رساله نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'رده: 25 شهریور الی 24 مهر' به '')
     
    (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۴: خط ۴:
    | عنوان‌های دیگر =شفاء. فارسی. برگزیده
    | عنوان‌های دیگر =شفاء. فارسی. برگزیده
    | پدیدآوران =  
    | پدیدآوران =  
    [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله]] (نویسنده)
    [[ابن سینا، حسین بن عبدالله]] (نویسنده)


    [[عمید، موسی]] (حاشيه نويس)
    [[عمید، موسی]] (حاشيه نويس)


    [[محقق، مهدی]] (مقدمه نويس)
    [[محقق، مهدی]] (مقدمه‌نويس)
    | زبان =عربی
    | زبان =عربی
    | کد کنگره =‏BBR‎‏ ‎‏509‎‏ ‎‏1383‎‏ب
    | کد کنگره =‏BBR‎‏ ‎‏509‎‏ ‎‏1383‎‏ب
    خط ۲۴: خط ۲۴:
    | شابک =964-7874-51-0
    | شابک =964-7874-51-0
    | تعداد جلد =1
    | تعداد جلد =1
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =11675
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =01824
    | کتابخوان همراه نور =01824
    | کتابخوان همراه نور =01824
    | کد پدیدآور =
    | کد پدیدآور =
    خط ۳۶: خط ۳۶:


    == گزارش محتوا ==
    == گزارش محتوا ==
    باب اول، در بيان حد نفس و انواع قوايى كه در موجودات وجود دارد، است. [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]]، در اين باب، قواى نباتى را از قواى حيوانى و نفس فلكى را از نفس حيوانى، تفكيك نموده و وجه مشترك ميان آنها را طريقى براى شناخت نفس قرار داده است.
    باب اول، در بيان حد نفس و انواع قوايى كه در موجودات وجود دارد، است. [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]]، در اين باب، قواى نباتى را از قواى حيوانى و نفس فلكى را از نفس حيوانى، تفكيك نموده و وجه مشترك ميان آنها را طريقى براى شناخت نفس قرار داده است.


    باب دوم، در توضيح قواى نفس است. وى، نخست، نفس را به سه گونه نباتى، حيوانى و نفسانى تقسيم نموده كه هر كدام داراى قوايى مى‌باشند؛ مثلاًقواى نفس انسانى، عبارتند از: عقل عملى و عقل نظرى.
    باب دوم، در توضيح قواى نفس است. وى، نخست، نفس را به سه گونه نباتى، حيوانى و نفسانى تقسيم نموده كه هر كدام داراى قوايى مى‌باشند؛ مثلاًقواى نفس انسانى، عبارتند از: عقل عملى و عقل نظرى.
    خط ۴۲: خط ۴۲:
    باب سوم، در ادراكات نفس است. هر كدام از ادراك حسى و ادراك خيالى، مقدارى از تجرد را دارا هستند، هم‌چنين قوه وهم و قوه عقلى نيز مجرداتى هستند كه به هنگام تصور، به صورت مجرد تصور مى‌كنند.
    باب سوم، در ادراكات نفس است. هر كدام از ادراك حسى و ادراك خيالى، مقدارى از تجرد را دارا هستند، هم‌چنين قوه وهم و قوه عقلى نيز مجرداتى هستند كه به هنگام تصور، به صورت مجرد تصور مى‌كنند.


    لزوم حضور محسوسات براى ادراك حسى و عدم لزوم حضور متخيلات براى ادراك خيالى، مطلبى است كه [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]]، در باب چهارم، بدان پرداخته است و براهين مختلفى را براى اين موضوع بيان نموده است.
    لزوم حضور محسوسات براى ادراك حسى و عدم لزوم حضور متخيلات براى ادراك خيالى، مطلبى است كه [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]]، در باب چهارم، بدان پرداخته است و براهين مختلفى را براى اين موضوع بيان نموده است.


