تاریخ سلجوقیان کرمان

    از ویکی‌نور
    ‏تاریخ سلجوقیان کرمان
    تاریخ سلجوقیان کرمان
    پدیدآورانمرسلپور، محسن (نویسنده)
    ناشرمرکز کرمان شناسی
    مکان نشرایران - کرمان
    سال نشرمجلد1: 1387ش ,
    موضوعایران - تاريخ - سلجوقيان کرمان، 433 - 582ق. کرمان - تاريخ
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‏‎‏DSR‎‏ ‎‏847‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏4‎‏ت‎‏2
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    تاریخ سلجوقیان کرمان، تألیف محسن مرسلپور، کتابی است به زبان فارسی با موضوع تاریخ و جغرافیا. این اثر رساله کارشناسی ارشد نویسنده بوده است. محور اصلی مباحث آن سلجوقیان کرمان، خاصه مباحث اقتصادی مربوط به آنان می‎باشد.

    ساختار

    کتاب، دارای تقدیمیه، مقدمه ناشر، مقدمه مؤلف و محتوای مطالب در چهار فصل می‎باشد. نویسنده در نگارش این اثر از 101 منبع استفاده کرده که تاریخ سلاجقه محمود بن محمد آقسرایی، تاریخ بزرگ اسلام و ایران ابن اثیر، سفرنامه ابن بطوطه، المنتظم في تاريخ الملوك و الأمم ابن جوزی، المسالك و الممالك ابن حوقل، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی اثر عباس اقبال آشتیانی، اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی حسن انوری و... از جمله آنها هستند[۱].

    گزارش محتوا

    نویسنده پس از ذکر تاریخ محلی، کتاب‌های نوشته‌شده درباره دولت سلجوقیان، کتاب‌های جغرافیایی، تاریخ ولایات هم‎جوار کرمان مانند سیستان و فارس و یزد و... به‌عنوان منابع دستیابی به اطلاعات درباره کرمان می‌گوید: «متأسفانه تاریخ محلی تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این بی‌توجهی به‎حدی بوده است که در مورد تاریخ کرمان در دوره‎ی سلجوقیان تاکنون تحقیق جامع و مستقلی انجام نشده است. مرکز کرمان‎شناسی مدتی است که به تحقیق پیرامون تاریخ کرمان می‌پردازد که کاری درخور و ارزنده است. تنها در تحقیقاتی که درباره سلجوقیان بزرگ صورت گرفته است، مطالب معدودی در مورد سلجوقیان کرمان می‌توان یافت. در میان تتبعات و تحقیقات جدید مخصوصاً آثار لمبتن و تاریخ ایران کمبریج، بااهمیت هستند؛ اگرچه اینها نیز اطلاعات بسیار کمی در مورد کرمان ا‎رائه می‌دهند»[۲].

    «در کتب تاریخ ایران در دوره‌های میانه، به مسائل اجتماعی و اقتصادی، چندان توجهی نشده است. بخش اعظم این منابع به جنگ‎ها و منازعات سیاسی اختصاص یافته است که این مشکل، تحقیق در مورد مسائل اجتماعی و اقتصادی را بسیار مشکل می‌نماید. این پژوهش نیز با این مشکل دست به گریبان بوده است. به دلیل همین مشکل بخش‎های اقتصادی و اجتماعی از بخش سیاسی کوچک‎تر است. نامتناسب بودن حجم مطالب منابع پژوهش، مشکلاتی را در نگارش آن به وجود آورده است. منابع محلی که قسمت اعظم اطلاعاتمان را مدیون آن‌ها هستیم، در مورد امرای اولیه‎ی ابتدائی سلجوقی اطلاعات اندکی دارند. درباره‎ی پادشاهان اخیر سلجوقی کرمان اطلاعات به‌طور غیر قابل مقایسه‌ای بیشتر است. همین مسئله باعث می‌شود که گاهی مطالب با هم هماهنگی نداشته و تناسب آنها به هم بخورد»[۳].

