حاشية المكاسب (آخوند): تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - ']]ج' به ']] ج')
    جز (جایگزینی متن - 'شمس‌الدین، مهدی' به 'شمس‌الدین، سید مهدی')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
     
    (۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    <div class='wikiInfo'>
    {{جعبه اطلاعات کتاب
    [[پرونده:NUR00112J1.jpg|بندانگشتی|حاشیة المکاسب (آخوند)]]
    | تصویر =NUR00112J1.jpg
    {| class="wikitable aboutBookTable" style="text-align:Right"
    | عنوان =حاشیة المکاسب (آخوند)
    |+ |
    | عنوان‌های دیگر =المکاسب. حاشیه
    |-
    | پدیدآوران =
    ! نام کتاب!! data-type='bookName'|حاشیة المکاسب (آخوند)
    [[شمس‌الدین، سید مهدی]] (مصحح)
    |-
    |نام های دیگر کتاب
    |data-type='otherBookNames'|المکاسب. حاشیه
    |-
    |پدیدآورندگان
    |data-type='authors'|[[شمس‌الدین، مهدی]] (مصحح)


    [[انصاری، مرتضی بن محمدامین]] (نويسنده)
    [[انصاری، مرتضی بن محمدامین]] (نویسنده)


    [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین]] (حاشيه نويس)
    [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین]] (حاشيه نويس)
    |-
    | زبان =عربی
    |زبان  
    | کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏190‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏8‎‏ ‎‏م‎‏703
    |data-type='language'|عربی
    | موضوع =
    |-
    انصاری، مرتضی بن محمد امین، 1214 - 1281ق. المکاسب - نقد و تفسیر
    |کد کنگره  
    |data-type='congeressCode' style='direction:ltr'|‏BP‎‏ ‎‏190‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏8‎‏ ‎‏م‎‏703
    |-
    |موضوع  
    |data-type='subject'|انصاری، مرتضی بن محمد امین، 1214 - 1281ق. المکاسب - نقد و تفسیر


    معاملات (فقه)
    معاملات (فقه)
    |-
    | ناشر =
    |ناشر  
    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    |data-type='publisher'|وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    | مکان نشر =تهران - ایران
    |-
    | سال نشر = 1406 ق  
    |مکان نشر  
    |data-type='publishPlace'|تهران - ایران
    |-
    |سال نشر  
    |data-type='publishYear'| 1406 هـ.ق  
    |-class='articleCode'
    |کد اتوماسیون
    |data-type='automationCode'|AUTOMATIONCODE112AUTOMATIONCODE
    |}
    </div>


    | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE00112AUTOMATIONCODE
    | چاپ =1
    | تعداد جلد =1
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =00112
    | کتابخوان همراه نور =00112
    | کد پدیدآور =
    | پس از =
    | پیش از =
    }}


    ==مؤلف==
    '''حاشية المكاسب''' اثر استاد محقق فقيه اصولى [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|ملا محمد كاظم بن حسين خراسانى نجفى]] (م 1329 ق) است.
     
     
    '''حاشية المكاسب''' نوشته استاد محقق فقيه اصولى [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|ملا محمد كاظم بن حسين خراسانى نجفى]] (م 1329 ق).


    ==اعتبار علمى==
    ==اعتبار علمى==
    خط ۵۶: خط ۴۱:
    ابتكارات و نوآورى‌ها و تحقيقات كمياب، قدرت استدلال و استحكام ادله و احاطۀ علمى مؤلف، به اضافۀ دقت بى‌نظير و بيان رسا و قلم روان، اين حاشيه را از ساير حواشى ممتاز نموده است.
    ابتكارات و نوآورى‌ها و تحقيقات كمياب، قدرت استدلال و استحكام ادله و احاطۀ علمى مؤلف، به اضافۀ دقت بى‌نظير و بيان رسا و قلم روان، اين حاشيه را از ساير حواشى ممتاز نموده است.


