الأضداد

    از ویکی‌نور
    الأضداد
    الأضداد
    پدیدآورانابوحاتم سجستانی، سهل بن محمد (نویسنده)

    ابوجری، محمد عودة (محقق)

    عبدالتواب، رمضان (مصحح)
    عنوان‌های دیگرکتاب الاضداد
    ناشرمکتبة الثقافة الدينية
    مکان نشرمصر - قاهره
    سال نشر1430ق. = 2009م.
    چاپچاپ دوم
    موضوعقرآن -- مسائل ادبي قرآن -- مسائل لغوي
    زبانعربي
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‎‏/‎‏الف‎‏2‎‏الف‎‏6 / 82 BP

    الأضداد، عنوان اثری است یک جلدی به زبان عربی از ابو حاتم سهل بن محمد بن عثمان سجستانی(165- 255 ه‍.) با موضوع لغت و زبان‌شناسی. ابوحاتم در این اثر به گردآوری الفاظ اضداد (به معنای خلاف الشیء) در زبان عربی پرداخته است. این اثر علاوه بر استخراج الفاظ اضداد و تمییز میان آنها شامل تمایز میان الفاظی که به «المقلوب لفظه» و «المزال عن جهته» معروفند، نیز می‌شود. سجستانی در بیان این موارد در این اثر، بسیار دقیق عمل کرده است. وی در نگارش این اثر بسیار تحت تأثیر اساتیدی مانند اصمعی و ابوعبیده و ابوزید و دیگرانی است که از آنها روایت کرده و نظراتشان را نقل است. شایان‌ذکر است «کتاب الاضداد» سجستانی، در نگارش کتاب‌های بعدی با این موضوع، بسیار تأثیرگذار بوده و بعدی‌ها از آن استفاده کرده‌اند.

    تحقیق و وضع فهارس این اثر توسط دکتر محمد عودة ابوجری انجام شده و مراجعات و مقدمه کتاب، کار دکتر رمضان عبدالتواب است.

    ساختار

    کتاب یک جلد دارد و حاوی مقدمه دکتر رمضان عبدالتواب، مقدمه دکتر محمد عودة ابوجری، مقدمه نویسنده، و محتوای مطالب است.

    نویسنده در نگارش این اثر از 257 اثر عربی بهره برده است که لیست آنها در صفحات 229 تا 248 کتاب آمده است.

    گزارش محتوا

    کتاب الاضداد ابوحاتم سجستانی یکی از کتاب‌هایی است که در تناول الفاظ اضداد و تمییز میان آنها و میان الفاظی که به «المقلوب لفظه» و «المزال عن جهته» معروفند، بسیار دقیق عمل کرده است. خود ابوحاتم نیز در جایی که در مقدمه کتابش می‌گوید: «کتاب المقلوب لفظه فی کلام العرب و المزال عن جهته و الاضداد» به این موارد اشاره کرده است.

    اولین چیزی که خواننده این کتاب ملاحظه می‌کند مقدمه مختصری است که ابوحاتم بر آن نوشته و در آن، انگیزه‌های تألیف این کتاب را شرح داده است. ابوحاتم پس از بیان انگیزه‌اش تعریفی از اضداد ارائه می‌دهد و می‌گوید: برخی گمان کرده‌اند که بعضی از اعراب «ضد» را مانند «ند» می‌شمرند و ازاین‌روست که می‌گویند: هو یضادنی فی ذلک المعنی. سجستانی این تعریف را رد می‌کند و می‌گوید من این حرف را قبول ندارم و معروف در ضد در کلام عرب عبارت است از «خلاف الشئ».[۱]

    ابوحاتم هنگامی که به الفاظ اضداد می‌پرداخت -مانند سایر علمایی که به این موضوع پرداخته‌اند- به ترتیب هجایی این الفاظ توجهی نداشت، همچنان که به این توجه نداشت که اول الفاظ اضداد را ذکر کند و سپس المقلوب لفظه را و سپس المزال عن جهته را... بلکه وی صرفاً در جمع‌آوری این الفاظ کوشیده است. ازاین‌رو مثلاً پس از ذکر لفظ «المنین» و ذکر ضدهای آن و استشهاد به شعر ابن حلزة، «الاهباء» را معنی کرده و گفته الاهباء من الهبوة من الغبار... و بعد گفته من گمان می‌کنم این لفظ از الفاظ مقلوب است... .[۲]

    از دیگر ملاحظات بر روش ابوحاتم در این کتاب این است که بر خلاف ابن‌سکیت و اصمعی هنگام ذکر لفظی از اضداد، آن را به لفظ مجردش برنمی‌گرداند، بلکه فقط خود لفظ و معانی متضاد آن را ذکر کرده و برای آنچه نقل کرده، به شواهد قرآنی و شعری و... استشهاد می‌نماید. الفاظی نیز هست که ابوحاتم شواهدی بر آنها نیاورده که در این کتاب به حدود 27 لفظ می‌رسد. علاوه بر این، حروفی در این کتاب هست که ابوحاتم به صرف سماع آن از اصحابش آنها را نقل کرده و خودش نیز گفته که علم به این موارد ندارد.[۳]

