رفیعی، علی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - '== وابسته‌ها =={{وابسته‌ها}}' به '== وابسته‌ها == {{وابسته‌ها}} ')
    جز (جایگزینی متن - 'ساواك' به 'ساواک')
    خط ۴۱: خط ۴۱:
    در سال 1342ش جهت ادامه تحصيل عازم شيراز شد و در مدرسه علميه امامزاده ابراهيم بن موسى بن جعفر(ع) و مدرسه آقاباباخان از محضر آقايان آيت‌الله حاج عالم آیت‌اللهى، حاج سيد محمد كاظم آيت‌اللهى، حاج سيد احمد و حاج سيد محمود آيت‌اللهى و ديگر علماى شيراز كسب فيض نموده و در سال 1345ش به قصد مسافرت به عراق، به خرمشهر رفت و پس از يكسال كه در مدرسه علميه رضويه آن شهر و نزد حجج اسلام حاج شيخ عبدالله محمدى، محسنى اقليدى و ديگر اساتيد تلمّذ و استفاده كرد، به عراق سفر نموده و وارد (جامعة النجف‌الدينية)، به رياست حجت‌الاسلام سيد محمد كلانتر شد.
    در سال 1342ش جهت ادامه تحصيل عازم شيراز شد و در مدرسه علميه امامزاده ابراهيم بن موسى بن جعفر(ع) و مدرسه آقاباباخان از محضر آقايان آيت‌الله حاج عالم آیت‌اللهى، حاج سيد محمد كاظم آيت‌اللهى، حاج سيد احمد و حاج سيد محمود آيت‌اللهى و ديگر علماى شيراز كسب فيض نموده و در سال 1345ش به قصد مسافرت به عراق، به خرمشهر رفت و پس از يكسال كه در مدرسه علميه رضويه آن شهر و نزد حجج اسلام حاج شيخ عبدالله محمدى، محسنى اقليدى و ديگر اساتيد تلمّذ و استفاده كرد، به عراق سفر نموده و وارد (جامعة النجف‌الدينية)، به رياست حجت‌الاسلام سيد محمد كلانتر شد.


    در آنجا از محضر حجج‌اسلام آقايان حاج شيخ [[محمد هادى معرفت]]، شيخ مجتبى لنكرانى و ديگر اساتيد، علوم فقه، اصول، تفسير و كلام را آموخت. در سال 1350ش به ايران بازگشت. مدتى در شيراز و سپس در قم اقامت گزيد. در حوزه علميه قم از محضر فضلاى جليل القدرى همچون حجج اسلام فاضل اصفهانى ستوده، حجتى‌زاده نيشابورى، دكتر احمد بهشتى، [[دوزدوزانی تبریزی، محسن|دوزدوزانى]] و آيات عظام حاج شيخ [[محمد هادى معرفت]] و علوى گرگانى، دروس فقه و اصول، تفسير و فلسفه را گذرانده و مدت كمى در حوزه‌هاى دروس خارج فقه و اصول آيات مراجع عظام گلپايگانى، مرعشى نجفى و [[وحید خراسانی، حسین|وحيد خراسانى]] شركت نموده و در سال 1353ش از طرف دفتر آيت‌الله گلپايگانى و تاييد دفتر آيه‌الله پسنديده به عنوان نماينده ايشان عازم كردستان شد و پس از چند سال تبليغ و ارشاد در آن خطه، در اواخر سال 1355ش عليه رژيم ستم شاهى پهلوى وارد مبارزات سياسى شد كه از طرف حوزه علميه قم به مراكز شهرستان‌ها جهت سخنرانى و بسيج جوانان اعزام گرديد. وى چند بار نيز توسط ساواك و عوامل رژيم پهلوى بازداشت شد.
    در آنجا از محضر حجج‌اسلام آقايان حاج شيخ [[محمد هادى معرفت]]، شيخ مجتبى لنكرانى و ديگر اساتيد، علوم فقه، اصول، تفسير و كلام را آموخت. در سال 1350ش به ايران بازگشت. مدتى در شيراز و سپس در قم اقامت گزيد. در حوزه علميه قم از محضر فضلاى جليل القدرى همچون حجج اسلام فاضل اصفهانى ستوده، حجتى‌زاده نيشابورى، دكتر احمد بهشتى، [[دوزدوزانی تبریزی، محسن|دوزدوزانى]] و آيات عظام حاج شيخ [[محمد هادى معرفت]] و علوى گرگانى، دروس فقه و اصول، تفسير و فلسفه را گذرانده و مدت كمى در حوزه‌هاى دروس خارج فقه و اصول آيات مراجع عظام گلپايگانى، مرعشى نجفى و [[وحید خراسانی، حسین|وحيد خراسانى]] شركت نموده و در سال 1353ش از طرف دفتر آيت‌الله گلپايگانى و تاييد دفتر آيه‌الله پسنديده به عنوان نماينده ايشان عازم كردستان شد و پس از چند سال تبليغ و ارشاد در آن خطه، در اواخر سال 1355ش عليه رژيم ستم شاهى پهلوى وارد مبارزات سياسى شد كه از طرف حوزه علميه قم به مراكز شهرستان‌ها جهت سخنرانى و بسيج جوانان اعزام گرديد. وى چند بار نيز توسط ساواک و عوامل رژيم پهلوى بازداشت شد.