    باب پنجم، به اين معنا مى‌پردازد كه تصور معقول و ادراك كلى، نمى‌تواند با آلت جسمانى باشد. [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]]، در ادامه، علت استحاله جسم بودن مدرک  كليات را، به صورت قضيه‌اى جداگانه بيان مى‌نمايد.
    باب پنجم، به اين معنا مى‌پردازد كه تصور معقول و ادراك كلى، نمى‌تواند با آلت جسمانى باشد. [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]]، در ادامه، علت استحاله جسم بودن مدرک  كليات را، به صورت قضيه‌اى جداگانه بيان مى‌نمايد.
    خط ۴۸: خط ۴۸:
    باب ششم، به اين مطلب مى‌پردازد كه با توجه به مادى نبودن نفس، چگونه مى‌شود كه جسم مادى از آن منتفع گردد كه اين در واقع مقدمه‌اى مى‌تواند باشد براى استقلال نفس و اينكه چنين موجودى مى‌تواند مستقل از جسم و بدن، به حيات خود ادامه دهد كه در باب هفتم، به طور مفصل بدين مطلب پرداخته شده است.
    باب ششم، به اين مطلب مى‌پردازد كه با توجه به مادى نبودن نفس، چگونه مى‌شود كه جسم مادى از آن منتفع گردد كه اين در واقع مقدمه‌اى مى‌تواند باشد براى استقلال نفس و اينكه چنين موجودى مى‌تواند مستقل از جسم و بدن، به حيات خود ادامه دهد كه در باب هفتم، به طور مفصل بدين مطلب پرداخته شده است.


    شبهه‌اى كه به مناسبت موضوع اين باب، مطرح گرديده و جواب داده شده است، اين است كه حال كه نفس، موجودى مستقل از بدن است، چگونه وقتى جسم دچار مرضى مى‌شود، در ذهن نيز فراموشى به وجود آمده و از يادگيرى باز مى‌ماند؟ [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]]، پاسخ مى‌دهد كه اين، به جهت گرايش دوگانه نفس است كه از سويى گرايش به جسم داشته و از سوى ديگر به ملكوت گرايش دارد و هر موقع يكى از گرايشات، اشتغال بيشترى براى نفس ايجاد كند، ناگزير از جنبه ديگر باز مى‌ماند؛ فراموشى نفس به هنگام بيمارى بدن از همين قبيل است، زيرا مرض، نفس را به خود مشغول مى‌كند و باعث نسيان و فراموشى در آن مى‌گردد.
    شبهه‌اى كه به مناسبت موضوع اين باب، مطرح گرديده و جواب داده شده است، اين است كه حال كه نفس، موجودى مستقل از بدن است، چگونه وقتى جسم دچار مرضى مى‌شود، در ذهن نيز فراموشى به وجود آمده و از يادگيرى باز مى‌ماند؟ [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]]، پاسخ مى‌دهد كه اين، به جهت گرايش دوگانه نفس است كه از سويى گرايش به جسم داشته و از سوى ديگر به ملكوت گرايش دارد و هر موقع يكى از گرايشات، اشتغال بيشترى براى نفس ايجاد كند، ناگزير از جنبه ديگر باز مى‌ماند؛ فراموشى نفس به هنگام بيمارى بدن از همين قبيل است، زيرا مرض، نفس را به خود مشغول مى‌كند و باعث نسيان و فراموشى در آن مى‌گردد.


    در باب هشتم، [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|بوعلى]]، توضيح مى‌دهد كه حدوث نفس، چگونه به همراه حدوث بدن بوده است و تقدم و تأخرى ميان آن دو نيست. باب نهم، اختصاص به بقاى نفس بعد از مرگ دارد كه برهان لازم بر اين مطلب اقامه شده است.
    در باب هشتم، [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|بوعلى]]، توضيح مى‌دهد كه حدوث نفس، چگونه به همراه حدوث بدن بوده است و تقدم و تأخرى ميان آن دو نيست. باب نهم، اختصاص به بقاى نفس بعد از مرگ دارد كه برهان لازم بر اين مطلب اقامه شده است.


    [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]]، در باب دهم، استحاله تناسخ را مطرح نموده و توضيح داده كه نمى‌شود نفس، از يك بدنى به بدن ديگر منتقل گردد. اينكه تمام قواى نفس، آلت نفس واحدى هستند، مطالب باب يازدهم را به خود اختصاص داده است. اين مطلب، در مقابل نظريه افلاطون است كه هر يك از نفس انسانى، نفس نباتى و نفس حيوانى را متعلق به بخشى از بدن دانسته است، لكن [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]] از قول فلاسفه نقل مى‌كند كه نفس مسلط بر بدن، يك جوهر است و قواى نفسانى همه، آلت آن جوهر مى‌باشند.
    [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]]، در باب دهم، استحاله تناسخ را مطرح نموده و توضيح داده كه نمى‌شود نفس، از يك بدنى به بدن ديگر منتقل گردد. اينكه تمام قواى نفس، آلت نفس واحدى هستند، مطالب باب يازدهم را به خود اختصاص داده است. اين مطلب، در مقابل نظريه افلاطون است كه هر يك از نفس انسانى، نفس نباتى و نفس حيوانى را متعلق به بخشى از بدن دانسته است، لكن [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]] از قول فلاسفه نقل مى‌كند كه نفس مسلط بر بدن، يك جوهر است و قواى نفسانى همه، آلت آن جوهر مى‌باشند.


