أسرار التنزيل و أنوار التأويل

    از ویکی‌نور
    أسرار التنزيل و أنوار التأویل
    أسرار التنزيل و أنوار التأويل
    پدیدآورانفخر رازی، محمد بن عمر (نویسنده)

    عمیرة، عبدالرحمن (محقق)

    درویش، عبدالمنعم فرج (محقق)
    ناشردار رکابي للنشر
    مکان نشرمصر - قاهره
    چاپ1
    شابک977-6007-00-7
    موضوعخدا شناسی - جنبه‌های قرآنی
    زبانعربي
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏103‎‏/‎‏1‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏3‎‏الف‎‏5
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    أسرار التنزيل و أنوار التأویل، نوشته فخر رازی، با تصحیح و تحقیق عبدالرحمن عمیره و شیخ عبدالمنعم فرج درویش، کتابی است به زبان عربی با موضوع کلام اسلامی و علوم قرآنی. حلقه وصل مباحث این کتاب به هم، مباحث توحید است. فخر رازی مدعی است در این اثر، مباحث عقیدتی، فرعی شرعی، اخلاقی و مناجات و ادعیه را مطرح کرده است.[۱].

    ساختار

    کتاب دارای تقدیمیه، تمهید (مقدمه تحقیق شامل توضیحاتی درباره فخر رازی و زمانه و زمینه او و کارهای مؤلف در این کتاب)، مقدمه مؤلف و محتوای مطالب در چهار بخش (نوع) اصلی می‎باشد، که هر بخشی خودش فصل‎هایی دارد.

    گزارش محتوا‎

    این اثر به پیشگامان فرهنگ اسلامی و انسانی و طالبان علم (در هر مکانی) اهدا شده است.[۲].

    فخر رازی می‎نویسد: مطالب این کتاب را در چهار قسم، مرتب کردم:

    قسم اول: اموری که مربوط به علم اصول [عقاید] است؛

    قسم ثانی: آنچه متعلق به علم فروع است؛

    قسم سوم: آنچه به علم اخلاق و تصفیه باطن، تعلق دارد؛ قسم چهارم: امور متعلق به مناجات و دعاها[۳].

    وی کتاب را با بحث از شناخت الله در قالب مباحث اصولی (اصول دین) شروع می‎نماید و می‎نویسد: معرفت‎ الله حاصل نمی‎شود مگر با شناخت امور پنج‎گانه ذیل: شناخت ذات و صفات و افعال و احکام و اسماء. ازاین‎رو مباحث معرفت الله را بر این اصول پنج‎گانه استوار کردیم[۴].

    وی در توضیح معرفت ذات و بیان اسرار کلمه «لا إله إلا الله» می‎نویسد: «خداوند به پیامبرش فرمود: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَـهَ إِلَّا اللَّـهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنبِك وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ اللَّـهُ يعْلَمُ مُتَقَلَّبَكمْ وَ مَثْوَاكمْ ﴿محمد: ١٩﴾ (پس بدان که هیچ معبودى جز خدا نیست و برای گناه خویش آمرزش جوى و برای مردان و زنان باایمان [طلب مغفرت کن‎] و خداست که فرجام و مآل [هریک از] شما را مى‎داند). او در توضیح آیه می‎نویسد: خدای متعال، معرفت توحید را بر امر به استغفار مقدم کرده و علتش این است که معرفت توحید اشاره به علم اصول (اصول دین) دارد و اشتغال به استغفار، به علم فروع (فروع دین) و تقدیم اصل بر فرع [از نظر عقل] واجب است؛ یعنی تا زمانی که علم به وجود صانع حاصل نشود، اشتغال به طاعت و خدمت او ممتنع است. این مطلب دقیق، در آیات زیادی لحاظ شده است.[۵].

    فخر رازی در بخش مربوط به بیان احکام فقهیِ متفرع بر گفتن «لا إله إلا الله» می‎نویسد: ایمان، نیازمند دو امر است: اولی که اصل است، حصول شناخت قلبی است که در آیه 19 سوره محمد به آن اشاره شده و دومی، اقرار زبانی به توحید است که در آیه 1 سوره اخلاص، بیان شده است. وجه استدلال در آیه 1 توحید چنین است که هنگامی که خدای متعال به مکلف می‎گوید «قل»، آن شخص باید با زبانش آن امر را بیان کند. محتوای این آیه با روایت «أمرت أن أقاتل الناس حتی يقولوا لا إله إلا الله» تأکید می‎شود. علت تأکید بر ادای زبانی کلمه تهلیل، این است که ایمان، احکامی دارد که برخی از آنها باطنی هستند و برخی ظاهری. احکام باطنی آن مربوط به آخرت هستند که علم آن از خلایق پوشیده است. احکام ظاهری‌اش، احکام دنیوی هستند و اقامه آنها ممکن نخواهد بود مگر بعد از دانش ما به اینکه این شخص مسلمان است و طریقی جز اقرار زبانی خود شخص، به فهمیدن مسلمانی شخص نداریم. پس، رکن اصلی در حق خدا برای این امر، معرفت است و رکن شرعی برای بندگان، قول و در شریفه وَ لَا تَنكحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّىٰ يؤْمِنَّ... (بقره: 221)، به این مطلب، اشاره شده است.[۶].

