التشيع في طرابلس و بلاد الشام

    از ویکی‌نور
    التشیع فی طرابلس و بلاد الشام
    نام کتاب التشیع فی طرابلس و بلاد الشام
    نام‌های دیگر کتاب أضواء علی دولة بني عمار
    پدیدآورندگان طرابلسی، علی ابراهیم (نويسنده)
    زبان عربی
    کد کنگره ‏BP‎‏ ‎‏239‎‏ ‎‏/‎‏ط‎‏4‎‏ت‎‏5
    موضوع شیعه - سوریه - تاریخ

    شیعه - طرابلس (سوریه)

    ناشر دار الساقي
    مکان نشر بیروت - لبنان
    سال نشر 2007 م
    کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE16576AUTOMATIONCODE


    معرفى اجمالى

    التشيع في طرابلس و بلاد الشام، تأليف شيخ على ابراهيم طرابلسى، اثرى است كه نويسنده آن به بررسى تاريخ تحولات مذهب تشيع در طرابلس و سرزمين‌هاى شام پرداخته است. اين كتاب به زبان عربى و در يك جلد منتشر شده است.

    ساختار

    كتاب، مشتمل بر مقدمه شيخ قبلان (نايب‌رئيس مجلس اعلاى لبنان) و مقدمه نويسنده و پنج فصل است.

    نويسنده در بسيارى از مباحث، به منابع مورد استفاده اشاره نكرده است، اما به گفته شيخ قبلان، مهم‌ترين كتاب مورد استناد وى، آثار مورخ بزرگ، ناصر خسرو است كه گزارش كرده كه در سال 428ق، مردم طرابلس شيعه بوده‌اند و بنى عمار بر مذهب شيعه اماميه اثناعشريه بوده‌اند.[۱]

    گزارش محتوا

    كتاب با مقدمه‌اى به قلم شيخ عبدالامير قبلان، نايب‌رئيس مجلس اعلاى لبنان آغاز شده است. وى در ابتداى اين مقدمه حركت‌ها و نهضت‌هاى شيعى را يكى از مهم‌ترين ويژگى‌هاى قرن چهارم هجرى دانسته است. در خصوص اين عصر مطالعات فراوانى صورت گرفته، اما محققين از برخى نواحى بحث غافل مانده‌اند. نويسنده در كتاب حاضر تلاش كرده است تصوير جامعى از طرابلس به خواننده ارائه نمايد.[۲]

    نويسنده در مقدمه‌اش بر كتاب، نگارش اين اثر را به جهت روشن‌تر شدن نقش تاريخى دانسته كه به‌وسيله آن شهر طرابلس قدرت گرفت و دومين شهر بزرگ جمهورى لبنان امروز گرديد.[۳]وى در ادامه، عصر فاطمى‌ها (900 - 1071ق) را از درخشان‌ترين اعصار اين شهر دانسته كه كسانى چون اصطخرى و مقدسى به آن گواهى داده‌اند.[۴]همچنين دلائل تبديل شدن طرابلس در عصر فاطمى به مركز مهم تجارى بلاد شام را توضيح مى‌دهد.[۵]

    بررسى وجه تسميه شهر طرابلس، مطلب ديگرى است كه نويسنده در آغاز بحث به آن پرداخته است. اين شهر را فينيقى‌ها در قرن هفتم پيش از ميلاد بر امتداد كرانه شمال شرقى شبه‌جزيره ميناء تأسيس كردند و نام «اثر» بر آن نهادند. ساكنان اين شهر جديد از سه منطقه صور، صيداء و ارواد بودند. طرابلس برگرفته از واژه يونانى تريپوليس به معنى «سه شهر» است كه توسط فاتحان، به‌صورت طرابلس معرب شده است.[۶]

    خلاصه مطالب فصول كتاب بدين شرح است:

