ابن اثیر، مبارک بن محمد: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'دائره المعارف' به 'دائرةالمعارف')
    جز (جایگزینی متن - 'نور الدين' به 'نورالدين')
    خط ۵۷: خط ۵۷:
    وى آن زمان كه در موصل مى‌زيست، به اتابكان زنگى موصل، كه از سوى سلجوقيان فرمانرواى آنجا بودند، نزديك شد و به وسيله چند تن از حاكمان زنگى به مقام مشاور ويژه و نيز منشى خاص دست يافت. وى مدتى خزانه‌دار سيف‌ الدين غازى بن مَودود بن زنگى بود و پس از آن مدتى نيز توسط سيف‌ الدين به سرپرستى ديوان جزيره ابن عمر گمارده شد، آنگاه به موصل بازگشت و مقام نيابت ديوان را از سوى وزير جلال‌الدين ابوالحسن على بن منصور اصفهانى عهده‌دار شد و پس از آن نزد مجاهد الدين قايْماز راه يافت و در آنجا به مقام بلندى رسيد.
    وى آن زمان كه در موصل مى‌زيست، به اتابكان زنگى موصل، كه از سوى سلجوقيان فرمانرواى آنجا بودند، نزديك شد و به وسيله چند تن از حاكمان زنگى به مقام مشاور ويژه و نيز منشى خاص دست يافت. وى مدتى خزانه‌دار سيف‌ الدين غازى بن مَودود بن زنگى بود و پس از آن مدتى نيز توسط سيف‌ الدين به سرپرستى ديوان جزيره ابن عمر گمارده شد، آنگاه به موصل بازگشت و مقام نيابت ديوان را از سوى وزير جلال‌الدين ابوالحسن على بن منصور اصفهانى عهده‌دار شد و پس از آن نزد مجاهد الدين قايْماز راه يافت و در آنجا به مقام بلندى رسيد.


    هنگامى كه در 589ق مجاهد الدين دستگير و زندانى شد و عزّالدّين مسعود جانشين وى گرديد، وى در خدمت مسعود درآمد و پس از درگذشت او، به جانشين وى نور الدين ارسلان شاه پيوست و در فرمانروايى نور الدين قدرتى عظيم يافت.  
    هنگامى كه در 589ق مجاهد الدين دستگير و زندانى شد و عزّالدّين مسعود جانشين وى گرديد، وى در خدمت مسعود درآمد و پس از درگذشت او، به جانشين وى نورالدين ارسلان شاه پيوست و در فرمانروايى نورالدين قدرتى عظيم يافت.  


    او در سال‌هاى پايانى زندگى، فلج شد و دست و پاى وى ناتوان گرديد و از نوشتن بازماند، از اين‌رو خانه‌نشين شد و رباطى در يكى از آبادى‌هاى پيرامون موصل بنياد نهاد و تمام داراييش را وقف آن كرد.
    او در سال‌هاى پايانى زندگى، فلج شد و دست و پاى وى ناتوان گرديد و از نوشتن بازماند، از اين‌رو خانه‌نشين شد و رباطى در يكى از آبادى‌هاى پيرامون موصل بنياد نهاد و تمام داراييش را وقف آن كرد.

    نسخهٔ ‏۱۲ نوامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۲۱

    ابن اثیر، مبارک بن محمد
    نام ابن اثیر، مبارک بن محمد
    نام‌های دیگر ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد

    اب‍ن‌ اث‍ی‍ر، اب‍وال‍ب‍رک‍ات‌

    اب‍ن‌ اث‍ی‍ر، م‍ج‍دال‍دی‍ن‌ م‍ب‍ارک‌

    اب‍ن‌ اث‍ی‍ر ج‍زری‌، م‍ج‍دال‍دی‍ن‌

    اب‍ن‌ الاث‍ی‍ر، م‍ب‍ارک‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د

    م‍ب‍ارک‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د اب‍ن‌ اث‍ی‍ر

    نام پدر
    متولد
    محل تولد
    رحلت 606 هـ.ق
    اساتید
    برخی آثار
    کد مؤلف AUTHORCODE3961AUTHORCODE


    معرفى اجمالى

    مبارك بن محمد بن عبدالواحد شيبانى جزرى موصلى معروف به ابن اثير، رجالى، مفسر، محدِّث و فقيه شافعى مذهب (544-606 ق) یکى از سه فرزند محمد شیبانى جزرى و نویسنده کتاب النهایه في غریب الحدیث است.