    با توجه به اين كه اين كتاب پس از كتاب‌هاى حاشيۀ قديمى بر رسائل، درر الفوائد، فوائد الأصول، كفاية الأصول و حاشيه بر استصحاب و ساير تأليفات مؤلف نوشته شده و تأليف اين كتاب در اواخر عمر شريف وى مى‌باشد، خلاصه و چكيدۀ افكار اين فقيه اصولى در اين كتاب نمايان شده و از اعتبار علمى خاصى برخوردار است.
    با توجه به اين كه اين كتاب پس از كتاب‌هاى حاشيۀ قديمى بر رسائل، درر الفوائد، فوائد الأصول، [[كفاية الأصول]] و حاشيه بر استصحاب و ساير تأليفات مؤلف نوشته شده و تأليف اين كتاب در اواخر عمر شريف وى مى‌باشد، خلاصه و چكيدۀ افكار اين فقيه اصولى در اين كتاب نمايان شده و از اعتبار علمى خاصى برخوردار است.


    اين كتاب نظير تدريس آخوند و ساير تأليفات او به سبب دقت و عمق مطالب و دورى از زوائد در نوشتار و ايجاز و اختصار در بيان مطالب، از متون فقهى پيچيده به شمار مى‌آيد كه درك آن براى بسيارى از اذهان مشكل است.
    اين كتاب نظير تدريس آخوند و ساير تأليفات او به سبب دقت و عمق مطالب و دورى از زوائد در نوشتار و ايجاز و اختصار در بيان مطالب، از متون فقهى پيچيده به شمار مى‌آيد كه درك آن براى بسيارى از اذهان مشكل است.


    براى درك بهتر مطالب اين كتاب، به كتاب احكام مكاسب و تجارت تقرير درس مؤلف بوسيلۀ شيخ حسن بن عبداللّه بدر قطيفى (م 1334 ق) كه از شاگردان وى بوده است مى‌توان مراجعه كرد. <ref>مستدركات أعيان الشيعة ج2 ص80 </ref> <ref>الذريعة، ج15 ص320</ref>.
    براى درك بهتر مطالب اين كتاب، به كتاب احكام مكاسب و تجارت تقرير درس مؤلف بوسيلۀ شيخ حسن بن عبداللّه بدر قطيفى (م 1334 ق) كه از شاگردان وى بوده است مى‌توان مراجعه كرد.<ref>مستدركات أعيان الشيعة ج2 ص80</ref><ref>الذريعة، ج15 ص320</ref>


    ==تأليف و انتشار==
    ==تأليف و انتشار==
    خط ۶۷: خط ۵۲:
    كتاب موجود از دو قسمت حاشيه بر بيع و حاشيه بر خيارات تشكيل شده است.
    كتاب موجود از دو قسمت حاشيه بر بيع و حاشيه بر خيارات تشكيل شده است.


    حاشيه بر بيع در 12 ربيع الثانى سال 1318 ق و حاشيه بر قسمت خيارات در 19 محرم الحرام سال 1319 ق پايان يافته است.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/140 صفحه 140 كتاب]</ref>
    حاشيه بر بيع در 12 ربيع الثانى سال 1318ق و حاشيه بر قسمت خيارات در 19 محرم الحرام سال 1319ق پايان يافته است.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/140 صفحه 140 كتاب]</ref>
    <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/282 آخرين صفحه خيارات]</ref>
    <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/282 آخرين صفحه خيارات]</ref>




    كتاب موجود در جمادى الاولى سال 1406 ق بوسيلۀ وزارت ارشاد اسلامى چاپ شده است و مصحح و محقق آن سيد مهدى شمس الدين مى‌باشد.
    كتاب موجود در جمادى الاولى سال 1406ق بوسيلۀ وزارت ارشاد اسلامى چاپ شده است و مصحح و محقق آن سيد مهدى شمس‌الدين مى‌باشد.


