ابن عطیه، مقاتل: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'این است راه حق، یا، کنگره عالمان بغداد' به 'این است راه حق یا کنگره عالمان بغداد')
    خط ۶۸: خط ۶۸:


    [[مؤتمر علماء بغداد]]  
    [[مؤتمر علماء بغداد]]  
    [[این است راه حق یا کنگره عالمان بغداد]]


    [[مناظره علمای بغداد]]  
    [[مناظره علمای بغداد]]  


    [[تجلي حقيقت، نجات بشريت]]  
    [[تجلي حقيقت، نجات بشريت]]  
    [[این است راه حق یا کنگره عالمان بغداد]]
    [[مؤتمر علماء بغداد]]


    [[یه هی راه حق: علماء بغداد کی کانفرنس کی احوال]]  
    [[یه هی راه حق: علماء بغداد کی کانفرنس کی احوال]]  
    خط ۸۶: خط ۸۴:


    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:اسفند(98)]]

    نسخهٔ ‏۶ مارس ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۵۵

    ابن عطیه، مقاتل
    نام ابن عطیه، مقاتل
    نام‌های دیگر بکری الحجازی، مقاتل بن عطیه

    مقاتل بن عطیه

    شبل الدوله، مقاتل بن عطیه

    کوفی حنفی، ابوالهیجاء شبل الدوله مقاتل بن عطیه

    نام پدر عطیه
    متولد
    محل تولد حجاز
    رحلت 505 ق
    اساتید خواجه نظام‌الملك
    برخی آثار أبهی المداد في شرح مؤتمر علماء بغداد

    کنفرانس دانشمندان بغداد، یا، ترجمه مؤتمر علماء بغداد

    مؤتمر علماء بغداد

    کد مؤلف AUTHORCODE01880AUTHORCODE

    مقاتل بن عطيه (د 505ق)، ملقب به شبل‌الدوله، شاعر و اديب بوده است.

    وى تقريبا به سراسر ایران آن روزگار سفر كرده است، اما منابع، مطلب عمده‌اى درباره او بيان نكرده‌اند و آن مقدار اندكى كه معاصرانش نقل كرده بوده‌اند، گویا از میان رفته است. از جمله این معاصران، یکى رشيد وطواط است كه مدتى پس از وى زيسته و به اشاراتى مختصر درباره او اكتفا كرده است.

    تولد

    ابوالهيجاء یکى از امیرزادگان عرب بود. در حجاز به دنيا آمد و در همان جا پرورش يافت، اما به سبب كدورتى كه بين او و برادرانش رخ داد، به بغداد رفت و از آنجا رهسپار خراسان و غزنه شد و باز به خراسان بازگشت.

    تحصیلات

    در آنجا به خدمت خواجه نظام‌الملك (408 - 485ق) درآمد و نزد وى تقرب يافت، تا آنجا كه داماد وى گرديد و تا هنگام قتل نظام‌الملك همچنان در خراسان باقى ماند. ظاهرا به دنبال این ماجرا ابوالهيجاء به بغداد بازگشت، اما پس از چندى به قصد ديدار با ناصرالدين مكرم بن العلاء، وزير ادب‌پرور توران‌شاه، از سلجوقيان کرمان، عازم کرمان شد و برای اطمینان خاطر، از خليفه المستظهربالله (478 - 512ق) درخواست كرد كه نامه‌اى داير بر سفارش وى به وزير کرمان بنویسد. سرانجام با توقيع خليفه و قصيده‌اى كه خود در مدح وزير سروده بود، به خدمت مكرم درآمد. این قصيده كه بسيار مورد توجه ادبا قرار گرفته، گویا بالغ بر 40 بيت بوده است، اما اينك جز یک بيت از آن در دست نيست.

    نحوه صله دادن وزير نيز در منابع، اندكى متفاوت است، وى با صله‌هاى گران، خلعت بسيار و اسبى نیکو به بغداد بازگشت. پس از چندى به ماوراءالنهر و خراسان رفت و در هرات به عشق زنى گرفتار آمد و در این باب، غزل‌هاى بسيار سرود، سپس رهسپار مرو شد و در آنجا سكنى گزيد، تا سرانجام بيمار شد و در بيمارستان شهر درگذشت[۱].

    پانویس

    منابع مقاله

    مساح، رضوان، دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، 1373

    وابسته‌ها