    در 544ق، درعراق ديده به جهان گشود.او برادر بزرگ‌تر عزّ الدين و ضياءالدّين ابن‌اثير است كه در جزيره ابن عُمَر (اكنون شهر مرزى ميان سوريه و تركيه) زاده شد.

    وى دوران كودكى و نوجوانى را در زادگاه خويش گذراند و پس از آن با پدر و برادرانش به موصل كوچ كرد و در آنجا ادبيات را از ناصح‌ الدين ابومحمد سعيد بن دَهّان بغدادى، ابوبكر يحيى بن سعدون مغربى قُرطُبى و ابوالحزم مكّى بن ريّان بن شَبَّه ماكِسى، نحوى ضرير و حديث را از محدّثان موصل از جمله ابوالفضل بن طوسى فراگرفت.

    هنگامى كه به حج مى‌رفت، در بغداد از ابوالقاسم بن خَلّ و عبدالوهّاب بن سكينه، ابوالقاسم يَعيش بن صدقه فُراتى، ابوالفرج عبدالمنعم بن عبدالوهاب بن كُلَيْب حَرّانى و ابواحمد عبدالوهاب بن على حديث شنيد.

    وى آن زمان كه در موصل مى‌زيست، به اتابكان زنگى موصل، كه از سوى سلجوقيان فرمانرواى آنجا بودند، نزديك شد و به وسيله چند تن از حاكمان زنگى به مقام مشاور ويژه و نيز منشى خاص دست يافت. وى مدتى خزانه‌دار سيف‌ الدين غازى بن مَودود بن زنگى بود و پس از آن مدتى نيز توسط سيف‌ الدين به سرپرستى ديوان جزيره ابن عمر گمارده شد، آنگاه به موصل بازگشت و مقام نيابت ديوان را از سوى وزير جلال‌الدين ابوالحسن على بن منصور اصفهانى عهده‌دار شد و پس از آن نزد مجاهد الدين قايْماز راه يافت و در آنجا به مقام بلندى رسيد.

    هنگامى كه در 589ق مجاهد الدين دستگير و زندانى شد و عزّالدّين مسعود جانشين وى گرديد، وى در خدمت مسعود درآمد و پس از درگذشت او، به جانشين وى نورالدين ارسلان شاه پيوست و در فرمانروايى نورالدين قدرتى عظيم يافت.

    او در سال‌هاى پايانى زندگى، فلج شد و دست و پاى وى ناتوان گرديد و از نوشتن بازماند، از اين‌رو خانه‌نشين شد و رباطى در يكى از آبادى‌هاى پيرامون موصل بنياد نهاد و تمام داراييش را وقف آن كرد.

    خانه او محل گرد آمدن عالمان، اديبان و پژوهشگران علوم قرآنى و معارف دينى بود. گفته‌اند كه در همين ايّام جمعى از افاضل روزگار، وى را در كار تصنيف يارى كرده‌اند.

    او در بسيارى از علوم روزگارش توانا بود و در تمام آنها شاگردانى پرورده و نيز آثارى پديد آورده است. فرزندش شهاب قوصى، تاج‌ الدين عبدالمحسن بن محمد حامض شيخ باجريقى و فخرالدّين بخارى‌از او روايت كرده‌اند.

    قلقشندى در برخى از آثارش حديث‌هايى را از ابن اثير نقل كرده است. قفطى نيز مى‌گويد: مجدالّدين اجازه روايت تمام آثارش را به وى داده است.

    آثار

    از جمله آثار اوست:

    1. جامع الاصول من احاديث الرسول
    2. المُرَصّع في الاباءِ و الامّهات
    3. منال الطّالب في شرح طوال الغرائب
    4. النّهايه في غريب الحديث و الاثر
    5. المختار في مناقب الاخيار
    6. البديع في علم العربيه
    7. رسائل ابن اثير
    8. الباهر في الفروق
    9. تهذيب الفصول ابن دَهّان

    منابع مقاله

    دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى، چاپ دوم، 1374، تهران، ج2، ص704 حسن يوسفى اشكورى.


    وابسته‌ها