    ==نسخه‌ها==
    ==نسخه‌ها==




    در [[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعة]]نسخۀ خاصى از كتاب را ذكر ننموده است.<ref>[[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعة]] ج6 ص220</ref>
    در [[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعة]] نسخۀ خاصى از كتاب را ذكر ننموده است.<ref>[[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعة]] ج6 ص220</ref>


    نسخۀ اصلى كه براى نگارش كتاب از آن استفاده شده است نسخه‌اى است كه به خط مؤلف بوده و بوسيلۀ نوۀ وى، فاضل متقى شيخ كفائى براى چاپ در اختيار گروه تحقيق انتشار كتاب قرار گرفته است.
    نسخۀ اصلى كه براى نگارش كتاب از آن استفاده شده است نسخه‌اى است كه به خط مؤلف بوده و بوسيلۀ نوۀ وى، فاضل متقى شيخ كفائى براى چاپ در اختيار گروه تحقيق انتشار كتاب قرار گرفته است.
    خط ۹۲: خط ۷۷:
    #[[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانى]] در اين كتاب بيشتر به تحليل و بررسى نظريات [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شيخ اعظم انصارى]] پرداخته و به آيات شريف قرآن و روايات و مآخذ و منابع و اقوال فقهاى عظام كه در كتاب المكاسب ذكر شده كمتر متعرض شده و يا اصلا آنان را بررسى نكرده است.
    #[[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانى]] در اين كتاب بيشتر به تحليل و بررسى نظريات [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شيخ اعظم انصارى]] پرداخته و به آيات شريف قرآن و روايات و مآخذ و منابع و اقوال فقهاى عظام كه در كتاب المكاسب ذكر شده كمتر متعرض شده و يا اصلا آنان را بررسى نكرده است.
    #احترام به [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شيخ اعظم انصارى]] (قده) و برخورد مؤدبانۀ آخوند با مطالب مذكور در مكاسب از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب است كه در جاى جاى كتاب ديده مى‌شود و اشتباهات مذكور در آن را معمولا با كلمۀ «سهو» عنوان نموده است.
    #احترام به [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شيخ اعظم انصارى]] (قده) و برخورد مؤدبانۀ آخوند با مطالب مذكور در مكاسب از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب است كه در جاى جاى كتاب ديده مى‌شود و اشتباهات مذكور در آن را معمولا با كلمۀ «سهو» عنوان نموده است.
    #:به عنوان نمونه: الظاهر انه سهو عن قلمه الشريف، سهوا من قلمه الشريف، الظاهر انه غلط من قلمه الشريف، حق العباره أن يقول، فتدبر كلامه زيد في علو مقامه. <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/239 حاشيه بر مكاسب ص239]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/249 همان ص249]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/130 همان ص130]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/133 همان ص133]</ref>
    #:به عنوان نمونه: الظاهر انه سهو عن قلمه الشريف، سهوا من قلمه الشريف، الظاهر انه غلط من قلمه الشريف، حق العباره أن يقول، فتدبر كلامه زيد في علو مقامه.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/239 حاشيه بر مكاسب ص239]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/249 همان ص249]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/130 همان ص130]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/133 همان ص133]</ref>
