ابن عساکر، علی بن حسن: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'أبيالحسن' به 'أبي‌الحسن')
    جز (جایگزینی متن - '‌ ' به ' ')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
    خط ۸: خط ۸:
    | data-type="authorOtherNames" | ابوالقاسم ثقةالدین علی بن حسن دمشقی
    | data-type="authorOtherNames" | ابوالقاسم ثقةالدین علی بن حسن دمشقی


    اب‍ن‌ ع‍س‍اک‍ر، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌ ث‍ق‍ةال‍دی‍ن‌ ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ ال‍ح‍س‍ن
    اب‍ن ع‍س‍اک‍ر، اب‍وال‍ق‍اس‍م ث‍ق‍ةال‍دی‍ن ع‍ل‍ی ب‍ن ال‍ح‍س‍ن


    اب‍ن‌ ع‍س‍اک‍ر، ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ ال‍ح‍س‍ن‌
    اب‍ن ع‍س‍اک‍ر، ع‍ل‍ی ب‍ن ال‍ح‍س‍ن‌
    |-
    |-
    |نام پدر  
    |نام پدر  
    خط ۳۹: خط ۳۹:
    '''ابوالقاسم، على بن حسن بن هبةالله شافعى'''، معروف به ابن عساكر، مورخ، محدث و سياح دمشقى، در سال 499ق، متولد شد. او، از بزرگان فقهاى شافعى است و صاحب اشعارى نيز هست، اما در این زمینه چندان قوى نيست. ابن عساكر، به سبب حفظ و روايت احاديث بسيار، كثرت سفرهاى علمى و استفاده از مشايخ بزرگ در شهرهاى اسلامى و نيز تأليف اثر چشم‌گير خود ([[تاریخ مدینة دمشق |تاريخ دمشق]])، در شمار یکى از بزرگ‌ترين حافظان حديث و نویسندگان تاريخ در روزگار خویش به شمار مى‌آيد. با توجه به سلسله نسب پدرش، احتمالا عنوان ابن عساكر مربوط به خانواده مادرى او بوده است.
    '''ابوالقاسم، على بن حسن بن هبةالله شافعى'''، معروف به ابن عساكر، مورخ، محدث و سياح دمشقى، در سال 499ق، متولد شد. او، از بزرگان فقهاى شافعى است و صاحب اشعارى نيز هست، اما در این زمینه چندان قوى نيست. ابن عساكر، به سبب حفظ و روايت احاديث بسيار، كثرت سفرهاى علمى و استفاده از مشايخ بزرگ در شهرهاى اسلامى و نيز تأليف اثر چشم‌گير خود ([[تاریخ مدینة دمشق |تاريخ دمشق]])، در شمار یکى از بزرگ‌ترين حافظان حديث و نویسندگان تاريخ در روزگار خویش به شمار مى‌آيد. با توجه به سلسله نسب پدرش، احتمالا عنوان ابن عساكر مربوط به خانواده مادرى او بوده است.


    دوران زندگى او با انقراض سلاجقه شام و دوران حكمرانى نور‌ الدين زنگى (569ق) و صلاح‌الدين ايوبى (589 ق) بر مناطق شام هم‌زمان بود. سياست این پادشاهان، مبارزه با تبليغات فاطمیون شيعى‌مذهب و حمايت از مذاهب اهل سنت بود، لذا گردآورى احاديث در این زمان سخت بالا گرفت و ابن عساكر نيز در این زمینه چهره‌اى درخشان شد.
    دوران زندگى او با انقراض سلاجقه شام و دوران حكمرانى نور الدين زنگى (569ق) و صلاح‌الدين ايوبى (589 ق) بر مناطق شام هم‌زمان بود. سياست این پادشاهان، مبارزه با تبليغات فاطمیون شيعى‌مذهب و حمايت از مذاهب اهل سنت بود، لذا گردآورى احاديث در این زمان سخت بالا گرفت و ابن عساكر نيز در این زمینه چهره‌اى درخشان شد.