    باب دوازدهم، در مورد عقل نظرى است و اينكه فصليت عقل نظرى به چه شكلى مى‌باشد.
    باب دوازدهم، در مورد عقل نظرى است و اينكه فصليت عقل نظرى به چه شكلى مى‌باشد.
    خط ۷۵: خط ۷۵:


    ==وابسته‌ها==
    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}
    [[أحوال النفس]]
    [[أحوال النفس]]
    [[رساله در حقیقت و کیفیت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات]]


    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:کتاب‌شناسی]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۰:۰۰

    رساله نفس
    رساله نفس
    پدیدآورانابن سینا، حسین بن عبدالله (نویسنده)

    عمید، موسی (حاشيه نويس)

    محقق، مهدی (مقدمه‌نويس)
    عنوان‌های دیگرشفاء. فارسی. برگزیده
    ناشردانشگاه بوعلی سينا
    مکان نشرهمدان - ایران
    سال نشر1383 ش
    چاپ2
    شابک964-7874-51-0
    موضوعفلسفه اسلامی - متون قدیمی تا قرن 14 نفس
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BBR‎‏ ‎‏509‎‏ ‎‏1383‎‏ب
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    رساله نفس كه به نام‌هاى رسالة فى ماهية النفس و سعادتها و شقاوتها فى النشئة الاخرى، رسالة فى النفس للشيخ الرئيس ابى على الحسين بن عبدالله بن سينا اعلى‌الله‌درجته، رساله در نفوس، رساله در معرفت و فلسفه مزاياى نفس، رسالة الفصول، النفس الناطقة الانسانية و ماهيت نفس، نيز آمده است، رساله‌اى است فلسفى كه بوعلى سينا آن را به زبان فارسى، بنا به درخواست علاء‌الدوله ديلمى، ترجمه كرده است، زيرا اين كتاب، در اصل به زبان عربى و به نام كتاب المعاد، بوده است.

    ساختار

    كتاب، داراى شانزده باب مى‌باشد.

    گزارش محتوا

    باب اول، در بيان حد نفس و انواع قوايى كه در موجودات وجود دارد، است. شيخ الرئيس، در اين باب، قواى نباتى را از قواى حيوانى و نفس فلكى را از نفس حيوانى، تفكيك نموده و وجه مشترك ميان آنها را طريقى براى شناخت نفس قرار داده است.

    باب دوم، در توضيح قواى نفس است. وى، نخست، نفس را به سه گونه نباتى، حيوانى و نفسانى تقسيم نموده كه هر كدام داراى قوايى مى‌باشند؛ مثلاًقواى نفس انسانى، عبارتند از: عقل عملى و عقل نظرى.

    باب سوم، در ادراكات نفس است. هر كدام از ادراك حسى و ادراك خيالى، مقدارى از تجرد را دارا هستند، هم‌چنين قوه وهم و قوه عقلى نيز مجرداتى هستند كه به هنگام تصور، به صورت مجرد تصور مى‌كنند.

    لزوم حضور محسوسات براى ادراك حسى و عدم لزوم حضور متخيلات براى ادراك خيالى، مطلبى است كه شيخ الرئيس، در باب چهارم، بدان پرداخته است و براهين مختلفى را براى اين موضوع بيان نموده است.

    باب پنجم، به اين معنا مى‌پردازد كه تصور معقول و ادراك كلى، نمى‌تواند با آلت جسمانى باشد. ابن سينا، در ادامه، علت استحاله جسم بودن مدرک كليات را، به صورت قضيه‌اى جداگانه بيان مى‌نمايد.

    باب ششم، به اين مطلب مى‌پردازد كه با توجه به مادى نبودن نفس، چگونه مى‌شود كه جسم مادى از آن منتفع گردد كه اين در واقع مقدمه‌اى مى‌تواند باشد براى استقلال نفس و اينكه چنين موجودى مى‌تواند مستقل از جسم و بدن، به حيات خود ادامه دهد كه در باب هفتم، به طور مفصل بدين مطلب پرداخته شده است.