    «ساختار اقتصادی کرمان در دوره‎ی سلجوقی، یکی از مباحث مهم این پژوهش است. صحراگردان ناآشنا با ساختار معیشتی منطقه خطر مهمی برای آن محسوب می‌شدند. عدم آشنایی آن‌ها بدین سبب بود که خود هیچ‎گاه در مکانی اسکان دائمی نیافته بودند. یک‎جانشینان عموماًروزگار را به کشاورزی می‌گذراندند و کشاورزی جزء لاینفک زندگی ایشان است. در مقابل صحراگردان همیشه عادت داشتند که محصولات زراعی یک‎جانشینان را غارت کنند. اما از نظر تجارت، اوضاع تا حدودی بهتر بود. قبایل صحراگرد تا حدی با تجارت آشنا بودند. این پژوهش سعی دارد این موضوع را تعقیب نماید که اوضاع تجارت و کشاورزی کرمان در دوره سلجوقی چگونه بوده است و سلجوقیان در برابر زیان‌هایی که وجودشان برای کشت و زرع مردم این منطقه داشته، چه اقداماتی در مقوله امنیت و تجارت انجام دادند»؟[۴].

    «گرایش سریع ترکان به دین اسلام، باعث مقبول جلوه دادن ایشان در جوامع اسلامی شد. اگرچه ایشان در پایبندی به اصول اسلامی چندان اهتمام نمی‌نمودند و به موقع مصلحت یا کسب منافع خود دست به کشتار و غارت مسلمین نیز می‎زدند، اما برای همسازی و همسانی خود با جامعه‎ی مسلمین، خود را به‌عنوان حامیان دین نشان می‌دادند. یکی از مسائل قابل بحث در دوره‎ی سلجوقی رابطه دین و دولت و چارچوبی است که نظام‎الملک برای این رابطه تعریف نمود. اثراتی که نظام ساخته‎ی نظام‎الملک در کرمان داشت، باید مورد شناسایی و تدقیق بیشتری قرار گیرد»[۵].

    با توجه به آنچه گفته شد، بیان مطالب کتاب در چهار فصل ذیل منطقی به نظر می‌رسد: نویسنده در فصل اول، جغرافیای تاریخی کرمان را از صدر اسلام تا روی کار آمدن سلاجقه بررسی کرده است. او در این بخش به معرفی و بیان حدود و شهرهای کرمان، دلیل نام‎گذاری آن، مردمش و مذهبشان و زبان مردم کرمان پرداخته است.[۶].

    او در فصل دوم، تاریخ سیاسی و دودمانی سلجوقیان کرمان را مورد بررسی قرار داده است؛ وی کرمان را از ورود اسلام تا روی کار آمدن سلجوقیان بررسی کرده و سپس دوره حکومت حاکمان بزرگ سلجوقی چون قاورد (440-466ق)، کرمان‎شاه بن قاورد (466-465ق)، سلطان‎شاه بن قاورد (477-467ق)، توران‎شاه بن قاورد (490-477ق)، ارسلان‎شاه اول (137-495ق)، محمد بن ارسلان‎شاه (551-537ق)، طغرل‎شاه بن محمد (563-551ق) و... را بررسی کرده و پایان حکومت سلاجقه را با آمدن ملک دینار نشان می‌دهد[۷].

    وی در فصل سوم، به بیان نظام سیاسی و اداری سلجوقیان کرمان می‌پردازد و در این میان به سیاست مذهبی سلاطین سلجوقی کرمان، سپاهشان، مناصب کشوری و لشکری، وزارت و اقطاع اداری آنان اشاره می‌کند[۸].

    فصل چهارم هم به بیان اوضاع اقتصادی و اجتماعی کرمان در دوره سلجوقیان کرمان می‌پردازد. نویسنده در آن، کشاورزی و صنعت، تجارت و اقدامات عمرانی آنان را نشان داده و در پایان به قحطی‎هایی که دچارش شده‌اند اشاره می‌نماید[۹].

