ابن رشد الأندلسي فيلسوف العرب والمسلمين: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۲۶: خط ۲۶:
    }}
    }}


    '''ابن رشد الأندلسي فيلسوف العرب والمسلمين'''، عنوان کتابی است یک جلدی به زبان عربی که شیخ کامل محمد محمد عویضه، دست به تألیف آن زده است. عویضه در این کتاب، به معرفی ابن رشد حفید و بیان زندگی و برخی آرای فلسفی او می‌پردازد.
    '''ابن رشد الأندلسي فيلسوف العرب والمسلمين'''، عنوان کتابی است یک جلدی به زبان عربی که شیخ کامل [[محمد عويضه، محمد|محمد محمد عویضه]]، دست به تألیف آن زده است. [[محمد عويضه، محمد|عویضه]] در این کتاب، به معرفی [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد حفید]] و بیان زندگی و برخی آرای فلسفی او می‌پردازد.


    ==ساختار==
    ==ساختار==
    خط ۳۲: خط ۳۲:


    ==گزارش محتوا==
    ==گزارش محتوا==
    مؤلف، در مقدمه کوتاهی که بر کتاب نوشته، از زمینه‌های فکری و فرهنگی پیش از ابن رشد در راستای بروز و ظهور اندیشه وی، سخن می‌گوید. او می‌نویسد: بر من آشکار شده که از خطای تفسیر است که پیدایش هریک از گرایش‌های فکری یا حرکت‌های فلسفی را یکباره بدانیم و نقش مقدمات تشکیل این گرایش یا حرکت را نادیده بگیریم. بر این اساس کسی که درصدد تحقیق در فکر فلسفی اسلامی (به تعبیر نویسنده، عربی) است، اگر بخواهد ملتزم به تفسیر صحیح از منشأ این فکر و عواملی باشد که منجر به آن شده، باید در ابتدا به معارف عرب در جاهلیت و سپس در هنگام ظهور اسلام رجوع کند. پس از آن بنگرد و تطور فلسفه را به شکلی ببیند که در مذاهب شکل‌گرفته متکامل نزد کندی و فارابی و ابن سینا و ابن رشد و دیگران، می‌یابیم. این مذاهب فلسفی ما را راهنمایی می‌کنند به اینکه افراد یادشده در تقریر مذاهب مزبور در حد زیادی از فلاسفه یونان تأثیر پذیرفته‌اند. منشأ این امر، اطلاع آنان از اندیشه‌های فلاسفه یونان در نتیجه حرکت ترجمه بود که در دوران امویان آغاز شد و در عصر عباسیان به اوج خود رسید<ref>ر.ک: متن کتاب، ص3</ref>.
    مؤلف، در مقدمه کوتاهی که بر کتاب نوشته، از زمینه‌های فکری و فرهنگی پیش از ابن رشد در راستای بروز و ظهور اندیشه وی، سخن می‌گوید. او می‌نویسد: بر من آشکار شده که از خطای تفسیر است که پیدایش هریک از گرایش‌های فکری یا حرکت‌های فلسفی را یکباره بدانیم و نقش مقدمات تشکیل این گرایش یا حرکت را نادیده بگیریم. بر این اساس کسی که درصدد تحقیق در فکر فلسفی اسلامی (به تعبیر نویسنده، عربی) است، اگر بخواهد ملتزم به تفسیر صحیح از منشأ این فکر و عواملی باشد که منجر به آن شده، باید در ابتدا به معارف عرب در جاهلیت و سپس در هنگام ظهور اسلام رجوع کند. پس از آن بنگرد و تطور فلسفه را به شکلی ببیند که در مذاهب شکل‌گرفته متکامل نزد [[کندی، یعقوب بن اسحاق|کندی]] و [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]] و [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] و [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] و دیگران، می‌یابیم. این مذاهب فلسفی ما را راهنمایی می‌کنند به اینکه افراد یادشده در تقریر مذاهب مزبور در حد زیادی از فلاسفه یونان تأثیر پذیرفته‌اند. منشأ این امر، اطلاع آنان از اندیشه‌های فلاسفه یونان در نتیجه حرکت ترجمه بود که در دوران امویان آغاز شد و در عصر عباسیان به اوج خود رسید<ref>ر.ک: متن کتاب، ص3</ref>.


