType=html ر.ک: همان، ص12-9]</ref>‏.
     
    نویسنده در مقدمه‌اش سبب نگارش این کتاب را پاسخی به درخواست عده‌ای از علمای عامل و فضلای محقق دانسته که به هنگام قرائت بعضی احکام متاجر بر وی درخواست نگارش رساله‌ای کردند که تمام آنچه را که در رابطه با احکام متاجر به ذهن خطور می‌کند و بر آینه خیال نمایان می‌شود را در آن بنویسد<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=13&viewType=html ر.ک: مقدمه مصنف، ص13]</ref>‏.
    وی سپس سبب پرداختن به این موضوع را این‌گونه تشریح می‌کند: اکثر مردم در زندگی روزمره به موضوع عملی این نوشتار محتاجند. این یکی از اسبابی بوده که من را به‌سوی اهتمام به تحقیق این موضوع کشاند پس‌ازآنکه آن را شیخ عباس کاشف‌الغطاء اعطا کرد... من با شتاب از امکان وجود نسخه دیگری که نسخه حاضر را با آن مقابله و تصحیح و نواقصش را برطرف کنم تحقیق کردم، اما نسخه دیگری نیافتم. ظاهراً از این نسخه در زمان حیات مصنف نسخه‌برداری شده اما اسم ناسخ و سال نسخ مجهول است. ناسخ، فراوان کلمات و عبارات را از قلم انداخته است؛ بلکه جمله‌ها و احیاناً سطری را از قلم انداخته است. در اغلب موارد از سیاق عبارت یا مصادری که مصنف به آن‌ها مراجعه کرده کلمه افتاده را به‌دست آورده و برحسب نیاز معنی کلمه افتاده را جبران کرده‌ام. این اضافات در بین [] برای اشاره به اضافه شدنش به نسخه، محصور شده است<ref>ر.ک: همان، ص5-4</ref>‏.
    نویسنده مباحث کتاب را با ذکر معانی چهارگانه برای تجارت آغاز کرده است:  
     
    # ملکه معاوضه و معامله به قصد اکتساب؛
    مصحح پس از مقدمه‌اش در معرفی کتاب، شرح‌حال مختصری از [[کاشف‌الغطاء، مهدی|شیخ مهدی کاشف‌الغطاء]] و اساتید و شاگردان و تألیفاتش ارائه کرده است<ref>ر.ک: همان، ص12-9</ref>‏.
     
    نویسنده در مقدمه‌اش سبب نگارش این کتاب را پاسخی به درخواست عده‌ای از علمای عامل و فضلای محقق دانسته که به هنگام قرائت بعضی احکام متاجر بر وی درخواست نگارش رساله‌ای کردند که تمام آنچه را که در رابطه با احکام متاجر به ذهن خطور می‌کند و بر آینه خیال نمایان می‌شود را در آن بنویسد<ref>ر.ک: مقدمه مصنف، ص13</ref>‏.
     
    نویسنده مباحث کتاب را با ذکر معانی چهارگانه برای تجارت آغاز کرده است: # ملکه معاوضه و معامله به قصد اکتساب؛
    # عقد معاوضه به قصد اکتساب؛
    # عقد معاوضه به قصد اکتساب؛
    # عقد معاوضه بیع باشد یا غیر آن، به قصد اکتساب باشد یا بدون آن؛
    # عقد معاوضه بیع باشد یا غیر آن، به قصد اکتساب باشد یا بدون آن؛
    # خصوص بیع.
    # خصوص بیع.
     
    سپس سه مورد اول را با ذکر ادله رد کرده است. سپس در بررسی مورد چهارم به این نکته اشاره کرده که یکی از متأخرین تجارت را حمل بر بیع کرده و گفته: مراد از کتاب تجارت کتاب بیع است. سپس شاهد آورده که وقتی می‌گویند: فلانی تجارت کرد یعنی خرید و فروش کرد<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=14&viewType=html ر.ک: متن کتاب، ص15-14]</ref>‏.
    سپس سه مورد اول را با ذکر ادله رد کرده است. سپس در بررسی مورد چهارم به این نکته اشاره کرده که یکی از متأخرین تجارت را حمل بر بیع کرده و گفته: مراد از کتاب تجارت کتاب بیع است. سپس شاهد آورده که وقتی می‌گویند: فلانی تجارت کرد یعنی خرید و فروش کرد<ref>ر.ک: متن کتاب، ص15-14</ref>‏.
    تجارت به معنی اکتساب به احکام پنج‌گانه حرمت، کراهت، وجوب، اباحه و استحباب تقسیم می‌شود؛ اما اگر به شیء مورد اکتساب برگردد به سه قسم محرم، مکروه و مباح تقسیم می‌شود<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=16&viewType=html ر.ک: همان، ص16]</ref>‏.
     