    ==تحصیلات==
    ==تحصیلات==
    خط ۴۸: خط ۴۸:
    او، در خراسان با [[سمعانی، عبدالکریم بن محمد|ابوسعد عبدالكريم سمعانى]]، صاحب کتاب [[الأنساب (سمعاني)|الانساب]] ديدار كرد و همراه او به نيشابور و هرات رفت. او، در این سفر، کتاب «الاربعين» البدانية را مشتمل بر روايت 40 حديث از چهل محدث در 40 شهر نوشت. ابن عساكر پس از 13 سال سفرهاى علمى مختلف با كوله‌بارى از شنيده‌ها و نوشته‌ها و تجارب به دمشق بازگشت. شمار افرادى كه در زمینه حديث ملاقات كرده بود به 1300 مرد و 80 زن رسيده. او پس از این سفرها، در سال 533ق، به تأليف و تصنيف و فعالیت‌های آموزشى پرداخت و این امر تا روزهاى آخر زندگانى وى ادامه داشت.
    او، در خراسان با [[سمعانی، عبدالکریم بن محمد|ابوسعد عبدالكريم سمعانى]]، صاحب کتاب [[الأنساب (سمعاني)|الانساب]] ديدار كرد و همراه او به نيشابور و هرات رفت. او، در این سفر، کتاب «الاربعين» البدانية را مشتمل بر روايت 40 حديث از چهل محدث در 40 شهر نوشت. ابن عساكر پس از 13 سال سفرهاى علمى مختلف با كوله‌بارى از شنيده‌ها و نوشته‌ها و تجارب به دمشق بازگشت. شمار افرادى كه در زمینه حديث ملاقات كرده بود به 1300 مرد و 80 زن رسيده. او پس از این سفرها، در سال 533ق، به تأليف و تصنيف و فعالیت‌های آموزشى پرداخت و این امر تا روزهاى آخر زندگانى وى ادامه داشت.


    ابن عساكر، شاگردان زيادى داشت كه غالبا همه از فقيهان و بزرگان حديث در آن روزگار بودند. اگر چه ابن عساكر به حكومت بى‌اعتنا بود، اما به لحاظ رتبه علمى و تخصصش، مورد احترام شاهان بود. نور‌ الدين زنگى، علاوه بر حمايت و تشویق ابن عساكر در جمع‌آورى [[تاریخ مدینة دمشق |تاريخ دمشق]]، پس از تأسيس دار الحديث نوريه (اولين مركز تخصصى حديث)، سرپرستى آن را به وى واگذار نمود. ابن عساكر، در سال 571ق، در دمشق درگذشت و سلطان صلاح‌الدين ايوبى در تشييع جنازه وى حاضر شد و به امامت شيخ قطب‌الدين نيشابورى بر وى نماز خواند.
    ابن عساكر، شاگردان زيادى داشت كه غالبا همه از فقيهان و بزرگان حديث در آن روزگار بودند. اگر چه ابن عساكر به حكومت بى‌اعتنا بود، اما به لحاظ رتبه علمى و تخصصش، مورد احترام شاهان بود. نور الدين زنگى، علاوه بر حمايت و تشویق ابن عساكر در جمع‌آورى [[تاریخ مدینة دمشق |تاريخ دمشق]]، پس از تأسيس دار الحديث نوريه (اولين مركز تخصصى حديث)، سرپرستى آن را به وى واگذار نمود. ابن عساكر، در سال 571ق، در دمشق درگذشت و سلطان صلاح‌الدين ايوبى در تشييع جنازه وى حاضر شد و به امامت شيخ قطب‌الدين نيشابورى بر وى نماز خواند.


    ==آثار==
    ==آثار==

    نسخهٔ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۵۳

    ابن عساکر، علی بن حسن
    نام ابن عساکر، علی بن حسن
    نام‌های دیگر ابوالقاسم ثقةالدین علی بن حسن دمشقی

    اب‍ن ع‍س‍اک‍ر، اب‍وال‍ق‍اس‍م ث‍ق‍ةال‍دی‍ن ع‍ل‍ی ب‍ن ال‍ح‍س‍ن

    اب‍ن ع‍س‍اک‍ر، ع‍ل‍ی ب‍ن ال‍ح‍س‍ن‌

    نام پدر حسن
    متولد 499ق
    محل تولد دمشق
    رحلت 571 ق
    اساتید ابوطاهر حنايى، ابوالبركات بن عبدحارثى، سبيع بن قيراط
    برخی آثار تاریخ مدینة دمشق

    معجم الشیوخ

    کد مؤلف AUTHORCODE06372AUTHORCODE

    ابوالقاسم، على بن حسن بن هبةالله شافعى، معروف به ابن عساكر، مورخ، محدث و سياح دمشقى، در سال 499ق، متولد شد. او، از بزرگان فقهاى شافعى است و صاحب اشعارى نيز هست، اما در این زمینه چندان قوى نيست. ابن عساكر، به سبب حفظ و روايت احاديث بسيار، كثرت سفرهاى علمى و استفاده از مشايخ بزرگ در شهرهاى اسلامى و نيز تأليف اثر چشم‌گير خود (تاريخ دمشق)، در شمار یکى از بزرگ‌ترين حافظان حديث و نویسندگان تاريخ در روزگار خویش به شمار مى‌آيد. با توجه به سلسله نسب پدرش، احتمالا عنوان ابن عساكر مربوط به خانواده مادرى او بوده است.

