دیوان طبیب اصفهانی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR50851J1.jpg | عنوان = دیوان طبیب اصفهانی | عنوان‌های د...» ایجاد کرد)
     
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۵۶: خط ۵۶:
    ==منابع مقاله==
    ==منابع مقاله==
    سمیعی، کیوان، «دیوان طبیب اصفهانی»، تهران، انتشارات سنایی، جاپ یکم، سده 13.
    سمیعی، کیوان، «دیوان طبیب اصفهانی»، تهران، انتشارات سنایی، جاپ یکم، سده 13.
    ==پانویس ==
    <references/>
    ==منابع مقاله==





    نسخهٔ ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۳۴

    دیوان طبیب اصفهانی
    دیوان طبیب اصفهانی
    پدیدآورانطبیب اصفهانی، عبدالباقی بن عبدالرحیم (نویسنده)
    ناشرموسسه انتشارات نگاه
    مکان نشرتهران
    چاپیکم
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏ د9 / 6742 PIR
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf


    دیوان طبیب اصفهانی مجموعه اشعار عبدالباقی بن محمد رحیم، معروف به طبیب اصفهانی (متوفی 1171ق)، شامل غزل‌ها، قصیده‌ها، رباعیات و مفرداتی است که برخی از آنها، زبانزد اهالی خاص و عام است.

    آن‌طور که در تذکره‌ها آمده است، طبیب در ایام حیات کوتاهش، دیوان اشعارش را خود ترتیب داده و چنین می‌نماید که این کار به تشویق میرسید علی مشتاق، انجام پذیرفته است[۱].

    تعداد ابیات کتاب، حدود دو هزار بیت است که در تمام نسخه‌های موجود، با اندک تفاوتی آمده و هدایت در «مجم الفصحا» تعداد ابیات او را «دو سه هزار» بیت ذکر کرده است[۲].

    طبیب چندین قصیده مهم دارد که همه آنها در مدح پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) است. در این قصاید، طبیب بیشتر به «غم» پرداخته است، در صورتی که یکی از مشخصات و خصوصیات شعر فارسی، شادی آفرین بودن و نشاط آور بودن شعر است، ولیکن طبیب شاید به دلیل ضربه‌ای که به روح حساس و آرام وی در حمله افغان وارد شده باشد، این‌گونه شده است؛ زیرا می‌دانیم که وی در حدود ده سالگی، شاهد حمله افاغنه بوده است و خونریزی و کشت‌وکشتار و قتل پدر و اقوام، روح حساس شاعر را آنچنان رنجانده است که طالب غم بوده و اینها غیر از اشعار عارفانه اوست: ای عشرتیان این همه انکار ز غم چیست/ رفتم بچشانم به شما لذت غم را و نیز می‌گوید: غم نیست اگر برشکند محفل عشرت/ یارت که شکستی نرسد مجلس غم را[۳].

    وقتی که طبیب، مدح حضرت علی(ع) را می‌نماید، می‌گوید: سینه پرخون، طبع محزون، کام خشک و دیده‌تر/ بخت تار و تن نزار و جان فکار و دل کباب در جایی که وصف بهار می‌کند، می‌گوید: مزده بلبل را که آمد گل به باغ شاخسار/ شد دگر صحن چمن چون محفل از رخسار یار که چه شعر فاخری است[۴].

    وقتی طبیب به اشعار عربی می‌پردازد، آنچنان فصیح سخن می‌گوید که در حد اعجاز است: انت غیث الندی الدی الاحسان/ انت بحر السخلدی الافضال[۵].

    از ویژگی‌های مهم شعر طبیب، استفاده از کلمات سالم و صحیح و دوری از کلمات مهجور است: چند در خوابی این مبارک پی/ چند در خوابی ای همایون فال[۶].

    پانویس

    1. ر.ک: سمیعی، غلامرضا، ص18
    2. همان
    3. همان، ص12
    4. همان، ص12- 13
    5. همان، ص13
    6. همان

    منابع مقاله

    سمیعی، کیوان، «دیوان طبیب اصفهانی»، تهران، انتشارات سنایی، جاپ یکم، سده 13.


    وابسته‌ها