    پس از بیان مقدمه مزبور، نویسنده با بیان معارف عرب در دوران جاهلیت آغاز می‌کند. او سپس از ظهور دین اسلام می‌گوید و پس از آن در چهارمین شماره مطالب کتاب، از حرکت ترجمه و اطلاع فیلسوفان مسلمان از فرهنگ یونانی، صحبت به میان می‌آورد. با توجه به اهمیت ارسطو، به‌خصوص درباره ابن رشد که بسیاری از آثار وی را ترجمه کرده، شماره 5 مطالب کتاب، به‌طور خاص در میان فلاسفه یونان، به ارسطو می‌پردازد<ref>ر.ک: همان، ص3-18</ref>. به نظر می‌رسد تا اینجای کار، مباحث مقدماتی کتاب است؛ زیرا پس از این مطالب، وارد بحث از خود ابن رشد می‌شویم. همچنین، در انتهای صفحه 18، چنین نوشته: «وكتبه كامل محمد محمد عويضة، جمهورية مصر، المنصورة، عربة الشال، شارع جامع نصر الإسلام».
    پس از بیان مقدمه مزبور، نویسنده با بیان معارف عرب در دوران جاهلیت آغاز می‌کند. او سپس از ظهور دین اسلام می‌گوید و پس از آن در چهارمین شماره مطالب کتاب، از حرکت ترجمه و اطلاع فیلسوفان مسلمان از فرهنگ یونانی، صحبت به میان می‌آورد. با توجه به اهمیت ارسطو، به‌خصوص درباره ابن رشد که بسیاری از آثار وی را ترجمه کرده، شماره 5 مطالب کتاب، به‌طور خاص در میان فلاسفه یونان، به ارسطو می‌پردازد<ref>ر.ک: همان، ص3-18</ref>. به نظر می‌رسد تا اینجای کار، مباحث مقدماتی کتاب است؛ زیرا پس از این مطالب، وارد بحث از خود [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] می‌شویم. همچنین، در انتهای صفحه 18، چنین نوشته: «وكتبه كامل [[محمد عويضه، محمد|محمد محمد عويضة]]، جمهورية مصر، المنصورة، عربة الشال، شارع جامع نصر الإسلام».


    با ششمین شماره، مطالب کتاب آغاز می‌شود. این مطالب، در شماره 6 در دو فصل مطرح می‌شود: عنوان اولین فصل آن «ابن رشد و زندگانی فکری او» است که در سه بخش جَوّ فکری در فضای اندلس آن زمان، رشد و تکامل عقلی ابن رشد و ارتباط او با خلیفه و مشکلاتی که برایش پیش آمد، بیان شده است و فصل دوم با عنوان « ابن رشد و فرهنگ روزگار او» در چهار بخش ارائه شده که عبارت است از: اشتغال او به طب، شرح او بر آثار ارسطو، ردیه او بر ابن سینا و غزالی و جهت‌گیری خاص او<ref>ر.ک: همان، ص19-61</ref>.
    با ششمین شماره، مطالب کتاب آغاز می‌شود. این مطالب، در شماره 6 در دو فصل مطرح می‌شود: عنوان اولین فصل آن «ابن رشد و زندگانی فکری او» است که در سه بخش جَوّ فکری در فضای اندلس آن زمان، رشد و تکامل عقلی [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] و ارتباط او با خلیفه و مشکلاتی که برایش پیش آمد، بیان شده است و فصل دوم با عنوان « ابن رشد و فرهنگ روزگار او» در چهار بخش ارائه شده که عبارت است از: اشتغال او به طب، شرح او بر آثار [[ارسطو]]، ردیه او بر [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] و [[غزالی، محمد بن محمد|غزالی]] و جهت‌گیری خاص او<ref>ر.ک: همان، ص19-61</ref>.


    نویسنده سپس وارد بیان نظریات و موضع‌گیری‌های ابن رشد می‌شود که به‌ترتیب شماره ارائه مطالب کتاب، ازاین‌قرار است: شماره 8: جهت‌گیری ابن رشد درباره مسئله فیض؛ شماره 9: جهان در نظر ابن رشد؛ شماره 10: نظریه خلق مستمر؛ شماره 11: نظر ابن رشد درباره برخی مشکلات فلسفی که در این شماره مشکلات الوهیت و دلیل اختراع در دو قمست مجزا مورد بحث قرار می‌گیرد؛ شماره 12: ابن رشد و وحدانیت؛ شماره 13: نگاه ابن رشد به صفات الهی؛ شماره 14: تنزیه الهی در نظر ابن رشد؛ شماره 17: ذات الهی در نظر ابن رشد و شماره 18: وحدت وجود در نظر ابن رشد<ref>ر.ک: فهرست مطالب کتاب، ص167-168</ref>.
    نویسنده سپس وارد بیان نظریات و موضع‌گیری‌های ابن رشد می‌شود که به‌ترتیب شماره ارائه مطالب کتاب، ازاین‌قرار است: شماره 8: جهت‌گیری [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] درباره مسئله فیض؛ شماره 9: جهان در نظر [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]]؛ شماره 10: نظریه خلق مستمر؛ شماره 11: نظر ابن رشد درباره برخی مشکلات فلسفی که در این شماره مشکلات الوهیت و دلیل اختراع در دو قمست مجزا مورد بحث قرار می‌گیرد؛ شماره 12: ابن رشد و وحدانیت؛ شماره 13: نگاه [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] به صفات الهی؛ شماره 14: تنزیه الهی در نظر ابن رشد؛ شماره 17: ذات الهی در نظر ابن رشد و شماره 18: وحدت وجود در نظر ابن رشد<ref>ر.ک: فهرست مطالب کتاب، ص167-168</ref>.