    #از ديگر خصوصيات كتاب احاطۀ مؤلف به نظريات شيخ اعظم در تمام مباحث كتاب است به عنوان نمونه: سيأتي منه (قده) في باب الشرط، صحة استعماله في الإلزام الابتدائي.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/148 همان ص148]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/11 همان ص11]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/21 همان ص21]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/64 همان ص64]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/70 همان ص70]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/123 همان ص123]</ref>
    #از ديگر خصوصيات كتاب احاطۀ مؤلف به نظريات شيخ اعظم در تمام مباحث كتاب است به عنوان نمونه: سيأتي منه (قده) في باب الشرط، صحة استعماله في الإلزام الابتدائي.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/148 همان ص148]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/11 همان ص11]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/21 همان ص21]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/64 همان ص64]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/70 همان ص70]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/123 همان ص123]</ref>
    #با توجه به اين كه مؤلف از اصوليون بزرگ بلكه برترين آنان در زمان خود مى‌باشد و اين كتاب را پس از نگارش كتاب‌هاى اصولى متعددى نوشته است بنابراين ارجاع به اين كتاب‌ها از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب است به عنوان نمونه:
    #با توجه به اين كه مؤلف از اصوليون بزرگ بلكه برترين آنان در زمان خود مى‌باشد و اين كتاب را پس از نگارش كتاب‌هاى اصولى متعددى نوشته است بنابراین ارجاع به اين كتاب‌ها از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب است به عنوان نمونه:
    #:ر توضيح اشكال تأثير معدوم سابق در موجود لاحق و همين‌طور بحث سببيت و مسببيت به كتاب فوائد الأصول ارجاع مى‌دهد، قد حققناه القول في التفصى عن الإشكال في البحث، و في بعض فوائدنا، يا اين كه من أراد الإطلاع التام فعليه المراجعة إلى الفوائد. <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/259 همان ص259]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/60 همان ص60]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/259 همان ص259]</ref>
    #:ر توضيح اشكال تأثير معدوم سابق در موجود لاحق و همين‌طور بحث سببيت و مسببيت به كتاب فوائد الأصول ارجاع مى‌دهد، قد حققناه القول في التفصى عن الإشكال في البحث، و في بعض فوائدنا، يا اين كه من أراد الإطلاع التام فعليه المراجعة إلى الفوائد.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/259 همان ص259]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/60 همان ص60]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/259 همان ص259]</ref>
    در بحث حكم وضعى و تكليفى به حاشيه بر استصحاب رسائل ارجاع مى‌دهد: قد حققناه فيما علقناه من الرسائل، در بحث ضرر مرفوع و قاعدۀ برائت در معاملات غيبى كما استظهرناه في البحث و فيما علّقناه على البراءة و در بحث قاعدۀ لا ضرر مى‌نويسد فراجع كلامه فيما علّقناه. <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/146 همان ص146]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/183 همان ص183]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/185 همان ص185]</ref>
    در بحث حكم وضعى و تكليفى به حاشيه بر استصحاب رسائل ارجاع مى‌دهد: قد حققناه فيما علقناه من الرسائل، در بحث ضرر مرفوع و قاعدۀ برائت در معاملات غيبى كما استظهرناه في البحث و فيما علّقناه على البراءة و در بحث قاعدۀ لا ضرر مى‌نويسد فراجع كلامه فيما علّقناه.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/146 همان ص146]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/183 همان ص183]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/185 همان ص185]</ref>