    در بخشی از کتاب، شاهد استدلال بر اثبات صانع از جانب فخر رازی، با استناد به ادله عقلی و شرعی هستیم. او در کیفیت دلالت سماوات و ارض بر اثبات صانع، به دو آیه از قرآن کریم استشهاد می‎کند و به‎صورت مفصل آنها را توضیح می‌دهد؛ اولی، آیه 30 از سوره انبیاء است: أَ وَ لَمْ يرَ الَّذِينَ كفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ كانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلَّ شَيءٍ حَي أَ فَلَا يؤْمِنُونَ (آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمان‎ها و زمین هر دو به‎هم‎پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‌اى را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم‎] ایمان نمى‎آورند؟) و دومی، آیه 11 از سوره فصلت: ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَ هِي دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعًا أَوْ كرْهًا قَالَتَا أَتَينَا طَائِعِينَ ﴿سپس آهنگ [آفرینش‎] آسمان کرد و آن بخارى بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید». آن دو گفتند: «فرمان‎پذیر آمدیم»). وی، استدلال به آیه اول را با بیان دو نکته در آیه در قالب دو پرسش آغاز می‎کند: اول اینکه مراد از «أ و لم ير...» در آیه شریفه، یا رؤیت است و یا علم و دوم، بیان معنی رتق و فتق در آن..[۷].

    فخر رازی، در بخشی دیگر از کتاب، از خلقت انسان هم، بر وجود صانع استدلال می‎نماید. او حکمت خلقت انسان را که در مناظره بین خدا و ملائکه که در آیه 30 سوره بقره، ذکر شده، توضیح می‌دهد و می‎نویسد: علما در بیان استدلال به وجود صانع از کیفیت خلقت انسان، بر دو طریق رفته‎اند: برخی، مانند آیه مذکور، راه اجمال را پیموده‎اند؛ به این طریق که: خدای متعال بر همه مقدورات قادر و از جمیع حاجات منزه است، او دانای کل معلومات است و حال که چنین است، عالم به اینکه چه باید انجام داد و چه نباید انجام داد (خیر و شر افعال) نیز هست... انتهای این استدلال بر این است که خدای متعال از عبث منزه است و فعل باطل انجام نمی‌دهد که نتیجه آن این خواهد بود که در خلقت بشر حکمت‎های بالغه، قدرت نافذه و اسرار عجیب و شریفی هست که جز خدای متعال، کسی واقف به آنها نیست. او نیز پرده از این اسرار برای بشر برنداشته است و ازاین‎رو ایمان به آن حکمت‎ها به‎صورت اجمالی و ترک خوض تفصیلی در آن، واجب است.[۸]. طریقه دوم، طریقه تفصیلی است که در آن مخلوقات به چهار دسته تقسیم می‎شوند: آفریدگان عاقل بدون شهوت یا ملائکه، آفریدگان شهوتمند بدون عقل یا حیوانات (به‎استثنای انسان)، آفریدگانی که هم شهوت دارند و هم عقل یا انسان (که با رجحان جانب شهوت، به بهائم یا بدتر از آنان ملحق می‎شوند و با رجحان جانب عقل، به ملائکه یا برتر از آنان) و آفریدگان بی عقل و شهوت یا جمادات[۹].

    وی در تقسیمی دیگر، موجودات را به‎لحاظ عقلی سه قسم می‎کند: ارواح مقدس نورانی ربانی بدون جسد، اجساد بدون روح و موجودات مرکب از روح و جسد[۱۰].

    ادامه مباحث کتاب، در توضیح اقسام موجودات و مطالب مربوط به آنها با استناد به آیات قرآن کریم است.[۱۱].

    وضعیت کتاب

    فهرست مطالب در انتهای اثر ذکر شده است و پیش از آن فهرست آیات آمده. محققان کتاب، آن را نیازمند تحقیق مجددی می‌دانسته‎اند که در آن برخی از متون و نصوص، ارزش‎گذاری شود، اعلام و اشخاص و چیزهایی که نیاز به ترجمه دارند، تعریف شوند، احادیث آن استخراج شود و آیاتش ارجاع داده شود، فصل‎بندی و تبویب مشخصی به خود بگیرد و... آنها در تحقیق جدیدی که روی این اثر انجام داده‎اند، این کار را صورت داده‎اند[۱۲].

    پانویس

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.


    وابسته‌ها