    اکتساب به اعیان نجسه از جمله اقسام تجارت حرام است. به‌طور خلاصه هر آنچه عقلا به هنگام معاوضه منفعت مقصوده آن را حرام بدانند خرید و فروش آن حرام است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=25&viewType=html ر.ک: همان، ص25]</ref>‏.
    تجارت به معنی اکتساب به احکام پنج‌گانه حرمت، کراهت، وجوب، اباحه و استحباب تقسیم می‌شود؛ اما اگر به شیء مورد اکتساب برگردد به سه قسم محرم، مکروه و مباح تقسیم می‌شود<ref>ر.ک: همان، ص16</ref>‏.
    در ادامه مباحث، حرمت کاسبی به مردار، خون، منی، بول، سگ و خوک خشکی، مرتد فطری، عصیر عنبی و آلات لهو بررسی شده است. از جمله مکاسب محرمه بیع سلاح به دشمنان دین است که یا به قصد کمک به آن‌ها انجام می‌شود و یا در زمانی است که با مسلمانان در حال جنگ هستند. در هر دو حال با استناد به آیات و روایات حرام است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=99&viewType=html ر.ک: همان، ص100-99]</ref>‏.
     
    هجو مؤمنین به هر نحو در شعر باشد یا نثر از جمله مکاسب محرمه است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=175&viewType=html ر.ک: همان، ص175]</ref>‏. برخی از معاصرین کاشف‌الغطاء به نقل از [[جامع المقاصد في شرح القواعد|جامع المقاصد]] [[محقق کرکی، علی بن حسین|محقق کرکی]] آن را مختص به شعر دانسته‌اند که نویسنده این دیدگاه را عجیب و مخالف با لغت و عرف دانسته است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=176&viewType=html ر.ک: همان، ص176]</ref>‏.
    اکتساب به اعیان نجسه از جمله اقسام تجارت حرام است. به‌طور خلاصه هر آنچه عقلا به هنگام معاوضه منفعت مقصوده آن را حرام بدانند خرید و فروش آن حرام است<ref>ر.ک: همان، ص25</ref>‏.
    اگرچه اکتساب به غیبت، دروغ و مانند آن متعارف نیست، اما در آثار علمای پیشین این محرمات در این باب ذکر شده است؛ لذا نویسنده نیز از شیوه آن‌ها پیروی کرده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=180&viewType=html ر.ک: همان، ص180]</ref>‏.
     
    بررسی موضوعاتی چون سحر، کهانه، قیافه، شعبده، قمار و غش پایان‌بخش مباحث کتاب است. نویسنده در رابطه با تحریم غش در معامله به اجماع محصل و منقول اشاره کرده و معتقد است روایات در این رابطه مستفیض بلکه متواتر است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=246&viewType=html ر.ک: همان، ص246]</ref>‏.
    در ادامه مباحث، حرمت کاسبی به مردار، خون، منی، بول، سگ و خوک خشکی، مرتد فطری، عصیر عنبی و آلات لهو بررسی شده است. از جمله مکاسب محرمه بیع سلاح به دشمنان دین است که یا به قصد کمک به آن‌ها انجام می‌شود و یا در زمانی است که با مسلمانان در حال جنگ هستند. در هر دو حال با استناد به آیات و روایات حرام است<ref>ر.ک: همان، ص100-99</ref>‏.
     
    هجو مؤمنین به هر نحو در شعر باشد یا نثر از جمله مکاسب محرمه است<ref>ر.ک: همان، ص175</ref>‏. برخی از معاصرین کاشف‌الغطاء به نقل از [[جامع المقاصد في شرح القواعد|جامع المقاصد]] [[محقق کرکی، علی بن حسین|محقق کرکی]] آن را مختص به شعر دانسته‌اند که نویسنده این دیدگاه را عجیب و مخالف با لغت و عرف دانسته است<ref>ر.ک: همان، ص176</ref>‏.
     
    اگرچه اکتساب به غیبت، دروغ و مانند آن متعارف نیست، اما در آثار علمای پیشین این محرمات در این باب ذکر شده است؛ لذا نویسنده نیز از شیوه آن‌ها پیروی کرده است<ref>ر.ک: همان، ص180</ref>‏.
     
    بررسی موضوعاتی چون سحر، کهانه، قیافه، شعبده، قمار و غش پایان‌بخش مباحث کتاب است. نویسنده در رابطه با تحریم غش در معامله به اجماع محصل و منقول اشاره کرده و معتقد است روایات در این رابطه مستفیض بلکه متواتر است<ref>ر.ک: همان، ص246</ref>‏.
     