    ==نظريات جديد==
    ==نظريات جديد==
    خط ۱۰۴: خط ۸۹:


    #در ابتداى مبحث بيع، تعريف بيع را تبديل مال بمال دانسته كه در اين صورت بيع مربوط به يك فرد است و تعريف مبادلۀ مال بمال كه نيازمند دو فرد است را نمى‌پذيرد.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/3 همان ص3]</ref>
    #در ابتداى مبحث بيع، تعريف بيع را تبديل مال بمال دانسته كه در اين صورت بيع مربوط به يك فرد است و تعريف مبادلۀ مال بمال كه نيازمند دو فرد است را نمى‌پذيرد.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/3 همان ص3]</ref>
    #در بحث تعريف مثلى و قيمى مؤلف همانند كفاية الأصول اختلاف در تعريف را از باب اختلاف در ماهيت نمى‌داند و مى‌نويسد: إن الاختلاف في تعريفه، ليس لأجل الخلاف في حقيقته و ماهيته، ضرورة أن مثل هذه التعريفات، ليس بحد، بل و لا رسم، بل من باب شرح الاسم، كما هو الشأن في التفسيرات اللغوية.
    #در بحث تعريف مثلى و قيمى مؤلف همانند [[كفاية الأصول]] اختلاف در تعريف را از باب اختلاف در ماهيت نمى‌داند و مى‌نويسد: إن الاختلاف في تعريفه، ليس لأجل الخلاف في حقيقته و ماهيته، ضرورة أن مثل هذه التعريفات، ليس بحد، بل و لا رسم، بل من باب شرح الاسم، كما هو الشأن في التفسيرات اللغوية.
    #:در نهايت وى نتيجه مى‌گيرد: فالأولى تعريفه بما كثر أفراده التي لا تفاوت فيها بحسب الصفات المختلفة بحسب الرغبات.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/35 همان ص35]</ref>
    #:در نهايت وى نتيجه مى‌گيرد: فالأولى تعريفه بما كثر أفراده التي لا تفاوت فيها بحسب الصفات المختلفة بحسب الرغبات.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/35 همان ص35]</ref>
    #وى قاعدۀ على اليد را يك اعتبار خاص عقلايى كه داراى منشأ مخصوص و آثار خاصى است مى‌داند و بالتبع آن ضمان را نيز قاعدۀ عقلايى كه از آثار قاعدۀ على اليد است، مى‌داند و آن دو را از نظر هويت يكى نمى‌داند و مى‌نويسد، قد عرفت أن الضمان و العهدة اعتبار عقلائي، من آثار كون دركها و خسارتها بعد التلف.
    #وى قاعدۀ على اليد را يك اعتبار خاص عقلايى كه داراى منشأ مخصوص و آثار خاصى است مى‌داند و بالتبع آن ضمان را نيز قاعدۀ عقلايى كه از آثار قاعدۀ على اليد است، مى‌داند و آن دو را از نظر هويت يكى نمى‌داند و مى‌نويسد، قد عرفت أن الضمان و العهدة اعتبار عقلائي، من آثار كون دركها و خسارتها بعد التلف.
    #:و صفحۀ بعد مى‌نويسد: فلا وجه أصلا لتفسير الضمان المستفاد على اليد بها.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/82 همان ص82]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/83 همان ص83]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/84 همان ص84]</ref>
    #:و صفحۀ بعد مى‌نويسد: فلا وجه أصلا لتفسير الضمان المستفاد على اليد بها.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/82 همان ص82]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/83 همان ص83]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/84 همان ص84]</ref>
    #دخالت شرايط زمان و مكان در عناوين فقهى مثل عنوان مكيل و موزون از ديگر ابتكارات مؤلف است، به اين صورت كه اگر چه ظاهرا عنوان مكيل و موزون به نحو سببيت و موضوعيت در روايات اخذ شده باشد اما بعيد نيست كه قضيۀ اطلاقات اول اين اقتضاء را داشته باشد كه ملاك در عنوان مكيل و موزون براى رفع غرر و جهالت با كيل و وزن به نحو متعارف باشد و از طرفى نيز تعيين كنندۀ متعارف و عرف جامعه، شرايط زمان و مكان باشد. سپس در رابطه با شرايط زمان و مكان بحث مفصلى را مطرح مى‌نمايد: مما تعارف رفعهما عنه باحدهما في زمان و مكان، فهو مكيل أو موزون في ذاك الزمان و المكان، فلا بد فيه من رفعهما من احدهما و إن لم يكن كذلك في زمان أو مكان آخر.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/126 همان ص126]</ref> <ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/127 همان ص127]</ref>
    #دخالت شرايط زمان و مكان در عناوين فقهى مثل عنوان مكيل و موزون از ديگر ابتكارات مؤلف است، به اين صورت كه اگر چه ظاهرا عنوان مكيل و موزون به نحو سببيت و موضوعيت در روايات اخذ شده باشد اما بعيد نيست كه قضيۀ اطلاقات اول اين اقتضاء را داشته باشد كه ملاك در عنوان مكيل و موزون براى رفع غرر و جهالت با كيل و وزن به نحو متعارف باشد و از طرفى نيز تعيين كنندۀ متعارف و عرف جامعه، شرايط زمان و مكان باشد. سپس در رابطه با شرايط زمان و مكان بحث مفصلى را مطرح مى‌نمايد: مما تعارف رفعهما عنه باحدهما في زمان و مكان، فهو مكيل أو موزون في ذاك الزمان و المكان، فلا بد فيه من رفعهما من احدهما و إن لم يكن كذلك في زمان أو مكان آخر.<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/126 همان ص126]</ref><ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493/1/127 همان ص127]</ref>
     