    دوران زندگى او با انقراض سلاجقه شام و دوران حكمرانى نور الدين زنگى (569ق) و صلاح‌الدين ايوبى (589 ق) بر مناطق شام هم‌زمان بود. سياست این پادشاهان، مبارزه با تبليغات فاطمیون شيعى‌مذهب و حمايت از مذاهب اهل سنت بود، لذا گردآورى احاديث در این زمان سخت بالا گرفت و ابن عساكر نيز در این زمینه چهره‌اى درخشان شد.

    تحصیلات

    به لحاظ علمى، او از 6 سالگى در دمشق مشغول به تحصيل شد. در ابتدا نزد پدر، برادر بزرگ‌تر و خانواده مادرى‌اش فقه و حديث آموخت. از ديگر اساتيد او در دمشق مى‌توان به ابوطاهر حنايى، ابوالبركات بن عبدحارثى، سبيع بن قيراط و... اشاره كرد. پس از فوت پدر، به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه و ديگر حوزه‌هاى بغداد، حديث، فقه و نحو را آموخت.

    در سال 521ق، به حج رفت و در مكه و مدينه نيز احاديث زيادى شنيد. پس از چهار سال به بغداد بازگشت و در آن‌جا در محضر اساتيدى چون ابوالقاسم هبةالله بن حصين، ابوالحسن على بن عبدالواحد دينورى و هبةالله شروطى استفاده كرد تا آن‌جا كه معلومات و محفوظات و بينش علمى او باعث شگفتى بغداديان شد. او، در طول اقامتش در بغداد به ساير شهرهاى عراق نيز سفر كرد و با محدثان و حافظان حديث گفت و شنود كرد، سپس به دمشق بازگشت و در آن‌جا ازدواج كرد و صاحب فرزند شد. او، در دومین سفر خود عازم ایران شد(سال 529ق) و به شهرهاى مختلفى در ایران سفر كرد و سفر او 4 سال به طول انجامید.

    او، در خراسان با ابوسعد عبدالكريم سمعانى، صاحب کتاب الانساب ديدار كرد و همراه او به نيشابور و هرات رفت. او، در این سفر، کتاب «الاربعين» البدانية را مشتمل بر روايت 40 حديث از چهل محدث در 40 شهر نوشت. ابن عساكر پس از 13 سال سفرهاى علمى مختلف با كوله‌بارى از شنيده‌ها و نوشته‌ها و تجارب به دمشق بازگشت. شمار افرادى كه در زمینه حديث ملاقات كرده بود به 1300 مرد و 80 زن رسيده. او پس از این سفرها، در سال 533ق، به تأليف و تصنيف و فعالیت‌های آموزشى پرداخت و این امر تا روزهاى آخر زندگانى وى ادامه داشت.

    ابن عساكر، شاگردان زيادى داشت كه غالبا همه از فقيهان و بزرگان حديث در آن روزگار بودند. اگر چه ابن عساكر به حكومت بى‌اعتنا بود، اما به لحاظ رتبه علمى و تخصصش، مورد احترام شاهان بود. نور الدين زنگى، علاوه بر حمايت و تشویق ابن عساكر در جمع‌آورى تاريخ دمشق، پس از تأسيس دار الحديث نوريه (اولين مركز تخصصى حديث)، سرپرستى آن را به وى واگذار نمود. ابن عساكر، در سال 571ق، در دمشق درگذشت و سلطان صلاح‌الدين ايوبى در تشييع جنازه وى حاضر شد و به امامت شيخ قطب‌الدين نيشابورى بر وى نماز خواند.

    آثار

    آثار و تأليفات ابن عساكر را بالغ بر 134 عنوان ذكر كرده‌اند كه غالب آنها در زمینه حديث، رجال و تاريخ است و در زير به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

    1. تاريخ دمشق: مهم‌ترين اثر ابن عساكر همین کتاب در 80 جلد است و فاصله زمانى پيش از اسلام تا قرن 6 قمرى را در بر گرفته است. این کتاب، جامع‌ترين کتاب در جغرافياى تاريخى و زندگى‌نامه دانشمندان، محدثان و حافظان حديث شهر دمشق است؛
    2. الاربعون؛
    3. مناقب الشباب؛
    4. مجمع الشيوخ؛
    5. الاطراف للسنن؛
    6. تشريف يوم الجمعة؛
    7. فضل اصحاب الحديث.


    وابسته‌ها