    در اواخر سال 1356ش يكسره در منطقه لامرد و علامرودشت به فعاليت پرداخته و پس از پيروزى انقلاب اسلامى سرپرستى كميته آن منطقه را عهده‌دار شد. در سال 1357ش به خرمشهر اعزام شد و مسئوليت امور فرهنگى ستاد انقلاب اسلامى مردم عرب زبان زير نظر حجت‌الاسلام شيخ عيسى طرفى را به عهده گرفت.پس از آن به قم بازگشت و به كار تحقيق، پژوهش و تألیف پرداخت.
    در اواخر سال 1356ش يكسره در منطقه لامرد و علامرودشت به فعاليت پرداخته و پس از پيروزى انقلاب اسلامى سرپرستى كميته آن منطقه را عهده‌دار شد. در سال 1357ش به خرمشهر اعزام شد و مسئوليت امور فرهنگى ستاد انقلاب اسلامى مردم عرب زبان زير نظر حجت‌الاسلام شيخ عيسى طرفى را به عهده گرفت.پس از آن به قم بازگشت و به كار تحقيق، پژوهش و تألیف پرداخت.

    نسخهٔ ‏۳۱ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۰۰:۱۳

    رفیعی، علی
    نام رفیعی، علی
    نام‎های دیگر
    نام پدر
    متولد
    محل تولد
    رحلت
    اساتید
    برخی آثار
    کد مؤلف AUTHORCODE4503AUTHORCODE

    ولادت

    على رفيعى در دوم ارديبهشت ماه 1330ش در شهر علامرودشت، از توابع شهرستان لامرد، در ميان خانواده‌اى روحانى به دنيا آمد.


    تحصیلات

    تحصيلات ابتدايى را در مكتب‌خانه و سپس دبستان زادگاهش گذرانده و مدتى نزد حجج اسلام آقاى حاج شيخ حسين رفيعى و حاج شيخ اسدالله رفيعى مقدمات ادبيات عرب را آموخت.

    در سال 1342ش جهت ادامه تحصيل عازم شيراز شد و در مدرسه علميه امامزاده ابراهيم بن موسى بن جعفر(ع) و مدرسه آقاباباخان از محضر آقايان آيت‌الله حاج عالم آیت‌اللهى، حاج سيد محمد كاظم آيت‌اللهى، حاج سيد احمد و حاج سيد محمود آيت‌اللهى و ديگر علماى شيراز كسب فيض نموده و در سال 1345ش به قصد مسافرت به عراق، به خرمشهر رفت و پس از يكسال كه در مدرسه علميه رضويه آن شهر و نزد حجج اسلام حاج شيخ عبدالله محمدى، محسنى اقليدى و ديگر اساتيد تلمّذ و استفاده كرد، به عراق سفر نموده و وارد (جامعة النجف‌الدينية)، به رياست حجت‌الاسلام سيد محمد كلانتر شد.