    ==منابع==
     


    ==منابع مقاله==
    #[[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعة]] ج 220/6
    #[[الذريعة إلی تصانيف الشيعة|الذريعة]] ج 220/6
    #أعيان الشيعة ج 5/9
    #أعيان الشيعة ج 5/9
    #منتهى الدراية ج 42/1
    #منتهى الدراية ج 42/1


    == وابسته‌ها ==
    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}
     
    [[شمس‌الدین، سید مهدی]] (مصحح)


    [[شمس‌الدین، مهدی]] (مصحح)
    [[انصاری، مرتضی بن محمدامین]] (نویسنده)


    [[انصاری، مرتضی بن محمدامین]] (نويسنده)


    == پیوندها ==
    [http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/493 مطالعه کتاب حاشیة المکاسب (آخوند) در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]
    ==پانویس‌ها==
    ==پانویس‌ها==
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:اسلام، عرفان، غیره]]
    [[رده:اسلام، عرفان، غیره]]
    [[رده:فقه و اصول]]
    [[رده: فقه و اصول]]
    [[رده:مباحث خاص فقه]]
    [[رده: مباحث خاص فقه]]
    [[رده:معاملات]]
    [[رده: معاملات]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۲۱:۲۷

    حاشیة المکاسب (آخوند)
    حاشية المكاسب (آخوند)
    پدیدآورانشمس‌الدین، سید مهدی (مصحح)

    انصاری، مرتضی بن محمدامین (نویسنده)

    آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین (حاشيه نويس)
    عنوان‌های دیگرالمکاسب. حاشیه
    ناشروزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    مکان نشرتهران - ایران
    سال نشر1406 ق
    چاپ1
    موضوعانصاری، مرتضی بن محمد امین، 1214 - 1281ق. المکاسب - نقد و تفسیر معاملات (فقه)
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏190‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏8‎‏ ‎‏م‎‏703
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    حاشية المكاسب اثر استاد محقق فقيه اصولى ملا محمد كاظم بن حسين خراسانى نجفى (م 1329 ق) است.

    اعتبار علمى

    حاشيۀ كتاب المكاسب از بهترين و دقيق‌ترين شروح مكاسب شيخ اعظم انصارى و از مهم‌ترين آثار علمى باقى‌مانده از آخوند خراسانى (قده) مى‌باشد.

    اين كتاب در عين اختصار مشتمل بر معظم مباحث بيع و خيارات است.

    ابتكارات و نوآورى‌ها و تحقيقات كمياب، قدرت استدلال و استحكام ادله و احاطۀ علمى مؤلف، به اضافۀ دقت بى‌نظير و بيان رسا و قلم روان، اين حاشيه را از ساير حواشى ممتاز نموده است.

    با توجه به اين كه اين كتاب پس از كتاب‌هاى حاشيۀ قديمى بر رسائل، درر الفوائد، فوائد الأصول، كفاية الأصول و حاشيه بر استصحاب و ساير تأليفات مؤلف نوشته شده و تأليف اين كتاب در اواخر عمر شريف وى مى‌باشد، خلاصه و چكيدۀ افكار اين فقيه اصولى در اين كتاب نمايان شده و از اعتبار علمى خاصى برخوردار است.

    اين كتاب نظير تدريس آخوند و ساير تأليفات او به سبب دقت و عمق مطالب و دورى از زوائد در نوشتار و ايجاز و اختصار در بيان مطالب، از متون فقهى پيچيده به شمار مى‌آيد كه درك آن براى بسيارى از اذهان مشكل است.

    براى درك بهتر مطالب اين كتاب، به كتاب احكام مكاسب و تجارت تقرير درس مؤلف بوسيلۀ شيخ حسن بن عبداللّه بدر قطيفى (م 1334 ق) كه از شاگردان وى بوده است مى‌توان مراجعه كرد.[۱][۲]

    تأليف و انتشار

    كتاب موجود از دو قسمت حاشيه بر بيع و حاشيه بر خيارات تشكيل شده است.

    حاشيه بر بيع در 12 ربيع الثانى سال 1318ق و حاشيه بر قسمت خيارات در 19 محرم الحرام سال 1319ق پايان يافته است.[۳] [۴]


    كتاب موجود در جمادى الاولى سال 1406ق بوسيلۀ وزارت ارشاد اسلامى چاپ شده است و مصحح و محقق آن سيد مهدى شمس‌الدين مى‌باشد.

    نسخه‌ها

    در الذريعة نسخۀ خاصى از كتاب را ذكر ننموده است.[۵]

    نسخۀ اصلى كه براى نگارش كتاب از آن استفاده شده است نسخه‌اى است كه به خط مؤلف بوده و بوسيلۀ نوۀ وى، فاضل متقى شيخ كفائى براى چاپ در اختيار گروه تحقيق انتشار كتاب قرار گرفته است.

    از آن جايى كه نسخۀ چاپ سنگى آن داراى غلطهاى زيادى بوده است، كتاب موجود با نسخۀ مؤلف تصحيح شده است و مراجع و مآخذ روايات و كلمات اصحاب نيز براى استفادۀ بيشتر خوانندگان استخراج شده است.

    تقسيم بندى مطالب

    كتاب شامل حاشيه بر بيع و خيارات از كتاب المكاسب شيخ انصارى (قده) است اما مكاسب محرمۀ آن را آخوند خراسانى شرح نزده است.

    ويژگى‌ها

    1. آخوند خراسانى در اين كتاب بيشتر به تحليل و بررسى نظريات شيخ اعظم انصارى پرداخته و به آيات شريف قرآن و روايات و مآخذ و منابع و اقوال فقهاى عظام كه در كتاب المكاسب ذكر شده كمتر متعرض شده و يا اصلا آنان را بررسى نكرده است.
    2. احترام به شيخ اعظم انصارى (قده) و برخورد مؤدبانۀ آخوند با مطالب مذكور در مكاسب از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب است كه در جاى جاى كتاب ديده مى‌شود و اشتباهات مذكور در آن را معمولا با كلمۀ «سهو» عنوان نموده است.
      به عنوان نمونه: الظاهر انه سهو عن قلمه الشريف، سهوا من قلمه الشريف، الظاهر انه غلط من قلمه الشريف، حق العباره أن يقول، فتدبر كلامه زيد في علو مقامه.[۶][۷][۸][۹]
    3. از ديگر خصوصيات كتاب احاطۀ مؤلف به نظريات شيخ اعظم در تمام مباحث كتاب است به عنوان نمونه: سيأتي منه (قده) في باب الشرط، صحة استعماله في الإلزام الابتدائي.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]
    4. با توجه به اين كه مؤلف از اصوليون بزرگ بلكه برترين آنان در زمان خود مى‌باشد و اين كتاب را پس از نگارش كتاب‌هاى اصولى متعددى نوشته است بنابراین ارجاع به اين كتاب‌ها از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب است به عنوان نمونه:
      ر توضيح اشكال تأثير معدوم سابق در موجود لاحق و همين‌طور بحث سببيت و مسببيت به كتاب فوائد الأصول ارجاع مى‌دهد، قد حققناه القول في التفصى عن الإشكال في البحث، و في بعض فوائدنا، يا اين كه من أراد الإطلاع التام فعليه المراجعة إلى الفوائد.[۱۶][۱۷][۱۸]

