ابن ابی‌عقیل عمانی، حسن بن علی

    از ویکی‌نور
    ابن‌‌ابی‌‌عقیل‌ عمانی‌، حسن‌ بن‌ علی‌
    نام ابن‌‌ابی‌‌عقیل‌ عمانی‌، حسن‌ بن‌ علی‌
    نام های دیگر عقیل عمانی، حسن بن علی

    اب‍ن‌اب‍ی‌ع‍ق‍ی‍ل‌، ح‍س‍ن‌ ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌

    حذاء عمانی، حسن بن علی

    ابنعقیل، حسن بن علی

    عمانی، ابو محمد حسن

    نام پدر
    متولد
    محل تولد
    رحلت 329 هـ.ق
    اساتید
    برخی آثار ‏رسالتان مجموعتان من فتاوی العلمین علی بن الحسین بن بابویه القمی المتوفی 329هـ. ق. و الحسن بن علی بن ابی عقیل العمانی المتوفی بعده / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    کد مولف AUTHORCODE94AUTHORCODE


    زندگينامه

    گفته شده است كه ابن ابى عقيل عمانى يمنى است، و عمان از سواحل درياى يمن است.

    او در آغاز غيبت كبرى مى‌زيسته است.

    از «بحر العلوم» نقل شده است كه او استاد جعفر بن قولويه بوده و جعفر بن قولويه استاد شيخ مفيد بوده است. اين قول از قول بالا كه جعفر بن قولويه را همدوره على بن بابويه معرفى كرده است،اقرب به تحقيق است.

    آراء ابن ابى عقيل در فقه زياد نقل مى‌شود. او از چهره‌هايى است كه مكرر به نام‌او در فقه بر مى‌خوريم.

    حسن بن ابى عقيل ملقب به «حذاء» معروف به «عمانى» و «ابن عقيل»، كنيه‌اش «ابو على»، از فقهاى بزرگ و از بزرگان اماميه و از متكلمين وارسته‌اى است كه معاصر با ثقة الاسلام كلينى (متوفى329) بوده، و از اساتيد شيخ مفيد به شمار مى‌آيد.

    گفتار بزرگان

    مرحوم مدرس صاحب ريحانة الادب درباره او مى‌نويسد:

    «شيخ مفيد به غايت او را ستوده است و او نخستين كسى است كه در اول غيبت كبرى، فقه را مهذب كرد و با قواعد اصوليه تطبيقش نمود، طريق اجتهاد و تطبيق احكام با ادله و اصول آنها را باز كرد. بعد از او «ابن جنيد اسكافى»، هم همان طريق را پيمود. بدين جهت است كه در اصطلاح فقها، اين دو فقيه جليل القدر به «قديمين» (دو تن از قدما) تعبير آورده مى‌شود. آراء ابن عقيل محل توجه و اعتناى بيشتر محقق حلى و علامه و متاخرين قرار گرفته است و از فتاواى نادره او عدم تنجس آب قليل به مجرد ملاقات با نجس، وجوب اذان و اقامه در نماز صبح و شام و بطلان نماز در صورت ترك آنها (اذان و اقامه) است...»

    مرحوم ميرزا عبد الله افندى صاحب رياض العلماء درباره او گويد:

    «فقيه بزرگ، متكلم اصيل، شيخ بزرگوار، معروف به ابن ابى عقيل، اقوال و آراء او در كتابهاى ما مورد نقل قول قرار گرفته است، با آنكه مردم سرزمين عمان همگى از خوارج و ناصبيها هستند، ولى به نظر مى‌رسد كه آنان پس از سده سوم از ديار مغرب به‌آن منطقه آمده باشند.»

    او مى‌افزايد: «علامه در كتاب «خلاصة الاقوال» توصيف و تجليل فراوانى از او به عمل آورده است. »

    نجاشى، صاحب كتاب رجال معروف، پس از توصيف او به ثقة و فقيه و متكلم بودن، و پس از ذكر كتابهاى او، از كتاب «المتمسك بحبل آل الرسول (ص)» نام مى‌برد و مى گويد: «كتاب بسيار مشهورى در ميان شيعه مى‌باشد. كمتر كسى پيدا مى‌شود كه وارد خراسان گردد و از آن كتاب نسخه يا نسخه‌هايى تهيه نكرده باشد. از استادم ابا عبد الله شنيدم كه در حق اين مرد فراوان مدح و ثنا مى‌گفت.»

    فقيه بزرگوار شيعه، شيخ طوسى در كتاب «الفهرست» درباره او مى‌گويد:

    «ابن ابى عقيل عمانى، داراى كتابهاى متعددى است. او از زمره متكلمين شيعه بوده و كتابهايى در فقه دارد. و كتاب «الكر و الفر» (در امامت)، و«المتمسك بحبل آل‌الرسول» (در فقه) را ذكر كرده است.»

    ابن شهر آشوب در معالم العلماء، ص37، و مرحوم شيخ حر عاملى در امل‌الآمل (2/61)، عين مطالب گذشته را در حق او نقل نموده‌اند و او را با علم و فضيلت و فقاهت و كلامى بودن توصيف نموده‌اند.

    شيخ اردبيلى صاحب جامع الرواة درباره او سخن نجاشى را نقل مى‌كند و مى‌گويد: «حسن بن على بن ابى عقيل حذاء، فقيه وارسته و متكلم است و كتابهايى در زمينه فقه و كلام دارد. از استادم ابو عبد الله شنيدم كه فراوان در حق او ثنا و تعريف مى‌نمود...»

    آية الله سيد حسن صدر، مؤلف كتاب «تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام» او را در گروه فقهاى بزرگ اماميه نام برده است و درباره او چنين مى‌نويسد:

    «او بزرگ شيعه و آبرو و اعتبار آنان، متكلم، فقيه، ركن و مؤسس در فقه و محقق در علوم شرعى و مدقق در علوم عقلى، كتابهاى متعددى در فنون اسلامى دارد، ولى‌شهرت او در فقه و استنباط احكام شرعى است. او معاصر كلينى و از علماى قرن سوم‌هجرى مى‌باشد...»

    آية الله خويى صاحب معجم رجال الحديث، پس از نقل اقوال و آراء نجاشى، شيخ طوسى و علامه حلى مى‌فرمايد: «شهرت و اعتبار او، عظمت علمى و عملى اين شخصيت، در بين فقهاى اعلام، ما را بى نياز از اطاله سخن و تعرض به اقاويل و كلمات آن بزرگان مى‌نمايد.»

    وفات

    با همه تلاشى كه در رابطه با شناخت تاريخ دقيق وفات او صورت گرفت و به صاحبان فن نيز مراجعه شد، چيزى به دست نيامد، ولى با توجه به هم عصر بودن او با ثقة الاسلام كلينى و ابن بابويه (صدوق اول)، حدس زده مى‌شود كه وفات او نيز همان نيمه اول قرن چهارم، در حدود 330 تا 350 هجرى رخ داده باشد.

    رحمت‌خدا و رضوان او شامل حالش باد

    منابع

    - آشنايى با علوم اسلامى: ص 294، چاپ دفتر انتشارات اسلامى

    - ريحانة الادب: ج7، ص 360

    - رياض العلماء: ج 1، ص 204

    - رجال نجاشى: ص 48، كد معرفى 100، چاپ جامعه مدرسين قم

    - الفهرست: ص 54

    - جامع الرواة: ج 1، ص 911

    - تاسيس الشيعه: ص303

    - معجم رجال الحديث: ج 5، ص 22، كد معرفى2933

    وابسته‌ها