    شبهه‌اى كه به مناسبت موضوع اين باب، مطرح گرديده و جواب داده شده است، اين است كه حال كه نفس، موجودى مستقل از بدن است، چگونه وقتى جسم دچار مرضى مى‌شود، در ذهن نيز فراموشى به وجود آمده و از يادگيرى باز مى‌ماند؟ شيخ الرئيس، پاسخ مى‌دهد كه اين، به جهت گرايش دوگانه نفس است كه از سويى گرايش به جسم داشته و از سوى ديگر به ملكوت گرايش دارد و هر موقع يكى از گرايشات، اشتغال بيشترى براى نفس ايجاد كند، ناگزير از جنبه ديگر باز مى‌ماند؛ فراموشى نفس به هنگام بيمارى بدن از همين قبيل است، زيرا مرض، نفس را به خود مشغول مى‌كند و باعث نسيان و فراموشى در آن مى‌گردد.

    در باب هشتم، بوعلى، توضيح مى‌دهد كه حدوث نفس، چگونه به همراه حدوث بدن بوده است و تقدم و تأخرى ميان آن دو نيست. باب نهم، اختصاص به بقاى نفس بعد از مرگ دارد كه برهان لازم بر اين مطلب اقامه شده است.

    ابن سينا، در باب دهم، استحاله تناسخ را مطرح نموده و توضيح داده كه نمى‌شود نفس، از يك بدنى به بدن ديگر منتقل گردد. اينكه تمام قواى نفس، آلت نفس واحدى هستند، مطالب باب يازدهم را به خود اختصاص داده است. اين مطلب، در مقابل نظريه افلاطون است كه هر يك از نفس انسانى، نفس نباتى و نفس حيوانى را متعلق به بخشى از بدن دانسته است، لكن شيخ الرئيس از قول فلاسفه نقل مى‌كند كه نفس مسلط بر بدن، يك جوهر است و قواى نفسانى همه، آلت آن جوهر مى‌باشند.

    باب دوازدهم، در مورد عقل نظرى است و اينكه فصليت عقل نظرى به چه شكلى مى‌باشد.

    بعد از اين توضيحات كه در مورد نفس بيان گرديد، مؤلف، وارد بحث نبوت و توضيحى درباره خواب مى‌شود؛ به اين صورت كه وى، نفس انسانى را مستعد دريافت هر گونه علمى از جواهر عقلى و نفوس سماوى مى‌داند كه در حالت خواب چنين حالتى براى همه انسان‌ها قابل تصور است و به جهت تصرفاتى كه قوه خيال در آن دريافت‌ها دارد، خواب نياز به تعبير پيدا مى‌كند.

    در انبيا، تصرف از جانب خيال، در دريافت‌هاى آنان از ملكوت، صورت نمى‌گيرد، لكن مرتبه دريافت‌هاى انبيا، به دليل تفاوت در عقل عملى، متفاوت مى‌باشد. چهاردهمين باب، در مورد غايت مرتبه‌اى است كه براى نفس، در دنيا ممكن است.

    اينكه نفس، وقتى از بدن مفارقت كرد، چه جايگاهى پيدا مى‌كند و سعدا و اشقيا چه موقعيت‌هايى پيدا مى‌كنند، در باب پانزدهم، مورد بررسى قرار گرفته است. لذايذى كه نفس انسان‌هاى نيكوكار ادراك مى‌كند، سؤالى را به وجود مى‌آورد كه چرا لذايذ نفس، مانند آموختن علم، در مقابل لذت خوردن و لذت جنسى... قابل قياس نيست؟ بوعلى، در پاسخ، مى‌گويد: كدورات اين عالم باعث مى‌شود كه لذايذ واقعى كما هو حقه، قابل ادراك براى نفس نباشد، مانند انسان مريضى كه از خوردن و آشاميدن، لذت لازم را نمى‌برد.

    مؤلف، شانزدهمين باب، را به وصيتى اختصاص داده كه در آن‌جا سرى بودن مطالب كتاب را يادآور شده و مى‌گويد: اين مطالب، تا كنون به اين صراحت، در جايى بيان نشده، لكن من آنها را از سر به علن آوردم...

    وضعيت كتاب

    كتاب، داراى فهرست‌هايى است كه در پايان آن آمده‌اند و عبارتند از:

    1. فهرست اعلام رجال.
    2. فهرست اسامى كتب.
    3. فهرست مطالب رساله ماهيت نفس.
    4. فهرست اصطلاحات.
    5. فهرست مندرجات رساله نفس.

    وابسته‌ها