    در شماره‌های 15 و 16 کتاب، در لابه‌لای بیان نظریات ابن رشد، نویسنده به بیان مذهب ابن رشد و مؤلفات و شروح وی، می‌پردازد. با پایان یافتن شماره 18 از شماره‌هایی که مطالب کتاب را ارائه کرده، نظریات و مواضع ابن رشد به پایان می‌رسد و در شماره 19 درباره این صحبت می‌شود که چرا ابن رشد، به‌صورت مستقل باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. در بیستمین و آخرین شماره مطالب کتاب هم درباره ابن رشد شارح، یعنی شرح‌های او بر ارسطو، صحبت می‌شود<ref>ر.ک: همان، ص168</ref>.
    در شماره‌های 15 و 16 کتاب، در لابه‌لای بیان نظریات ابن رشد، نویسنده به بیان مذهب ابن رشد و مؤلفات و شروح وی، می‌پردازد. با پایان یافتن شماره 18 از شماره‌هایی که مطالب کتاب را ارائه کرده، نظریات و مواضع [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] به پایان می‌رسد و در شماره 19 درباره این صحبت می‌شود که چرا [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]]، به‌صورت مستقل باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. در بیستمین و آخرین شماره مطالب کتاب هم درباره ابن رشد شارح، یعنی شرح‌های او بر [[ارسطو]]، صحبت می‌شود<ref>ر.ک: همان، ص168</ref>.


    در بخشی از مطالب کتاب که درباره نظر ابن رشد در بیان مشکل الوهیت در بخش بیان برخی مشکلات فلسفی، ارائه شده، چنین می‌خوانیم: مسئله ادله بر وجود خداوند، در گذر تاریخ همواره بر اندیشه انسانی هجمه برده و ذهن او را به خود مشغول داشته است. برخی تلاش‌های بشری در این راستا به این انجامیده که بگوید: هستی، در ارتباط با قوه دیگری است که بالاتر از آن و خالقش است. این براهین در تعداد محدودی از ادله، تبلور یافته است؛ مجموع این براهین در ضمن براهین خَلقی، وجودی، معرفت‌شناختی و... ارائه شده است. در میان این ادله، آنچه در نظر ابن رشد، قانع‌کننده به نظر می‌رسیده و آن را بر دیگر براهین ترجیح داده است، دو دلیل عنایت و اختراع می‌باشد. از نظر ابن رشد، دلیل عنایت و دلیل اختراع، دو دلیل قاطع بر وجود الله تعالی، است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص82</ref>.
    در بخشی از مطالب کتاب که درباره نظر [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] در بیان مشکل الوهیت در بخش بیان برخی مشکلات فلسفی، ارائه شده، چنین می‌خوانیم: مسئله ادله بر وجود خداوند، در گذر تاریخ همواره بر اندیشه انسانی هجمه برده و ذهن او را به خود مشغول داشته است. برخی تلاش‌های بشری در این راستا به این انجامیده که بگوید: هستی، در ارتباط با قوه دیگری است که بالاتر از آن و خالقش است. این براهین در تعداد محدودی از ادله، تبلور یافته است؛ مجموع این براهین در ضمن براهین خَلقی، وجودی، معرفت‌شناختی و... ارائه شده است. در میان این ادله، آنچه در نظر ابن رشد، قانع‌کننده به نظر می‌رسیده و آن را بر دیگر براهین ترجیح داده است، دو دلیل عنایت و اختراع می‌باشد. از نظر ابن رشد، دلیل عنایت و دلیل اختراع، دو دلیل قاطع بر وجود الله تعالی، است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص82</ref>.


