دیوان حکیم فرخی سیستانی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'رده:سال97-25شهریور الی24 مهر' به '')
    جز (جایگزینی متن - 'رده: 25 شهریور الی 24 مهر' به '')
    خط ۶۶: خط ۶۶:


    == وابسته‌ها ==
    == وابسته‌ها ==
    [[رده: 25 شهریور الی 24 مهر]]

    نسخهٔ ‏۱۴ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۵۸

    ‏دیوان حکیم فرخی سیستانی
    دیوان حکیم فرخی سیستانی
    پدیدآورانفرخي سيستاني، علي بن جولوق (نویسنده) عبد الرسولي، علي (مصحح)
    عنوان‌های دیگرديوان حکيم فرخي سيستاني
    ناشرمطبعه مجلس
    مکان نشرايران - تهران
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره

    دیوان حکیم فرخی سیستانی، مشتمل بر شرح حال و دیوان اشعار ابوالحسن علی بن جولوغ، مشهور به فرخی سیستانی (متوفی 924ق) است. مقدمه، تحقیق و تصحیح اثر به قلم علی عبدالرسولی است.

    ساختار

    کتاب، مشتمل بر مقدمه مصحح، قصاید به‌ترتیب حروف الفبا، ترجیعات، قطعات، غزلیات و رباعیات فرخی سیستانی است.

    گزارش محتوا

    کتاب با مقدمه‌ای در بیان شرح حال فرخی آغاز شده است. در بخشی از این معرفی تحت عنوان اخلاق و زندگی او چنین می‌خوانیم: «وی زندگانی دراز یافت. در تمام عمر به لذات جسمانی و مشتهیات نفسانی علاقه‌مند و راغب بود. همیشه در طلب عیش و طرب و لهو و لعب به ‎سر می‌برد. به مادیات مایل و از تزهد و تزویر معرض بود و از آنگاه که به دربار محمود راه یافت تا آخر ایام زندگانی در دولت غزنویان و سایه رحمت و عنایت ایشان به کامرانی و نیل به آمال و امانی گذرانید. در بعضی اسفار هندوستان ملازمت رکاب محمود یافت؛ چنان‌که گوید:

    سه بار با تو به دریای بی‌کرانه شدمنه موج دیدم و نه هیبت و نه شور و نه شر[۱]

    همچنین در ذکر شاعران معاصر او می‌نویسد: «فردوسی طوسی، عسجدی مروزی، عنصری بلخی، زینتی علوی، منوچهری دامغانی، غضایری رازی و دیگران از شعرای دربار محمود که گویند تعداد آنها به چهارصد نفر بالغ و مقتدای ایشان عنصری بود»[۲].

    فرخی مدیحه‌سرایی است فصیح البیان. در تغزل، ملیح و شیرین‌زبان. طبعی ساده و سرشار دارد. در سخن راه تعقید و تکلف و تخیلات غریب ناپسند نمی‌سپارد. کلامش منسجم و منظم و بیانش مطبوع و دلنشین است. رقت و سلاست و فصاحت و جزالت از شعرش پیداست. فکر روشن و قریحه مستحسن و روح نشاط و طرب در بیانش ظاهر و هویدا و معانی فلسفی و دقایق حکمی و نکات اخلاقی در کلماتش کمتر دیده می‌شود. در حسن تغزل سرآمد همگان است. در حلاوت بیان و اقتدار بر تعبیر معانی لطیف و حسن صیاغت در قوالب الفاظ مأنوس و احتراز از استعمال و ایراد کلمات غریب و وحشی استادی زبردست است. شعرش خالی از حشو و تصنعات نامطبوع است. متانت و پختگی و روانی را جمع کرده و افکار دقیق را در لباس الفاظ رقیق بیرون آورده و چون شعر و موسیقی رضیع یک پستان و کودک یک دبستانند، نغمه خوش و زخمه دلکش او به لطف طبع و استقامت ذوقش یاری کرده و این شیوایی و زیبایی بیان را به ظهور آورده. همه او را استاد دانند و برخی حکیم خوانند. به‌هرتقدیر در طریقه تغزل، صاحب قدح معلی است و کسی کلامش را قدح نکرده و عیبی برنشمرده است. رشیدالدین وطواط (متوفی 573/578ق) در حدائق السحر سخن سهل و ممتنع در عرب را مخصوص ابوفراس و در عجم خاصه فرخی دانسته است.[۳]. شعرهای او معمولا از زبانی ساده و دلپذیر برخوردار و از کلمات‎ غریب و نامأنوس خالی است.[۴].

    غالب قصیده‌سرایان بعد از وی سبک او را تقلید و پیروی کرده‌اند و به نزدیک او نرسیده‌اند. بالجمله در مقام شاعری و طریقه تغزل و مدح در طبقه اول اهل این صناعت و در ردیف نخستین از شعرای دوره محمود سبکتگین است.[۵].