    در بخشی که نویسنده درباره قحطی در فصل چهارم بیان کرده است، چنین می‌خوانیم: «منطقه کرمان و به‎خصوص شهر بردسیر تختگاه آن، بارها دچار قحطی‎های متناوب و سهمگینی شده است. باستانی پاریزی در این مورد می‌نویسد: «اینکه خانه‌های کرمان، این‎قدر تودرتو دارد و داخل پی و دیوارها مرتبا کندو و انبار ذخیره گندم داشته‌اند، برای این بود که دشمن از وجود ذخایر پی دیوارها آگاه نشود؛ زیرا هر خانواده می‎بایستی ذخیره دو یا سه سال یا لااقل یک سال خود را در خانه داشته باشد؛ زیرا دشمن کرمان در حقیقت همیشه ژنرال قحطی بوده است؛ چه، در دوره‌ای از لشکرکشی‎ها فقط روزی شهر کرمان تسلیم شده و دروازه‌ها باز شده که آخرین دانه گندم خورده شده و پوست درخت و گوشت حیوانات نایاب شده باشد». در سال 576، در کرمان قحطی به وجود آمد که بنیه ولایت را بیش از پیش ضعیف ساخت. یکی از عوامل مهم این قحطی، هجوم بی‌رحمانه غز به کرمان بود. آنها به هر شهری که می‌رفنتند محصولاتش را خورده و مردم را می‌کشتند. سال پیش آنها ربض بردسیر را غارت کردند و اینک جیرفت و رودان و سیرجان در آتش فتنه آنها می‌سوخت. ناامنی که بر اثر لشکرکشی‎های مداوم به وجود آمد، مانع می‌شد تا مردم با فراغ خاطر به کشاورزی و باغداری بپردازند. افضل‌الدین، تصویر روشنی از وضع بردسیر در دوره قحطی ارائه می‌دهد. وی می‌نویسد «قوت هستی و طعام خوش در گواشیر چند استه خرما بود که آن را آرد می‌کردند و می‌خوردند و می‌مردند. چون استه نیز به آخر رسید، گرسنگان نطع‎های کهنه و دلوهای پوسیده و دبه‌های دریده، می‌سوختند و می‌خوردند و هر روز چند کودک در شهر گم می‌شدند که گرسنگان ایشان را به مذبح هلاک می‎بردند و چند کس فرزند خویش طعمه ساخت و بخورد». همچنین می‌نویسد که در اثر قحطی «در همه شهر و حومه، یک گربه نماند و در شوارع، روز و شب سگان و گرسنگان در کشتی بودند؛ اگر سگ غالب می‌آمد، آدمی می‌خورد و اگر آدمی غالب می‌آمد، سگ را». بار دیگر در سال 580، در بردسیر قحطی رخ نمود که باعث شد محمد بن بهرام‎شاه مجبور شود به بم برود تا مدتی را برای تغذیه سپاهش میهمان سابق‎علی ‎سهل باشد. درحالی‎که اوضاع مردم در دوره کشمکش‎های بیست‎ساله بسیار بغرنج بود، بهرام‎شاه از مردم بردسیر مالیات نعل‎بها گرفت که کیفیت این مالیات نامعلوم است»[۱۰].

    وضعیت کتاب

    فهرست مطالب در ابتدای اثر ذکر شده و منابع و مآخذ و نمایه اعلام در انتهای آن.

    پانویس

    1. ر.ک‎ منابع و مآخذ، ص153-158
    2. مقدمه مؤلف، ص17
    3. همان
    4. همان، ص17-18
    5. همان، ص18
    6. ر.ک: متن کتاب، ص19-31
    7. ر.ک: همان، ص33-115
    8. ر.ک: همان، ص117-139
    9. ر.ک: همان، ص141-152
    10. متن کتاب، ص151-152

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.

    وابسته‌ها

    سلجوقیان و غز در کرمان

    زبدة التواريخ؛ اخبار امراء و پادشاهان سلجوقی (ترجمه روح‌الهی)