    ==وضعیت کتاب==
    ==وضعیت کتاب==
    محقق اثر در پاورقی به مستندات روایات و مطالب اشاره کرده است. مواردی را نیز که مستند روایت یا نویسنده را نیافته و یا اسقاطی در متن صورت گرفته را تذکر داده است<ref>ر.ک: پاورقی ص88، شماره ص189، شماره 2</ref>‏. او علاوه بر این به تصحیح اشتباهات نیز اشاره کرده است<ref>ر.ک: همان، ص63 پاورقی 1</ref>‏.
    محقق اثر در پاورقی به مستندات روایات و مطالب اشاره کرده است. مواردی را نیز که مستند روایت یا نویسنده را نیافته و یا اسقاطی در متن صورت گرفته را تذکر داده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=88&viewType=html ر.ک: پاورقی ص88، شماره 3]، [https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=189&viewType=html ص189، شماره 2]</ref>‏. او علاوه بر این به تصحیح اشتباهات نیز اشاره کرده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/736?pageNumber=63&viewType=html ر.ک: همان، ص63 پاورقی 1]</ref>‏.
     
    فهرست مصادر و مطالب در آخر کتاب ذکر شده است.
    فهرست مصادر و مطالب در آخر کتاب ذکر شده است.
    ==پانویس ==
    ==پانویس ==
    <references />
    <references />
    خط ۷۲: خط ۵۴:
    ==منابع مقاله==
    ==منابع مقاله==
    مقدمه و متن کتاب.
    مقدمه و متن کتاب.
    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}
    [[رساله عملیه متاجر]]


    == وابسته‌ها ==
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
       
       
    خط ۸۲: خط ۶۶:
       
       
    [[رده:مباحث خاص فقه]]
    [[رده:مباحث خاص فقه]]
    [[رده:بهمن (1400)]]
    [[رده:آماده برای غنی سازی]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۳۰

    ‏ أحكام المتاجر المحرمة
    أحكام المتاجر المحرمة
    پدیدآورانکاشف‌الغطاء، مهدی (نويسنده)
    ناشرمؤسسة کاشف الغطاء العامة
    مکان نشرعراق - نجف اشرف
    سال نشر1423ق
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    أحكام المتاجر، تألیف شیخ مهدی کاشف‌الغطاء (متوفی 1289ق) به بررسی احکام مکاسب محرمه از دیدگاه تشیع پرداخته است. کتاب با مقدمه و تصحیح تحسین غازی عبدالامیر بلداوی منتشر شده است.

    ساختار

    کتاب مشتمل بر مقدمه مصحح، شرح‌حال نویسنده، مقدمه نویسنده و عناوین متعددی است که با «التکسب بفلان» مطرح شده است.

    گزارش محتوا

    موضوع این نوشتار بررسی برخی از انواع معاملات حرام است. نویسنده ادله این معاملات را برای رسیدن به احکام آن‌ها مورد مطالعه قرار داده است؛ لذا این اثر بحثی استدلالی در یکی از ابواب فقه با نام «مکاسب محرمه» به شمار می‌رود[۱]‏. محقق اثر در رابطه با نام کتاب می‌نویسد: با خواندن مقدمه مصنف دانستم که نویسنده برای این نوشتار عنوانی قرار نداده است اما من از عبارتی که در مقدمه ذکر شده عنوانی برای آن انتخاب کردم تا ذهنیت مصنف خارج نشوم. عنوان «احکام المتاجر المحرمة» تنها نشان از عبارت «احکام المتاجر» و کلمه «المحرمة» اضافه شده که دلالت بر حصر موضوع دارد؛ چراکه ظاهراً مصنف قصد داشته که در ابواب دیگری از معاملات بنویسد که عمرش یاری نکرده است. او این کتاب را در اواخر عمر شریفش نوشته است؛ چراکه در جاهایی از کتاب با عبارت «سلمه الله» از شیخ انصاری یاد می‌کند و این ظهور در این دارد که شیخ انصاری در آن زمان زنده بوده است. در جاهایی دیگری از کتاب نیز می‌گوید: «رحمه‌الله» که حکایت از وفات شیخ در آن زمان دارد. شیخ در سال 1281ق و مصنف هشت سال پس‌ازآن در سال 1289ق وفات کرده است[۲]‏. در رابطه با شیوه نگارش کتاب، نویسنده از شیوه‌های رایج عموم فقها در کتب استدلالی زمانش خارج نشده است. او معاصر با شیخ انصاری و صاحب جواهر بوده است و این شیوه به‌جهت فراگیری موضوع از همه جوانبش معروف به استطراد در بحث بوده است[۳]‏. وی سپس سبب پرداختن به این موضوع را این‌گونه تشریح می‌کند: اکثر مردم در زندگی روزمره به موضوع عملی این نوشتار محتاجند. این یکی از اسبابی بوده که من را به‌سوی اهتمام به تحقیق این موضوع کشاند پس‌ازآنکه آن را شیخ عباس کاشف‌الغطاء اعطا کرد... من با شتاب از امکان وجود نسخه دیگری که نسخه حاضر را با آن مقابله و تصحیح و نواقصش را برطرف کنم تحقیق کردم، اما نسخه دیگری نیافتم. ظاهراً از این نسخه در زمان حیات مصنف نسخه‌برداری شده اما اسم ناسخ و سال نسخ مجهول است. ناسخ، فراوان کلمات و عبارات را از قلم انداخته است؛ بلکه جمله‌ها و احیاناً سطری را از قلم انداخته است. در اغلب موارد از سیاق عبارت یا مصادری که مصنف به آن‌ها مراجعه کرده کلمه افتاده را به‌دست آورده و برحسب نیاز معنی کلمه افتاده را جبران کرده‌ام. این اضافات در بین [] برای اشاره به اضافه شدنش به نسخه، محصور شده است[۴]‏. مصحح پس از مقدمه‌اش در معرفی کتاب، شرح‌حال مختصری از شیخ مهدی کاشف‌الغطاء و اساتید و شاگردان و تألیفاتش ارائه کرده است[۵]‏. نویسنده در مقدمه‌اش سبب نگارش این کتاب را پاسخی به درخواست عده‌ای از علمای عامل و فضلای محقق دانسته که به هنگام قرائت بعضی احکام متاجر بر وی درخواست نگارش رساله‌ای کردند که تمام آنچه را که در رابطه با احکام متاجر به ذهن خطور می‌کند و بر آینه خیال نمایان می‌شود را در آن بنویسد[۶]‏. نویسنده مباحث کتاب را با ذکر معانی چهارگانه برای تجارت آغاز کرده است:

