التفسير المعين: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - '== گزارش محتوا ==' به '==گزارش محتوا==')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
    جز (جایگزینی متن - '== ساختار ==' به '==ساختار==')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
    خط ۲۹: خط ۲۹:
    '''التفسير المعين للواعظين و المتعظين'''، اثر محمد هويدى، از علماى شيعى لبنان، تفسيرى است كه به گفته خود نويسنده، برای مسلمانان عادى و معمولى و نه انديشمندان و پژوهشگران و حداكثر برای مبلغان و وعاظ مجالس مذهبى، تأليف شده است.<ref>روزبه، يوسف، ص124</ref>
    '''التفسير المعين للواعظين و المتعظين'''، اثر محمد هويدى، از علماى شيعى لبنان، تفسيرى است كه به گفته خود نويسنده، برای مسلمانان عادى و معمولى و نه انديشمندان و پژوهشگران و حداكثر برای مبلغان و وعاظ مجالس مذهبى، تأليف شده است.<ref>روزبه، يوسف، ص124</ref>


    == ساختار ==
    ==ساختار==
    كتاب با مقدمه مؤلف، آغاز گرديده است.
    كتاب با مقدمه مؤلف، آغاز گرديده است.



    نسخهٔ ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۱۶

    التفسیر المعین
    التفسير المعين
    پدیدآورانهویدی، محمد (نويسنده)
    عنوان‌های دیگرالتفسیر المعین، للواعظین و المتعظین
    ناشرذوی القربی
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1382 ش یا 1424 ‌‎ق
    چاپ1
    شابک964-6307-09-4
    موضوعتفاسیر شیعه - قرن ۱۴

    تفاسیر ماثوره

    تفاسیر ماثوره - شیعه - قرن 14
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‎‏BP‎‏ ‎‏98‎‏ ‎‏/‎‏ﻫ‎‏9‎‏ت‎‏7

    التفسير المعين للواعظين و المتعظين، اثر محمد هويدى، از علماى شيعى لبنان، تفسيرى است كه به گفته خود نويسنده، برای مسلمانان عادى و معمولى و نه انديشمندان و پژوهشگران و حداكثر برای مبلغان و وعاظ مجالس مذهبى، تأليف شده است.[۱]

    ساختار

    كتاب با مقدمه مؤلف، آغاز گرديده است.

    نويسنده - آن‌چنان‌كه خود اشاره دارد - پس از مراجعه به تفسيرهاى مهم و آگاهى از روش تفسيرهاى مختصر، به روش جديدى در تفسير رسيده كه متناسب با ذوق خواننده امروزى است. در اين روش، وى از تفسيرهايى كه شرح آيه و متن‌هاى روشن و غير روشن را بيهوده طولانى كرده‌اند، دورى گزيده است؛ بنابراین با توجه به ظرفيت فكرى، فرهنگى و روانى خواننده معمولى، به شرح آيات (يا دقيق‌تر عبارات) مشكل پرداخته است.[۲]

    گزارش محتوا

    در مقدمه نويسنده، به ويژگى‌هاى اين تفسير، اشاره شده است؛ ويژگى‌هايى از قبيل:

    1. شرح و توضيح بيش از هفت هزار كلمه و متن قرآنى؛
    2. مشخص كردن عدد آيات با خطى جداگانه در هنگام شرح، برای سهولت دستيابى به متن قرآن؛
    3. آوردن احاديث واردشده در فضيلت سوره‌ها و ثواب خواندن آن‌ها؛
    4. انتخاب يك موضوع از موضوعات آيات هر صفحه و ارجاع ديگر موضوعات به آيات مناسب با آن‌ها در صفحه‌هاى ديگر؛
    5. اگر در يك موضوع، احاديث متعددى از پيامبر(ص) يا معصومين(ع) وجود داشته، برای اختصار، اسم شريف پيامبر(ص) يا معصوم(ع) در حديث اول آمده است و بقيه احاديث فقط با شماره ذكر شده است؛
    6. موضوعات واردشده در پايين صفحات، دو قسمت هستند: يك قسم آن كه در قرآن كريم به‌صراحت نام برده شده‌اند، مانند نماز (صلاة)، حج، رزق، جهاد و علم؛ قسمتى ديگر كه در مفهوم آيات به آن‌ها اشاره شده است، مانند حقد (كينه)، تاريخ، فرصت، تجربه و غيرت؛
    7. برای موضوعات تفسير، فهرستى بر اساس شماره صفحات قرآن و فهرستى ديگر به‌صورت ابجدى شامل آيات موضوعات مطرح‌شده، تهيه شده است.[۳]

    مفسر در اين تفسير، علاوه بر توضيح برخى واژگان قرآنى، بيش از پنج هزار حديث در پانصد موضوع اساسى را از پيامبر(ص) گردآورده است. هرچند كه نويسنده اين تفسير را بيشتر برای وعاظ، خطبا و مخاطبان خاص تأليف كرده، اما با نگاهى اجمالى مى‌توان دريافت كه تحقيقش مى‌تواند راهنماى معلمان و دانش‌پژوهان جوان نيز باشد.[۴]