    ==وضعیت کتاب==
    ==وضعیت کتاب==
    خط ۴۹: خط ۴۹:


    ==پانویس==
    ==پانویس==
    <references/>
    <references />


    ==منابع مقاله==
    ==منابع مقاله==

    نسخهٔ ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۴۸

    ابن رشد الأندلسي فيلسوف العرب والمسلمين
    ابن رشد الأندلسي فيلسوف العرب والمسلمين
    پدیدآورانمحمد عويضه، محمد (گردآورنده)
    عنوان‌های دیگرإبن رشد الأندلسي فيلسوف العرب و المسلمين
    ناشردار الکتب العلمية
    مکان نشرلبنان - بيروت
    سال نشر1413ق. = 1993م.
    چاپچاپ اول
    موضوعابن رشد، محمد بن احمد، 520 - 595ق.
    زبانعربي
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‎‏/‎‏م‎‏3‎‏الف‎‏2 / 189/1 B

    ابن رشد الأندلسي فيلسوف العرب والمسلمين، عنوان کتابی است یک جلدی به زبان عربی که شیخ کامل محمد محمد عویضه، دست به تألیف آن زده است. عویضه در این کتاب، به معرفی ابن رشد حفید و بیان زندگی و برخی آرای فلسفی او می‌پردازد.

    ساختار

    مطالب کتاب، در 20 شماره، ارائه شده که مقدمه مؤلف هم در ضمن آنهاست (تا شماره 5). در نگارش این اثر از 65 منبع عربی و 22 منبع لاتین استفاده شده و این منابع، در انتهای اثر پیش از فهرست مطالب در دو بخش مجزا ارائه شده است. از جمله منابع دست اول عربی آن می‌توان کتاب‌های طبقات الأمم اندلسی، فهرست ابن ندیم، مروج الذهب، معجم البلدان یاقوت حموی، شذرات الذهب ابن عماد، الكليات في الطلب، تهافت التهافت، شرح أرجوزة ابن سينا في الطب، تلخيص كتاب النفس، تلخيص السماع الطبيعي، تلخيص كتاب الآثار العلوية، تفسير مابعدالطبيعة و... از ابن رشد و تهافت الفلاسفة، المنقذ من الضلال و... از غزالی و... را نام برد[۱].

    گزارش محتوا

    مؤلف، در مقدمه کوتاهی که بر کتاب نوشته، از زمینه‌های فکری و فرهنگی پیش از ابن رشد در راستای بروز و ظهور اندیشه وی، سخن می‌گوید. او می‌نویسد: بر من آشکار شده که از خطای تفسیر است که پیدایش هریک از گرایش‌های فکری یا حرکت‌های فلسفی را یکباره بدانیم و نقش مقدمات تشکیل این گرایش یا حرکت را نادیده بگیریم. بر این اساس کسی که درصدد تحقیق در فکر فلسفی اسلامی (به تعبیر نویسنده، عربی) است، اگر بخواهد ملتزم به تفسیر صحیح از منشأ این فکر و عواملی باشد که منجر به آن شده، باید در ابتدا به معارف عرب در جاهلیت و سپس در هنگام ظهور اسلام رجوع کند. پس از آن بنگرد و تطور فلسفه را به شکلی ببیند که در مذاهب شکل‌گرفته متکامل نزد کندی و فارابی و ابن سینا و ابن رشد و دیگران، می‌یابیم. این مذاهب فلسفی ما را راهنمایی می‌کنند به اینکه افراد یادشده در تقریر مذاهب مزبور در حد زیادی از فلاسفه یونان تأثیر پذیرفته‌اند. منشأ این امر، اطلاع آنان از اندیشه‌های فلاسفه یونان در نتیجه حرکت ترجمه بود که در دوران امویان آغاز شد و در عصر عباسیان به اوج خود رسید[۲].

    پس از بیان مقدمه مزبور، نویسنده با بیان معارف عرب در دوران جاهلیت آغاز می‌کند. او سپس از ظهور دین اسلام می‌گوید و پس از آن در چهارمین شماره مطالب کتاب، از حرکت ترجمه و اطلاع فیلسوفان مسلمان از فرهنگ یونانی، صحبت به میان می‌آورد. با توجه به اهمیت ارسطو، به‌خصوص درباره ابن رشد که بسیاری از آثار وی را ترجمه کرده، شماره 5 مطالب کتاب، به‌طور خاص در میان فلاسفه یونان، به ارسطو می‌پردازد[۳]. به نظر می‌رسد تا اینجای کار، مباحث مقدماتی کتاب است؛ زیرا پس از این مطالب، وارد بحث از خود ابن رشد می‌شویم. همچنین، در انتهای صفحه 18، چنین نوشته: «وكتبه كامل محمد محمد عويضة، جمهورية مصر، المنصورة، عربة الشال، شارع جامع نصر الإسلام».