    در آنجا از محضر حجج‌اسلام آقايان حاج شيخ محمد هادى معرفت، شيخ مجتبى لنكرانى و ديگر اساتيد، علوم فقه، اصول، تفسير و كلام را آموخت. در سال 1350ش به ايران بازگشت. مدتى در شيراز و سپس در قم اقامت گزيد. در حوزه علميه قم از محضر فضلاى جليل القدرى همچون حجج اسلام فاضل اصفهانى ستوده، حجتى‌زاده نيشابورى، دكتر احمد بهشتى، دوزدوزانى و آيات عظام حاج شيخ محمد هادى معرفت و علوى گرگانى، دروس فقه و اصول، تفسير و فلسفه را گذرانده و مدت كمى در حوزه‌هاى دروس خارج فقه و اصول آيات مراجع عظام گلپايگانى، مرعشى نجفى و وحيد خراسانى شركت نموده و در سال 1353ش از طرف دفتر آيت‌الله گلپايگانى و تاييد دفتر آيه‌الله پسنديده به عنوان نماينده ايشان عازم كردستان شد و پس از چند سال تبليغ و ارشاد در آن خطه، در اواخر سال 1355ش عليه رژيم ستم شاهى پهلوى وارد مبارزات سياسى شد كه از طرف حوزه علميه قم به مراكز شهرستان‌ها جهت سخنرانى و بسيج جوانان اعزام گرديد. وى چند بار نيز توسط ساواک و عوامل رژيم پهلوى بازداشت شد.

    در اواخر سال 1356ش يكسره در منطقه لامرد و علامرودشت به فعاليت پرداخته و پس از پيروزى انقلاب اسلامى سرپرستى كميته آن منطقه را عهده‌دار شد. در سال 1357ش به خرمشهر اعزام شد و مسئوليت امور فرهنگى ستاد انقلاب اسلامى مردم عرب زبان زير نظر حجت‌الاسلام شيخ عيسى طرفى را به عهده گرفت.پس از آن به قم بازگشت و به كار تحقيق، پژوهش و تألیف پرداخت.

    در سال 1360ش در تهران سكونت نمود و در دبيرستان‌ها، مراكز دانشگاهى و تربيت معلم، به تدريس پرداخت. در سال 1361ش در شوراى عالى آموزش و پرورش به عنوان كارشناس تحصيلات غير رسمى كشور به كار مشغول شد.

    نامبرده داراى مدرك كارشناسى ارشد در رشته معارف اسلامى از حوزه علميه مى‌باشند.از سال 1362ش وارد كارهاى علمى، فرهنگى و پژوهشى شده و در اين راستا با مراكز علمى مختلفى همكارى داشته‌اند. همكارى با بنياد معارف اسلامى به عنوان محقق، با مراكز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، با دايرةالمعارف تشيع، سرپرستى دايرةالمعارف كتابخانه‌هاى جهان وابسته به كتابخانه مرحوم مرعشى در قم، همكارى به صورت تألیف مقالاتى پيرامون تاريخ، رجال و جغرافياى ايران با مركز دايرةالمعارف تركيه، با دايرةالمعارف فلسطين كه در مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى تدوين مى‌شود، همكارى به صورت تألیف مقاله با دايرةالمعارف ادبى فارسى به سرپرستى آقاى حسن انوشه، همكارى با مركز دارالحديث، همكارى با مركز دائرةالمعارف امام خمينى(ره) و همكارى با مركز ترجمه قرآن كريم در پرونده نامبرده ثبت شده است.