    ابوحاتم فرزدق را تخطئه کرده و درباره وی می‌نویسد: من به قول فرزدق درباره قرآن اعتماد ندارم زیرا وی کثیر التخلیط در شعرش است. درهرحال کتاب الاضداد ابوحاتم، سرشار از شواهد قرآنی است که برای الفاظ اضداد به آنها استدلال می‌کند. وی پس از ذکر لفظ و معانی متضاد آن، تا حد امکان، دست به دامان آیات قرآنی شده و برای گفته‌هایش به آنها استدلال می‌نماید؛ البته به این شرط که آیات مورد نظر غیر ملبس و خالی از تأویل باشند. این امر در تعریفش درباره مفهوم ضد که در فوق بیان شد(خلاف الشئ) واضح است. وی می‌گوید: ایمان ضد کفر است و عقل ضد حُمق. در آیه 19 سوره مریم در قرآن کریم نیز آمده: «و یکونون علیهم ضدا» و در جای دیگر بیان می‌کند: «الظن فی القرآن: شک و الظن یقین» و سپس به بیان مواردی از آیات قرآن کریم که می‌توان به آنها استدلال کرد، می‌پردازد. البته پذیرش استدلال فراوان وی به آیات قرآنی در هنگامی که ما بدانیم که او امام مسجد بصره بوده و به‌جز کتابی که در قرائات نگاشت، کتاب‌های زیادی در ارتباط با مسائل قرآنی نگاشته، سهل است.[۴]

    ابوحاتم، بسیار به اختلاف لهجه‌ها آگاه است و برای این موارد در این کتاب می‌توان به آنچه درباره لفظ «مشیح» در لهجه تمیم، و لفظ «عُنوة» در لهجه حجاز، و «السامد» در لهجه‌های طیئ و یمن، و یا «لمق» در دو لهجه قیس و بنی‌عقیل، ذکر کرده، مثال زد.[۵]

    وی در آخر این کتاب، فصلی را به اضداد حروفی که معلوم نیستند، اختصاص داده است.[۶] سجستانی در نگارش این اثر بسیار تحت تأثیر اساتیدی مانند اصمعی و ابوعبیده و ابوزید و دیگرانی است که از آنها روایت کرده و نظراتشان را نقل است.[۷] آنچه وی از اصمعی در اضداد نقل کرده، به 19 نظر می‌رسد. وی در 25 موضع از ابوعبیده نقل کرده است ولی درعین‌حال از اینکه با نظرات وی مخالفت کند، ابایی ندارد و در این موارد با عباراتی مانند: «قد تقلد ابوعبیده امرا عظیما» یا «و لا اثق بقوله فی هذا و الله اعلم» و یا «و لیس قول ابی عبیدة... بشئ» مخالفت خودش را اعلام کرده است.[۸]

    از دیگرانی که ابوحاتم از آنان روایت کرده، ابوزید انصاری است بخصوص در مواردی که به شعر استشهاد می‌کند. روایات وی از ابوزید، به 13 رأی می‌رسد. سجستانی، همچنین در یک مورد از ابن سلام، روایت کرده است و از دیگر فصحای عرب مانند ابومسعود حرمازی، و ابن مروان نیز نقل کرده است. او در دو مورد از اخفش نقل کرده و روایاتی نیز از ابوعامر عقدی، یعقوب قاری، و ابو عبدالرحمن مقری، در این کتاب دارد.[۹]

    دیگرانی که پس از ابوحاتم سجستانی کتاب اضداد نگاشتند بسیار از کتاب الاضداد ابوحاتم، استفاده کردند. از این موارد می‌توان به ابوطیب عبدالواحد بن علی لغوی(متوفی 351 ه‍.) اشاره کرد که «الاضداد فی کلام العرب» را نگاشت. در «الاضداد فی کلام العرب» در برخی از اضدادی که از ابوحاتم نقل کرده، شروحی را می‌بینیم که در خود کتاب ابوحاتم نیست و این ممکن است به خاطر فراموشی برخی از راویان در کتاب ابوحاتم رخ داده باشد.[۱۰] ابن انباری نیز از دیگر کسانی است که از این کتاب، تأثیر پذیرفته البته تأثیر وی در حد کمی است.[۱۱]

    کتاب الاضداد ابوحاتم سجستانی، اثر غیرمباشری نیز در کتاب‌های لغت و ادب داشته مانند آنچه صاحب «دیوان الأدب» یا ابن قتیبه در «أدب الکاتب» _البته بدون ارجاع آن به ابوحاتم_ نقل کرده‌اند.[۱۲]

    در صفحات 6 و 7 مقدمه دکتر رمضان عبدالتواب بر کتاب، توضیحاتی درباره اهمیت کتاب و اهمیت تصحیح دکتر محمد عودة ابوجری بر آن داده شده. همچنین در صفحات 39 تا 56 توضیح مفصلی درباره اضداد داده شده که از صفحه 46 به بعد آن به ذکر علل و عوامل وجود تضاد در لغت پرداخته شده است، که به علت عدم گنجایش حجم این مقاله خواننده گرامی را به مطالعه این صفحات دعوت می‌کنیم.

    وضعیت کتاب

    برای اطلاع از نحوه تحقیق محقق بر روی کتاب به صفحات 9 تا 11 از مقدمه دکتر محمد عودة ابوجری، بر کتاب مراجعه کنید.

    فهارس فنی کتاب به ترتیب فهرست‌های آیات قرآنی، حدیث و اثر، اقوال عرب، قوافی، لغة(زبان)، أعلام، قبائل و شهرها، و الفاظ اضداد و مواردی که لفظشان مقلوب شده، و همچنین مراجع و منابع تحقیق، در انتهای کتاب پس از پایان محتوای مطالب ذکر شده است.[۱۳]

    ص67 تا 70، وصف نسخ خطی مورد اعتماد محقق. صفحات 71، 73 و 75 کتاب حاوی رونوشت تصاویری از صفحه جلد، صفحه اول و صفحه آخر نسخه خطی «ک» کتاب است.

    پانویس

    منبع مقاله

    مقدمه‌ها و متن کتاب.

    وابسته‌ها