    با ششمین شماره، مطالب کتاب آغاز می‌شود. این مطالب، در شماره 6 در دو فصل مطرح می‌شود: عنوان اولین فصل آن «ابن رشد و زندگانی فکری او» است که در سه بخش جَوّ فکری در فضای اندلس آن زمان، رشد و تکامل عقلی ابن رشد و ارتباط او با خلیفه و مشکلاتی که برایش پیش آمد، بیان شده است و فصل دوم با عنوان « ابن رشد و فرهنگ روزگار او» در چهار بخش ارائه شده که عبارت است از: اشتغال او به طب، شرح او بر آثار ارسطو، ردیه او بر ابن سینا و غزالی و جهت‌گیری خاص او[۴].

    نویسنده سپس وارد بیان نظریات و موضع‌گیری‌های ابن رشد می‌شود که به‌ترتیب شماره ارائه مطالب کتاب، ازاین‌قرار است: شماره 8: جهت‌گیری ابن رشد درباره مسئله فیض؛ شماره 9: جهان در نظر ابن رشد؛ شماره 10: نظریه خلق مستمر؛ شماره 11: نظر ابن رشد درباره برخی مشکلات فلسفی که در این شماره مشکلات الوهیت و دلیل اختراع در دو قمست مجزا مورد بحث قرار می‌گیرد؛ شماره 12: ابن رشد و وحدانیت؛ شماره 13: نگاه ابن رشد به صفات الهی؛ شماره 14: تنزیه الهی در نظر ابن رشد؛ شماره 17: ذات الهی در نظر ابن رشد و شماره 18: وحدت وجود در نظر ابن رشد[۵].

    در شماره‌های 15 و 16 کتاب، در لابه‌لای بیان نظریات ابن رشد، نویسنده به بیان مذهب ابن رشد و مؤلفات و شروح وی، می‌پردازد. با پایان یافتن شماره 18 از شماره‌هایی که مطالب کتاب را ارائه کرده، نظریات و مواضع ابن رشد به پایان می‌رسد و در شماره 19 درباره این صحبت می‌شود که چرا ابن رشد، به‌صورت مستقل باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. در بیستمین و آخرین شماره مطالب کتاب هم درباره ابن رشد شارح، یعنی شرح‌های او بر ارسطو، صحبت می‌شود[۶].

    در بخشی از مطالب کتاب که درباره نظر ابن رشد در بیان مشکل الوهیت در بخش بیان برخی مشکلات فلسفی، ارائه شده، چنین می‌خوانیم: مسئله ادله بر وجود خداوند، در گذر تاریخ همواره بر اندیشه انسانی هجمه برده و ذهن او را به خود مشغول داشته است. برخی تلاش‌های بشری در این راستا به این انجامیده که بگوید: هستی، در ارتباط با قوه دیگری است که بالاتر از آن و خالقش است. این براهین در تعداد محدودی از ادله، تبلور یافته است؛ مجموع این براهین در ضمن براهین خَلقی، وجودی، معرفت‌شناختی و... ارائه شده است. در میان این ادله، آنچه در نظر ابن رشد، قانع‌کننده به نظر می‌رسیده و آن را بر دیگر براهین ترجیح داده است، دو دلیل عنایت و اختراع می‌باشد. از نظر ابن رشد، دلیل عنایت و دلیل اختراع، دو دلیل قاطع بر وجود الله تعالی، است[۷].

    وضعیت کتاب

    فهرست منابع کتاب در آخر آن پس از پایان مطالب متن آمده و پس از آن، فهرست مطالب ارائه شده است. پاورقی‌های کتاب، در اغلب موارد به ذکر ارجاعات اختصاص دارد و گاه در موارد معدودی مانند پاورقی صفحه 120، به امر دیگری پرداخته است.

    پانویس

    1. ر.ک: منابع کتاب، ص162-164
    2. ر.ک: متن کتاب، ص3
    3. ر.ک: همان، ص3-18
    4. ر.ک: همان، ص19-61
    5. ر.ک: فهرست مطالب کتاب، ص167-168
    6. ر.ک: همان، ص168
    7. ر.ک: متن کتاب، ص82

    منابع مقاله

    مقدمه، متن و فهرست مطالب کتاب.

    وابسته‌ها