    از اين نويسنده توانمند شهرستان لامرد در همايشى تحت عنوان تجليل از خادمان نشر و به عنوان نويسنده و مقاله‌نويس برتر كشور در سال 88 با لوح سپاس و اهداء 10 سكه تمام بهار آزادى توسط دكتر سيد محمدحسینى وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامى تجليل به عمل آمد.

    آثار و تأليفات

    الف: آثار چاپ شده

    1. نظام سياسى اسلام/ ترجمه كتاب ابوالاعلى مودودى پاكستانى؛
    2. تاريخمندى سوسياليسم و نقدى برماركسيسم؛
    3. داستان حضرت موسى(ع)/ترجمه؛
    4. پيروزى قدس/ داستان؛
    5. سير مطالعات موضوعى؛
    6. شكست پيلداران/ داستان؛
    7. تاريخچه پيدايش مكتبخانه‌ها و مدارس كلاسيك در ايران؛
    8. تاريخچه پيدايش مطبوعات فارسى (مجلات، روزنامه‌ها و نشريات) همراه با آئين‌نامه‌ها؛
    9. آئيين‌نامه‌ها و مقررات تحصيلات غير رسمى كشور (مانند مدارك اجتهاد و افتاء)؛
    10. تشيع؛
    11. كتاب گيلان/ همكارى در تدوين؛
    12. دائرةالمعارف اسلاميه اردن به زبان عربى؛
    13. رياض الجنة ميرزا حسن زنوزى؛
    14. الهاشميات/ تحقيق/ ديوان شعر مرحوم سيد غلامحسين هاشمى علامرودشتى؛
    15. بر ستيغ نور؛
    16. شهاب شريعت/ زندگى‌نامه متوسط حضرت آيت‌الله مرعشى نجفى(ره)؛
    17. ديوان شعر آيت‌الله سيد احمد فالى (راغب زاده)؛
    18. صيغ العقود لاكثار القنود؛
    19. درآمدى بر دائرةالمعارف كتابخانه‌هاى جهان؛
    20. رساله‌اى در باب قرض الحسنه؛
    21. مستدرك شهداء الفضيلة، دانشمندان آذربايجان، دانشمندان گمنام خوى و سلماس؛
    22. تحقيق، تصحيح و مقدمه: تذكرة الشعراء مطربى؛
    23. پيدايش نقابة الاشراف در تاريخ اسلام.

    ب: در دست تألیف يا آماده چاپ

    1. زندگى‌نامه سيد مرتضى علم الهدى معروف به شريف مرتضى، سلسله‌اى از زندگی‌نامه‌هاى دانشمندان، رجال علمى و ادبى جهان اسلام.
    2. تاريخ و جغرافيا و رجال علمى و ادبى علامرودشت.
    3. رجال و بزرگان سيراف (بندر طاهرى).
    4. رجال و بزرگان فال.
    5. زندگى‌نامه مفصل حضرت آيت‌الله مرعشى نجفى(ره).
    6. مشيخه‌نويسى در جهان اسلام به ويژه در شيعه.
    7. استخراج و بازسازى تاريخ از ميان رفته حاكم نيشابور به نام تاریخ نیشابور.
    8. تألیف سلسله مقالات «شيفتگان كتاب».
    9. تألیف و تدوين كتابى در مورد «وراقان» در تاريخ اسلام.
    10. تألیف و تدوين زندگی‌نامه موذنان در تاريخ اسلام.

    مقالات

    از ايشان مقاله‌هاى مختلفى در موضوعات: تاريخ، جغرافيا، رجال، حديث، قرآن و اصطلاحات، عرفان، فِرَق شيعى، شاعران و... در كنگره ملى و برخى كنگره‌هاى ديگر در داخل و خارج از كشور، همچنين در مجلات و نشريات گوناگون كشور ارائه شده است.


    وابسته‌ها