    1. نويسنده در ابتداى اين فصل از كتاب به اهميت استراتژى طرابلس و اوضاع آن در ابتداى قرن پنجم هجرى اشاره كرده است. برخى مورخين به وجود شيعيان در طرابلس شام در عصر عباسى اشاره كرده‌اند.[۷]
      «طولونيه» اولين حكومتى است كه در اين فصل از آن ياد شده است. سرزمين‌هاى مصر و شام در عهد حكومت احمد بن طولون، اتحادى را در برابر حكومت روم تشكيل دادند، اما طلحه برادر خليفه عباسى «معتمد»، دسيسه‌هايى را به جهت اعاده مصر و شام تحت سيطره خليفه عباسى آغاز كرد. سرانجام حكومت طولونى‌ها كه 32 سال بر مصر و شام حاكم بود، در سال 292ق، توسط محمد بن سليمان منقرض گرديد و حكومت مصر دوباره به خلفاى عباسى بازگشت.[۸]پس از آن حكومت‌هاى اخشيديه، فاطميه و حمدانيه در طرابلس بر سر كار آمدند كه در ادامه اين فصل به شرح احوال آنها و در انتهاى فصل هم به شهر حلب پرداخته شده است. اگرچه شيعه پيش از عهد حمدانى‌ها (293 - 392ق)، وارد اين منطقه شد، اما به جهت اينكه دولت حمدانى از حكومت‌هاى شيعى بود در اين عهد قوت گرفت و انتشار يافت.[۹]
    2. نويسنده در ابتداى اين فصل به تبيين معناى لغوى و اصطلاحى شيعه با استناد به منابع مختلف مى‌پردازد. جايگاه اين بحث در فصل اول كتاب بوده كه نويسنده به رعايت اين امر ملتزم نبوده است. وى اختلاف مورخين در تاريخ شكل‌گيرى تشيع را مبتنى بر شيوه استدلالى، سرشت و پيشينه مورخين دانسته است. سپس به آراء آنها در اين باره اشاره نموده و تأسيس شيعه را با استناد به كلام نبى مكرم اسلام(ص) به زمان آن حضرت بازمى‌گرداند.[۱۰]وى سپس به بررسى تاريخ پيدايش شيعه و شبهات مورخين در اين رابطه، نقد رافضى خواندن شيعه و دلائل بيزارى دو قوم عرب و فارس از يكديگر پرداخته است.[۱۱]
      ادامه اين فصل، به ذكر تعداد ائمه و خلفاى برحق رسول خدا(ص) و تاريخ ائمه اطهار(ع) تا زمان شهادت امام حسين(ع) اختصاص دارد.[۱۲]
    3. فصل سوم كتاب به مطالعه حكومت فاطميان در شام اختصاص دارد. تاريخ از نهضت وسيع فكرى و ادبى و نيز علوم فلسفى، رياضيات، فلك، نجوم و طب در عصر فاطمى خبر مى‌دهد.[۱۳]
      نويسنده سپس به مشكلاتى كه فاطميون از ناحيه قرامطه و افتكين ترك با آن مواجه بودند، اشاره كرده است.[۱۴]پس از آن به تبيين تفاوت ديدگاه اسماعيليان مستعليه و نزاريه درباره امامت عبيدالله مهدى پرداخته كه در فرقه اول، فرزندان صلاحيت به ارث بردن امامت را نداشته و در ديگرى اين صلاحيت را دارند.[۱۵]
    4. اين فصل به شرح دولت «بنى عمار» در طرابلس اختصاص دارد. به هنگام قيام دولت فاطمى، شيوخ بنى عمار رياست تشكيلات ادارى و نظامى را به عهده داشتند. حسن بن عمار از مهم‌ترين رجال نزد خليفه فاطمى، العزيزبالله بوده است.[۱۶]بنى عمار در سال 462ق، در طرابلس استقلال يافتند. حكومت بنى عمار پيشرفت كرد تا اينكه طرابلس در قرن يازدهم هجرى بزرگ‌ترين شهر در طول ساحل شرقى درياى مديترانه گرديد.[۱۷]بنى عمار با سلطه بر طرابلس، نهضت علمى، اقتصادى و تجارى را در آن پايه‌ريزى كردند.[۱۸]نويسنده در ادامه اين بحث به فعاليت‌هاى بنى عمار و دفاع آنها از طرابلس به هنگام جنگ‌هاى صليبى پرداخته است.[۱۹]
    5. علاقه ويژه حكما و وزراى فاطمى به علم سبب شده بود كه در تشويق مردم به علم‌آموزى و نيز ايجاد مراكز علمى براى نشر مذهب تشيع تلاش كنند. دانشگاه الأزهر مصر كه نسبت بر ديگر مراكز فرهنگى، علم و دينى، رياست دارد، توسط حكومت فاطمى بنا نهاده شد و بسيار مورد توجه خلفاى فاطمى قرار گرفت.[۲۰]توجه فاطميان به علم و دانش در اين فصل مورد بررسى قرار گرفته است.

    وضعيت كتاب

    مصادر و منابع، تصاوير و نقشه‌ها و فهرست مطالب در انتهاى كتاب آمده است. در پاورقى‌هاى كتاب برخى اعلام و منابع معرفى شده است.

    پانويس

    1. مقدمه مؤلف، 10
    2. مقدمه، ص 9
    3. همان، ص 11
    4. همان، ص 11
    5. همان، ص 12
    6. همان، ص 25
    7. همان، ص 45 - 47
    8. همان، ص 54 - 55
    9. همان، ص 72
    10. همان، ص 83
    11. همان، ص 84 - 91
    12. همان، ص 92 - 101
    13. همان، ص 103
    14. همان، ص 116 - 125
    15. همان، ص 126
    16. همان، ص 135
    17. همان، ص 135 - 136
    18. همان، ص 158
    19. همان، ص 160
    20. همان، ص 189 - 193

    منابع مقاله

    مقدمه و متن كتاب.

    وابسته‎ها

    تشیع در طرابلس و شام با تکیه بر دولت بنی عمار


    پیوندها

    مطالعه کتاب التشیع فی طرابلس و بلاد الشام در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور