خورشید مغرب

    از ویکی‌نور
    خورشید مغرب (غیبت، انتظار، تکلیف)
    خورشید مغرب
    پدیدآورانحکیمی، محمدرضا (نويسنده)
    ناشردليل ما
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1388 ش
    چاپ29
    شابک964-430-259-1
    موضوعمحمد بن حسن(عج)، امام دوازدهم، 255ق. - سرگذشت‌نامه مهدویت - انتظار
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏51‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏8‎‏خ‎‏9
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf


    خورشيد مغرب (غيبت، انتظار، تكليف) اثر محمدرضا حكيمى، مطالبى است جامع درباره مباحث مختلف مهدويت كه به زبان فارسى و با بيانى علمى، ادبى، ساده و روان طرح شده است.

    كتاب در سال 1364ش نوشته شده و عنوان ديگر آن «خورشيد پنهان» مى‌باشد.

    انگيزه مؤلف، ابلاغ حقايق مذهبى، گسترش تربيت صحيح و برپايى قسط و عدالت در همه شئون جامعه، به‌ويژه در امور اقتصادى و معيشتى براى همگان بيان شده است.

    ساختار

    كتاب با مقدمه مؤلف در بيان انگيزه تأليف آغاز شده و مطالب در چهارده فصل، به‌گونه‌اى بيان شده است تا با استناد به آيات، روايات و منابع تاريخى و تحليل آنها، سيمايى كلى از مهدى موعود(عج) ارائه شود.

    مؤلف سعى نموده است تا مسأله مهدويت را از زواياى علمى، عقلى، تاريخى، روايى، قرآنى و ملل و نحل مورد بحث و بررسى قرار دهد.

    گزارش محتوا

    فصل اول كتاب به اين نكته اشاره دارد كه اصل ولادت امام مهدى(عج) جزء مسلمات تاريخ بوده و علاوه بر مورخان و محدثان شيعه، بسيارى از علما و مورخان عامه نيز آن را يك واقعيت دانسته و در منابع، نام بيش از 65 تن از اين عالمان و نام كتاب‌هايشان ذكر شده است. گفتار پنج تن از ايشان در مورد ولادت مهدى(ع) آمده است كه عبارتند از: على‌بن حسين مسعودى، شمس‌الدين خلكان، شيخ عبدلله شبراوى، شيخ عبدالوهاب شعرانى و شيخ سليمان قندروزى.

    در فصل دوم شمايل و سيرت دينى، سياسى، تربيتى، اجتماعى و اصلاحى حضرت مهدى(ع) با ابتناى بر روايات مورد بحث و بررسى قرار گرفته و دادگرى فراگير امام به تصوير كشيده شده و از اينكه چرا امام(ع) با شمشير به جهاد برمى‌خيزد و چگونه به آسمانها صعود و سفر مى‌كند، سخن رانده است.

    در فصل سوم به دنبال بررسى مسئله غيبت امام دوازدهم(ع)، مؤلف يكى از علت‌هاى ظاهرى و ملموس آن را چگونگى عملكرد دشمنان به‌ويژه هجوم مأموران خلافت عباسى به خانه امام حسن عسکری(ع) و جستجوى فرزند ايشان دانسته و غيبت صغرى، كبرى، نايبان خاص و عام را توضيح داده است.

    در كتاب‌هاى پيشينيان به برخى از مدارك بشارت‌ها و پيشگويى‌هايى كه درباره مهدى(عج) و ظهور وى، در كتاب‌هاى مقدس و ديگر آثار پيشينيان آمده، در چند قسمت اشاره شده است:

    1- در دين زردشت، موعودهايى معرفى شده‌اند كه آنان را سوشيانت مى‌ناميدند. اين موعودها سه تن بوده‌اند كه آخرين و مهمترين آنها «سوشيانت پيروزگر» خوانده شده است.

    2- در آيين هندوان و كتاب‌هاى آنان از جمله «مهاباراتا» و «پورانه‌ها» سخن از نجات‌دهنده و موعود آمده است.

    3- در آيين بودا انتظار مطرح بوده و شخص مورد انتظار بوداى پنجم است.

    4- مؤلف معتقد است چون يهوديان به حضرت مسيح(ع) ايمان نياوردند، موعود آنان هنوز ظهور نكرده و با تأمل در مجموع آثار مقدس يهودى، چهره سه موعود را براى ايشان ترسيم مى‌كند: حضرت مسيح(ع)، محمد(ص) و مهدى(ع) و با بيان اينكه چون اين قوم به دو موعود قبلى نگرويدند، بايد در مورد مسئله موعود و انتظار، بسيار حساس و نگران بوده و از اينهمه اشارات و بشارات كه در كتاب‌ها و آيات خودشان آمده بسادگى و غفلت نگذرند.

    5- در مسيحيت و كتاب‌هاى مقدس اين آيين، بشارت‌هاى بيشتر و روشن‌ترى درباره موعود آخرالزمان رسيده است و مؤلف علت آن را قرب زمان مى‌داند؛ زيرا با ظهور حضرت مسيح(ع)، زمان در مقياس كلى به ظهور حضرت مهدى(ع) نزديك‌تر شده است.

    انجيل متى، لوقا، مرقس، برنابا و مكاشفات يوحنا از جمله كتب مقدسى هستند كه در آنها بشارت‌ها و اشارت‌هايى درباره آخرالزمان آمده است.

    در فصل پنجم، نويسنده چهل كتاب مهم ازعلماى بزرگ اهل‌سنت كه مشتمل بر مباحثى از مهدى(ع) و مهدويت هستند و بيست كتاب مستقل و معتبر مانند صحاح سته و مسند احمد پيرامون حضرت مهدى(ع) را نام برده و سخنان كثيرى از علماى ايشان درباره وجود مقدس حضرت مهدى(ع) را نقل كرده است.