    شايد بتوان فوايد اين تفسير را در مؤلفه‌هاى زير خلاصه نمود:

    1. دستيابى به معانى روشن و ساده متن‌هاى قرآنى كه با همه سطوح تناسب داشته باشد؛
    2. دسترسى به موضوعات اسلامى با توجه به آيات و احاديث آن‌ها برای صرفه‌جويى در وقت مربى، سخنران و گفتگوكننده؛
    3. اشتياق خواننده قرآن به دليل وجود احاديث مربوط به فضيلت و ثواب خواندن آن‌ها افزايش مى‌يابد؛
    4. احاديث نبوى و پند گرفتن از آن‌ها با توجه به اينكه اين احاديث، گنجينه سرشار برای موعظه‌اند، حفظ مى‌شوند؛
    5. يك جلدى بودن اين تفسير، حمل آن را برای تبليغ در حضر و سفر، ساده مى‌كند؛
    6. در خواننده يك شخصيت اسلامى ايجاد مى‌كند؛ زيرا اطلاع و آمادگى از مفاهيم اسلامى و آشنايى با منابع اصيل اسلام، صاحب خود را آراسته به اخلاق اسلامى مى‌كند؛
    7. توجه يافتن به اينكه: «اسلام در تمام زواياى كوچك و بزرگ زندگى انسان، رأى و نظر دارد» كه برخى از آن را مى‌شناسیم و تعدادى را نيز هنوز نشناخته‌ايم؛
    8. يقين كردن به يكى بودن راه و روش اسلامى؛ هرچند كه موضوعات متعدد و مراجع و منابع گوناگون باشند.[۵]

    از جمله ويژگى‌هاى اين اثر، نحوه نقل احاديث مرتبط با موضوع آيه‌هاست. نويسنده از هر صفحه قرآن، موضوعى را برگزيده (جمعا حدود 500 موضوع) و سپس حدود 10 حديث درباره آن موضوع از معصومين(ع) نقل كرده است كه جمعا بالغ بر 5000 حديث مى‌شود. البته نقل حديث برای روشن ساختن مفهوم آيات قرآن، كار تازه‌اى نيست و تقريبا در عموم تفاسير قرآنى، به اين شيوه تمسك جسته شده و با هر مشربى كه نوشته شده، بهره‌اى از حديث برده است. اما در تفسير حاضر، به‌مانند آن‌ها، احاديث صرفا به قصد روشن ساختن مفهوم آيات قرآنى به كار گرفته نشده‌اند. در هر صفحه از قرآن، به‌طور متوسط، 12 يا 13 آيه از قرآن آورده شده كه هويدى از آن ميان، فقط موضوعى را برگزيده و برای روشن شدن موضع دين در قبال آن موضوع، احاديثى را نقل كرده است. اگر بخواهيم دقيق‌تر بگوييم، او مى‌خواسته دسته‌اى از موضوعات مطرح در ادبيات دينى و آيين ديندارى را كه البته ريشه در قرآن دارد، توضيح دهد و در مورد آن‌ها، سخن بگويد. اكنون شايد فهم جمله‌هايى كه او درباره شكل‌گيرى اين تفسير بيان كرده، سهل‌تر باشد: «همواره در گفتگوهايم به مرجعى نياز داشتم كه شامل نظرات اسلام در زمينه‌هاى گوناگون و مستند به آيات و روايات باشد؛ درعين‌حال، سبک ‌بار و زودفهم باشد و ما را برای درك نظرات دين حنيفمان، آماده كند».[۶]

    در اين تفسير، نقل حديث، خود، موضوعيت يافته و كاملا و صرفا، در خدمت تفسير قرار نگرفته است و لذاست كه مى‌گوييم يك تفسير تقريبا منحصربه‌فرد است و در بين بيش از 600 تفسير شيعه از قرآن، نظير و همانند ندارد.[۷]

    وضعيت كتاب

    فهرست اسماء سور به‌همراه بيان مكى يا مدنى بودن آن‌ها و فهرست مواضيع، در انتهاى كتاب آمده است.

    پانويس

    1. روزبه، يوسف، ص124
    2. روزبه، يوسف، ص124
    3. مقدمه، ص5
    4. كتاب و نشريات، ص27
    5. همان
    6. روزبه، يوسف، ص125
    7. همان

    منابع مقاله

    1. مقدمه و متن كتاب.
    2. «كتاب و نشريات»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه: دوهفته‌نامه گلستان قرآن، دى 1380، شماره 103 (1 صفحه، از 27 تا 27).
    3. روزبه، يوسف «نقد فصل: آيا تفسير معين مناسب دانش‌آموزان است؟»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه: پژوهش‌نامه ادبيات كودك و نوجوان، بهار 1381، شماره 28 (7 صفحه، از 124 تا 130).