اعتضادالسلطنه، علیقلی بن فتحعلی

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    اعتضادالسلطنه، علیقلی بن فتحعلی
    نام اعتضادالسلطنه، علیقلی بن فتحعلی
    نام‌های دیگر
    نام پدر
    متولد 1201ش / 1238ق / 1822م
    محل تولد
    رحلت 1259ش / 1298ق / 1880م
    اساتید
    برخی آثار


    کد مؤلف AUTHORCODE21555AUTHORCODE

    علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنة (حدود 1234- 1298ق)، پسر پنجاه و چهارم از پنجاه و دومین همسر فتحعلیشاه و نخستین وزیر علوم ایران بود. او همواره با شعرا و دانشمندان مصاحب؛ و میان شاهزادگان قاجار به داشتن فضل و دانش بسیار معروف بود. اعتضادالسلطنه در شعر، خاقان تخلص می‎کرد و «تاریخ افغانستان» و «فلک‎السعاده» از آثار اوست.

    ولادت

    علیقلی میرزای اعتضادالسلطنه در حدود سال 1234ق به دنیا آمد. او از کودکی به تحصیل علم شوق بسیار داشت و از جوانی تا پیری با شعرا و دانشمندان زمان خود مصاحب بود. میان شاهزادگان قاجار او و فرهادمیرزا معتمد‎الدوله، به داشتن فضل و دانش بسیار امتیاز دارند[۱].

    مادر علیقلی میرزا از ارامنه تفلیس (معروف به گرجی) به نام گل پیرهن بود که دارای سه فرزند پسر به نام‎های علیقلی میرزا، عباسقلی میرزا، نورالدهر میرزا و یک دختر به نام خاورسلطان است[۲].

    زندگانی و خدمات

    وقتی محمدشاه، برادرزاده او، در قصر محمدیه تجریش درگذشت‎، مهدعلیا برای جلوگیری از طغیان شاهزادگان و شورش و بی‎نظمی‎، زمام امور را تا آمدن ولیعهد از تبریز به تهران و تاج‎گذاری او، به دست گرفت و علیقلی میرزا را که در آن روزگار سی‎ساله بود، به پیشکاری خود برگزید.

    پس از انجام تشریفات تاج‎گذاری ناصرالدین‎شاه، مهدعلیا و پیشکار او کوشش بسیار کردند که شاه میرزا آقاخان نوری را به صدارت انتخاب کنند، اما شاه که هنوز گرفتار دسائس درباریان نشده بود و نیکی‎ها و مواظبت‎های میرزا تقی‎خان را به یادداشت‎، به گفته‎های آنان اعتنا نکرد و میرزا تقی‎خان را به صدارت برگزید[۳].

    روابط علیقلی میرزا و امیرکبیر هرگز دوستانه نبود‎؛ گرچه صدراعظم به سبب اینکه شاهزاده در حمایت مادر شاه بود، به وی آزار نمی‎رساند، اما منصب و مقامی به او نسپرد و شاهزاده تا امیر بر سر کار بود، حتی در طول مدتی که اعتمادالدوله صدارت داشت، تنها کارش پیشکاری مهدعلیا بود[۴].

    علیقلی میرزا در سال 1272ق، لقب «اعتضادالسلطنه» گرفت و سال بعد کتابی درباره تاریخ افغانستان تألیف کرد. انتشار این کتاب نام وی را بر سر زبان‎ها افکند و دیری نگذشت که ریاست مدرسه دارالفنون به او واگذار شد[۵].

    میرزا ملکم‎خان به ناصرالدین‎شاه عرضه داشت که اگر وسایل و لوازم در اختیارش بگذارند، یک‎رشته خط تلگراف دایر و برای مخابره آماده خواهد کرد. ناصرالدین‎شاه نیز اعتضادالسلطنه را مأمور تهیه وسایل و لوازم کرد‎ و پس از موفقیت ابتدایی در این کار، شاه اعتضادالسلطنه را به کشیدن خط تلگراف میان تهران و سلطانیه مأمور کرد و سپس دستور داد سیم را تا زنجان و از آنجا به تبریز امتداد دهد. وی با وجود موانع بسیار، خط تلگراف را در اوایل سال 1277 به تبریز رساند و میرزا جواد‎خان سعدالدوله را رئیس اداره تلگراف آنجا کرد[۶].

    اعتضادالسلطنه پس از انجام دادن این خدمت‎های بزرگ و پرارج، موردتوجه خاص قرار گرفت و به سال 1283، اداره کلیه امور مربوط به صنایع و تجارت و معادن‎ و ریاست همه تلگراف‎خانه‎ها، همچنین ریاست روزنامه‎های دولتی؛ چاپخانه‎ها؛ و حکومت ملایر و تویسرکان به وی واگذار شد[۷].

    ‎‎ناصرالدین‎شاه بسیار آرزو داشت که دیگر وزیران و حکام و کارگزارانش هم مانند اعتضادالسلطنه‎ در خدمتگزاری صادق و کوشا و بینا باشند، اما وزیر علوم میان درباریان هم از نظر فضل و دانش و هم از جهت پشتکار و ابتکار ممتاز و برجسته بود. او ملایر و تویسرکان را تیول دارالفنون کرده بود و مالیات و درآمد آن ولایت پردرآمد را بی‎آنکه خود اندک بهره‎ای از آن بردارد، صرف نیازمندی‎های دارالفنون می‎کرد. به همین جهت روزبه‎روز بر رونق و اعتبار و پیشرفت دارالفنون افزوده می‎شد[۸].

    چنانکه گفته شد اعتضادالسلطنه از دانشمندان بنام است؛ هم نویسنده خوبی بود و هم شعر می‎سرود‎. به زبان شیرین فارسی عشق می‎ورزید و به پاسداری آن افتخار می‎کرد. در تنظیم امور تجاری و پیشه‎وری نیز شیوه‎های خردمندانه به کار برد. از جمله چون پیش از او کاغذفروشان و کتاب‎فروشان و تذهیب‎گران و قاب‎عکس‎سازان و صحافان و قلمدان‎سازان در کار یکدیگر مداخله و باهم ناسازگاری و ستیزه‎گری می‎کردند، او حدود فعالیت آنان را به رضای هم مشخص و معلوم و بعضی را در کار با یکدیگر شریک کرد و ازآن‎پس ایشان به آسودگی خیال به شغل خویش پرداختند[۹].

    انتشار روزنامه «ملت سنیّه ایران» نیز از یادگارهای اعتضادالسلطنه است‎. تأسیس چاپخانه دارالفنون و کارگاه عکاسی آن نیز از کارهای اوست[۱۰].

    آثار

    اعتضادالسلطنه را چند تألیف و تصنیف است. نخستین اثر وی «تاریخ افغانستان» است و دیگر «فلک‎السعادة» که به سال 1278 در تهران چاپ شده‎ است. در این کتاب، نادرستی عقاید و گفته‎ها و نوشته‎های منجمان درباره سعد و نحس کواکب و اثر آن در زندگی‎ افراد بشر به شیوه‎ای دلپسند و عالمانه توضیح داده شده و تألیف این اثر بزرگ نشان‎ می‎دهد که اعتضادالسلطنه بر هیأت و ستاره‎شناسی و ریاضیات جدید تسلط و احاطه کامل داشته و شاید نگارش و انتشار همین مطالب که در آن زمان مخالف عقاید بسیاری بوده، دشمنان نادان وی را جرئت داده است که به غلط وی را متهم به بابیگری و بی‎دینی کنند. اعتضادالسلطنه که به حقیقت مردی روشن‎بین و مسلمانی واقعی بوده و به کنه و مبانی متقن دین اسلام آگاه و به ادای وظایف دینی پایبند و معتقد بود، به‎منظور رهایی از زشت‎گوئی‎ها و تهمت‎های ناروای جاهلان عالم‎نما، رساله معتبر و مبسوطی به نام «طبقات المضلین» در رد پیروان باب نوشت و مشت محکمی بر دهان یاوه‎گویان و بد خواهان خویش زد[۱۱].

    دیگر از آثار پرارزش او، «اکسیر التواریخ»، «منظومه مثنوی» به وزن لیلی و مجنون، «رساله‎ای در علم موسیقی»، «تفصيل عيون أخبار الرضا(ع)»، فصولی در علوم متفرقه از قبیل بحث در طریق تعیین موقع جغرافیائی بعض شهرها، اختراع بالن، علت ظهور رنگین‎کمان (قوس قزح) و بعضی مسائل علمی جدید، رساله‎ای در شرح‎حال امامزاده حضرت عبدالعظیم(ع)، رساله شرح‎حال امامزاده حمزه‎ و رساله‎ای در احوال امامزاده عبدالله است.

    از او دیوان شعری برجای مانده است.

    وفات

    وی پس از بیست‎ودو سال وزارت، شب عاشورای سال 1298، به سن شصت‎وچهار سالگی در تهران درگذشت و در یکی از حجره‎های جنب مزار حضرت عبدالعظیم(ع)، به خاک سپرده شد[۱۲].

    پانویس

    1. یغمایی، اقبال، ص69
    2. کرمی، احمد، ص5
    3. یغمایی، اقبال، ص69- 70
    4. همان، ص70
    5. همان
    6. ر.ک: همان، ص71- 74
    7. ر.ک: همان، ص74- 75
    8. همان، ص76
    9. ر.ک همان، ص77
    10. همان
    11. ر.ک: همان، ص79
    12. همان

    منابع مقاله

    1. یغمائی، اقبال، «علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه نخستین وزیر علوم»، پایگاه مجلات تخصصی نور، مجله آموزش‎وپرورش (تعلیم و تربیت)، 1346- شماره 197 و 198 ‎(12 صفحه- از 69 تا 80)، به آدرس:
      www.noormags.ir/view/fa/articlepage/838989/
    2. کرمی، احمد، دیوان علی‎قلی میرزا اعتضادالسلطنه (فخری قاجار)، تهران، انتشارات ما، 1379ش.