    1. ملکه معاوضه و معامله به قصد اکتساب؛
    2. عقد معاوضه به قصد اکتساب؛
    3. عقد معاوضه بیع باشد یا غیر آن، به قصد اکتساب باشد یا بدون آن؛
    4. خصوص بیع.

    سپس سه مورد اول را با ذکر ادله رد کرده است. سپس در بررسی مورد چهارم به این نکته اشاره کرده که یکی از متأخرین تجارت را حمل بر بیع کرده و گفته: مراد از کتاب تجارت کتاب بیع است. سپس شاهد آورده که وقتی می‌گویند: فلانی تجارت کرد یعنی خرید و فروش کرد[۷]‏. تجارت به معنی اکتساب به احکام پنج‌گانه حرمت، کراهت، وجوب، اباحه و استحباب تقسیم می‌شود؛ اما اگر به شیء مورد اکتساب برگردد به سه قسم محرم، مکروه و مباح تقسیم می‌شود[۸]‏. اکتساب به اعیان نجسه از جمله اقسام تجارت حرام است. به‌طور خلاصه هر آنچه عقلا به هنگام معاوضه منفعت مقصوده آن را حرام بدانند خرید و فروش آن حرام است[۹]‏. در ادامه مباحث، حرمت کاسبی به مردار، خون، منی، بول، سگ و خوک خشکی، مرتد فطری، عصیر عنبی و آلات لهو بررسی شده است. از جمله مکاسب محرمه بیع سلاح به دشمنان دین است که یا به قصد کمک به آن‌ها انجام می‌شود و یا در زمانی است که با مسلمانان در حال جنگ هستند. در هر دو حال با استناد به آیات و روایات حرام است[۱۰]‏. هجو مؤمنین به هر نحو در شعر باشد یا نثر از جمله مکاسب محرمه است[۱۱]‏. برخی از معاصرین کاشف‌الغطاء به نقل از جامع المقاصد محقق کرکی آن را مختص به شعر دانسته‌اند که نویسنده این دیدگاه را عجیب و مخالف با لغت و عرف دانسته است[۱۲]‏. اگرچه اکتساب به غیبت، دروغ و مانند آن متعارف نیست، اما در آثار علمای پیشین این محرمات در این باب ذکر شده است؛ لذا نویسنده نیز از شیوه آن‌ها پیروی کرده است[۱۳]‏. بررسی موضوعاتی چون سحر، کهانه، قیافه، شعبده، قمار و غش پایان‌بخش مباحث کتاب است. نویسنده در رابطه با تحریم غش در معامله به اجماع محصل و منقول اشاره کرده و معتقد است روایات در این رابطه مستفیض بلکه متواتر است[۱۴]‏.

    وضعیت کتاب

    محقق اثر در پاورقی به مستندات روایات و مطالب اشاره کرده است. مواردی را نیز که مستند روایت یا نویسنده را نیافته و یا اسقاطی در متن صورت گرفته را تذکر داده است[۱۵]‏. او علاوه بر این به تصحیح اشتباهات نیز اشاره کرده است[۱۶]‏. فهرست مصادر و مطالب در آخر کتاب ذکر شده است.

    پانویس

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.

    وابسته‌ها