أنيس الناس

    از ویکی‌نور
    أنیس الناس
    نام کتاب أنیس الناس
    نام‌های دیگر کتاب انیس الناس فی الاخلاق
    پدیدآورندگان شجاع (نويسنده)

    افشار، ایرج (مصحح)

    زبان فارسی
    کد کنگره ‏BJ‎‏ ‎‏1558‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏ش‎‏3
    موضوع اخلاق - متون قدیمی تا قرن 14

    ایران - آداب و رسوم - متون قدیمی تا قرن 14

    نثر فارسی - قرن 9ق.

    ناشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
    مکان نشر تهران - ایران
    سال نشر 1356 هـ.ش
    کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE11380AUTOMATIONCODE


    معرفى اجمالى

    انيس الناس اثر شجاع شيرازى، کتابى است در اخلاق و سياست؛ مجموعه‌اى از دو رشته كه در تمدن اسلامى به سياست مدن و تدبير منزل شناخته مى‌شود.

    کتاب براى جلب رضايت و به نام ابوالفتح ابراهيم سلطان، پسر شاهرخ در سال 830ق و به زبان فارسى نوشته شده است.

    ساختار

    دو مقدمه از احسان يارشاطر و مصحح، در روش تصحيح و خصوصيات کتاب، آغازگر مباحث است. مطالب کتاب نيز در دو بخش كلى اخلاقيات و سياست، در نوزده فصل، بدون رعايت ترتيب خاصى، بيان شده است.

    مؤلف آنچه در كتب حكما و دانشمندان ديده و مواردى كه خود، آنها را تجربه كرده است، گردآورى كرده و بعد از ايجاد ارتباط ميان آنها، در قالب کتاب حاضر تدوين نموده است.

    گزارش محتوا

    با نگاهى به کتاب در مى‌يابيم كه بسيارى از مضامين و مطالب از كتب معروفى مانند: قابوسنامه، كليلة و دمنة، گلستان، بوستان، مثنوى مولانا، خمس نظامى و اشعار شاعرانى چون فردوسى، حافظ، اوحدى و... مأخوذ بوده و اشعارى نيز از خود مؤلف آمده است؛ البته مؤلف درآوردن اشعار و منقولات نثرى، نام سرايندگان و نويسندگان را نمى‌آورد، مگر دو سه مورد كه چون نام شاعر در متن شعر بوده، به نام او اشاره شده است.

    به مناسبت مطالبى كه بيان مى‌شود، حكاياتى از بزرگان نيز ذكر شده است. قسمت‌هاى سودمندتر کتاب، حكايات و مضامينى است كه مؤلف از عصر خود آورده است، مانند: نكته‌هاى مربوط به سيد شمس‌الدين محمد سيد شريف، شمس‌الدين محمد حافظ، مولانا نور سمرقندى، محب‌ الدين ابوالخير جزرى و محمود خجندى.

    اطلاعاتى كه در باب شول، گوكان، مدارس سنغريّه و فزاريّه آمده و نيز اصطلاحات آن زمان، مانند كلمه «رئيس» كه عنوان شغلى نظير كلانتر در دهات بوده، بسيار سودمند و داراى اهميت است.

    در بخش اخلاقيات كه فصول اول، دوم و هفتم تا پانزدهم عهده‌دار آن هستند، به موارد زير پرداخته شده است:

    1- نصايحى كه حكما به فرزندان خويش مى‌كردند مانند: با مردم بى‌هنر دوستى مكن، انديشه را بر گفتار مقدم دار، قانع و ساعى باش تا توانگر باشى.

    2- آداب انتخاب دوست و شرايط آن مانند: رعايت رسم و طريق مروت، نيك خويى و بردبار بودن، دوستى با اصيلان و كريمان، تكبر با فرومايگان و بد اصلان، دوستى به دل با نيكان و به زبان با دشمنان.

    3- شراب خوردن: در اين قسمت مؤلف به نصيحت جوانان پرداخته و از آنان مى‌خواهد كه در ارتكاب به آن مداومت نداشته باشند تا «سود دو جهانى» يافته و از «ملامت خلق ايمن و از انخراط در سلك غافلان» سالم باشند.

    4- مطايبه و محاوره: دورى از مزاح، نرساندن مزاح به حد منازعه، اجتناب از آن با سفها و بد اصلان، از جمله آداب مطايبه و محاوره شمرده شده كه در خلال آنها، اشعار و حكاياتى متناسب هر يك آورده شده است.

    5- انتخاب همسر: از جمله تفكرات قابل تأمل مؤلف اين است كه مجردى را غايت استغناء و آزادى دانسته و بعد از توصيه به تجرد و تفرد در حد امكان، اختيار همسر را براى جلوگيرى از ارتكاب به معصيت ناگزير مى‌شمارد. وى آدابى را براى اين كار ضرورى مى‌داند كه از آن جمله است: پاك‌دامن و پاك‌دين بودن زن، عدم مشورت در امور مهم با آنان، عدم مطلع كردن ايشان بر اسرار خويش.