    در فصل ششم بعد از بيان اين كه اعتقاد به مهدويت هيچ اختصاصى به شيعه نداشته؛ بلكه اين شيعه است كه به دليل فاطمى بودن و اينكه او فرزند يازدهمين امام شيعه است، به آن اختصاص دارد، شمارى از كتاب‌ها و آثار بزرگان تشيع دراين‌باره از جمله اصول كافى، اكمال‌الدين، الغيبة را نام برده است.

    استشهاد امام رضا(ع) به انجيل در مورد بشارت به ظهور منجى، اشاره به موعود آخرين و ذكر مشخصات او، بررسى مسئله غيبت در كتاب بيان الفرقان و طلوع خورشيد از مغرب از ديگر مباحث اين فصل است.

    فصل هفتم و هشتم به موضوع مهدى در قرآن اختصاص دارد. در قرآن كريم، درباره مسائل آينده دوران، حوادث آخرالزمان و حكومت صالحان، گاه با اشاره و گاه به تصريح، سخن گفته شده و مفسران اسلامى اين گونه آيات را طبق مدارك حديثى و تفسيرى مربوط به مهدى(ع) و ظهور آخرالزمان دانسته‌اند.

    مؤلف در ادامه بحث، به ده آيه از آيات قرآن كريم اشاره كرده و تفسير آنها را كه در مورد حضرت مهدى(ع) است از كتب تفسيرى نقل مى‌كند. فصل هشتم، مختص تفسير و تأويل سوره قدر است.

    در فصل نهم و دهم مؤلف ابتدا نظرگاه‌هاى علوم عقلى را با عناوينى مانند معارف قرآن، در فلسفه الهى، سياسى، اشراقى و اخوان الصفا، در علم كلام و اعتقادات، در مكاشفات و عرفان و نيز نظر يعقوب كندى، آثار وجودى حجت در عصر غيبت و نظام تكوينى و سامان اجتماعى را مورد بحث و بررسى دقيق قرار داده و در پايان تلاش كرده است تا وجود حضرت مهدى(ع) را از طريق علوم تجربى نيز به اثبات برساند.

    تلاش مؤلف در بخش علوم تجربى، تماماً معطوف به اثبات طول عمر حضرت است؛ به همين جهت طول عمر را در زيست‌شناسى، قوانين طبيعى عام و خاص و در تجربه تاريخى به بحث مى‌گذارد.

    در فصل يازدهم، جايگاه امام در فلسفه تربيتى و سياسى مورد مطالعه قرار گرفته و به پنج پرسش در اين موضوع پاسخ داده شده است.

    در اين فصل، بر لزوم حضور رهبرى دينى در جامعه تأكيد شده است تا با اقامه سياست اسلامى در اجتماع، تحقق تربيت اسلامى را در افراد، عملى سازد و اجتماع را در سطح فرد و جمع، به سوى جامعه‌اى اسلامى سوق دهد.

    برخى از مباحث اين فصل عبارتند از: غيبت امام مشكل اساسى تربيت و سياست، تكليف در عصر غيبت و تداوم رهبرى راه حل مشكل.

    در فصل دوازدهم، تلاش شده است كه پايه عقيدتى و تكليفى مقاومت در حوزه اعتقادى و اقدامى مذهب شيعه تبيين شود و سپس به منظور برخوردارى از شناختى بيشتر درباره ابعاد مقاومت، به ابعادى كه مقاومت در آنها ضرورى است اشاره كرده و به ضرورت حاكميت دينى پرداخته و عدم امكان تجزيه در رهبرى را گوش‌زد كرده و وحدت قطب‌ها در جامعه اسلامى را مورد بحث قرار داده است.

    از نظر نويسنده، ابعادى كه مقاومت در آنها ضرورى است عبارتند از: بعد ديندارى و دين‌آموزى، فرهنگى، اعتقادى، اقتصادى، سياسى، نظامى، سازماندهى و بعد هنرى.

    در فصل سيزدهم و چهاردهم مفهوم انتظار در چهار بخش تبيين شده است:

    1- انتظار آفاق مقاومت، از هجرت پيامبر(ص) گرفته تا حماسه خورشيدى عاشورا؛ 2- دعوت به حماسه و اقدام؛ 3- نام «قائم» و قيام؛ 4- ابعاد مكتب.

    آنچه مؤلف همواره مورد تأكيد قرار داده، اين است كه جامعه در خط دين افتد؛ يعنى اين را به صلاح انسان تشخيص داده و اين تشخيص را به ديگران ابلاغ كرده و معتقد است كه ايجاد عدالت اجتماعى تنها با نابودسازى طاغوت سياسى ميسر نمى‌گردد بلكه بايد با طاغوت اقتصادى نيز مبارزه كرد.

    وضعيت كتاب

    فهرست مطالب در ابتدا و فهرست اعلام در انتهاى كتاب آمده است.

    پاورقى‌ها به ذكر منابع و توضيح برخى كلمات و عبارات متن پرداخته است.

    منابع مقاله

    1- مقدمه و متن كتاب.

    2- «امام مهدى(عج) در آينه قلم، كارنامه منابع پيرامون امام مهدى(عليه‌السلام) و مهدويت»، قم، مؤسسه اطلاع‌رسانى اسلامى مرجع،1388، جلد 2، ص 856.

    3- دژاكام، على (1382) «آينه موعود معرفى و بررسى پانصد كتاب درباره امام زمان(ع)»، قم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها، دفتر نشر معارف، ص 118.