    در بحث حكم وضعى و تكليفى به حاشيه بر استصحاب رسائل ارجاع مى‌دهد: قد حققناه فيما علقناه من الرسائل، در بحث ضرر مرفوع و قاعدۀ برائت در معاملات غيبى كما استظهرناه في البحث و فيما علّقناه على البراءة و در بحث قاعدۀ لا ضرر مى‌نويسد فراجع كلامه فيما علّقناه.[۱۹][۲۰][۲۱]

    نظريات جديد

    اگر چه بيان مختصر و موجز نوآورى‌ها و ابتكارات متعدد مؤلف در اين كتاب مجال وسيعى را مى‌طلبد، با اين حال به بعضى از موارد آن اشاره مى‌شود.

    1. در ابتداى مبحث بيع، تعريف بيع را تبديل مال بمال دانسته كه در اين صورت بيع مربوط به يك فرد است و تعريف مبادلۀ مال بمال كه نيازمند دو فرد است را نمى‌پذيرد.[۲۲]
    2. در بحث تعريف مثلى و قيمى مؤلف همانند كفاية الأصول اختلاف در تعريف را از باب اختلاف در ماهيت نمى‌داند و مى‌نويسد: إن الاختلاف في تعريفه، ليس لأجل الخلاف في حقيقته و ماهيته، ضرورة أن مثل هذه التعريفات، ليس بحد، بل و لا رسم، بل من باب شرح الاسم، كما هو الشأن في التفسيرات اللغوية.
      در نهايت وى نتيجه مى‌گيرد: فالأولى تعريفه بما كثر أفراده التي لا تفاوت فيها بحسب الصفات المختلفة بحسب الرغبات.[۲۳]
    3. وى قاعدۀ على اليد را يك اعتبار خاص عقلايى كه داراى منشأ مخصوص و آثار خاصى است مى‌داند و بالتبع آن ضمان را نيز قاعدۀ عقلايى كه از آثار قاعدۀ على اليد است، مى‌داند و آن دو را از نظر هويت يكى نمى‌داند و مى‌نويسد، قد عرفت أن الضمان و العهدة اعتبار عقلائي، من آثار كون دركها و خسارتها بعد التلف.
      و صفحۀ بعد مى‌نويسد: فلا وجه أصلا لتفسير الضمان المستفاد على اليد بها.[۲۴][۲۵][۲۶]
    4. دخالت شرايط زمان و مكان در عناوين فقهى مثل عنوان مكيل و موزون از ديگر ابتكارات مؤلف است، به اين صورت كه اگر چه ظاهرا عنوان مكيل و موزون به نحو سببيت و موضوعيت در روايات اخذ شده باشد اما بعيد نيست كه قضيۀ اطلاقات اول اين اقتضاء را داشته باشد كه ملاك در عنوان مكيل و موزون براى رفع غرر و جهالت با كيل و وزن به نحو متعارف باشد و از طرفى نيز تعيين كنندۀ متعارف و عرف جامعه، شرايط زمان و مكان باشد. سپس در رابطه با شرايط زمان و مكان بحث مفصلى را مطرح مى‌نمايد: مما تعارف رفعهما عنه باحدهما في زمان و مكان، فهو مكيل أو موزون في ذاك الزمان و المكان، فلا بد فيه من رفعهما من احدهما و إن لم يكن كذلك في زمان أو مكان آخر.[۲۷][۲۸]

    منابع مقاله

    1. الذريعة ج 220/6
    2. أعيان الشيعة ج 5/9
    3. منتهى الدراية ج 42/1

    وابسته‌ها