    6- تربيت فرزند: انتخاب مادر از قبيله‌اى اصيل، برگزيدن نامى نيك براى وى، تمام كردن ايام شيرخوارگى و آموزش پيشه‌اى خوب به او، از حقوق اوليه‌اى است كه به و الدين توصيه شده است. وظيفه فرزندان در قبال آنها نيز به ايشان گوشزد مى‌شود: احترام و اكرام به آنها، عدم طلب مرگ ايشان براى ميراث، پرهيز از بخل و منازعه با آنان و...

    7- مهمانى و شرط آن: در اين قسمت در خلال ذكر آداب مهمانى و مهمان‌دارى، برخى رسومى كه نزد اقوام مختلف متداول است بيان و ستوده شده است: مردم ماوراءالنهر هر لحظه نوعى از غذا و ميوه نزد مهمان حاضر مى‌كنند و چون ميهمان، آنچه ميل داشت تناول نمود، ظروف را برده و نوع ديگر مى‌آورند. بدين ترتيب مهمان هر لحظه منتظر نوعى خوراكى است و حوصله‌اش سرنمى‌رود. اعراب بدوى سفره را گسترانده، خادمى براى مراقبت حال مهمان از دور گمارده و خود غايب مى‌شوند تا مهمان بدون احساس شرم و حيا هرآنچه ميل دارد تناول نمايد و بعد از فراغت از صرف غذا، صاحب خانه حاضر مى‌شود.

    8- امانتدارى: بعد از سفارش به عدم قبول امانت، سفارشاتى براى نحوه امانت‌دادن، ذكر شده كه گرفتن گواه، عدم سوگند خوردن، مخفى داشتن امانت ديگران از آن جمله است.

    بخش سياست دربردارند مطالبى است كه باقى فصول به آنها اختصاص يافته و از مهم‌ترين موارد آن است:

    1- آداب زيستن با دشمن: به نصايحى پرداخته كه بايد با دشمنان مراعات كرد، از جمله اينكه خود را در چشم دشمن، عظيم‌الشأن و محتشم نشان بده و هرگز به چرب‌زبانى و چاپلوسى او دلخوش مباش، خصم را هرچند حقير باشد به چشم حقارت مبين و از او غفلت نكن.

    2- جمع كردن اموال و تجارت: تلاش براى كسب روزى حلال و تدبير براى خرج آن، ستوده و از كاهلى و تنبلى در قبال جمع‌آورى اموال، مذمت شده است و آدابى از جمله ترك سفر براى گردآوردن مال در صورت بى‌نيازى از آن، عدم تفاخر به زيادى اموال، پس‌انداز كردن و مانند آن سفارش شده است.

    3- آداب عفو، عقوبت و حاجت خواستن: از جمله سفارشاتى كه مؤلف در اين قسمت نموده اين است كه چون گناهى را عفو كردى، از آن ياد نكرده و مجرم را سرزنش نكن، چرا كه با اين كار عفو تو به انتقام بدل شده است.

    4- شناختن اسب، جنگ و محاربه: مؤلف جوهر اسب و آدمى را يكى دانسته و قائل است كه شناخت نيك و بد اسبان دشوارتر از شناخت آدمى است. سپس به مواردى كه در انتخاب اسب خوب، مى‌تواند راهگشا باشد اشاره مى‌كند.

    مأخذ كامل اين بخش به درستى معلوم نيست، ظاهراً قسمتى از آن از قابوسنامه اقتباس شده باشد.

    5- نديمى و ملازمت: شرايط و صفاتى كه باعث حسن نديمان شده و ارزش آنها را بالا مى‌برد، از جمله سلامت جميع حواس، خوش منظر بودن، آشنايى اندك با طب، نجوم، موسيقى و... بيان شده است.

    در آخر بايد به اين نكته توجه داد كه تمام افكار و باورهاى نويسنده از صحت برخوردار نيست؛ زيرا از طرفى توصيه به رعايت اخلاقيات و صفات نيك انسانى و دينى، در جاى‌جاى کتاب ديده مى‌شود، از سويى نيز به ذكر آداب شراب‌خوارى و نردبازى كه در برخى كتب مانند آن رايج بوده پرداخته است.

    وضعيت کتاب

    فهرست مطالب در ابتدا و فهرست اعلام انسانى، داستانى، جغرافيايى، اقوام، اديان و كتبى كه در متن آمده، در انتهاى کتاب ذكر شده است.

    پاورقى‌ها توسط مصحح، ايرج افشار به ذكر توضيح و تصحيح برخى كلمات متن اختصاص دارد.

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.


    پیوندها