    مصحح همچنین پیشینه انتشار دیوان فرخی و شیوه تحقیق و تصحیح آن را این‌گونه توضیح می‎‎دهد: «دیوان فرخی در ایران تقریباً مشتمل بر شش هزار بیت ناقص و نادرست، مشحون از اغلاط و مطروس از تصحیف و تحریفات به طبع رسیده که حقیقةً قابل استفاده نیست. آن‌هم در این اوان نادر و کمیاب است. نگارنده نسخی چند خطی از آن به ‎دست آورد و این نسخه را تحریر و کراراً تطبیق و تصحیح کرد و آن نسخه که به‎ظاهر قدیم‎تر می‌نمود، اصل قرار داد و اختلافات دیگر نسخ را هرچند در بعضی از موارد انسب از اصل بود، در هامش ضبط کرد و اختیار آن را به حسن سلیقه و انتخاب صاحبان اذواق مستقیمه بازگذاشت... جمیع ابیات مفرده را که به نام فرخی در فرهنگ‎ها به استشهاد ایراد شده بود، التقاط کرده، به‌جای خود نگاشت و اگر بیتی بیرون از قصاید ماند ملاحظه ضبط را علی‎حده ثبت کرد تا اگر باقی آن وقتی به‎ دست آید شناخته گردد و با این مایه زحمت، مدعی تنزیه کامل این نسخه نیستم و هنوز بسیاری از ابیات است که معنی محصل ندارد و از لباس صحت عاری است و البته در این باب از تصرف بدون دلیلی قاطع و قرینه صریح و واضح که در شریعت تصحیح ممنوع و محظور است، قلم بازداشت و توضیح لغات و تبیین بعضی مطالب را ذیلاً تعرض کرد»[۶].

    مصحح همچنین در رابطه با معرفی و شرح الفاظ و لغات نامأنوس در پاورقی‌های کتاب، چنین می‌نویسد: «و چون محصلین مدارس را غالباً ً شائق و مایل به ادبیات و راغب به خواندن دواوین شعرا می‌دید، در ترجمه لغات حتی‌المقدور تسامح نکرد؛ تا هیچ مبتدی و متأدبی در هنگام خواندن آن محتاج به مراجعه به کتب لغت نگردد و از این جهت ملالت نیابد و این تعلیق از آن کردم تا طاعنی خرده نگیرد که در ترجمه لغات، توضیح واضحات کرده‌ام و رنج بیهوده برده‌ام»[۷].

    در انتهای مقدمه مصحح ابیاتی که در فرهنگ اسدی و جهانگیری و انجمن ناصری به نام فرخی ایراد شده و نیز یک غزل و یک دوبیتی ذکر شده است.[۸].

    بسیاری از قصاید فرخی در مدح سلطان محمود غزنوی است. در یکی از قصاید معروف فرخی، فتوحات سلطان محمود غزنوی به تصویر‎ کشیده شده است. آنچه معروف و مشهور است آن است کـه شاعران مدیحه‌پرداز در مدح ممدوح خود از هیچ‎گونه اغراق و غلو کوتاهی نمی‌کنند. آنان‎ سعی می‌کنند ممدوح خود را شخصی‎ ماورایی‎ با قدرتی غیر قابل‎ باور توصیف کنند؛ اما به گفته‎ صاحب‌نظران مدیحه‌های فـرخی‎ سـیستانی تا حدودی در این زمینه مستثناست. وی سعی کرده آنچه‎ به ممدوح خود نسبت می‌دهد - البته‎ تا‎ حدودی - ‎با واقعیات منطبق‎ باشد[۹]‏؛ اگرچه گاه شراب‎خواری سلطان محمود را نیز وصف کرده و می‌خوارگی او را سبب شادی مردم دانسته است:

    خسرو می‎ خواست هم از بامداد خلق به می‌خوردن او گشت شاد
    خرمی و شادی در می‌‎بودخرمی و شادی را داد داد

    فرخی سیستانی طـبیعت‌گراست و وصـف طبیعت معمولا زینت‌بخش‎ قصاید‎ اوست‎. بسیاری از ابیات و مصرع‎های فرخی‎ به‎‎‎عنوان‎ ضرب‌المثل در کلام فارسی‌زبان‌ها رواج یافته است.[۱۰].

    وضعیت کتاب

    فهرست مطالب پس از مقدمه مصحح در ابتدای کتاب و پس از آن غلط‎نامه‌ای در دو صفحه ارائه شده است.

    پانویس

    1. ر.ک: مقدمه مصحح، صفحه ز
    2. ر.ک: همان، صفحه ط
    3. ر.ک: همان، صفحه ح - ط
    4. ر.ک: میرجعفری، سید اکبر، ص34
    5. ر.ک: مقدمه مصحح، صفحه ط
    6. ر.ک: همان، صفحات ی - ‎یا
    7. ر.ک: همان، صفحه یا
    8. ر.ک: همان، صفحات یب - ‎ید
    9. ر.ک: میرجعفری، سید اکبر، ص34
    10. ر.ک: همان

    منابع مقاله

    1. مقدمه مصحح و متن کتاب.
    2. میرجعفری، سید اکبر، «فرخی سیستانی»، پایگاه مجلات تخصصی نور، رشد معلم، آبان 1388، شماره 243، صفحه 34 تا 34.

    وابسته‌ها